پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
كروكی انقلاب
از ژانویه و فوریه 1979 تا ژانویه و فوریه 2011 میلادی 32سال فاصله است. سلاطین كاخ سفید در اغلب سال های این سه دهه، ژانویه را توأم با تلخی و اضطراب آغاز كرده اند. 16ژانویه 1979 (26دی 1357) وقتی محمدرضا پهلوی متحد 25ساله آمریكا، از ایران گریخت و موقتاً در آسوان مصر فرود آمد، آن قدر مصیبت و اضطراب بر سر جیمی كارتر آوار نشده بود كه 32سال بعد بر سر باراك اوباما و دیگر اعضای هیئت حاكمه كاخ سفید فرو ریخت. دومینوی انقلاب اسلامی كه آن روزها از ایران آغاز شد، اكنون از خاورمیانه بزرگ عبور كرده و به شمال آفریقا رسیده است.

اگر 32سال پیش در چنین ماه هایی، كارتر یك مصیبت داشت، باراك اوباما چند مصیبت را باهم شاهد است. رویدادهای مهم همین چند ماه اخیر را به یاد آورید! پشت آمریكا پس از 7ماه زور آزمایی و فتنه همه جانبه در عراق به زمین خورد هنگامی كه پارلمان، نوری مالكی و جلال طالبانی را در نخست وزیری و ریاست جمهوری ابقا كرد و تمام دنیا فهمیدند نفوذ ابرقدرت سابق، در همین كشور اشغال شده چقدر است. این داغ هنوز برای باراك اوباما تازه بود كه لبنان طوفانی شد. حزب الله لبنان و متحدانش با مهارت تمام و در كمتر از 10روز ابتدا دولت وابسته حریری را ساقط كردند و سپس با به هم ریختن اردوگاه 14 مارس- كه با پیراهن خونین رفیق حریری خود را بر كشیده بودند - رای اعتماد پارلمان را برای «میقاتی» گرفتند. تصمیم سازان آمریكایی و صهیونیستی هنوز با این شوك بزرگ در شمال فلسطین اشغالی كنار نیامده بودند، كه شورش تونس به مصر سرایت كرد و خبر آمد كشور سینا و موسی و فرعون در جنوب فلسطین آتشفشانی شده است.

گفت «این همه آوازها از شه بود». این همه صدا كه به صدا رسیده و امروز درهم گره خورده، همه پژواك آواز الله اكبری است كه ملت ایران در پناه ایمان حضرت روح الله(ره) آغاز كرد. 32 سال پیش جس جیمزلایف (رئیس میز ایران در سازمان CIA از 1968 تا 1973 میلادی)حقیقتی را با مجله اشپیگل بازگفت كه هنوز هم واقعیت دارد. او گفت «شعار سازمان سیا همیشه این است كه با دیكتاتورها تا وقتی كه با ما باشند مخالفتی نخواهیم كرد. مثلاً هر وقت كه مسئله ایران در ستاد مركزی سیا مطرح می شد، رؤسا همیشه می گفتند آمریكا به شاه احتیاج دارد و تا او را داریم هیچ غمی نباید داشت. از این رو جای تعجب نیست كه ما در مقابل انقلاب ایران چنین انگشت به دهان مانده ایم.» این مصاحبه درحالی انجام شد كه محمدرضا پهلوی تور فرار خود را از مصر به مراكش و سپس مكزیك و آمریكا و پاناما آغاز كرده بود تا فروردین ماه58 درحالی كه هیچ جای دنیا جرئت پناه دادنش را نداشتند، به مصر بازگردد و 5ماه باقی مانده عمر نكبت بار خود را در كنار انورساداتی بگذراند كه از نوكریش برای آمریكا و اسرائیل هنوز 2سال باقی مانده بود.

54روز پیش از آن روز كه مردم ایران در تیتر روزنامه ها دست بردند و تیتر شد «شاه در رفت»، یكی از مأموران ساواك گزارشی را مخابره كرده بود. این گزارش خواندنی از یك ماجرای به ظاهر كوچك، روایت فاصله هنوز پرناشده خیزش مردم مصر و تونس و اردن با انقلاب اسلامی ماست. در گزارش مأمور ساواك ضمن اشاره به تظاهرات مردمی آمده بود «عصر روز پنج شنبه 2/9/57 در خیابان كوروش كبیر بین دو اتومبیل تصادفی رخ داده است. افسری كه جهت كروكی در محل حاضر شده با مشاهده وضع رانندگان با لحن تهدیدآمیزی اظهار داشته صبر كنید خمینی برایتان كروكی بكشد. با این عمل افسر مزبور، بلافاصله راننده ای كه مقصر بوده با ارائه مدارك و آدرس و صدور چكی به مبلغ 60هزار ریال به راننده خسارت دیده اظهار داشته اتومبیل خودتان را تعمیر نمایید و اگر مخارج آن زیاد شد، با توجه به آدرسی كه در اختیار دارید، حاضر به پرداخت مابقی مخارج می باشم. در این هنگام راننده مقابل ضمن استرداد مدارك و سوزاندن چك مورد بحث، خطاب به افسر راهنمایی اظهار می دارد جهت خوشنودی آقا (خمینی) این پول ها ارزش ندارد و بعد از روبوسی با راننده دیگر محل را ترك و تماشاچیان این صحنه، مأمور را مورد تمسخر قرار داده اند.»(انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك- دفتر هفدهم)

تئوری كارآمد انقلاب در حوزه انسجام و بسیج سیاسی را می توان از همین چند فراز استخراج كرد، چیزی كه حزب الله لبنان به فرمول اكسیرآلود آن دست یافت اما هنوز حلقه مفقوده خیزش و عصیان مردمی در تونس و مصر و اردن است. مدل كامل انقلاب نیازمند 1- مردم 2- رهبری 3- سازمان 4- آلترناتیو حاكمیت است و در خیزش ها و شورش هایی كه اكنون در كشورهای اسلامی پدید آمده كما بیش برخی اركان نظیر رهبری، سازمان و الگوی آلترناتیو مفقود مانده و همین به آمریكا و رژیم صهیونیستی و غرب فرصت می دهد احتمالاً جنین یا نوزاد انقلاب ها را بدزدند و سیل انباشته عصیان ملت های مسلمان را به سمت هرز رفتن بكشانند. آنها از تجربه انقلاب ایران آموخته اند كه وقتی خیزش های ملی- اسلامی به نقطه برگشت ناپذیر رسید به جای ایستادن مقابل موج كوبنده خشم ملت ها، بر موج سوار شده و كانالیزه كنند. آمریكا و انگلیس و اسرائیل حدفاصل سال های 56 تا 60 - و به یك معنا در تمام 32سال پس از انقلاب- تمام تلاش خود را به كار بستند تا با تراشیدن آلترناتیو و موازی سازی در برابر رهبری، و با تغییر جهت فلش ها و دادن آدرس های غلط، انقلاب اسلامی ایران را از مسیر منحرف كنند. آمریكا وقتی طلیعه انقلاب را دید جبهه ملی و سپس دیگر ملی گرایان و پس از آن ملی- مذهبی ها و منافقین (انواع محلل ها) را یكی پس از دیگری به عرصه آورد تا انقلاب ایران را به سرقت ببرد؛ از شاپور بختیار تا حسن نزیه و كریم سنجابی و سپس مهدی بازرگان و سیدكاظم شریعتمداری و ابوالحسن بنی صدر. و در تمام این آدرس های انحرافی، چون مردم- ولو گاه با تأخیر- چشم به انگشت اشاره رهبری دوختند، راه گم نشد.

امت خمینی كه باور داشت «ما شریك غم محرومان و مستضعفان جهان هستیم» به یقین اكنون شریك اصلی شادی ملت های مسلمان است همچنان كه دغدغه سرنوشت نهضت های جدید در ممالك اسلامی بر دوش نخبگان و صاحب منصبان و صاحب نظران ما سنگینی می كند. آیا نخبگان سیاسی و فكری و فرهنگی ما- درحالی كه به آغاز این نهضت ها یقین داشتند- به اندازه كافی برای چنین روزهایی كه باید دست ملت های مستضعف و سركوب شده و فاقد سازمان و رهبری را به لحاظ فكری و معرفتی و تجربه گرفت، تداركات و پشتیبانی كافی فراهم كرده اند؟ اگر 40 روز هم جشن بگیریم و دست افشانی كنیم و سجده شكر برجای آوریم جا دارد اما كافی نیست. از سرنگونی مبارك، ما شاد نباشیم چه كسی شاد باشد؟ گزارش سفیر آمریكا در قاهره (مارگارت اسكوبی) از دیدار جورج میچل فرستاده اوباما با مبارك (فوریه 2009) حاكی است «رئیس جمهور مبارك به سناتور میچل گفت تا جایی كه آمریكا یك كلمه از حرف ایران را باور نكند، با مذاكره با ایرانی ها مخالف نیست. مبارك نفرت غریزی از ایران دارد و می گوید ما آمادگی كامل داریم تا همراه اسرائیل علیه هر كسی كه با ایران همكاری می كند به ویژه حزب الله فعالیت كنیم.» اسكوبی همچنین به وزارت خارجه توصیه می كند «باید روابط با قاهره را توسعه دهیم چرا كه مصر قابل اعتمادترین هم پیمان واشنگتن در خاورمیانه است. میچل به مبارك گفت اینجا آمده ام تا نصایح شما را بشنوم و اجرا كنم. مصری ها از این عبارت خیلی خوششان آمد... واشنگتن نباید برای اصلاحات سیاسی به مصر فشار بیاورد چرا كه مبارك خود را سكولار می داند و همواره سرنوشت شاه ایران را جلوی چشم خود دارد.»

اكنون عرصه برای وزارت خارجه و رئیس جمهور آمریكا تنگ شده تا آن جا كه كاخ سفید میزبان جلسه اضطراری تیم امنیت ملی برای بررسی بحران مصر می شود و رابرت گیبس سخنگوی كاخ سفید به خبرنگاران می گوید «شرایط به سرعت در حال تغییر است، ممكن است حتی موقعی كه ما می خوابیم شرایط باز هم تغییر كند». رسانه های غربی تیتر می زنند «اوباما مبارك را توبیخ و سرزنش كرد». تیتر ارگان رسمی سازمان سیا هم این است؛ «اوباما: اعتراض ها در مصر تجلی سرخوردگی فرو خفته مردم است.» اوباما دوپهلو حرف می زند: «مصر در بسیاری از موضوعات حساس متحد ما بوده و پرزیدنت مبارك در مورد طیفی از موضوعات دشوار كمك بسیار كرده است. اما من همواره به وی می گفتم كاری كند كه در زمینه اصلاحات حركتی رو به جلو داشته باشد.» آموزگارها و ازهاری ها و شریف امامی ها باید بروند و شاپور بختیارها بیایند. «ما میگیم شاه نمی خوایم، نخست وزیر عوض میشه»! حالا نوبت عمر سلیمان رئیس صهیونیست مآب سازمان امنیت مصر است تا معاون رئیس جمهور شود درحالی كه البرادعی هم برای احتیاط به قاهره می رود و همزمان آقای جرج بایدن معاون اوباما به شبكه پی بی اس می گوید: «نه، زمان رفتن مبارك نیست، بلكه زمان آن است كه او حركت در مسیر جدیدی را آغاز كند كه پاسخ های بیشتری به نیازهای مردم بدهد.» آقای بایدن! آیا شما از مبارك به عنوان دیكتاتور یاد می كنید؟ «حسنی مبارك در یك سری از مسائل هم پیمان ماست و از جمله در روند صلح خاورمیانه بسیار مسئولانه عمل كرده است. ما از او به عنوان دیكتاتور یاد نمی كنیم. معترضان با مسالمت اعتراض كنند و دولت هم مسئولانه عمل كند»!

حال اوباما باید خیلی ناگوار باشد. همین 12 روز پیش با مبارك تماس گرفت و از حمایت او نسبت به دادگاه جنجالی ترور حریری تشكر كرد. مبارك برای اوباما، در حكم محمدرضا پهلوی بود برای كارتر بلكه نوكرتر و خائن تر از او نسبت به ملت های منطقه. مبارك آن قدر مورد وثوق بود كه اوباما برای سخنرانی خود در تاریخ 14 خرداد 88 تحت عنوان آشتی با جهان اسلام، قاهره را برگزید تا كوچك ترین اعتراضی در میان نباشد. به گزارش آسوشیتدپرس «پس از روی كار آمدن اوباما، واشنگتن رویكرد خود را نسبت به مصر تغییر داد. اسناد نشان می دهد پس از روی كار آمدن اوباما روابط دوجانبه بهبود پیدا كرد. دیپلمات های آمریكایی گزارش داده اند واشنگتن از زمان اوباما برخوردهای علنی با مصر را كه در دولت بوش به امری عادی تبدیل شده بود، كنار گذاشت و این درحالی بود كه دیپلمات های آمریكا در قاهره، بارها بازداشت و شكنجه مخالفان در مصر را به وزارت خارجه متبوع خود گزارش می دادند.»

تجدید حیات ملت مسلمان و با فرهنگ مصر و به سوگ نشستن آمریكا و اسرائیل از ریزش پایه های قدرت نوكرشان در قاهره، اسباب بهجت و نشاط ملت ایران است اما موضوع تكلیف و مسئولیت، موضوع دیگری است. در گوشی بگوییم، برخی از رجال سیاسی ما نیز كه همچنان درگیر اختلافات و مجادلات كم مایه- و اغلب، برانگیخته شده از جانب نامحرمان و بیگانه ها- بودند، غافلگیر شدند! سنگینی مسئولیت نسبت به بی پناهی مسلمانان ستمدیده و مستضعفان جهان را یادشان رفت. به همان میزان كه باید از زحمات بی هیاهو و پر اثر برخی متولیان امر در حوزه نهضت های اسلامی قدرشناسی كرد، گله باید كرد از دیگرانی كه به هر دلیل با حاشیه سازی باعث غفلت شدند یا آن چنان كه باید و شاید تدارك نكردند. و البته برای جبران دیر نیست.

دو حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه ای را باید گسترش داد. تجارب گرانسنگ تاریخ انقلاب اسلامی را باید با ملت های مستعد انقلاب بازگو كرد. جنگ نرم كه فقط دفاع نیست، اكنون فرصت تهاجم است، تهاجمی كه در كشورهای متحد ایران جواب داده است. گره گشایی و سدشكنی های معجزه آسای ولایت فقیه را باید با هزار زبان، نوبه نو روایت كرد. اكنون باب بحث های مبارك فراوانی گشوده شده است. چرا انقلاب در ایران پیروز شد، حزب الله در لبنان فراز آمد، مسلمانان عراق از پس ابرقدرت اشغالگر برآمدند و حماس هیبت چهارمین ارتش بزرگ دنیا را به زیر كشید اما اخوان المسلمین مصر و النهضه تونس و دیگران هنوز موفق نشده اند؟ چرا اخوان المسلمین پرسابقه پس از جنگ 33 روزه لبنان اعلام كرد حزب الله را الگوی مبارزات خود می داند؟ آن دغدغه و پرسش بزرگی كه اكنون در ذهن صدها میلیون مسلمان خاورمیانه تبدیل به مسئله اول شده، پاسخ درخور ما را می طلبد؛ «چگونه می شود علیه دیكتاتورهای فاسد غربگرا بسیج شد، سازمان یافت، به پیروزی رسید و نهضت را از توطئه دزدان انقلاب مصون داشت»؟ باید به این پرسش در برابر مهندسی معكوس سیا و موساد و اینتلیجنس سرویس پاسخ گفت.

محمد ایمانی


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو