تبلیغات
تفسیر آفتـاب - خیزش عربی غربی یا اسلامی؟
 
پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
خیزش عربی غربی یا اسلامی؟
بی.بی.سی در واكنشی منفعلانه به بیانات مقام معظم رهبری نوشت: «اخوان المسلمین در پاسخ به اظهارات رهبر ایران، اعلام كرد كه «قیام مردم مصر» شامل همه اقشار است و یك «انقلاب اسلامی» نیست.» هرچند این ادعا توسط منابع خبری گوناگون از جمله العربیه تكذیب شد، در این نوشتار ابعاد گوناگون خیزش كشورهای عربی بررسی شده است. تحولات فوق سریع كشورهای عربی، هندسه ذهنی مفسران سیاسی را درهم ریخته و در این میان كارشناسان سیاسی مغرب نشین در ابهامی گرفتار شده اند و درمانده از این كه رویدادهای پدید آمده را چگونه می توان تفسیر كرد.

ملت های عرب كه مدت ها است در مقابل حكومت های مستبد خود سكوت كرده و جز برخی اعتراض های كور، حركت اعتراضی جدی را در پیشه خود ندارند به یك باره خیزشی را تجربه كردند كه با وجود گستردگی، از رهبری و سازمان برخوردار نیست، سلسله وار می چرخد و در تب و تاب خواست های تلنبار شده مردم عرب، در فراز و فرود است.

طیف متنوعی از تحلیل ها در واكاوی تحولات منطقه وجود دارد. معدودی از آن ها این تحولات را در دایره توطئه پیش ساخته غرب برای هدر دادن انرژی انباشته شده مردم عرب و ساختن مدل مطلوب خود و برخی دیگر آن را تكرار انقلاب اسلامی ایران و گروهی دیگر آن را در قالب اعتراضاتی كور، تحلیل می كنند. پس محورهای نام برده شده و پذیرش خودجوش خواندن اعتراض مردمی در این مناطق، باعث می شود این حركت ها قابل اهمیت گردند، آن چه مهم است تقابل دو جریان «دموكراسی خواهی» و «اسلام گرایی» است. نبردی كه ورای نبرد مردم این كشورها با حكومت های وقت خود در جریان است. نبرد اصلی، میان این دو جریان فكری است. در راستای مطالعه رویدادهای اخیر، آن چه ذهن مخاطب را درگیر می سازد این پرسش مطرح است كه آیا جریان اسلام گرایی، ظرفیت جذب انرژی آزاد شده مردمی را دارد؟ پاسخ به این سؤال، دغدغه اصلی این نوشتار است.

نبرد پنهان
اسلام گرایی نامی است كه به جریان سیاسی فكری اسلامی، تعلق دارد. هرچند اصطلاحاتی چون بنیادگرایی اسلامی، بیداری اسلامی، رادیكالیسم اسلامی و اسلام سیاسی نیز شامل آن می شود.اسلام سیاسی اصطلاحی جدید است و به دنیای مدرن تعلق دارد. پیش از غلبه و سیطره مدرنیسم غربی و سیطره آموزه سكولاریسم در جهان، چنین اصطلاحی كاربرد نداشته است. در جهان اسلام، براساس تلقی سنتی، اسلام، دینی جامع تلقی شده و شامل مباحث سیاسی نیز می شده است و براین اساس، نیازی به توصیف مجدد و تقیید اسلام به قید سیاسی نبوده است. با تهاجم همه جانبه غرب به جهان اسلام و شكل گیری مقاومت اسلامی در برابر آن و رد آموزه های مدرنیسم غربی و تلاش احیاگران مسلمان برای احیای تمدن اسلامی و بازگرداندن اسلام به عرصه زندگی سیاسی، غربیان برای نابه هنجار و ارتجاعی نشان دادن آن، از واژگانی چون بنیادگرایی و رادیكالیسم اسلامی استفاده كردند. كاربرد اصطلاح «اسلام سیاسی» نیز محصول چنین تلاشی بوده است. از دیدگاه مدرنیسم غربی، دین از سیاست جدا بوده و در نتیجه هرگونه حضور و دخالت دین در عرصه سیاسی، امری نابه هنجار، منفی و ارتجاعی تلقی می شود.(1)

بنابراین اسلام گرایی جریانی است كه در مقابل سكولاریسم سربرافراشته است. برخلاف آن چه امروز رسانه هایی چون «بی بی سی» در پی القای آن هستند، تاریخ سیاسی تركیه، مصر و سایر كشورهای مسلمان را پس از آشنایی اندیشمندان شان با غرب، می توان آغازگر دو جریان فكری نام برده شده، دانست. ظهور جنبش های اسلام گرا در خاورمیانه در طول قرن بیستم و به ویژه مصر(هم چون جنبش اخوان المسلمین) نشان گر انگیزه های قوی دینی در نزد رهبران این جنبش ها و نیز عامه مردم منطقه است. به عبارتی، اسلام خواهی و اجرای آموزه ها و احكام شریعت، همواره خواست عمومی مردم مسلمان منطقه بوده و البته اسلام گرایان هیچ گاه موفق به تحقق این هدف والا نشده اند.

جمهوری اسلامی ایران تنها مدل موفق چنین تجربه ای بود كه با رهبری الهی امام خمینی(ره) و با تمسك به ایدئولوژی اسلامی توانست نسخه ای از اسلام سیاسی را كه اندیشمندان اصول گرای اسلامی مانند «ابوالاعلی مودودی»، «حسن البنا»، «سیدقطب»، «راشد الغنوشی» و دیگران در پی آن بودند، به واقعیت تبدیل كند. به همین دلیل به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، جنبش های اسلامی در منطقه جان تازه ای گرفته و افق اسلام گرایی روشن تر از گذشته شد.(2) اما سیاست های سركوب گرانه حكومت های عرب منطقه به همراه حمایت غرب مانع از پیشرفت های عینی این جنبش ها شده و آن ها را محدود و گاه سركوب كرد.

تداوم این تقابل فكری، اینك در كشورهای عربی به نوعی دیگر خود را به رخ كشیده است. بررسی حوادث و رویدادهای سیاسی كه در هفته های اخیر، تونس را درنوردید و در روزهای پس از آن لابه لای حوادث مصر پنهان شد؛ نمود تقابل پنهان این دو جریان است كه در رویدادهای سیاسی این مناطق قابل جست وجو است. پرواضح است كه غلبه هر یك از این دو جریان فكری در این مناطق، می تواند آینده ای متفاوت را در سطح خرد برای هر یك از این كشورها و در سطح میانی برای منطقه و در سطح كلان در نظام بین الملل، رقم بزند.

سرچشمه خیزش عربی
هر چند تظاهرات در لیبی، الجزایر، مصر و یمن نشان می دهد كه مردم منطقه از دولت های دیكتاتوری و راكد خود كه اغلب چندین دهه است كه بر آنان حكومت می كنند، به ستوه آمده اند، اما این كه چه می خواهند، قصد آن ها تغییر ساختار قدرت فعلی است و به چه الگوی جانشینی فكر می كنند بسته به ساختار فرهنگی و ظرفیت های هر یك از حامیان این دو جریان فكری است كه تا چه میزان توانسته اند زمینه های تأثیر خود را در این كشورها رشد دهند. برخی بر این باورند كه مردم این مناطق به دلیل آن كه رهبران شان همیشه به همان خصوصیات سنتی خود گرایش داشته و قادر به مقابله با چالش های دنیای مدرن امروز نیستند به تنگ آمده و به فكر تغییر ساختارهای كهنه قدرت افتاده اند. از این منظر، جامعه این كشورها برخلاف حكومت های خود درگیر و دار تحولات جهانی در پویایی به سر می برند. علاوه بر این، بسیاری از دولت های حاكم در جهان عرب فاقد اعتبار و آینده نگری لازم برای مقابله با این گونه مشكلات و ناتوان در ایجاد رشد اقتصادی پایدار در كشورشان بوده اند. در مجموع در نگاه این دسته، فقدان دموكراسی كامل در جهان عرب باعث شده تا برخی از احزابی كه اجازه حضور در عرصه سیاسی را نیافته اند، توانایی خود را به جای معرفی سیاست های كارآمد مبتنی بر اصلاحات، در بی ثبات كردن و سرنگونی رژیم حاكم به كار گیرند.(3) در كل این دیدگاه، سبب ساز رویدادهای اخیر را تقابل سنت و مدرنیسم، می داند. هرچند نمی توان منكر وجود مشكلاتی چون استبداد و یا ناتوانی حكومت های عرب در این مناطق شد اما در این میان بی توجهی به جریان اسلام گرایی به عنوان یك گزینه همیشه فعال در خاورمیانه به مانند اعلام رویدادهای این كشورها به عنوان انقلاب اسلامی، گرفتار شدن در نوعی سطحی نگری است.

این تحلیل با توجه به مبانی و پذیرش جریانی قابل قبول است كه دموكراسی را مدل مطلوب حكومت ارزیابی می كند. در مقابل این تحلیل، مقام معظم رهبری رویداد سیاسی تونس و مصر را موجی برخاسته از بیداری اسلامی عنوان و با اشاره به تحلیل های جهانی درباره حوادث تونس و مصر، خاطرنشان می فرمایند: «در این تحلیل ها سعی می كنند عامل اصلی این قیام ها نادیده گرفته شود و اشاره به مسایل اقتصادی و غیراقتصادی می كنند كه البته این مسایل در حوادث اخیر، موثر است اما عامل اصلی این حركت عظیم مردم در تونس و در اوج آن در مصر احساس تحقیری است كه در مردم به خاطر وضعیت سران شان و نوكری آنها نسبت به آمریكا به وجود آمده است.(4)

افزون بر این، برخی نیز از رویكرد دولتهای عربی در مقابل فلسطین و «مماشات در برابر اسرائیل» و یا به تعبیر مقام معظم رهبری «تحقیر ملت عرب» به عنوان عاملی برای رویدادهای اخیر، یاد می كنند.(5)پاسخ دومی كه به ادعای غربی ها مبنی بر غیراسلامی بودن جنبش اعتراضی كشورهای مورد بحث می توان داد، توجه دادن آنها به این نكته حیاتی است كه در مقابل حس حقارت ملی در كشورهای عربی، اسلام در قالب یك مولفه هویت ساز مطرح است. برای نمونه، كشوری همچون مصر كه نسبت به دیگر كشورهای عربی از سطح آگاهی سیاسی بیشتری برخوردار است، نشان می دهد كه اسلام به عنوان ظرفیت موثر، به ارائه راهكار مبارزه در مقابل غرب كمك می نماید.

هراس از اسلام گرایی
ترس غرب از سلطه اسلام خواهی بر موج اعتراض مردم مناطق عربی، باعث شده تا فعالیت نیروهای غربی و به خصوص آمریكایی در این شرایط، افزایش یابد. سفر «هیلاری كلینتون» به تونس و حمایت «باراك اوباما» از مردم مصر، نشان می دهد كه نیروهای وابسته به جریان فكری دموكراسی خواهی در تلاش هستند از شكل گیری حكومتی مبتنی بر اسلام خواهی تا حد ممكن پیشگیری كنند. این مساله البته اعتراض اسرائیلی ها را به دنبال داشته، در این باره سایت: «همدمی» وابسته به وزارت امور خارجه اسرائیل نوشت:
«به دنبال انتقادهای صریح و قاطعانه ای كه پرزیدنت باراك اوباما در آخرین اظهارات خود از پرزیدنت حسنی مبارك به عمل آورد و عملا در كنار تظاهركنندگان قرار گرفت و حكومت مصر را به حال خود رها كرد، برخی آگاهان می پرسند آیا همان گونه كه پرزیدنت جیمی كارتر به علت ناآگاهی از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران موجب سقوط رژیم گردید و دولت های غربی یك هم پیمان صدیق را در خاورمیانه از دست دادند، اكنون نیز پرزیدنت اوباما به علت نداشتن شناخت عمیق از ماهیت سیاسی و اجتماعی اوضاع در مصر، موجب از دست رفتن یك هم پیمان مهم دیگر غرب در منطقه عربی خواهد شد؟»(6) از دست رفتن هم پیمان و ایجاد حكومتی با نیروهایی اسلام گرا اساس ترس اسراییلی ها -را تشكیل می دهد اظهارات «ایلی شاكید» سفیر اسبق اسراییل در قاهره، این امر را ثابت می كند: «درست است كه الان اخوان المسلمین در این كشور روی كار نیستند، اما آن ها در عرصه مصر حضور دارند، در صورت برگزاری انتخابات (سالم) در مصر، آن ها می توانند 30 تا 40درصد كرسی های پارلمان را از آن خود كنند».(7) ترس از اسلام گرایی به صراحت در سخنان و مواضع كارشناسان اسراییلی موجود است. به همین علت آن ها هشدار گونه به آمریكا، چنین می گویند.

«این موج به صورت خطرناكی از تونس شروع شده و به نظر می رسد كه آمریكا نیز با این وجود از هم پیمان خود در مصر دست كشیده است، این امكان وجود دارد كه این موج به عربستان سعودی و اردن نیز وارد شود»به دلیل جلوگیری از تكرار تجربه انقلاب اسلامی ایران و ترس از هژمون شدن جریان اسلام گرا بر مصر، این بار غرب تصمیم دارد تا این تحولات را در قالب رفرم محدود كند.

به نظر می رسد حذف نیروهایی همچون بن علی و حسنی مبارك به عنوان متحدین غرب، خاطره حذف «محمدرضاشاه» را برای سردمداران و حامیان منطقه ای كاخ سفید زنده می كند. به خصوص احتمال فرار مبارك در مصر گویا حس نوستالژیك غرب و اسراییل را برانگیخته، چرا كه از دست دادن محمدرضا شاه به عنوان متحد غرب با ایجاد حكومتی براساس مبانی مذهبی هم زمان شد. این امر موجب شد تا بلوك ضد هژمون غرب ایجاد شود كه عرضه كننده ایدئولوژی بدیلی در جهان بود و به معارضه با نظام سلطه مستقر، برخاست؛ در سال 1357، انقلاب اسلامی در ایران به طلایه داری امام خمینی(ره) پیروز شد و غرب را به چالش كشید.

بنابراین به دلیل جلوگیری از تكرار تجربه انقلاب اسلامی ایران و ترس از هژمون شدن جریان اسلام گرا بر مصر، این بار غرب تصمیم دارد تا این تحولات را در قالب رفرم محدود كند. رفرمی در چارچوب فكری خود، به نظر برخی كارشناسان در همین راستا، دست اندركاران نظام در مصر سعی خواهند كرد كه حسنی مبارك را به كناره گیری از قدرت و اعطای برخی آزادی های سیاسی به مردم، ترغیب كنند تا بدین وسیله خشم مردم كاهش یافته و آنان از ادامه شورش منصرف شوند.(8) استفاده از عنصری مسالمت پذیر و اهل نرمش همچون «البرادعی» از سوی غرب نیز در این چارچوب قابل بررسی است. غرب حتی البرادعی را به عنوان نیرویی برای تشكیل دولت انتقالی معرفی كرد، امری كه از (سوی اخوان المسلمین تكذیب شد.(9)

همچنین مبارك برای فرو نشاندن اعتراض مردم، دستور كاهش قیمت ها و ایجاد اصلاحات در كشور را داد اما علی رغم این اقدام مبارك، مردم همچنان در خیابان ها حضور دارند. مبارك در مقابل درخواست غرب برای بركناری از قدرت در گزارش تلویزیونی اعلام كرد كه تنها نگران است كه بركناری اش منجر به آمدن اخوان المسلمین شود.(10) گویا او هم متوجه است كه هراس اصلی، از قدرت یافتن اسلام گرایی است و در تلاش است تا حامیان خود را در خارج از مرزهای مصر به پیامدهای از دست دادن حامی چون خود، آگاه سازد.

نبردی برای مهار انقلاب ها
تحلیل های پیش گفته موید آن است كه ورای جنبش های انقلابی اخیر كشورهای عربی، نبردی میان دو مدل یعنی اسلام خواهی و دموكراسی خواهی در جریان است. نبردی كه غرب در تلاش است تا اثرگذاری انقلاب ایران را در آن، به حداقل برساند و هم چنین دامنه اثرگذاری آن را حداقل نشان دهد، اما برخورد سلبی آن ها به نوعی ترس از تاثیر پذیرفتن از گفتمان انقلاب اسلامی، ایران را اثبات می كند. تلاش غرب برای مصادره این رویدادها در راستای این امر قابل تحلیل است. از نظر غرب، اسلام گرایی بستر تولد جنبش های سلفی و طالبانی است بنابراین عمده تلاش رسانه ای خود را بر این امر مستقر نموده كه با مغالطه میان اسلام گرایی و بنیادگرایی هر دو نوع این دیدگاه ها را به یك چوب براند و در عوض مهار اسلام گرایان را در قالب ترویج اسلام تركیه ای دنبال كند.

تبلیغات گسترده و منفی غرب موجب حاكم شدن جوی شده كه الغنوشی به عنوان كسی كه در دهه های قبل بر هم رایی خود با امام خمینی(ره) شهادت می داد و مدل حكومتی جمهوری اسلامی را حكومتی مطلوب عنوان می كرد؛ اینك بر تمایز خود از خمینی، طالبان وهم سانی خود با «رجب طیب اردوغان» تاكید كند (11) این امر نشان می دهد هر چند اسلام خواهی در بطن جامعه این كشورها وجود دارد و برای نمونه پس از فرار بن علی، پس از سال ها دختران تونسی با گذاشتن حجاب در عرصه اجتماع راه یافتند اما غرب تمام تلاش خود را به كار گرفته تا عرصه مداخله دین در سیاست، را به چالش كشیده و در مقابل جریان اسلام گرایی كه محصولش جمهوری اسلامی ایران است، ایستادگی نماید، بنابراین سعی می كند صدور انقلاب ایران را در بن بست نشان دهد و با تلاش بسیار در پی صدور انقلاب 1789(م) خود باشد، انقلابی كه پیام آن دموكراسی خواهی بود. اما علی رغم سیاست ها و تلاش های غرب، رویداد تونس، الجزایر، مصر و سایر كشورها نشان داد دست كم مردم مسلمان عرب به حداقل های آموزه ها و رهنمودهای امام خمینی(ره) عمل كرده اند كه در اموری چون آزادی خواهی، استقلال و رهایی از ظلم و دیكتاتوری خلاصه می شود.بی تردید این امور برای جهان عرب كه سال ها در سایه دیكتاتوری، خفقان و وابستگی به بیگانگان زیسته اند، دستاورد كمی نیست.(12)

آن چه برآیند این تحولات نشان می دهد، عربستان نیز به دلیل پناه دادن به مستبدان فراری و با توجه به برخی شورش های مردمی به این موج اعتراضی، خواهد پیوست، آن زمان تقابل دو جریان فكری طرح خاورمیانه بزرگ با خاورمیانه اسلامی، در میدان ایده های حكومت مطلوب خاورمیانه ای، شكل خواهد گرفت. در این تقابل فكری، آینده بهار اعراب نیازمند رهبرانی در حد و قواره امام خمینی(ره) است كه جنبش های نام برده شده از داشتن آن محروم هستند. این امر بر نقش سازماندهی و عامل خارجی در این مناطق می افزاید. آمریكا به دلیل آن چه در گذشته نیز گفته شد در میان مردم این مناطق، محبوب نیست. بنابراین اگر حكومت ها و نیروهای اسلامی بخواهند می توانند جریان غربی را به انزوا بكشانند و آن زمان می توان به بهار اعراب ایمان داشت.

محمد عبداللهی


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :