تبلیغات
تفسیر آفتـاب - بررسی خشونت ها و اعتراض های سوریه و تحلیلی از جبهه بندی در منطقه
 
پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
بررسی خشونت ها و اعتراض های سوریه و تحلیلی از جبهه بندی در منطقه
سوریه خاکریز مقاومت
 در خیزش انقلابی اعراب در همه کشورها، شعارها و اظهارات ضد اسرائیلی شنیده شد و علیه آمریکا هم شعارها و انتقاداتی منتشر شد، چرا در نا آرامی های سوریه (با وجود این که بخشی از خاکش در اشغال رژیم اشغالگر قدس است) از شعارهای ضد اسرائیلی خبری نیست؟ بلکه اظهارات مسالمه جویانه با اسرائیل و شعار علیه مقاومت لبنان و فلسطین شنیده شد؟
 
حدود یک ماه پس از شروع خیزش ملت های عربی، بشار اسد در پاسخ خبرنگار وال استریت ژورنال که از علت در امان ماندن سوریه از این التهابات پرسیده بود گفت: «سوریه ثبات دارد. چرا؟ برای اینکه با اعتقادات باطنی مردم در پیوند است. اساساً وقتی از این اعتقادات فاصله بگیرید، این مسائل هم در پی می‌آید.» که اشاره ی او به حمایت کشورش از مقاومت علیه اشغالگری در منطقه بود. در آن زمان، از فراخوان هایی که برای تجمع و تظاهرات علیه حکومت منتشر می شد، استقبال نمی شد و تحلیل گران این را به حساب سیاست خارجی قدرتمند و مستقل سوریه می گذاشتند. بیش از یک ماه بعد در اواخر مارس، دستگیری چند جوان معترض، به تظاهراتی در شهر درعا انجامید که در برخورد پلیس با تظاهر کنندگان چند نفر کشته شدند. پس از این حادثه، در شهرهای دیگر هم تظاهرات برپا شد و پس از مدتی ارتش سوریه برای کنترل اوضاع وارد برخی شهرها شد. حکومت سوریه دخالت ارتش را برای برخورد با مخالفان و آشوب طلبان مسلح عنوان کرد ولی مخالفان ادعا کردند نظامیان به سمت معترضان غیرمسلح  تیراندازی می کنند. از آن زمان تا کنون بنا به ادعای فعالان حقوق بشر بیش از هزار نفر از مخالفان حکومت و به گفته ی منابع حکومتی سوریه بیش از سیصد تن از نیروهای نظامی و امنیتی سوریه کشته شده اند.درباره ی حوادث جاری در سوریه، با توجه به فقدان منابع اطلاعاتی متعدد و موثق، قبل از هرگونه قضاوت و شبیه سازی با اوضاع جاری در کشورهای عربی درگیر انقلاب، باید به این پرسش ها اندیشید:

- در همه ی کشورهای عربی درگیر انقلاب، سابقه های قبلی در شورش و مقاومت مردمی علیه حکومت به چشم می خورد، چرا در سوریه (جز قضایای محدود حماة در زمان حافظ اسد) چهل سال است که چنین سابقه ای دیده نمی شود؟

- انقلاب های کشورهای منطقه (مصر، یمن، بحرین، لیبی و... ) و اعتراضات آرام (اردن، الجزایر، مراکش و... ) همه چندی پس از خیزش تونس آغاز شدند، چرا درگیری ها در سوریه با فاصله ی معنی دار بیش از دو ماه آغاز شد؟

- در کشورهای عربیِ درگیر انقلاب، یا انتخاباتی برگزار نمی شده است و یا به علت فرمایشی بودن انتخابات، مشارکت مردم در آن بسیار پایین بوده است (مشارکت در آخرین انتخابات مجلس مصر به گفته رژیم قبلی 23 درصد و به گفته مخالفان 15 درصد بود)، چرا در انتخابات ریاست جمهوری سوریه (به سبک تک حزبی سوسیال دموکراتیک) مشارکت مردمی در این اندازه بالا (57 درصد در سال 86) بوده است؟

- چرا در هیچ یک از کشورهای ملتهب عربی عرض اندام خیابانی طرفداران حکومت جدی نیست ولی در سوریه دو تجمع چندصد هزار نفری دمشق و دیگر شهرهای سوریه من جمله شهرهای ملتهب (درعا، حمص و... ) در حمایت از شخص بشار اسد برگزار شده است؟

- با توجه به دشمنی آشکار رژیم صهیونیستی و جریان سعد حریری در لبنان با رژیم سوریه و هم چنین نفوذ قدیمی جنگجویان سلفی –که سال های بعد از اشغال عراق با نظامیان آمریکایی و حکومت عراق می جنگیدند- در بخش های مرزی سوریه با اردن، تمرکز اصلی درگیری ها در جنوب سوریه و نزدیکی مرزهای لبنان، رژیم اسرائیل و اردن قابل تأمل نیست؟

- در خیزش انقلابی اعراب در همه کشورها، شعارها و اظهارات ضد اسرائیلی شنیده شد و علیه آمریکا هم شعارها و انتقاداتی منتشر شد، چرا در نا آرامی های سوریه (با وجود این که بخشی از خاکش در اشغال رژیم اشغالگر قدس است) از شعارهای ضد اسرائیلی خبری نیست؟ بلکه اظهارات مسالمه جویانه با اسرائیل و شعار علیه مقاومت لبنان و فلسطین شنیده شد؟

- رسانه های غربی ضمن اذعان به این که در مناطق بحرانی سوریه خبرنگاری ندارند و با وجود این که ادعا می شود مخالفان حکومت سوریه گروه های مسلح نیست اند و ادعای دستگیری و پخش اعترافات گروه های مسلح، پرونده سازی رژیم سوریه است، چگونه آمار کشته های متفرق کردن تظاهرات مسالمت آمیز و غیرمسلحانه را بالای هزار نفر اعلام می کنند؟ و چگونه این روزها، از درگیری های سنگین در شمال سوریه (جسرالشغور و شهرها و روستاهای اطرافش) و کشته شدن تعداد زیادی از نیروهای امنیتی و فرار مردم از شهرها به ترکیه برای در امان ماندن از این درگیری ها خبر منتشر می کنند؟

- چرا رسانه های معروف غربی و عربی علاقه ی زیادی به پوشش مسائل سوریه پیدا کرده اند و حتی عکس و فیلم های تایید نشده و بعضاً جعلی را منتشر می کنند؟ تا جایی که «غسان بن جدو» رئیس دفتر خبرگزاری الجزیره در اعتراض به روند برخورد دوگانه و انتشار خبرهای ساختگی استعفا می دهد؟  و چرا سران غرب علی رغم سکوت محتاطانه و مواضع دو پهلو در برابر خیزش های مصر و تونس و یمن قبل از مراحل نهایی شان و بحرین، علیه سوریه موضع گیری و علیه سران حکومتی و حامیان خارجی شان اعمال تحریم می کنند؟

این یادداشت، مدعی پاسخ به همه ی این پرسش ها نیست، بلکه نگاهی گذرا به اخبار منتشر شده و هم چنین تحلیلی حول جایگاه بایسته ی جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت منطقه درشرایط فعلی است.



واضح است که آمریکا و غرب و هم چنین رژیم های مرتجع عربی از ثبات سوریه به عنوان مخالف جدی روند سازش و سلطه ی غرب ناراضی بوده اند و این آن ها را برای بی ثبات سازی سوریه و کاهش قدرت نفوذش ترغیب می کرده است.طبق اسناد ویکی لیکس به نقل از واشنگتن پست، دولت ایالات متحده ظرف پنج سال گذشته دوازده میلیون دلار به مخالفان رژیم سوریه کمک کرده است. هم چنین «تری میسان» تحلیل گر نام آور فرانسوی در مقاله ای فاش کرد که آن چه در لبنان می گذرد طرح سال 2002 «جان بولتون» معاون وقت وزیر خارجه ی آمریکا برای بی ثبات سازی سوریه است. در این طرح روی ایجاد درگیری های مسلحانه درشهرهای مرزی سوریه تاکید شده است و این همان چیزی است که امروز در مرزهای سوریه با لبنان و اردن و اخیراً ترکیه می گذرد.

علاوه بر این ها پایگاه اینترنتی «فیلکا اسرائیل» چندی پیش از اجرای طرحی آمریکایی-سعودی از طرف «بندر بن سلطان» که سال ها سفیر عربستان در آمریکا بوده است، برای هدایت و گسترش نا آرامی های سوریه خبر داد. این پایگاه خبری، هزینه ی این طرح را دو میلیون دلار اعلام کرد. پایگاه اینترنتی «الشرق الجدیده» نیز ادعا کرد بندر بن سلطان مدت ها در سوریه بوده و قبل از خروج از این کشور در فرودگاه دمشق شناسایی و برای مدت کوتاهی دستگیر شده است.

نقش جریان سعد حریری هم قابل توجه است. ویکی لیکس در سندی که روزنامه الاخبار منتشر کرده است، فاش کرده است که سعد حریری در دیدار با یکی از کارمندان ارشد کمیته روابط خارجی سنای آمریکا بر لزوم اعمال تحریم های شدید و وضع سیاستی کارآمد برای براندازی نظام حاکم سوریه تاکید کرده است. چندی پیش نیز تلویزیون دولتی سوریه از توقیف هفت قایق حامل سلاح در آب های ساحلی سوریه خبر داد که در طرابلس لبنان بارگیری شده بودند. دستگیرشدگان در ویدئوهای پخش شده، به ارتباط خود با جریان المستقبل لبنان اعتراف کرده اند. هم چنین «عبدالحلیم خدام» هم که چندین سال قبل، پس از عزل شدن از سمت هایش در حکومت سوریه (به جرم فساد مالی و زد و بند با جریان سعد حریری) به اروپا گریخته بود و از آن جا مدیریت و سازماندهی مخالفان و همچنین کمک به پرونده سازی علیه سوریه در دادگاه ترور رفیق حریری را پیگیری می کرد، مظنون به دخالت سازمان یافته در نا آرامی هاست، هر چند که سند محکمی علیه او و جریان المستقبل وجود ندارد.

سلاح و سازماندهی مخالفان یکی از نقاط تأمل برانگیز درگیری های سوریه است. تلویزیون سوریه و هم چنین پرس تی وی به نقل از مقامات سوری گزارش هایی متعدد از کشف سلاح و مهمات در شهرهای مختلف منتشر کرده اند. هم چنین اعترافات کسانی که خود را سرکرده ی گروه های مسلح و مأمور به کشتن مخالفان و نیروهای امنیتی برای دامن زدن به درگیری ها می خواندند پخش شده است. گذشته از این ادعاها، هم اکنون ارتش سوریه در شمال این کشور و نزدیکی مرزهای ترکیه درگیر مبارزه با گروه های مسلح در شهرها و روستاها و مناطق نیمه کوهستانی است که گزارش های عینی آن را تلویزیون سوریه و پرس تی وی نمایش داده اند. در هفته گذشته گور دسته جمعی بیش از 100 نیروی نظامی سوریه در «جشرالشغور» کشف شد و مخالفان رژیم سوریه در برابر این خبر شگفت، به تناقض گویی افتادند.

 از این اخبار این گونه به نظر می رسد که جریان های تندروی اخوان المسلمین سوریه که بسیاری از آن ها در ترکیه ساکن اند (و چندی قبل هم کنفرانسی در مخالفت با رژیم اسد برگزار کردند)، به موازات فشارهای سیاسی شان قصد مبارزه مسلحانه با حکومت را هم دارند، این موضوع در کنار احتمال قریب به یقین کمک رساندن جریان المستقبل لبنان به گروه های مسلح جنوب لبنان، آینده ی خونینی را برای سوریه ترسیم می کند. اخوان المسلمین سوریه با سابقه ی اظهارات دبیرکل اش «علی صدرالدین بیانونی» علیه ایران و در حمایت از مذاکره با اسرائیل، عملاً راهش را از جریان اخوان المسلمین در دیگر کشورهای عربی جدا کرده است و بیشتر الگوی «حزب عدالت و توسعه» ترکیه را می پسندد. هم چنین سلفی هایی که از قدیم در نواحی مرزی سوریه با عراق و اردن ساکن بوده اند و در جنگ با آمریکایی ها از این نواحی به عراق اعزام می شدند مظنون دیگر این درگیری های مسلحانه اند. چه، سلفی های جهادی (مانند پیکارجویان سازمان القاعده) هر کجا که آشوب و درگیری به وجود بیاید، شروع به مبارزه برای براندازی حکومت و برقراری خلافت اسلامی می کنند، مثل افغانستان و بوسنی و عراق در گذشته و لیبی هم اکنون. به خصوص باید حمایت چند نفر از شیوخ سلفی لبنان و سوریه مثل شیخ داعی الاسلام الشهال و شیخ عمر بکری را هم شاهدی بر این مدعا دانست. اظهارات عجیب شیخ عبدالله تمیمی (از فعالان سلفی مخالف در شهر درعا) مبنی بر این که اسرائیل نابود شدنی نیست و مردم سوریه خواهان صلح با اسرائیل اند هم قابل توجه است. این اظهارات که از شبکه10 تلویزیون اسرائیل پخش شد از طرف یک روحانی سلفی کاملاً عجیب و معنادار است. فلذا ارتش سوریه در شرایط دشواری قرار دارد، از یک طرف باید ریشه ی مخالفان مسلح را قطع کند و از طرف دیگر از برخورد خشن با مخالفت های مسالمت آمیز (که به ادامه ی نا آرامی ها و گسترش آن می انجامد) پرهیز کند، که در شرایط خبریِ فعلی، نمی توان به یقین گفت که ارتش کدامین راه را در پیش گرفته است، چرا که رسانه های مستقل در محل درگیری ها حضور ندارند.

دیدگاه های مسئولین سوریه درباره نحوه تعامل با شرایط فعلی متفاوت است. از طرفی گمان بر این است که کادرهای قدیمی حزب بعث و ارتش به سرکوب کامل همه انواع اعتراضات معتقد اند و از طرف دیگر بشار اسد از ابتدای شروع نا آرامی ها در سه سخنرانی ای که داشته است ضمن تأکید بر ریشه داشتن فتنه انگیزی ها در خارج و لزوم برخورد با گروه های مسلح، تلاش زیادی برای تسریع روند اصلاحات در جهت افزایش آزادی ها و مشارکت سیاسی از خود نشان داده است است: تشکیل دولت جدید، آزاد شدن صدها زندانی سیاسی، لغو حالت فوق العاده و... . که البته گرچه مخالفان را راضی نکرده است ولی با استقبال توده های طرفدار حکومت مواجه شده است. در تجمعی که اوایل نا آرامی ها (29 مارس) به حمایت از شخص بشار اسد در شهرهای دمشق، ادلب، طرطوس، حمص، حلب، الرقة، حماة، الحسکة، السویداء، دیرالزور و ... سوریه برگزار شد و از تلویزیون سوریه نمایش داده شد صدها هزار نفر حضور داشتند، هم چنین تظاهرات و تجمع گسترده ای قبل و بعد از سخنرانی چندی پیش اسد (21 ژانویه) در مجلس به حمایت از او و اصلاحاتش در همه شهرهای سوریه من جمله دمشق، درعا، حمص، حلب و حما برقرار بود که بخش هایی از آن به طور زنده از تلویزیون سوریه پخش شد، شمار شرکت کنندگان در این دو تجمع صدها هزار نفر بودند. اسد در سخنرانی اخیرش از برخورد با فتنه گران مسلح و دفع توطئه ی خارجی برای بی ثبات کردن سوریه سخن گفت. اسد ضمن تجلیل از انقلاب های عربی آرزو کرد که این تغییرات به بهبود جایگاه فلسطینیان در مواجهه با اسرائیل بیانجامد. وی هم چنین به خانواده های کشته شده ها تسلیت گفت و از تأسیس نهادی برای گفت و گوی ملی و کمیته ای برای بازنگری قانون اساسی خبر داد. وی هم چنین مطالبه مردم برای مبارزه با فساد را تأیید و اضافه کرد که مردم در همه سطوح باید در مبارزه با فساد مشارکت داشته باشند. حقیقت این است که گرچه مخالفان به تظاهرات خود ادامه می دهند و سخنان بشار اسد آن ها را قانع نکرده است، ولی با توجه به تصاویر و اخبار محدود مخابره شده از تجمع های مخالفین و موافقین باید گفت که مخالفت ها و مطالبات مسالمت آمیز برای رسیدن به خواسته ها بدون در نظر گرفتن اکثریت حامی رژیم و در نتیجه رضایت دادن به مطالبات حداقلی هرگز به سرانجام نخواهد رسید. چرا که نیل به مردم سالاری بدون دیدن و پذیرفتن دیگران و حق و نظرشان میسر نخواهد بود.

مهم ترین مسأله ای که در جریان التهابات منطقه به خصوص سوریه مشهود است، صف آرایی دو جبهه ی مقاومت و سازش است. در یک طرف حکام مرتجع عرب اند که مایل به سازش با اسرائیل و همراهی با آمریکا و چشم پوشی بر جنایات و زورگویی هایشان هستند و در طرف دیگر جبهه ای که چه بر اساس عقیده و چه بر اساس دید ژرف استراتژیک، مقابله و مبارزه با زورگویی و اشغالگری را انتخاب کرده است. دسته ی اول به برکت ثروت سرشار حاصل از نفت هم رسانه دارند و هم توان دخالت های امنیتی در دیگر کشورها و از حمایت ضمنی و مشروط غرب و رسانه های غربی هم برخورداراند، از طرفی جنبش های مردمی را در کشورهایشان در سکوت و با بی رحمی سرکوب می کنند و از طرف دیگر برای شعله ور شدن آتش شورش در کشورهای جبهه ی مقابل از هیچ هزینه ای ابا ندارند، هر چند برای حفظ اوضاع خود و کنترل مخالفت های داخلی نمی توانند از شورش در کشورهای دیگر حمایت علنی کنند. بهترین حالت برای جبهه ی سازش در منطقه، تضعیف و حفظ حکومت اسد است به طوری که مجبور شود برای حفظ قدرتش از همراهی با جمهوری اسلامی و مقاومت فلسطین و لبنان دست بردارد. گرچه از سخنان اسد به نظر می رسد تمایلی برای چراغ سبز نشان دادن به غرب و مرتجعین عرب ندارد.

در قضایای سوریه، غرب و جبهه سازش (به علت جایگاه خاص این کشور در جبهه مقاومت)، غربگراها (برای رسیدن به مطالبات سیاسی) و سلفی های سوری (برای برقراری امارت اسلامی) اتحاد عجیبی را شکل داده اند که بسیار شبیه حملات سال 88 علیه جمهوری اسلامی بود. سالی که از سکولار تا انجمن حجتیه و از لیبرال تا چپ مارکسیست با تکیه بر اقلیتی از طبقه متوسط شهر نشین، تمام قد علیه جمهوری اسلامی و رأی توده های مردم ایستادند و همه ی رسانه های عربی و غربی هم بلندگوهایی شدند برای بلند شدن صدایشان، آن زمان هم نشانه های جبهه بندی اصیل مقاومت و سازش مشخص بود، شعار «نه غزه و نه لبنان» و خط زدن شعارهای مرگ بر اسرائیل و آمریکا. کما این که امروز «بیانونی» در سوریه در مخالفت با ایران و جواز مذاکره با اسرائیل می گوید و عده ای شعار «لا حزب الله لا ایران» سر می دهند و پرچم جمهوری اسلامی ایران را به آتش می کشند.

مرحوم شریعتی در جایی درباره ی حکومت عثمانی و فساد و استبداد او توضیح مفصلی می دهد و سپس می گوید که اعرابی که علیه عثمانی جنگیدند اشتباه کردند و باید در دفاع از حکومت فاسد و مستبد عثمانی می جنگیدند، چرا که عثمانی، حکومتی مقتدر و مستقل در برابر غربِ سلطه گر و متجاوز بود. استبداد و فساد عثمانی «ظلم کوچک» بود و استعمار و استثمار غربی «ظلم بزرگ» و در جنگ این دو، جنگیدن با غرب «جبهه اصلی» و مبارزه با عثمانی «جبهه فرعی» و بی رمق کردن جبهه اصلی با پرداختن به جبهه های فرعی(هرچند جبهه های حق) خیانت و ظلم است. کیست که نپذیرد امروز بزرگ ترین و گسترده ترین و عمیق ترین و سیستماتیک ترین ظلمی که در منطقه جریان دارد، اشغالگری وحشیانه صهیونیست ها و دخالت های نظامی و سیاسی آمریکاست.

نمونه ی خوبی از بصیرت یک جریان سیاسی در تشخیص و رعایت جبهه ی اصلی و فرعی مبارزه را می توان رابطه اخوان المسلمین مصر با حکومت جمال عبدالناصر دانست، اخوان در به قدرت رسیدن ناصر نقشی اساسی داشتند، ولی بعدها ناصر چند نفر از رهبران اخوان را به اتهامات واهی محاکمه و اعدام کرد. با این وجود اخوان با ناصر درگیر نشد، چرا که ناصر در حال مبارزه با اسرائیل و متحد کردن اعراب بود. این بصیرت اخوان در مصر محبوبیت و تأثیرگذاری شان را چند برابر کرد و هم چنین از درگیری های بی حاصل بین اسلام گرایان اخوانی و ملی گرایان ناصری که به تضعیف هر دو و در نتیجه تضعیف جبهه مقاومت علیه اسرائیل می شد جلوگیری کرد.
حکومت سوریه حکومت حزب بعث است که بر اساس مرام سوسیالیسم در اقتصاد و هویت عربی (که اسلام هم بخش مهمی از آن فرض شده است) در فرهنگ بنا شده است. این حکومت گرچه رئیس جمهورش پیگیر اصلاحات است و مردم در انتخابات تک حزبی اش مشارکت بالایی (57 درصد در انتخابات سال 1386) دارند، ولی در برابر آزادی های مشروع سیاسی مردم ایستاده است، مثل همه حکومت های منطقه (ولی طبق نظر سنجی ها کم تر از آن ها) با فساد مالی دست به گریبان است و به دلیل بی بهره بودن از منابعی چون نفت مردم فقیری دارد. ممکن است حکومت سوریه حکومت ایده آلی از نظرگاه اسلام ناب محمدی نباشد و شاید اقلیت بزرگی از مردم سوریه حکومتی دیگرگونه بخواهند ولی نباید این را از یاد برد که سوریه تنها کشور عربی میزبان مقاومت فلسطین و حامی مقاومت لبنان است و همان طور که سیدحسن نصرالله و خالد مشعل اذعان کردند زمانی که کسی حاضر نبود به مقاومت یاری برساند، مقاومت را پناه داد و از او حمایت کرد.

چه بخواهیم و چه نخواهیم سرنوشت هر ملتی به اراده ی خود آن ملت رقم می خورد. ولی آن چه از خبرهای رسانه های مختلف برمی آید این است که در بدترین حالت باید گفت هیچ دلیلی نیست که مخالفان حکومت اسد را بیش از طرفدارانش بدانیم، چه این که نه تصویری و نه فیلمی از یک تجمع پرتعداد در سوریه مخابره نشده است. نمی توان خشونت های ارتش سوریه را انکار کرد همان طور که جنایت های گروه های مسلح مخالف رژیم انکارناپذیر است. ولی در هر حال انتظار اخلاقی از همه کسانی که دغدغه کرامت انسانی دارند این است که به بهانه مبارزه با ظلم های کوچک تر (گرچه نباید هیچ ظلمی را فی نفسه کوچک دانست) از ظلم و ظالم بزرگ و طرح هایش غافل نشوند. هر چند تجربه نشان داده که توده های مردم کمتر از این حقیقت غافل می شوند و این نخبگان اند که در اثر حب و بغض ها و مردم گریزی شان مواضع دیگری اتخاذ می کنند.

شاخص عمده در حرکت مردمىِ این کشورها سه چیز است: یکى اسلامى بودن، یکى ضد آمریکا و صهیونیست بودن، و یکى مردمى بودن. این شاخص در همه‌ى این کشورها مشترک است... موضع ما در مقابل این حرکتهاى مردمى روشن است: هر جا حرکت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریکائى است، ما با این حرکت همراهیم؛ اما اگر در جائى ببینیم با تحریک آمریکائى‌ها، با تحریک صهیونیستها، یک حرکتى به راه افتاده است، با آن حرکت همراهى نمیکنیم. ما با حرکتهاى ضد آمریکائى و ضد صهیونیستى همراهیم. آنجائى که خود آمریکا و خود صهیونیستها وارد میدان میشوند تا یک رژیمى را ساقط کنند، تا یک کشورى را اشغال کنند، آنجا ما نقطه‌ى مقابل حرکت آمریکائى‌ها قرار میگیریم. آمریکا نمیتواند به نفع ملتهاى این منطقه فکرى بکند و کارى بکند؛ هر کارى میکنند و هر کارى تا امروز کردند، بر علیه ملتهاى این منطقه بوده است. این موضع ماست.»

(از بیانات مقام معظم رهبری در سالگرد ارتحال امام خمینی 14/3/90)

محمد ثقفی


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :