پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
مسئولیت ما در قبال مردم بحرین چیست؟
سرزمین كوچك بحرین در جنوب خلیج فارس و در همسایگی قطر و عربستان سعودی قرار دارد و شامل یك جزیره بزرگ و بیش از 32 جزیره كوچك است. بحرین اگر چه قرنها از ایالات ایران محسوب می شد اما در دوران صفویه مدتی در دست پرتغالی ها و سپس در اختیار انگلیسی ها قرار گرفت. انگلیسی ها نیز پس از مدتی به دلیل مخالفتهای مردم غالبا شیعه در آنجا، حكومت آن جزایر را به خاندان عربستانی و سنی مذهب آل خلیفه سپردند. آل خلیفه دست نشانده استعمار نیز با وجود دلبستگی و خواست قلبی مردم بحرین برای ملحق شدن به ایران، با دسیسه هایی مانند، تبعید علمای شیعه بحرینی و تحقیر و یا اخراج شیعیان و همچنین انتقال اعراب اهل سنت از سرزمین های مختلف به بحرین، تصمیم به تغییر ساختار جمعیتی و فرهنگی داشتند. تا اینكه بالاخره و پس از چندین دهه در تاریخ 22 مرداد 1350 شمسی، انگلیسی ها و آمریكایی ها با توجه به ضعف و زبونی حكومت پهلوی، مجمع الجزایر بحرین را از ایران جدا كرده و اعلام استقلال نمودند.

در هر حال مردم بحرین و بویژه شیعیان این سرزمین در طول چند قرن گذشته هیچ گاه زیر چتر عدالت زندگی نكرده اند. در طی چند سال گذشته نیز صدها نفر از شیعیان بحرینی از سوی حكومت پادشاهی آل خلیفه دستگیر و زندانی شده و حقوق آنها نادیده گرفته شده است. آمریكائیها و انگلیسی ها و خاندان سعودی نیز در تمام این سالها از این حكومت مستبد و فاسد و وابسته به غرب حمایت كرده و از آن بهره مند می شده اند. در عین حال، با وجود اقدامات مستمر خاندان آل خلیفه برای تغییر هویت بحرینی ها و استخدام و تابعیت دادن به گروههای سنی مذهب مهاجر و حتی مسیحیان خارجی و سپردن پستهای كلیدی به اقلیت اهل سنت و اعمال فشار و ایجاد محدودیت های فراوان برای شیعیان، هم اكنون نیز حدود هفتاد درصد از جمعیت حدودا یك میلیونی این سرزمین را شیعیان اثناعشری تشكیل می دهند. لازم به ذكر است كه بحرین پس از ایران و عراق و جمهوری آذربایجان، چهارمین مركز شیعی در جهان اسلام است و علمای بزرگی از آن برخاسته اند.



از سوی دیگر اعتراف صریح دشمنان همیشگی ما یعنی اسرائیل، آمریكا و دوستان اروپایی آنها و حتی شیخ های سرسپرده به آنها در طی دو ماه اخیر آن بوده است كه انقلاب اسلامی امام خمینی به عنوان مردمی ترین، تأثیرگذارترین و عملی ترین انقلابات، ریشه فكری و عملیاتی نهضتهای اخیر است، و یكی از نگرانی های اصلی آنها این بوده و هست كه اگر هر یك از كشورهای مصر، لیبی، تونس، اردن، عربستان، یمن، بحرین و كویت و كشورهای دیگری كه در حال جوشش های مردمی هستند، شرایط و نهایتی مانند ایران پیدا كنند، چه بر سر منافع اقتصادی و سیاسی غرب و وابستگان آنها در آفریقا و آسیا خواهد آمد.

اما اگر شرایط بسیار پیچیده و ناگوار آمریكا و اروپا را در منطقه و سردرگمی و گیجی آنها در برابر مردم این كشورها را فعلا كنار بگذاریم، وظیفه و نقش ایران به عنوان مهم ترین، قوی ترین و مردمی ترین حكومت در منطقه در شرایط خاص كنونی چیست؟ تعهدات اسلامی و مكتبی ما در قبال مردم منطقه چیست و بی تحركی ما در این برهه بسیار حساس تاریخی چه معنایی دارد؟ روشن است كه اگر سخن از تعهد و مسئولیت جمهوری اسلامی به میان می آید، منظور ما توافقنامه ها و پیمانهای فرهنگی سیاسی تشریفاتی نیست كه راحت تر و سریع تر از آنچه بسته و نوشته شده اند، شكسته و نقض می گردند بلكه تعهد و وظیفه دینی و ایمانی مورد نظر است كه بر دوش و در گوش هر مسلمانی است و همان تعهدی منظور است كه برای سیاستمداران و برنامه ریزان و مجریان حكومتی بیش از دیگران مسئولیت آفرین است.

آن گونه كه شاهد بوده ایم، با ظهور ناباورانه چندین قیام مردمی در شمال آفریقا و شبه جزیره عربستان، مردم شریف بحرین و بویژه جوانان بحرینی نیز خواسته های خود را با آرامش و متانت تمام مطرح نمودند اما حكومت سرسپرده و ناتوان آل خلیفه كه قدرت پاسخگویی به مردم را نداشت، با طراحی آمریكا و پشتیبانی شورای همكاری شیوخ خلیج فارس از سعودی ها درخواست كمك كرد تا مردم مبارز و حقیقت جوی بحرین را سركوب و شرایط را به وضع پیشین بازگردانند. البته سعودی ها نیز كه شدیدا نگران قدرت گرفتن شیعیان در عربستان و بحرین و سقوط حاكم بحرینی بودند، از این درخواست استقبال كرده و با ارسال نیروهای ویژه سركوب و با نام «نیروهای سپر جزیره» از طریق پل ملك فهد وارد بحرین شدند. از این زمان به بعد آن گونه كه می دانیم، نیروهای حكومتی بحرین، سعودیها و دیگر متجاوزین اماراتی و كویتی، از كشتار و دستگیری و شكنجه مردم و تخریب مساجد و حسینیه ها و هجوم شبانه به منازل مردم و بازداشت مردان و زنان مبارز و سانسور كامل خبری و تصویری، دریغ نكرده اند. هم زمان با اشغال بحرین، خبرهایی از اخراج سفیر ایران از منامه، متهم كردن جمهوری اسلامی به دخالت در امور داخلی بحرین و حتی اخراج بحرینی های ایرانی الاصل رسید. البته آمریكا و انگلیس و شیوخ خلیج فارس هم، اقدام سعودیها در ورود به بحرین را لازم و بجا دانستند و متجاوزین وهابی نیز به اقدامات شرورانه و خشن خود همچنان ادامه می دهند.

از سوی دیگر، اكثر مراجع تقلید و علمای برجسته شیعه و مقامات و شخصیتهای برجسته ایران اسلامی و مردم تعدادی از شهرهای بزرگ كشور نیز با تظاهرات و شعارهای خود علیه آمریكا و آل سعود و آل خلیفه، نفرت و خشم خود را نشان داده اند و این ابراز احساسات كماكان ادامه دارد. در چند شهر هند و پاكستان و عراق و تركیه و لبنان و برخی شهرهای اروپایی نیز تظاهراتی در این زمینه دیده می شود.

واقعیت آن است كه ما حساسیت ها و البته مسئولیت های بیشتری نسبت به بحرین و بحرینی ها داریم و چند راهپیمایی و اطلاعیه و تعدادی تماس تلفنی یا كتبی با شخصیت های دیگر كشورها و یا با سازمانهای بین المللی، از تعهد ویژه ای كه خاص جمهوری اسلامی است كم نمی كند، بلكه هرچه بگذرد بر این تعهدات افزوده می شود. البته ابراز نفرت مردم ایران و دیگر نقاط جهان نسبت به اقدامات سعودیهای متجاوز و ظلم و جنایاتی كه در بحرین انجام می دهند طبیعی و پسندیده است. اما تمامی اینها فقط احساسات پاك و مقدورات محدود مردم را نشان می دهد و كار دیگری از آنان ساخته نیست. پرسش ما این است كه مقامات كشوری و جز آنها با وجود امكانات گوناگون چه می كنند؟ آیا اقدامات آنها در طی چند ماه گذشته و بلكه سالهای گذشته در مورد بحرین متناسب با مقدورات نظام و منطبق بر وظایف دینی ما بوده است؟ و این پرسشی است كه احتمالا در ذهن هر ایرانی غیور مسلمان شكل می گیرد كه آیا بی حركتی در برابر تحولات منطقه اسلامی و در انتظار وقایع آینده نشستن، خود یك نوع اقام سیاسی مفید است؟ آیا آنانی كه تصور كرده اند با تذكرات و تماس های بدون پشتوانه سیاسی، اندكی از شرایط و مصائب پیش آمده، تغییر خواهدكرد در اشتباه نیستند؟ و آیا چشم انداز كنونی نشانی از عقب نشینی و یا سقوط آل سعود و آل خلیفه و رفع ظلم دارد؟ پاسخ این پرسش مسلما منفی است و همان گونه كه هر مسلمان با ایمانی می داند تحولات جوامع بشری فقط با اقدام و عمل انسانها شكل می گیرد و خداوند متعال فقط به كسانی كه در مسیر مبارزه با ظلم و فساد و انحراف تلاش داشته باشند یاری خواهد رساند.

از سوی دیگر، ستمكاران جهان هم تا جایی كه بتوانند از راه و روش خود و دوستانشان حمایت و برای ماندگاری آنها اقدام و هزینه می كنند و مسلما مردم حق جو و عدالت خواه را نیز منحرف قلمداد كرده و به سركوب آنان می پردازند. و این جریانی است كه همیشه در تاریخ وجود داشته و هم اكنون نیز در شمال آفریقا و خاورمیانه شاهد آنها هستیم. مبارزه ای مداوم و مستمر بین گروه عظیم حق جویان وعدالت خواهان با گروه اندك ستمكاران و دنیاپرستان.

مسلم است كه استكبار جهانی و بویژه آمریكا، انگلیس و همراهان و متحدان سنتی وقدیمی آنها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، به راحتی دست از منافع سیاسی اقتصادی خود بر نمی دارند و سرزمینها و حكومتهایی را كه از سالها قبل به چنگ آورده اند، به سادگی در اختیار مردم ستم دیده قرار نخواهند داد. و تمام تلاشهای سیاسی و نظامی ابرقدرتهای چپاولگر غربی در جهان نیز در همین مسیر است.

حكام فاسد و ستمكار عرب وشیخهای منطقه خلیج فارس هم اگر چه به راحتی و با خواست و برنامه ریزی اروپا و آمریكا به قدرت رسیده اند اما حامیان آنها تا آخرین مرحله برای ماندن و سلطه بر این بخش حساس از جهان تلاش خواهند كرد؛ و برای این ماندن هم، تا جایی كه لازم باشد از مردم و مخالفین خود خواهند كشت و هرچه را لازم بدانند نابود خواهند كرد.

بنابر این، امید داشتن به اقدام عادلانه از سوی سازمان ملل و شورای امنیت آن و یا كنفرانس اسلامی و یا دیگر مجامع بین المللی برای نجات مردم بحرین و جلوگیری از جنایات و ستمهای آل سعود و آل خلیفه، تا زمانی كه آمریكا و اروپا در این منطقه حضور ونفوذ دارند و مقدرات كشورها را در غفلت و بی حركتی مسلمانان طراحی می كنند، تحول مهمی به نفع حق جویان رخ نخواهد داد. از این رو، نظاره گر بودن و هیچ نكردن، نه تنها مغایر دستورات اسلامی است (1) بلكه اعتبار و موقعیت كشور ما ونظام جمهوری اسلامی را در منظر مردم چشم انتظار خاورمیانه زیر سوال خواهد برد. بعلاوه، عدم اقدام در برابر فجایعی كه در بحرین رخ داده و می دهد و اكتفا نمودن به پاره ای تماسها و مذاكرات بی حاصل اگر چه كاری سیاسی به حساب می آیند اما به هیچ وجه كاری متناسب با اقتدار و قدرت سیاسی نظامی و امنیتی ما نیستند و خواسته های مردم را برآورده نمی سازند.

نتیجه نشستهای شورای همكاری خلیج فارس كه پس از وقوع نهضتهای مردمی و اسلامی در كشورهای عربی صورت گرفته، شاهد بر این حقیقت است كه آنها باز هم نه اسرائیل و آمریكا بلكه جمهوری اسلامی ایران را همچون دشمن تصور كرده اند و آن گونه كه در دوران انقلاب و در طول جنگ 8 ساله ما با صدام دیده ایم همیشه نه با ما، بلكه در برابر ما بوده اند. در حال حاضر هم با پشتیبانی محتاطانه دولت از انقلابهای مردمی در منطقه، خصومت آنان با نظام جمهوری اسلامی شدت گرفته است و با وجود آنكه هیچگونه اقدام برجسته ای از سوی ما صورت نگرفته، ایران را متهم به دخالت در امور داخلی می كنند. البته این دقیقا به این معنا است كه آنها ضمن آنكه از قدرت گرفتن تشیع در منطقه به شدت نگران هستند و افكار انقلابی و شیعی را كه برگرفته از انقلاب ایران است برای ماند و سلطه خود خطرناك می دانند، می خواهند جهانیان را با این الفاظ فریب داده و ما را از انجام هر اقدام مؤثری برای نجات مردم بحرین بازدارند و هجوم و اشغال سرزمین بحرین را اقدامی ضروری برای مقابله با ایران و گسترش تشیع وانمود سازند.

حال كه چنین است و آنان دست از عناد و مخالفتهای خود بر علیه اسلام راستین و كشور ما برنمی دارند، آیا نباید اقدام و روش مناسبی مطابق با منافع ملی جهانی و اسلامی اتخاذ شود؟ اساسا چرا و تا چه زمانی باید این برخوردهای خصمانه و دروغ گوئیهای حكام عرب را بر علیه ایران تحمل كرد ودم نزد؟ آیا براستی تقویت روابط برادرانه باچنین كسانی در شورای خلیج فارس كه سالهای سال با مردم خود نیز جز ظلم و جنایت نكرده اند افتخاری برای دولت و یا گامی به جلو برای مردم و كشور ما بوده و تاكنون ثمری برای ما داشته است؟

البته نباید فراموش كنیم كه نه آمریكاییها حقی در این منطقه دارند و نه حكومت وهابی سعودی باید اجازه داشته باشد كه به حقوق مسلمانان و شیعیان اهل بیت تعرض كند و وارد قلمرو ملل دیگرشوند. شیوخ فاسد و جنایتكار منطقه و بویژه سعودیها همانهایی هستند كه در تمام طول جنگ هشت ساله، صدام متجاوز را چه از نظر تسلیحاتی و چه از جهت مالی پشتیبانی كردند و حالا آنقدر جرأت پیدا كرده اند كه به بحرین لشكركشی می كنند و باز هم جرأت یافته اند كه ایران را مورد تهاجم تبلیغاتی قرار می دهند. و این نیست مگر به دلیل مسامحه و ضعیف برخورد كردن ما با آنها در میادین مختلف.

به نظر می رسد كه گاه برخی از برنامه ریزان سیاسی ما اندكی از منش اسلامی و انقلابی نظام و روشهای خمینی بزرگ فاصله می گیرند و به جای در نظر گرفتن خواسته های مردم رنج دیده در كشورهای منطقه، دوستی و همیاری با حكامی كه هم اكنون ظلم و فسادشان آشكار شده است را برای رسیدن به برخی تصورات سیاسی لازم می دانند و حاضر به اقدامی كه این روابط به اصطلاح حسنه را خدشه دار كند نمی شوند. این در حالی است كه مردم عادی مصر، اردن، عربستان، یمن و بویژه بحرین احساس تعلق خاصی نسبت به ایران و انقلاب اسلامی ما دارند. خوب است در شرایطی كه اكثریت مردم این كشورها بپاخاسته و خواهان تغییر در نظم و نظام كشور خود هستند، مسئولین ما نیز با روش مناسب تری از مردم و خواسته های آنان حمایت نماید. محبوبیت ایرانیان و نظام اسلامی و مسئولین كشور ما در خاورمیانه و خاصه در میان جوانان عرب منطقه، به خاطر اقدامات شجاعانه در برابر استكبار جهانی و بویژه آمریكا و اسرائیل و روشن ساختن ماهیت حكومتهای مزدور آمریكا در خاورمیانه و همچنین آشكار كردن اسلام انقلابی پیشرو است و نه غیر از آن. در مورد بحرین و مسئولیت ایران اسلامی در قبال آن سرزمین نیز نظراتی وجود دارد كه محل طرح آنها در این مختصر نیست اما از نظر نگارنده این مقاله، جمهوری اسلامی ایران لازم است با قدرت نقش و دیدگاه خود را مشخص ساخته و آنچه را كه وظیفه دینی و بین المللی او به عنوان ام القرای جهان اسلام است انجام دهد.

به اختصار باید گفت كه ما نسبت به بحرینی ها از چند جهت مسئول هستیم. 1-به این جهت كه آنها مسلمان هستند و نیاز به یاری دارند و كمك به مردمی كه با صراحت از ما یاری می خواهند وظیفه شرعی ما یعنی وظیفه ای است كه خداوند بر دوش ما گذاشته است(2). 2-اگرچه برادران شیعه و سنی ما هر دو در بحرین تحت ظلم و فشار هستند اما اكثریت مردم شریف آن را شیعیان تشكیل می دهند و بیشترین ستمها در مورد آنها صورت می گیرد و از این رو ایران به عنوان قوی ترین و بزرگ ترین كشور شیعه جهان در قبال آنها مسئول است. 3-دلبستگی و وابستگی تاریخی و همیشگی ایرانیان به سرزمین بحرین و مردم آن كه حداقل 70% آن را شیعیان می سازند و حدود 15% آنان فارسی زبان هستند واقعیتی انكارناپذیر است و در مورد سرنوشت این سرزمین نمی توان بی توجه و بدون احساس مسئولیت بود4.-كشور بحرین همسایه جنوبی ما در خلیج فارس است و اشغال نظامی آن توسط سعودی ها كه با هدف سركوب شیعیان و سلفی پروری آمده اند قطعا تاثیرات فرهنگی و سیاسی جدیدی نیز در آینده خلیج فارس خواهد داشت و مشكلات جدیدی برای ایران فراهم خواهد نمود. 5-جمهوری اسلامی ایران دارای منافع و حساسیت های ملی و امنیتی در خلیج استراتژیك فارس است و نمی تواند از این دو امر مهم غفلت نماید و چون تحولات سیاسی نظامی و امنیتی اخیر در سرزمین بحرین در این حیطه قرار دارند، نباید مورد تسامح، ساده انگاری باشد.

6-اگرچه تصرف علنی بحرین از سوی حكومت سعودی و همراهان او از طرف شورای امنیت سازمان ملل محكوم نگردید اما هیچ قانون بین المللی نیز اجازه چنین كاری را به ویژه اگر با كشتار و شكنجه مردم غیرنظامی و تخریب اماكن مذهبی آنان همراه باشد تایید نمی كند. از این رو، اقدام متجاوزین آن هم در منطقه حساس خلیج فارس نباید بی پاسخ و بدون اقدام قاطع بماند و فقط با اعتراض شفاهی همراه باشد زیرا در غیر این صورت هر تجاوز و اشغال گری، چه غربی باشد و چه عرب، ممكن است تعرض به خاك دیگر كشورها را حق خود بداند و برای آن توجیهاتی بتراشد. بنابراین فقط با برخورد و اقدام متناسب و قاطع می توان متجاوزین را تنبیه و پشیمان كرد تا هیچ متجاوزی جرات تجاوز پیدا نكند و این نیز یكی از مسئولیت های ما است.

البته نكات دیگری نیز در این باره وجود دارد. با نگاهی كلی به وقایعی كه در بحرین رخ می دهد روشن می شود كه با تجاوز نظامیان سعودی، اماراتی و برخی دیگر به بحرین، شرایط بحرین از شكل داخلی و درونی بودن خارج شده است و نه تنها اظهارنظر در مورد بحرین از طرف همسایه قدرتمند شمالی آن یعنی ایران دخالت نیست بلكه حتی در شرایطی كه مردم بی دفاع بحرین از جهانیان و خاصه از ایران اسلامی استمداد می كنند اقداماتی جدی و عملیاتی تر نیز تجاوز به حساب نمی آید. در واقع هدف اصلی شیوخ خلیج فارس و حامیان غربی آنها از فرافكنی و تبلیغات دروغین بر علیه ما با اتهام «دخالت در امور داخلی بحرین از سوی ایران» آن است كه ایران را از هر نوع اقدام سازنده و موثری در جهت كمك به مردم بحرین مانع شوند و این در حالی است كه آمریكائیها و سعودیها و دوستانشان در طول چند هفته گذشته در برابر چشم جهانیان دست به تجاوز و دخالت در امور مردم بحرین زده اند. ظلم علنی و بی پروای نیروهای سعودی بر مردم مسلمان آن سامان، تخریب مساجد و حسینیه ها، آتش زدن قرآن ها و كتب ادعیه، دستگیری و شكنجه مبارزان، هتك حرمت به علمای دینی و زنان و برخی ستمهای دیگر كه هر انسانی را خشمگین و منزجر می كند، نشانگر واضح ترین اقدامات مداخله جویانه متجاوزین وهابی در امور ملی و داخلی مردم شریف بحرین است. اما تجاوزها و دخالت های اینان نباید موجب شود كه سیاستگزاران و مسئولین ایران اسلامی مسئولیت خود را از یاد ببرند. این در حالی است كه تمامی این فجایع را نظامیان سعودی و دیگر شیخ نشینها و تعدادی مزدور خارجی كه از ضعیف ترین نظامیان منطقه هستند و به شدت از شیعیان و مخصوصا مبارزین ایرانی وحشت دارند، انجام داده اند.(3)

بدیهی است علاوه بر مسئولیت هایی كه بر دوش ما است و به پاره ای از آنها اشاره شد، بی تدبیری و یا عدم اقدام موثر و تغییردهنده در بحرین نیز از جهات مختلفی برای ما و دیگر كشورهای منطقه مضر و خطرناك است كه برخی از آنها عبارتند از: میدان پیدا كردن سعودیهای وهابی در خلیج فارس و تبدیل شدن آنها به عنوان ژاندارم منطقه، به وجود آمدن روحیه یاس و ناامیدی از پشتیبانی ایران قدرتمند به مسلمانان محروم منطقه و به ویژه شیعیان، ناامن شدن روزافزون شرایط شیعیان در بحرین و عربستان و دیگر مناطق، تشدید و گسترش خصومت های شیوخ منطقه در برابر ایران پس از میدان پیدا كردن سعودیهای متجاوز، اطمینان یافتن ناتو و به ویژه امریكا در ماندگاری در خلیج فارس و خاورمیانه، و و.

و در هر حال عدم اقدامات سیاسی و عملیاتی به موقع و مناسب در قبال فجایعی كه در خاورمیانه و به ویژه در ممالك همسایه رخ می دهد، اگرچه نشان دهنده روحیه سیاسی برخی برنامه ریزان كشور است اما یك نوع اقدام سیاسی متین و قوی برای كشوری قدرتمند مانند ایران به حساب نمی آید و آثار مثبتی برای كشور ما و منطقه نخواهد داشت در حالی كه كم تحركی و عدم اقدام مناسب و موثر، نه تنها شرایط را بهبود نمی بخشد بلكه آن را بدتر كرده و ایران را در شرایط جدیدی قرار خواهد داد كه پیش بینی آن چندان آسان نخواهد بود.

سخن آخر آنكه در شرایطی كه غالب گروه های مردمی در ایران، عراق، عربستان، پاكستان، تركیه، لبنان و برخی نقاط دیگر دنیا خشم و نفرت خود را از جنایات مداخله جویانه سعودیها و یاران آنها در بحرین نشان داده اند و سعودیهای منفور نیز به خوبی می دانند كه برخلاف مقررات بین المللی دست به اشغال این سرزمین كوچك زده اند، بسیار ضعیف و شكننده هستند و هر اقدام متناسب و معقولی مشروط بر استمرار و استحكام، آنها را وادار به شكست و عقب نشینی خواهد نمود. نگارنده این سطور معتقد است كه برای آزاد كردن مردم بحرین از چنگال متجاوزین سعودی و حتی قطع دخالت های سیاسی نظامی آنان در كشورهای عرب خاورمیانه و شمال افریقا، علاوه بر روش ها و اقدامات تبلیغاتی كه باید دائما و در ابعادی بسیار گسترده تر از وضع كنونی صورت گیرد، حداقل هفت پروژه چندان پیچیده برای شكستن و عقب راندن سعودیها و آزادسازی سرزمین بحرین وجود دارد كه همه و یا برخی از آنها را می توان در یك زمان به كار گرفت.

حقیقتی كه در چند ماه گذشته بیش از همیشه آشكار و قطعی شده آن است كه غربیها و در راس آنها امریكائیها هیچ پشتوانه مردمی و محبوبیتی در خاورمیانه و شمال افریقا ندارند و نوكران آنها هم در كشورهای عربی روز به روز خفیف تر و منفورتر از قبل شده اند. اما جالب آن است كه در شرایط فعلی اتكا و امید اصلی ناتو و امریكا در منطقه به وجود حكومت هایی مانند حكومت های مستبد و فاسد عربستان، اردن، مصر، لیبی، یمن، كویت، بحرین و مانند اینها است و متقابلا پشت گرمی حاكمان بدبخت این كشورها نیز به غرب و بیش از همه به آمریكا بوده است. در عین حال آن گونه كه در طی یك ماه گذشته در وقایع مصر و لیبی و تونس مشاهده گردید، جنایتكاران غربی نیز كه پشتوانه های نظامی و تبلیغاتی حكام مستبد منطقه هستند، از دست زدن به هر اقدام نظامی و سیاسی حاد و مستقیم وحشت دارند و آن را مغایر با منافع آینده شان می بینند. واقعیت آن است كه شیوخ منطقه تنها مانده اند و دقیقا از این جهت است كه هرگونه مسامحه و كوتاه آمدن در برابر شیوخ منطقه كه نه مردم آنها را می خواهند ونه اروپا و امریكا جرات حمایت كامل از آنها را دارد، مساوی با از دست دادن فرصتها و رها و تنها گذاشتن دوستان انقلاب اسلامی خواهد بود.


پی نوشت ها:
1-پیامبر خدا(ص) فرمودند: من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین ولم یجبه فلیس بمسلم= هر مسلمانی كه فریاد كمك خواهی انسانی را بشنود و به او كمك نكند مسلمان نیست.

2-چنان كه خداوند فرموده است كه: «و مالكم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان...» (النساء75)؟
3-چنان كه در قرآن مجید می خوانیم كه: فقاتلوا اولیاء الشیطان ان كید الشیطان كان ضعیفا (النساء 76)



درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :