تبلیغات
تفسیر آفتـاب - تبعید آمریكا به حاشیه
 
پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
تبعید آمریكا به حاشیه
گذشته ایران تبدیل به آینده خاورمیانه خواهد شد. این جمله زمانی یك پیش بینی درباره تحولات آینده به حساب می آمد و موافقان و مخالفانی داشت. امروز اما این جمله فقط یك توصیف است نه پیش بینی. توصیف آنچه جلوی چشم همگان می گذرد و البته باز هم موافقان و مخالفانی دارد. منتها این بار مخالفانی هراسان و ناامید كه همه فكر و ذكرشان این است كه اگر نمی توانند جلوی این روند را بگیرند لااقل آن را كند كنند یا از دامنه نفوذ و گستره اش بكاهند و موافقانی سرخوش و امیدوار كه اكنون تازه احساس می كنند راهی مطمئن با دورنمایی روشن برای پیمودن یافته اند.

این بحث كه آیا انقلاب مردم مصر و پیش از آن انتفاضه مردم تونس، یك حركت اسلامی است و از انقلاب اسلامی مردم ایران و نظامی كه 30 سال است بر مبنای آن پایه گذاری شده الگو گرفته اگرچه بسیار كلیدی است ولی جای بحث و جدل چندانی ندارد. روشن است كه مردم مصر و تونس برای آغاز حركت نیاز به یك عامل بسیار نیرومند برانگیزاننده در ذهن خود داشته اند و پس از آغاز حركت هم برای آنكه رنج ها و فشارهای ناشی از مبارزه با دیكتاتورهایی بی رحم را تاب بیاورند محتاج آن بوده اند كه دائما به مدلی آرمانی در ذهن خود مراجعه كنند. تردیدی نیست كه خشم ناشی از سیطره چند دهه ای خودكامگی و تحقیر بی امان توده ها از جانب دیكتاتورهای متكبر و البته فرومایه، انگیزه ای مهم در این میان بوده است اما تاریخ معاصر به یاد ندارد كه گرسنگی و رنج اقتصادی یا طلب زندگی مرفه بی آنكه یك ایدئولوژی محكم آن را پشتیبانی كند، باعث شعله ور شدن یك انقلاب شده باشد.

نگاهی به ابعاد حركتی كه اكنون در مصر آغاز شده و در شرف به نتیجه رسیدن است جای شبهه ای باقی نمی گذارد كه خیزشی چنین عظیم را جز نیروی ایمان و باور دینی نمی تواند به وجود بیاورد و به پیش ببرد. علاوه بر این، همچنان كه بسیاری از اندیشمندان مصری در روزهای گذشته به صراحت گفته اند آنچه به آنها نیرو بخشیده و گام های آنها را استوار كرده این است كه می بینند یك الگوی موفق از استقلال متكی به آموزه های دینی پیش چشم آنها وجود دارد كه توانسته 30 سال تمام توطئه ها و كینه توزی های آمریكا را تاب بیاورد و روز به روز قدرتمندتر شود. تردیدی نیست كه اگر این مدل و آن باور وجود نداشت، منبعی هم نبود كه «جرئت و شهامت» لازم برای این خیزش عظیم را فراهم كند.

توجیهات سكولار برای تبیین این حركت عظیم بسیار فقیر و كم مایه است. اینكه میلیون ها نفر جان خود را كف دست بگیرند، 16 شبانه روز در محاصره تانك ها كف خیابان بمانند و شعار خود را از «مبارك برو» به «مرگ بر مبارك» تغییر بدهند، مسلما هدفی بزرگتر و ارجمندتر از طلب نان دارد و این حقیقتی است كه اگر چشم بر آن بسته شود تنها اتفاقی كه افتاده اضافه شدن یك اشتباه محاسباتی جدید به خروارها اشتباه محاسباتی آمریكایی ها و همدستانشان درباره حال و روز منطقه است. همان اشتباهی كه روز پنج شنبه جیمز كلاپر مدیر اطلاعات ملی آمریكا و لئون پانتا رییس سازمان سیا در مقابل اعضای كمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان به آن اعتراف كردند اما هنوز معلوم نیست از آن به اندازه كافی درس گرفته باشند.


نگاه به تحولات خاورمیانه از منظر راهبردی روش دیگری است كه به دقت نشان می دهد منشا این زلزله بزرگ كجاست. لئون پانتا رییس سیا گفته است سال گذشته بیش از 400 گزارش اطلاعاتی مطالعه كرده كه همه آنها می گفته اند منطقه خاورمیانه در شرف تغییر است. اما او نگفته كه پس چرا نتوانسته حادثه ای چنین عظیم را كه امام خمینی بیش از 30 سال پیش با جزئیات از آن خبر داده بود پیش بینی كند. علاوه بر این نه پانتا و نه كلاپر نگفته اند كه اگر واقعا حدس می زده اند كه چنین تحولاتی در راه باشد پس چرا در مقابل آن هیچ اقدامی انجام نداده اند و اكنون سیر پرشتاب حوادث است كه آنها را به این سو و آن سو می كشد بی آنكه بدانند چه می كنند و چند دقیقه بعد باید منتظر چه چیزی باشند. این ادعاهای بزرگ آدمی را به یاد آن چند بار دیگری می اندازد كه دستگاه های عریض و طویل اطلاعاتی آمریكا قادر به پیش بینی حوادثی بسیار بزرگ كه حتی مردم عادی هم از آن باخبر بوده اند، نشده اند و ثابت می كند كه ناتوانی ذهنی آمریكا در تحلیل درست حوادث منطقه سابقه دار است.

نخستین مورد انقلاب اسلامی ایران بود كه همه اسناد موجود نشان می دهد آمریكایی ها در مقابل آن غافلگیر شدند. یكی از آخرین اسنادی كه در این مورد منتشر شده سخنان اوری لوبرانی مشاور موشه یعلون معاون نخست وزیر اسراییل و آخرین سفیر رژیم اشغالگر قدس در ایران است. وی در سخنرانی كه اواخر سال گذشته در بنیاد دفاع از دموكراسی های واشینگتن(FDD) انجام داده می گوید چند هفته قبل از سقوط محمدرضا پهلوی با سفیر آمریكا در تهران ملاقات كرده و او مطلقا حاضر نشده این موضوع را بپذیرد كه حكومت پهلوی رو به زوال است.

لوبرانی می گوید مشكل آمریكایی ها این است كه هیچ وقت نتوانسته اند بفهمند ایران چه جور جایی است و مردم آن چگونه فكر می كنند. مورد دوم هم فتنه سال 88 در ایران است. جوزف فیتساناكیس گزارشگر ویژه فارین پالیسی در امور اطلاعاتی در همان هفته های اول بعد از 22 خرداد 88 در مقاله ای بسیار مهم كه متاسفانه كم مورد توجه قرار گرفته است نوشت تحلیلگران سازمان سیا با شنیدن صدای الله اكبر از پشت بام برخی خانه ها در ایران به این تحلیل رسیده اند كه اتفاقات سال 57 در حال تكرار است و نظام جمهوری اسلامی رفتنی است!

اگرچه این خوش خیالی خیلی زود زایل شد اما همین كه تحلیلگران سیا باز هم نتوانسته بودند الله اكبر واقعی را از نوع بدلی و قلابی آن تشخیص بدهند نشان می داد كه از 30 سال پیش تا حالا پیشرفتی نكرده اند. نمونه مصر آخرین موردی است كه نشان می دهد آمریكایی ها در فهم وقایع خاورمیانه تا چه حد كودن هستند. تلاش برای تبدیل انقلاب به رفورم و جایگزین كردن یك مهره با مهره دیگر، و بعد همراه نشان دادن خود با مردم (كاری كه اوباما دیشب انجام داد)چنان كه گویی در این 30 سال همه كور و كر بوده اند و هیچ كس ندیده است كه چگونه آمریكا روی مبارك به عنوان یك سرمایه استراتژیك حساب می كرد همه نشان دهنده این است كه آمریكایی ها نتوانسته اند به عمق آنچه در مصر می گذرد و از این پس به سراسر منطقه سرایت خواهد كرد، پی ببرند.

در واقع قضیه بسیار فراتر از عدم پیش بینی است. اینكه آمریكایی ها نمی توانند بفهمند در منطقه چه خبر است و قادر به پیش بینی تحولات نیستند تازه اول ماجراست. اصل داستان بسیار عمیق تر از این است.نخست اینكه بدون شك خاورمیانه دیگر هرگز چنان نخواهد بود كه پیش از این بود. جغرافیای سیاسی خاورمیانه به سرعت دگرگون خواهد شد و انقلاب مصر به همه دیكتاتوری های وابسته منطقه سرایت خواهد كرد. اعضای تیم امنیت ملی اوباما احتمالا 15 روز است كه نخوابیده اند اما باید خود را برای بی خوابی های بسیار بیشتر از این آماده كنند. اگر یك جرقه كوچك در تونس آتشی چنین عظیم در مصر برانگیخته بدون شك این آتش به طوفانی مهیب در سراسر خاورمیانه تبدیل خواهد شد. كابوس دیكتاتورها تازه آغاز شده است. منافع حیاتی آمریكا دچار چنان آسیبی خواهد شد كه بعید است تا سال های طولانی بتوانند ابعاد آن را حتی برآورد كنند چه رسد به اینكه راه چاره و درمانی بیابند. هنوز معلوم نیست كه آمریكایی ها با مصیبتی به نام سقوط رژیم مبارك چه خواهند كرد. بهترین كار این است كه اسراییل را به حال خود رها كنند و بار كنند و از خاورمیانه بروند. اما سناریوهای احمقانه تری هم هست كه احتمالا با سیستم ذهنی آمریكایی ها سازگارتر است.

یك سناریو آغاز یك قشون كشی نظامی جدید به منطقه و اشغال نقاط استراتژیك مانند كانال سوئز و صحرای سیناست كه اگر اتفاق بیفتد می توان آن را پایان كار آمریكا در جهان خواند چرا كه این حماقت در مدت زمانی كوتاه آتشی را كه در قاره روشن شده به واشینگتن خواهد كشاند. سناریوی دوم تلاش برای كودتا در مصر است كه بعید است تا زمانی كه مردم هوشیارانه در خیابان ها حضور دارند امكانپذیر باشد. سناریوی سوم تلاش برای به راه انداختن كودتاها و ناآرامی های جدید در كشورهای عضو محور مقاومت است كه آن هم البته ایده مسخره ای بیش نیست چرا كه تحولات اخیر مصر همه غرب گرایان در سراسر منطقه را در بهت و حیرتی بی مانند فرو برده و امكان هرگونه ابتكار عمل را از آنها گرفته است.

دوم اینكه اسراییل به پایان كار نزدیك می شود. تا همین جا هم اسراییل یك پروژه شكست خورده است كه مدتهاست هزینه های آن بر فوایدش غلبه كرده اما از این به بعد بحران موجودیت اسراییل به یك گرفتاری دائمی برای آمریكا تبدیل خواهد شد. اسراییلی ها تازه از این به بعد است كه مزه محاصره واقعی را خواهند چشید و خواهند دانست كه قلدری كردن و دست اندازی به سرزمین های اسلامی چه تبعاتی می تواند داشته باشد.

و سوم اینكه نقش بازیگردان ها در منطقه جابجا خواهد شد. آمریكایی ها از این بعد نقشی جز مدیریت حاشیه ها در منطقه نخواهد داشت. مدیریت متن تحولات خاورمیانه در اختیار ایران به عنوان یگانه منبع الهام و تغذیه حركت های ضد آمریكایی در منطقه خواهد بود كه می تواند الگوهای آینده سیاسی منطقه را ایجاد و مدیریت كند. تبعید آمریكا به حاشیه مهم ترین حادثه ژئوپلتیكی است كه باید در انتظار آن بود.


مهدی محمدی


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :