پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
عراق از جرگه تروریستها خارج شد چون سجده کرد به امریکا، و ایران وارد شد برای اینکه اعتنای به آنها نکرده، میزان تروریستی همین است پیش آنها و خود آنها مرکز این امور هستند. (9 آذر 1364)

قد حذف اسم العراق من قائمه القتله لانه سجد لامریکا، وادخلت إیران فی القائمه لانها لم تکترث بامریکا، فهذا معیار ومفهوم القتله عندهم وهم انفسهم مرکز هذه الامور. (۱۷ ربیع الاول ۱۴۰۶)


Iraq was erased from the list because it has prostrated before the US; Iran was dubbed terrorist because it did not care a rap for them, this was the criteria in their sight for being branded terrorist, while they are themselves nucleus of terrorists.(30 November 1985)



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : روح الله، عراق، آمریکا، ترور، تروریست،
شنبه 22 مهر 1396
در سال 1328 شمسی که برای ادامه تحصیل به شهر مقدس قم آمدم و آیت الله العظمی امام خمینی - رضوان الله علیه - را در مجالس عزاداری می دیدم، به تعبیر امروز، «فرهنگ عاشورا» در نظرم مجسم می شد. امام در بعضی از مجالس سوگواری ائمه اطهار - علیهم السلام - که در مسجد بالاسر حضرت معصومه - سلام الله علیها - یا منزل مرحوم آیت الله العظمی بروجردی برگزار می شد، چنان با وقار و آرام می نشستند و گوش به سخنان واعظ یا روضه خوان داشتند که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد.

امام در آن زمان، استاد سرشناس حوزه و مدرس علوم عقلی بودند. قامت رسا و قیافه جالب و آرامش خاص ایشان طوری بود که چه در راه رفتن و چه در نشستن در مجالس نظر بینندگان را جلب می کرد و کسی را در میان جمع علمای حوزه مانند ایشان نمی دیدیم.

هنگامی که واعظ به «گریز» می رسید، یا روضه خوان شروع به خواندن روضه می کرد، حاج آقا روح الله خمینی نخستین کسی بود که دستمال سفید و تمیز خود را از جیب درمی آورد و به صورت می گرفت و گریه را سر می داد. اگر تکیه بر دیوار داده بودند، بدون حرکت و تکانی می گریستند و چنانچه خم می شدند، می دیدی که چطور می لرزند و اشک می ریزند و همین که دستمال از صورت برمی گرفتند، صورتی پراشک و چشمانی اشک ریخته را می دیدی که همان نیز دیگران را به گریستن و اشک ریختن در عزای شهیدان کربلا یا ائمه اطهار (ع) ترغیب می کرد.


اصولاً نشستن امام در مجالس عزاداری و گوش دادن به وعظِ واعظ یا روضه ی روضه خوان حال و هوای خاصی داشت، آرام، ساکت، مؤثر و تمام گوش و چشم بودند، گوش به مطلب و چشم به گوینده داشتند. این طرز نشستن در مجالس سوگواری و آمادگی برای گریستن در عزای امام حسین - علیه السلام - و شهیدان کربلا را در کمتر عالمی دیده ام: «و ذلک فصل الله یوتیه من یشاء» حتی در یک مورد هم دیده نشد که امام در پای منبر و هنگام سخنرانی واعظ - هر که بود - با ذکر مصیبت ذاکر، با اشخاص پهلو دست خودشان صحبت کنند، زیرا بی احترامی به منبر و منبری بود، بعکس آنچه میان بسیاری از علما مرسوم است، بخصوص علمای نجف که آن را شأنی برای خود می دانستند.

امام به طرز نشستن در مجالس سوگواری اهل بیت و گوش دادن به وعظِ واعظ یا روضه روضه خوان و گریستن به هنگام شنیدن مصایب شهدای کربلا به همه نشان دادند که «فرهنگ عاشورا» را باید پاس داشت و حریم آن را نگاه داشت.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : فرهنگ عاشورا، روح الله، گریه امام، روضه، علی اکبر کوثری،
شنبه 8 مهر 1396
قبل از این کسالت اخیر امام ، شبها یکی از برادران پاسدار پشت در اتاق ایشان می خوابید. یک روز از ایشان سؤال کردم شما که مدتی شبها مراقب امام بودید، خاطره‌ای از امام دارید؟

گفت: بله، امام شبها معمولًا دو ساعت به اذان صبح بیدار بودند.

یک شب متوجه شدم که با صدای بلند گریه می‌کنند ، من هم متأثر شدم و شروع کردم به گریه کردن. وقتی ایشان برای تجدید وضو بیرون آمدند ، متوجه من شدند. فرمودند:

(( فلانی تا جوان هستی قدر بدان و خدا را عبادت کن ، لذت عبادت در جوانی است آدم وقتی پیر می شود دلش می خواهد عبادت کند ، اما حال و توانی برایش نیست.))

به نقل از: حجۀ الاسلام والمسلمین توسلی - حوزه- شماره ۴۵



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : روح الله، جوانی، عبادت، گریه،
شنبه 1 مهر 1396
یادم می آید امام خمینی رضوان الله علیه گاهی در درسشان موعظه می فرمودند ـ معمولا اواخر سال یک جلسه از درس اصولشان را به موعظه اختصاص می دادند و این غیر از درس اخلاقی بود که به صورت هفتگی داشتند.

یکی از مطالبی که مکرر از ایشان شنیدم این است که می فرمودند: محکم ترین آیه در قرآن کریم این آیه است: «فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ * وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ: پس هر که هم وزن ذرّه‏ای نیکی کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید و هر که هموزن ذرّه‏ای بدی کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید.» [1] و به خصوص روی کلمه «یره» خیلی تأکید می کردند. در مقام موعظه می فرمودند که مراقب باشید چیزی را سبک نشمارید. اگر انسان حتی یک گناه را کوچک بشمارد عقوبتش را خواهد دید و خود این گناه در آن عالم به شکل عذاب مجسم می شود.


می فرمودند محکم ترین آیه قرآن که هیچ تشابهی در آن نیست و تأویلی برنمی دارد و مفهوم آن خیلی واضح و قطعی است این آیه است. شاید این تعبیر در روایت هم آمده باشد که محکم ترین آیه در قرآن این آیه است که هر کس سر سوزنی، به اندازه سنگینی یک ذره، خوبی کند آن را خواهد دید و اگر به اندازه سنگینی یک ذره بدی کند، خواهد دید. پس معنای محکم ترین آیه قرآن این است که اگر ـ العیاذ بالله ـ مبتلا به معصیتی شدیم، دیگر برگشت ندارد مگر آن که توبه کنیم تا بخشیده شویم.[2]

پی نوشت:
[1] زلزال، آیه 7 و 8.
[2] سخنرانی آیت‌الله‌ مصباح یزدی در دیدار جمعی از فرماندهان و مدیران ارشد نیروی دریایی در تاریخ 16/09/89.



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : روح الله، آیه قرآن، محکم ترین آیات، تشابه،
سه شنبه 21 شهریور 1396
یکی از روزها امام به طلاب فرمودند: « سعی کنید تا جوان هستید خصلت های بد در وجودتان ریشه ندواند ، زیرا با گذشت عمر این خصلت ها راسخ می شود و انسان به حالی می رسد که رهایی از دست این خصلت ها امکان پذیر نیست. تا جوان هستید به عبادات و خصلت های خوب ، خودتان را عادت بدهید».

کمالات معنوی را در جوانی کسب کنید
امام در بحث مکاسبشان شاید دهها بار تذکر می دادند که همه کارها را اعم از نوشتن ، مطالعه ، تحقیق ، عبادت ، کسب کمالات معنوی و ... را در جوانی کسب کنید و انجام بدهید و از موقعیت استفاده کنید.

خودتان را نگیرید
امام تذکر می دادند که مواظب اخلاق و سیرت خود باشید. خودتان را نگیرید و تکبر نکنید.

سعی کنید در اخلاص عمل
یک وقت برای تکامل معنوی و تهذیب روح از امام راهنمایی خواستم که با یک جمله کوتاه آنچه را باید، فرمودند و انگشت روی نقطه اصلی نهادند و فرمودند: «سعی کنید در اخلاص عمل».

کارهای بد را ترک کنید
در ملاقاتی که به محضر امام رسیدم... عرض کردم حاج آقا مرا نصیحتی بفرمایید. امام با تبسمی شیرین گفتند: « نصیحت » و بعد از آن فرمودند سعی کنید کارهای خوب را انجام بدهید و کارهای بد را ترک کنید.

تا می توانید به یاد خدا باشید
به یاد دارم یک بار امام در درس اخلاقی که در قم داشتند، فرمودند: «کسانی که قدم در راه سازندگی خود بر می دارند برایشان گاهی روزنه های نورانیتی پیدا می شود و این روزنه هرچه بیشتر محافظت گردد، بیشتر می شود.» پس از جلسه از امام صؤال کردم برای حفظ این حالت و نورانیت چه باید کرد؟ فرمودند: «آن حالت را باید با ارتباط با خدا و ذکر خدا حفظ نمود. انسان تا می تواند باید به یاد خدا باشد».

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : خاطرات، اخلاق امام، زندگی امام خمینی (ره)، یاد خدا، مبارزه با نفس،
چهارشنبه 8 شهریور 1396
دوستان قدیمی
یکی از شب ها در حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام، جماعتی از دانشجویان مسلمان اروپا برای دیدار با امام آمده بودند که ظاهر آنها، یک ظاهر ناپسندی در محیط ما بود؛ چه از نظر وضع و قیافه و لباس و چه از نظر طرز برخورد و صحبت؛ اما ما شاهد بودیم که امام به گونه ای با آنان برخورد کرد که گویی با دوستان قدیمی اش نشسته و مشغول صحبت است. آنها آن چنان مجذوب امام بودند که پس از چند دقیقه صحبت، با یک دنیا نیرو، ایمان و امید، از کنار وی برخاستند.1

یک مرجع بزرگ در خدمت چند نوجوان
زمانی که امام در پاریس بود، اغلب در آن جا می دیدم که او برای 5 یا 6 نوجوان دختر و پسر، جلسه ای ترتیب داده، با آنها صحبت می کند و برای آماده کردن و روشن کردن آنها، وقتی طولانی صرف می کند. گاهی من تعجب می کردم از این که مثلاً یک مرجع بزرگ، نشسته و برای عده ای نوجوان، اوضاع سیاسی را تحلیل و یا اسلام را تشریح می کند.2

می ترسم دردتان بیاید!
انگشت شست دست حضرت امام مقداری درد داشت. دکتر عارفی، پزشک متخصصی را آورده بود. پزشک مزبور در ضمن سؤال ها و معاینه ها، دو دستش را جلو آورد و گفت: دست های مرا فشار دهید. حضرت امام با لحنی خاص که به هنگام شوخی و طنز به کار می بردند، با ملاحت و شیرینی ویژه ای فرمود: می ترسم دردتان بیاید و به دنبال آن، تبسم زیبا و دل نشینی بر لبان مبارکشان نقش بست.3

این میز را بخور!
دکتر گفت: برو به امام بگو به خاطر این که کمتر دارو بخورید، باید این یک سیخ کباب را میل کنید. امام فرمود: نمی خورم. به دکتر که گفتم، گفت: به امام بگو برای این که فلان قرص را نخورید، کباب را بخورید. مطلب را به امام گفتم. او یک نگاهی به من کرد و فرمود: این میز را بخور. گفتم: بله آقا؟ فرمود: این میز را بخور. حاج احمد آقا و نوه امام (خانم اعرابی) هم بودند که زدند زیر خنده. خود امام هم خندید و بعد گفتم: آقا من که نمی توانم میز را بخورم. امام فرمود: همان طور که تو نمی توانی این میز را بخوری، من هم نمی توانم هر روز کباب بخورم.4

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : زندگی امام‌، ورزش، شعر، عطر، لبخند، خاطرات،
دوشنبه 30 مرداد 1396
وقتی که امام به نجف آمدند، یک عده تصورشان این بود که امام فردی هستند که تنها اساتید ایران را درک کرده و لذا نباید خیلی ملاّ باشند. ولی وقتی امام درسشان را شروع کردند آنها دیدند بحثهای امام و مبانی ای که مطرح می کنند خیلی قوی است، لذا به تکاپو افتادند که در دفاع از مبانی اساتید موجود در نجف، از مبانی مرحوم نائینی و مرحوم اصفهانی در مقابل مبانی امام استفاده کنند.شک نیست که یک نابغه علمی بوده اند. اکثر کتابهای عرفانی امام مابین سنین 23 تا 30 سالگی ایشان نوشته شده اند و  این از نبوغ صددرصد علمی ایشان حکایت می کند و حقیقتاً مایۀ اعجاب است که  چگونه کتبی در زمینه مسائل عرفانی و مثلاً «مکتب محی الدین عربی» توسط جوانی با  این سن و سال و با آن پختگی نوشته شده اند. برای ما شکی نیست که امام یک نابغۀ  علمی بوده اند که در اوان جوانی خود این کتابها را نوشته اند. [1]

در یکی از حجره های صحن حرم تدریس می کردند
امام به طوری که بعدها روزی از خود ایشان شنیدم، نخست در یکی از حجره های  صحن بزرگ حضرت معصومه ـ علیه السلام ـ فلسفه تدریس می کردند و سپس این  جلسه های درس را به خانۀ خودشان منتقل کردند. [2]



روایات را می شکافتند
چندی پیش، امام یکی از کتابهایشان را که در زمینۀ حکمت و عرفان بود، به من  دادند تا آن را پاکنویس کنم. این کتاب را در سال 1350 قمری، یعنی حدود 30 ـ 35  سالگی نوشته بودند. من با دیدن آن کتاب، واقعاً بر ارادتم به ایشان افزوده شد. کتابی که در آن سنین جوانی نوشته بودند، یک حکیم هشتاد ـ نود ساله هم مشکل بتواند آن را  بنویسد. نکات ظریف و لطیفی دارد که باعث تعجب خواننده می شوند. مثلاً مؤلف  روایتی را به شکلی معنا کرده بود، ولی ایشان به گونه ای دیگر، که به کل، آن روایت را  زیر و رو می کرد، بررسی می نمود. یا مؤلف روایتی را به نفع طایفۀ خود معنا کرده بود و  تصور نمی رفت که معنای دیگری هم داشته باشد. ولی امام با بیانی زیبا و در چند خط  کوتاه آن را توضیح داده بودند. [3]

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : روح الله، تدریس، مراتب علمی امام خمینی (س)، طلبه ها، کشف حقیقت،
یکشنبه 22 مرداد 1396
پایان سال تحصیلی طلاب (خردادماه) بود كه «بحث غیبت» ادامه یافته بود. دوستان از ایشان در همان پایان جلسه درس در مسجد سلماسی تقاضا كردند كه نصیحتی بكنند. بیدرنگ فرمودند: آقا همه اینها كه خواندیم نصیحت بود. این زبانی را كه از اینجا به نجف دراز می‌كنی و غیبت می‌كنی، همین زبان در روز قیامت، ظهور خواهد كرد تجسم اعمال و زیر پای اهل محشر خواهد بود و از روی آن خواهند گذشت (عین الفاظ كه یادم نیست، مضمون همین هاست) با چنان صلابت و یقینی سخن گفتند كه تقریبا همه اهل مجلس زار زار گریستند.

در جلسات درس حضرت امام گاهی آقای حاج شیخ جعفر سبحانی بیش از حد، اشكال و بگو و مگو می‌كرد، به گونه‌ای كه جلسه مختل می شد. ایشان با شوخی ملیحی می فرمودند: آقا میرزا جعفر، قولاخ ور. چون آقای سبحانی، تبریزی است، با همان زبان تركی به ایشان خطاب می‌كردند.

هنگام نمازم مغرب در حیاط منزل قدیمی ایشان در یخچال قاضی با مرحوم حاج شیخ عباس گنجی پور برای نماز مغرب حاضر شدیم. امام رضوان الله علیه به نماز مغرب پرداختند و آنچنان دور از قرائت غلیظ، با حضور تام و در عین حال متوسط نماز خواندند كه ما دو نفر پس از نماز به یكدیگر نگریستیم و گفتیم نماز یعنی این.

یادمان باشد برای ادای حروف از مخارج مثل بعضی نباشیم. ببین این نماز را!

یك روز عصر، پس از جریان فیضیه و پیش از 15 خرداد در همان منزل یخچال قاضی در اتاقی كوچك، جمعی برای دیدن امام رفته بودیم. حدود سه ربع تا یك ساعت برای ملاقاتها تشریف می‌آوردند. پیرمردی مستمند آمده بود و در ضمن شرح زندگی و ناداری و بیماری همسرش كلامی گفت كه در آن از عنوانی مرسوم اما نامناسب برای همسرش استفاده كرد ... برخی از حاضران از این كلمه لبخند زدند. البته هیچكس در حضور امام جرأت خنده ی آشكار نداشت. امام بیدرنگ در لابه‌لای سخن فرمودند: آن «مخدره» هم....؛ سپس هم دستور كمكی به آن مرد دادند. ما از این تیزبینی و رفع نقیصه فوری از كلام آن مستمند سخت به تعجب افتادیم.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : روح الله، مدرسه علوی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، علمای زنجان،
یکشنبه 15 مرداد 1396
هدف ادیان الهی برپا داشتن عدالت و تربیت انسان های صالح و مومن است. بر این اساس پیامبران برای ترویج دین و معنویت و گسترش حق و حقیقت و ساختن جامعه ای به دور از ظلم و ستم و تجاوز و جنایت از هیچ كوشش و تلاشی دریغ نكردند. با توجه به اینكه رسالت و اهداف پیامبران با منافع مستكبران، طاغوت ها و زورمداران در تضاد و تعارض آشكار بوده و از سویی به واسطه خوی استكباری مستكبران آنها، همواره خود را برتر از دیگران حتی فرستادگان حق می پنداشتند همواره در برابر آنها ایستادگی و مقاومت نموده و از هیچ ظلم و تعدی و جنایت و فسادی فروگذار نكردند تا به اهداف نامشروع و تمایلات نفسانی و خواسته های ناحق خود نائل گردند.

قرآن كریم، ایستادگی و تكبرورزی مستكبران و خودخواهان در برابر پیامبران را این چنین بیان می كند: «ولقد اتینا موسی الكتاب و قفینا من بعده بالرسل و اتینا عیسی بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس افكلما جاءكم رسول بما لاتهوی انفسكم استكبرتم ففریقا كذبتم و فریقا تقتلون، (1) ما به موسی كتاب (تورات) دادیم، و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم; و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم; و او را به وسیله روح القدس تائید كردیم آیا چنین نیست كه در هر زمان چیزی برخلاف هوای نفس شما آورده، در برابر او تكبر كردید (و از ایمان آوردن به او خودداری نمودید); پس عده ای را تكذیب كرده و جمعی را به قتل رسانید.»

شركت پیامبر اسلام در بیش از هفتاد جنگ كوچك و بزرگ در دوران 23 ساله رسالت خویش كه در واقع بسیاری از آنها برایشان تحمیل شد، تماما به مفهوم ایستادگی در برابر مستكبران و قدرتمداران و زورمداران و جائران بوده است، چرا كه مستكبران جهان فقط خود را دیده و برای خویش ارزش قایل بوده و امتیازات ویژه ای را برای خود در برابر دیگران قایل هستند و انتظار دارند كه همگان، در برابر آنها تسلیم و مطیع باشند.

امام صادق (ع) در روایتی، مستكبران را چنین معرفی می فرماید: «و من ذهب یری ان له علی الاخر فضلا فهو من المستكبرین؛ كسی كه برای خود بر دیگری امتیاز قایل است، از مستكبران است.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : روح الله، ادیان الهی، پایداری، مستكبران، صلح و امنیت، مسلمین،
شنبه 7 مرداد 1396
قرآن كریم كه قانون اساسی مسلمانان است، از سوی خداوند، برای هدایت و سعادت انسان ها نازل گردید. «هدی للناس (1)، قرآن هدایت برای مردم است.»

این كتاب آسمانی از چنان قابلیت و ظرفیتی برخوردار است كه هر فرد به میزان فهم و درك و آمادگی خویش از آن بهره مند می شود و در این سرچشمه نور و هدایت قدم می گذارد و جرعه ای از آن چشمه سار پاك می نوشد و به هر میزان كه انسان بیشتر با نقش خود، مجاهدت و پیكار كرده و ظرف قلب خویش را پاكتر ساخته باشد و به خدای سبحان نزدیكتر شده باشد، زمینه بهره مندی و استفاده كاملتری را از فیض بیكران فراهم كرده است.

امام خمینی (ره) كه سال های طولانی به مبارزه با نفس خویش همت گماشت و مراحلی از سیر و سلوك را طی كرد و به معنای واقعی، عبدالهی گردید، ارتباط، انس و مراوده زیادی با قرآن كریم پیدا كرد و یكی از شیفتگان این كتاب انسان ساز شد و به واسطه این ارتباط دائمی با قرآن، بهره های فراوانی از این چشمه سار وحی به دست آورد. ایشان، كلام و عمل خویش را همواره با قرآن و دستورات آن هماهنگ می ساخت و در بیانات و رفتار بدان متمسك می شد. امام از قرآن درس قیام و مبارزه و سازش ناپذیری گرفت چنان كه قیام خویش را با استناد به آیه شریفه 46، سوره سبا «قل إنما اعظم بواحدة أن تقوموا لله مثنی و فرادی، ای رسول، بگو به امت كه من به یك سخن شما را پند می دهم و آن سخن این است كه شما خالص برای خدا، دو نفر دو نفر یا هر یك تنها، قیام كنید.» آغاز كرد (2).

با استشهاد به داستان قیام حضرت موسی در برابر فرعون و نیز حضرت پیامبر اسلام (ص) در برابر طاغوت ها و مشركین عصر خویش، اقدام به مبارزه علیه ظلم و فساد نمود و به پیروزی رسید.

امام خمینی (ره)، گرچه آثار مكتوب مستقلی درباره قرآن تالیف كردند ولی در آثار گوناگون و بیانات متعدد خود، اسراری از این كتاب الهی را آشكار ساخته و مطالب ارزنده و ارزشمندی را در ابعاد مختلف قرآن، برای شیفتگان و مشتاقان بیان نمودند كه در اینجا با استناد به برخی بیانات و مباحث ایشان در زمینه قرآن در 5 محور خواهیم پرداخت.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : روح الله، قرآن، كتاب زندگی، انسان سازی، مبارزه با نفس،
یکشنبه 25 تیر 1396


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :