پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری
عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) از منظر مقام معظم رهبری
امام (رحمت الله علیه) كه خود درحقیقت پرچم دار بزرگ عصر جدیدی در زندگی بشر است ضمن ابراز تعجب از غفلت علمای بلاد اسلامی‌از رسالت تاریخی خود باتصریح به آغاز عصر بشریت تشنة معنویت، گرایش جوامع بشری به ارزش‌‌‌‌‌های وحی و عطش ملت‌ها به دین معنویت را‌، از ویژهگی‌‌‌‌‌های این عصر ذكر نموده می‌فرماید :«..تعجب است كه چگونه بسیاری از علما و روحانیون كشورها و بلاد اسلامی‌از عظیم و رسالت الهی و تاریخی خود در «این عصر » كه بشریت تشنة معنویت واحكام نورانی اسلام است غافلند « و عطش ملت‌ها را درك نمی‌كنند » واز التهاب و گرایش جوامع بشری به ارزش‌‌‌‌‌های وحی بی خبرند و قدرت ونفوذ معنوی خود را دست كم گرفته‌اند. »ولی امر مسلمین حضرت آیه الله خامنه ای ‌، با اعتقاد به اهمیت فراوان بررسی وتحلیل موضوع تحولات عمیق گسترد‌‌‌‌های كه امام (رحمت الله علیه) درعرصة جهانی پدید آوردند بارها به طرح و تبیین وتحلیل مقولة «عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) پداخته‌اند.ایشان دراین باره می‌فرمایند:«امروز یك عصر و یك دوران جدید به وجود آمده است‌، دوران جدید راباید دوران امام خمینی (رحمت الله علیه) نامید.»

معظم له با بیان برخی ا زمهم‌ترین شاخصه‌‌‌‌‌های این دوران اضافه فرمودند:«با آغاز دوران جدید نه تنها در ایران یا كشور‌‌‌‌های اسلامی‌مردم به باور‌‌‌‌های الهی بازگشته‌اند بلكه در سطح جهان «عقیدةمذهبی»وگرایش معنوی درمیان جوامعی كه ده‌ها سال تحت سلطة حكومت‌‌‌‌‌های ضد مذهب زندگی كرده بودند رشد نموده است. »درجای دیگر با تصریح به این كه: «این عصر راباید عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) نامید و ویژه‌گی آن عبارت است از بیداری و جرأت ملت‌ها در بابر زورگویی ابر قدرت‌ها... و سر بر آوردن ارزش‌‌‌‌‌های معنوی والهی » می‌فرمایند:ما امروز نشانه ‌‌‌‌های رشد معنویت وافول مادیت را در دنیا می‌بینیم » وامروز دردنیا گرایش به دین شروع شده است » «وقرن حاضر قرن گرایش عمومی‌بشریت به معنویت ودین است. »

ایشان می‌افزایند: «آن روزی كه دین ومعنویت ضد ارزش به حساب می‌آمد ومورد استهزا قرار می‌گرفت گذشته است‌، امروز بی دینی واز اعتقاد معنوی تهی بودن یك ضد ارزش است این ویژه‌گی ‌‌‌‌های عصر جدیدی است كه امام (رحمت الله علیه) – این مرد بزرگ – پرچم آن را درجهان بر افراشت. »و دگر باره تأكید می‌نمایند :« این دوران {عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) دوران اسلام ودوران غلبة ارزش‌‌‌‌‌های الهی ومعنوی است‌، این دوران دوران امام خمینی(رحمت الله علیه) می‌باشد وان شاء الله جوان‌‌‌‌‌های ما این اینده را خواهند دید. »همان‌گونه كه مقام معظم رهبری فرمودند امام (رحمت الله علیه) مبشر دوران جدیدی درتاریخ حیات بشری است كه مطالبات معنوی بشر و رویكرد دینی و مذهبی انسان بیش از ادوار گذشته وچند قرن اخیر، جلوه‌گر خواهد شد‌، البته : «امام خمینی (رحمت الله علیه) پیامبر تازه ای نبود‌، اما او از یادآوران بود‌، ازمخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطری مردمان با خداوند را به آنان یاداوری كرد وپس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلی می‌گذشت چون اسلاف خویش از ابراهیم واسماعیل ومحمد (ص) دور‌‌‌‌ه ای از جاهلیت وعصر دیگری از دینداری زا آغاز كرد، این عصر تازه راباید عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) نام نهاد.»

اكنون هر تحلیل‌گر بصیر ومنصفی كه تحولات چند دهة اخیر جهان را به خوبی تعقیب وبررسی نموده باشد بر این امر صحه می‌گذارد كه: «جهان امروز دردوران انتقال از یك عصر به عصر دیگری قرار دارد و تا این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثابت به خود نخواهددید.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در جایی دیگر در تبیین شخصیت رهبرکبیر انقلاب اسلامی می فرمایند:خمینی(رحمت الله علیه) تنها انسان معاصر است که حقیقت اسلام ناب را در خود مجسم ساخته است در میان انسان های غیر معصوم، خمینی(رحمت الله علیه) هیچ نظیری ندارد.هیچ بعد ارزشی وجود ندارد مگر آن که در وجود پربرکتش تابشی کامل یافته است.

آنانی که تاسف می خورند چرا در زمان حضور ائمه معصومین نبودند تا از سرچشمه زلال وحی، قلب و اندیشه و رفتار خویش را تطهیر کنند و همان انسانی شوند که خداوند متعال درباره اشان می فرماید: خداوند از آنان راضی است و آنها نیز از او خشنود هستند...آنانی که در حسرت دیدار مهدی آل محمد اندوه روز را به اشک شبانه پیوند می زنند...آنانی که نگرانند که آیا اسلامی که اکنون ارایه می شود با وجود فاصله زمانی زیاد با عصر وحی، چقدر می تواند همان اسلامی باشد که خداوند آن را مظهر نعمت کامل بر بشریت می داند...خلاصه این که همه آنانی که تشنه حقیقت در سراسر گیتی هستند بدانند خمینی(رحمت الله علیه) مژده بزرگ خداوند برای بشریت اکنون و انسان های بعد تا روز ظهور منجی کل است.

این خمینی(رحمت الله علیه) است که همه زندگیش جلوی روی ماست و همه نوشته هایش در دسترس ماست. زندگی و سخنانی که انسان هر چه بیشتر در آنها عمیق شود خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ بیشتر شاکر می شود.آنچه گفتیم نه به معنای انکار بزرگی بزرگان و بیقدر شمردن زحمات و مقامات معنوی آنهاست. هرگز!منظور این است که خمینی(رحمت الله علیه) عصاره همه خوبان پیشین خود است و سخنانش جامع همه حرف های درستی است که هر بزرگی قسمتی از آن را در تارک تاریخ به ثبت رسانده است. خمینی(رحمت الله علیه) عصاره همه حقیقت هایی است که پیشینیانش به مقداری از آن دست یافته بودند.

کتاب خمینی(رحمت الله علیه) روبروی همه جهانیان تابشی بی سایه دارد. بنابر این در این عصر و روزگاران، عذر هیچ کس برای نفهمیدن، برای تردید کردن، برای فریب خوردن و گمراه گشتن با وجود این کتاب پذیرفته نیست.سخنان و رفتار او تفسیر قرآن کریم و مرجع فهم احادیث شریف و تکمیل همه حکمت های عمیق است.

گزیده سخنان مقام معظم رهبری در مورد امام راحل (رحمت الله علیه )
* ارتحال رهبر كبیر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خمینی قدس الله نفسه الزكیه حقاًضایعه ای جبران ناپذیر و صدمه ای بزرگ بود . 22/3/68

* تسلیت این حادثه بزرگ را بیش از همه باید به همه شما ،فضلا و طلاب جوان و فرزندان محبوب حضرت امام گفت و بنده صمیمانه به همه شما ،به همه حوزه های علمیه ،علما ، فضلا و طلاب و مدرسین و بزرگان تسلیت عرض می كنم . 23/3/68

*ایشان مدرسی علی الظاهر ، بودند و در مسجد سلماس تدریس می فرمودند ، اما اخلاص ، صفای باطن و رابطه معنوی و پیوند مستحكم میان او و خدا ، مقلب القلوب ، موجب شد كه این انسان علی الظاهر دستی نیرومند برای برافكندن بنباد ارزشهای مادی شود و امروز رهبر كمونیست چپ یك نقطه دور دست می گوید ، خواهش میكنم به من كتابی درباره اسلام بدهید تا آن را مطالعه كنم و این در حالی است كه همه ما بودیم اما شما نمی توانستید به یك جوانی كه باد ماركسیسم به دماغ او خورده است كتابی بدهید 23/3/68

* امام عزیز با حیات ، ابتكارو تحرك خود كه از آن روح بزرگ و دل روشن بر می آید و همچنین با مرگ پر حادثه و عروج ملكوتی خود به اسلام و انقلاب خدمت كردند . 24/3/68

* امروز (در ارتحال امام )دشمنان انقلاب اسلامی تو دهنی سختی از مردم خورده اند . 24/3/68

* هنر بزرگ حضرت امام این بود كه دیوارهای بین اجتماعات مردم را از بین برد و یك فضای وسیع با دل های آشنا بوجود آورد . 24/3/68

* امام كبیر ما عصر جدیدی را در زمان ما آغاز كردند . 29/3/68

* ایشان عصر گرایش و احترام به ارزشهای انسانی و احترام به عدالت و حریت انسان و اصل احترام به آراءمردم را بنیان گذاشتند كه حتی دشمنان ایشان هم به عظمت امام معترفند . 29/3/68

* اینكه امام می فرمودند (به من خدمتگزار بگویند بهتر است تا رهبر ) با صداقت و راستی بود و تعارفی در كار نبود 29/3/68

* اگر چه جای خالی امام برای ما سخت و تلخ است اما میراث گرانبهای معمار بزرگ انقلاب ، امام خمینی حفظ خواهد شد . 29/3/68

* بخشیدن روح عزت ، استقلال ، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی كه در طول سالیان متمادی سعی شده بود كه اعتماد به نفس از او گرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت او تسلط یابند ، از مشخصه های عمده انقلاب است كه توسط امام خمینی (رحمت الله علیه) در جامعه انقلابی كشور ترسیم شده است . 29/3/68

*راه و روش و اهداف امام خمینی همانند اهداف انبیاءبوده است . 1/4/68

* برای امام ،امت اسلامی و اسلام مطرح بود و ایشان منطقه ای فكر نمی كردند . 1/4/68

*در سخت ترین مراحل ، امام عزیزمان همواره آرام و مطمئن بودند و به مردم اطمینان فراوانی داشتند . 1/4/68

* امام ،خوب این مردم را شناخته بودند و مردم هم حقاًو انصافاً امامشان را خوب شناخته بودند . 6/4/68

* خداوند امام عزیزمان را به عنوان گوهری یكدانه و ذخیره ای از سوی خود در میان ملت ما قرار داد . 10/4/68

* آن روح بزرگ و كوه ستبر به دفعات در برابر عظمت مردم تكان می خورد و می لرزید . 10/4/68

* او كه جوهره درخشان وجودی اش در سایه ربوبیت پروردگار آشكار شد ، بارها و بارها سیاستهای جهانی را جابجا كرده و تغییر داد . 10/4/68

* امام عزیز با رحلت خود امت اسلام را یتیم كردند و شاید در دل ها ، محیط زندگی و در جهان اسلام نتوان تا سالهای متمادی این خلاًعظیم را پر ساخت . 10/4/68

* كلام او همانند بمبی در دنیا منفجر شد و همه را تحت تاثیرقرار داد . 10/4/68

* او زنده است تا اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) زنده است و او زنده است تا پرچم عظمت اسلام و وحدت مسلمین و نفرت از ظالمین بر افراشته است. 17/4/68

* آری امام خمینی زنده است تا امید زنده است و تا حركت و نشاط هست و تا جهاد و مبارزه هست . 17/4/68

* طنین صدای او كه ندای حق و عدل بود در دلهای امتش و در فضای جهان هست و خواهد بود .او نمرده است و نخواهد مرد . 17/4/68

* برای او كه راهرو راه پیامبران بود ، همچون خود پیامبران ،مرگ جسم به معنای مزگ شخصبت نیست . 17/4/68

* او در بانك تكبیر مبارزان مسلمان ، در اراده ای قهر آمیز ملتهای زیر ستم ، در ایمان آگاهانه ی نسل جوان معاصر در دنیای اسلام ، در امید روشن مستضعفان و مظلومان ، در سوز و حال معنوی مناجاتیان ، در حیات دوباره ی معنویت و ارزش های اخلاقی در جهان و در همه ی جلوه های زیبایی كه حركت انقلابی و تاریخ ساز او در دوران معاصر به وجود آورد و بلاخره در دل یكایك عاشقان و مریدانش زنده است . 17/4/68

* برای حیطه بندی عظمت این شخصیت بزرگ به قلم توانا و زبانهای گویا نیاز است . 29/4/68

* او مانند خورشیدی بود كه با درخشش خود اشیاء را آشكار می كند و مانند روحی بود كه با دمیدن به كالبدی اجزاء آن را زنده می سازد او ما را زنده كرد و به حركت در آورد و ما توانستیم به كمك وجود او به ارزش جغرافیائی و تاریخی كشورمان و به حقیقت فرهنگ گذشته قرآن و ملت خود پی ببریم و اگر نظام جمهوری اسلامی و این انقلاب بزرگ و جهانی و نیز این رستاخیز عظیم ایجاد شده در دنیا را به عنوان یك شجرة طیبه بدانیم ریشه آن همین شخصیت عظیم است كه این درخت مبارك رویاند 29/4/68

* شخصیت امام به وجود خارجی او بستگی ندارد ، بلكه عظمت این شخصیت از فكر ، راه و رهنمودهای او مایه می گیرد .لذا اهتمام به احداث مرقد ،گنبد و صحن امام عزیز له معنای تلاش برای حفظ هویت فكری و راه او و نیز زنده نگه داشتن یاد اوست . 29/4/68

* مرقد حضرت امام مركزی برای گسترش الهامات الهی و نورانیت و روح عرفانی برای مردم اهل بصیرت و معرفت خواهد بود . 29/4/68

* بدون شك ما امروز با فقدان رهبر و امام عزیز و معظم بی نظیرمان دچار كمبود و خلاً مهمی هستیم لكن با یاد صلابت ، قاطعیت و معنویت و روحانیت آن بزرگوار و با الهام از درسهای فراموش ناشدنی ایشان امروز مقطع و دوران دیگری را آغاز می كنیم . 14/5/68

* یاد و نام امام بزرگوارمان كاخ قدرتهای طاغوتی و نیز دل آنها را میلرزاند زیرا او خادم به اسلام و مسلمین بود كه با مجاهدت خود و ملتش به اسلام و مسلمین عظمت بخشید 26/7/68

*صلوات و سلام خدا بر شاهد شهیدان و امام مجاهدان و اسوه و مقتدای صالحان و رفعت بخش كلمه پیامبران ، حضرت امام خمینی قدس الله سره و اعلی الله كلمه كه آتش خشم مستضعفان را بر هیمه فسق و فساد و كفر و الحاد و ظلم و استكبار جهانی افكند و اركان سلطة مستكبران را متزلزل ساخت . 1/7/68

* اگر امام نیست ، خدای او ، راه او ، رهنمودهای او و انگشت نورانی اشاره های او كه ما را به راه راست هدایت می كرد ، هست و مهم این است كه ما كار بزرگ امام را بشناسیم و قدر بدانبم . 5/11/68

* بزرگداشت امام برای ما ، جنبه اعتقادی ، ایمانی، انقلابی، عاطفی و ملی دارد . 2/3/69

* شخصیت وجودی امام كه در جایی برای شهادت اسیری اشك می ریزد و در جایی دیگر همچون قضیه شهادت 72 تن از بزرگان انقلاب چون كوهی استوار می باشد با هیچ زبانی قابل توصیف نیست . 2/3/69

* این فكر غلطی است كه حرف دل امام را تنها می توان در رؤیت سیاسی امام دید .حرف دل امام را در مجموعه ای از همه ابعاد وجودی امام با صد زبان همچون فریاد سیاسی ، شعر عرفانی ، لبخند و یا گریه ای بیان شده است . باید دید و سعب و كوشش ما باید بر این باشد كه در تمام جهات كمال امام را مورد توجه قرار دهیم . 2/3/69

* امام برای حیات دوباره اسلام درست همان راهی را پیمود كه رسول معظم (ص) پیموده بود ، یعنی راه انقلاب را، در انقلاب اصل بر حركت است ، حركتی هدفدار ، سنجیده ، پیوسته ، خستگی ناپذیر و سرشار ایمان و اخلاص ، در انقلاب به گفتن ، نوشتن و تبیین اكتفا نمی شود ، بلكه پیمودن و سنگر به سنگر پیش رفتن و خود را به هدف رساندن، اصل و محور قرار می گیرد ، گفتن و نوشتن هم در خدمت همین حركت در می آید و تا رسیدن به هدف یعنی حاكمیت بخشیدن دین خدا و متلاشی ساختن حكومت شیطانی ادامه می یابد . 13/3/69

* امام خمینی یك حقیقت همیشه زنده است ، نام او پرچم انقلاب ، راه او راه انقلاب و اهداف او اهداف ابن انقلاب است 13/3/69.

* حیات و شخصیت خمینی كبیر ، تجسم اسلام ناب محمدی (ص) و تبلور انقلاب اسلامی بوده و او خود و سخنش و انگشت اشاره اش خضر راه این حركت الهی و روشنگر نقاط مبهم و برطرف كننده همه ی تردیدها بوده و همجنان خواهد بود . ملت ایران و از همه بیشتر مسئولان كشور باید این درس بزرك را هرگز از یاد نبرد . 13/3/69

*این عصر را باید عصر امام خمینی نامید و ویژگی آن عبارتست از پیدایش و جرأت و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگویی ابر قدرتها و شكستن بت های قدرت ظالمانه و بالندگی نهال قدرت واقعی انسان ها و سر بر آوردن ارزش های معنوی و الهی . 13/3/69

* در همه جای عالم فاصلة میان زندگی و رؤسای كشور با مردم كوچه و بازار فاصلة شاه و گداست و حتی حكومتهایی هم كه داعیة توده‌ای داشتند نتوانستند از زندگی مسرفانه شاهان برای خود صرفنظر كنند افتخار نظام اسلامی آن است كه امام عظیم الشأنش تا پایان عمر در زی طلبگی زندگی كرد . 13/3/69

*بر اساس جهان بینی اسلامی اعتقاد راسخ به لزوم اتحاد مسلمین ، برای حل مشكلات مسلمانان و عظمت و سر بلندی و قدرت اسلام ضرورت دارد و این هدفی بود كه امام همواره آن را دنبال می كردند . 17/3/69

* امام بزرگوارمان بذر وحدت را پاشیده اند و نهال اسلامی در حال رشد است این حركت استمرار خواهد داشت و استكبار از ضربه زدن به این حركت پر شتاب كه راه روشنی را در پیش روی خود دارد ناتوان است . 17/3/69

* فتح دلهای آحاد امت اسلامی در اقصی نقاط جهان كه در برابر عظمت امام و راه و پیام او از خود اطاعت ، تسلیم و همراهی نشان دادند از اخلاص آن بزرگوار كه نقطه اساسی حیات او بود ناشی می شد و فقط با اخلاص در گفتار و عمل است كه می توان راه امام را طی كرد . 17/3/69

* بر اساس معانی قرآنی واقعی ، حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه انسان حكیمی بودند كه با حكمت خود فعل و انفعالات عالم غیب را درك می كردند . اما در عین آنكه از اندیشه سیاسی بسیار بالایی برخوردار بودند بعنوان یك انسان استثنائی زمان ما حقایق را می فهمیدند و این همان عالم غیب ملكوت وجود انسان است كه راه رسیدن به آن تقوی و عمل به تكلیف شرعی است . 31/6/68

*عظمت و شخصیت رهبری حضرت امام رضوان الله تعالی علیه قابل قیاس با هیچ یك از رهبریهای دنیای امروز نبود .اما ایشان هیچگاه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را به خود نسبت نمی دادند .امام برای مردم یك وسیله الهی بودند و ایشان حركت عظیم مردم و اخلاص و فداكاری آنان را موجب این پیروزی بزرگ می دانستند . 30/8/69

* رهبری و نظام جمهوری اسلامی اكنون با ذخیرة ارجمند و تمام نشدنی و نیز با آن تصور والا و دست نیافتنی از شخصیت رهبر كبیرمان روبروست ، نه اینجانب كه طلبه ای كوچك با كاستی ها و قصورهای فراوان است و نه هیچ فرد دیگری در جمهوری اسلامی قادر نیست كه به قله آن شخصیت ممتاز و استثنائی دست یابد و خود را با پدر و معمار انقلاب اسلامی و سازنده و پردازنده جمهوری اسلامی مقایسه كند . او نخستین بود كه دومین نداشتن و فاصله میان او و امثال اینجانب فاصله ای ژرف و نا پیمودنی است . لیكن اكنون این فرصت بزرگ و استثنایی برای امثال اینجانب وجود دارد كه از آن ذخیرة بسیارگرانبها و همچون ودیعه ای الهی و الهامی معنوی بهرمند گردیم . 8/3/70

* اینجانب كه خود را شاگردی متواضع و فرزندی مطیع و مریدی دلباخته آن روح الله می دانم این توفیق را داشته ام كه در تمام ده سال و جند ماه پس از ورود رهبر كبیر به ایران تا لحظه عروج آن روح ملكوتی از آن سر چشمة فیاض سیراب شده و لحظه لحظة جریان مبارك آن هدایت الهی را با همة وجود خود لمس كنم .سخن و اشارات او ،اندیشه و نصیحت او ،دستور و توصیه او و بلاخره رفتار او عطیه های گوناگونی بود كه سخاوتمندانه از آن قلة مصفا می جوشید و معدودی از یاران او را كه در دامنه بودند پیوسته بهرمند می كرد. 8/3/70

* درس او تنها آن نبود كه در حوزة علمیه از او فرا گرفتیم و یا در دوران شانزده ساله مبارزه از دور و نزدیك به جان نوشیدیم ،بزرگترین و ماندگارترین درس او آنها بود كه در این دهسال همچون آیات حكمت به جان و دل خریدیم و در لوح ضمیر ثیت كردیم .به كمك و ارادةالهی هیچ حادثه و هیچ انگیزه ای نخواهد توانست آن را كه بخشی از وجود ماست از ما جدا كند و اینجانب در مسئولیت خطیر و جدید خود ملتزم و متعهدم كه مو به مو آن درسهای الهی را بكار بندم . 8/3/70

* دوران ده ساله حیات مبارك امام خمینی رضوان الله تعالی علیه الگو و نمونه حیات جامعه انقلابی ما است و خطوط اصلی انقلاب همان است كه امام ترسیم فرموده است .دشمنان خام طمع و كوردل كه گمان كردند كه با فقدان امام خمینی دوران جدید با مشخصاتی متمایز از دوران امام خمینی قدس سره آغاز شده است سخت در اشتباهند . 8/3/70

* امت امام و شاگردانش او كه از سرچشمةفیاض آن موجود ملكوتی سیراب شده و عزت و كرامت اسلامی و انسانی خود را در آن جسته اند اكنون شاهد آنند كه ملتهای دیگر حتی ملتهای غیر مسلمان ، نسخه تعالیم انقلابی آن قائد عظیم را مایه نجات خود دانسته و آزادی و غیرت خویش را در آن یافته اند .امروز به بركت نهضت آن یگانه دوران ، مسلمانان در همه جا بیدار شده اند و كاخ امپراتوریها ی سلطه ظالمانه رو به ویرانی نهاده است .ملتها ارزش قیام ملی را دریافته و غلبه خون بر شمشیر را تجربه می كنند و همه در همه جا چشم به ملت مقاوم و نستوه ایران دوخته اند . 8/3/70

* بدیهی است كه برای آمریكا و دیگر سردمداران استكبار چیزی مهمتر و از این نیست كه ملت ایران از راه دهساله خود برگرددیا در آن تردید كند زیرا در این صورت نقطه درخشان امید ملتها كور خواهد شد و غلبه خون بر شمشیر مورد تردید قرار خواهد گرفت . ما صریحاً به ملتهای جهان اعلام می كنیم كه تفكر ( خاتمه یافتن دوران خمینی ) كه دشمن با صد زبان سعی در القاء آن دارد خدعه و نیرنگی استكباری بیش نیست و علی رغم آمریكا و همكارانش امام خمینی در میان ملت خود و جامعه خود حاضر است و دوران امام خمینی ادامه دارد و خواهد داشت . راه او راه ما ، هدف او هدف ما و رهنمود او مشعل فروزنده ماست همة ملت و مخصوصاً جوانان عزیز و نوجوانان ، خود را سربازان محبوب امامشان بدانند و با اتكال به خدا و استمداد از حضرت ولی الله الاعظم ارواحنا فداه با قوت و قدرت بسمت هدفهای عالی امامشان حركت كنند و بدانند كه پیروزی نهایی از آن ماست 8/3/70

* راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همة قدرت و قاطعیت خود حركت خواهیم كرد . 8/3/70

*وظیفه همة ماست كه با توكل به خدا و تقویت روح اخلاص و همبستگی ، حركت عظیمی را كه امام بزرگوار آغاز كرده اند ادامه دهیم . 8/3/70

* ادامه خط امام یعنی طرفداری از فقرا ، ضعفا ، عدالت اجتماعی ، وحدت ملی ، مقابله و معارضه با استكبار جهانی و وابستگان آنها . 8/3/70

* امام آن روح الله بود كه با عصا و ید بیضای موسوی و بیان و فرقان مصطفوی به نجات مظلومان كمر بست ، تخت فرعونهای زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت . 8/3/70

* امام به همه فهماند مه انسان كامل شدن ، علی وار زیستن و تا نزدیكی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست 8/3/70

*حقیقتاً برای انسانی بزرگ و شخصیتی بی نظیر مانند امام خمینی جا داردكه برگزیده ترین انسانها و صافترین و پاكترین دلها از احساس تكریم نسبت به او سرشار شوند . 8/3/70

* خصلتهایی كه در امام بود هر كدام به تنهایی كافی بود كه از یك فرد ، انسانی بزرگ بسازد بسیار خردمند ، هوشیار ، زیرك و آگاه .از آن انسانهایی كه به راحتی نمی توان حقیقتی را به او واژگونه جلوه داد . انسانی با ارادة پولادین كه هیچ مانعی نمی توانست جلو دار او شود .در عین حال انسانی بسیار رئوف و دلرحم چه در هنگام مناجات با خدا و چه در هنگام برخورد با نقطه هایی از رندگی انسانها ، در عین حال دارای حس خویشتن داری ئ تقئا ، یعنی انگیزه های نفسانی و هواها و هوسها در او نبود و كمتر سراغ داریم انسانی كه اسیر هواها نباشد .ولی او امیر بر هواهای خود بود . در عین حال در نهایت تواضع و فروتنی و صبر و بردباری بود . سختترین حوادث در اقیانوس وجود او تلاطم ایجاد نمی كرد . 8/3/70

* ادامه راه امام فقط با بصیرت و صبر میسر است . نگذارید به بهانه های گوناگون آدمهای كم بصیرت ، یا كم صبر یا خود خواه با بی توجه به مصالح عمومی مردم میان صفوف مستحكم شما فاصله بیاندازد ، شما را نسبت به یكدیگر یا نسبت به مسئولین دل چركین و نگران كنند آگاه باشید و بدانید این راه به هدف خواهد رسید . 16/3/70

* امام بزرگوار ما به اسلام و مسئولین و مسلمین قوت قلب و عزت یخشید . 16/3/70

* امام بزرگوار ما با این انقلاب ، مسلمانان را نشاط بخشید ، اسلام را زنده كرد . 16/3/70

* امام عظیم الشان رویای بی تعبیر تشكیل حكومت اسلامی را در عالم خارج و واقعیت محقق كرد تا انسانها بتوانند در همةابعاد بر اساس اعتقادات خود زندگی كنند و با همت امام بود كه پیام حق اسلام به آفاق عالم رسید و لازمه ظهور انسانهای برجسته ای چون امام امت ، گذشت از راحتی ها ، شهوات نفسانی و وسوسه های گوناگون و آشنا كردن دل با انوار و الطاف الهی است و برای تحقق ابن منظور باید تلاش و مجاهدت كرد . 18/7/71

امام پدیده‏اى شگرف بود كه كفایت و كمال توانمندى مكتب را در تربیت نفوس انسانى در عصر حاضر به نمایش گذارد. او بهترین گواه، بر عملى بودن برنامه‏هاى اسلام در اعلى مرتبه ایمان، عزم، نظم، هدایت، اخلاص، آزادگى و عدالت خواهى در دوران كنونى بود.امام قرائت عملى اسلام در چگونه زیستن است، همواره دغدغه بودن بر مدار تكلیف را داشت و نه ماندن در متون تاریخ، امام در تشخیص تكلیف، بصیر و تیزبین بود و در انجام تكلیف، شجاع و خالص و ثابت قدم، او در لحظه لحظه عمرش زانوى ادب و بندگى در پیشگاه خدا داشت و لحظه‏اى از عبودیت دائم، رخ برنتافت.امام عبد صالح خدا بود، در عبد بودن با عالى‏ترین جذبه‏هاى عرفان و عشق، در منازل عالیه سلوك با محبوبش «ملاقات» داشت و در صالح بودن با تمامیت عشق و عرفان، در مناسك حیات ابراهیمى‏اش «یكپارچه عمل بود و عمل» آنچه را كه ما درباره او مى‏گوییم وصفى است شبح گونه و نامأنوس، كه این خود حاكى از جان دور مانده ما از افق اعلایى است كه امام بدان دست یافته، و از این رو به سراغ كسى مى‏رویم كه درد و قرابت، یعنى جان الهى و جایگاه خدایى با او پیوند دارد. سراغ خورشید را از جان خورشید شده، مى‏گیریم و از فرزانه و حكیم و عارف و مدبّر و سیاستمدارى كه در عالى‏ترین تقدیر ممكن بر جایگاهى جلوه كرد كه امام آن را جان بخشید، به محضر حضور و آگاهى و عشق و عرفان و بندگى كسى مى‏رویم كه در یك لحظه رمزآمیز و با شكوه و الهىِ «ثم انشأناهُ اخرین» بر كالبد نیاز امت به هدایت و رهبرى، جان بخشید و روحى، روح‏اللّه‏ گونه و نگاهى به سان امام با صلابتى عالمانه، ناخداى سفینه نجاتمان شد، تا در امواج متلاطم روزگارمان آن را رهبرى كند. اگر چه همیشه دلِمان داغدار دردها، تنهایى‏ها، مظلومیتها و مشكلات عظیمى است كه بر سر راه زعامت على گونه‏اش هست، اما مى‏دانیم سینه باصفا و سینایى امت، صفوف آماده باشى است كه با اشاره او حضور مى‏گیرند و با فرمانش حماسه مى‏سازند.

مفتخریم كه روح امام در راه نائب الامام جارى و زنده است و ما نیز تا آخرین رمق پاسدار همه ارزشها و آرمانها و اصالتهایى خواهیم بود كه امروز به دست رهبر عزیزمان تبیین و ترسیم مى‏گردد. با این امید جانمان را به كلام جانباز مكتب امام، رهبر عزیز و معظم انقلاب اسلامى مى‏سپاریم و سراغ «او» را از «او» مى‏گیریم كه این سلسله تربیت شدگانِ «او»یند.

مراد و محبوب
امام خمینى، شخصیتى آنچنان بزرگ بود كه در میان بزگواران و رهبران جهان و تاریخ، بجز انبیا و اولیاء معصومین علیهم‏السلام به دشوارى مى‏توان كسى را با این ابعاد و این خصوصیات تصور كرد.. آن بزرگوار، قوت ایمان را با عمل صالح، ارداه پولادین را با همت بلند، شجاعت اخلاقى را با حزم و حكمت، صراحت لهجه را با صدق و متانت، صفاى معنوى و روحانى را با هوشمندى و كیاست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت، ابهت و صلابت را با رقّت و عطوفت و خلاصه بسى خصایص نفیس و كمیاب را كه مجموعه‏ى آن در قرنها به ندرت ممكن است در انسان بزرگى جمع شود؛ همه و همه را با هم داشت. الحق شخصیت آن عزیز یگانه، شخصیتى دست نیافتنى و جایگاه والاى انسانى او جایگاهى دور از تصور و اساطیرگونه بود. او، رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ایران و امید روشن همه‏ى مستضعفان جهان و بخصوص مسلمانان بود.

ممتاز و بى نظیر
یقینا خصوصیات امام، استثنایى و ممتاز و بى‏نظیر است و هرچه در ابعاد شخصیت ایشان تأمل كنیم؛ این استثنا و امتیاز را بهتر و بیشتر مى‏یابیم.

شخصیتى بى ‏بدیل
شخصیت عظیم رهبر كبیر و امام عزیز ما، حقا و انصافا پس از پیامبران خدا و اولیاى معصومین، با هیچ شخصیت دیگرى قابل مقایسه نبود. او ودیعه خدا در دست ما، حجت خدا بر ما و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏دید، عظمت بزرگان دین را باور مى‏كرد. ما نمى‏توانیم عظمت پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، امیرالمؤمنین علیه‏السلام ، سیدالشهداء علیه‏السلام ، امام صادق علیه‏السلام و بقیه‏ى اولیا را حتى درست تصور كنیم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصیت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند؛ اما وقتى انسان مى‏دید شخصیتى با عظمت امام عزیزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ایمان قوى، عقل كامل، داراى حكمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنایى به زخارف دنیا، تقوا و ورع و خداترسى و عبودیت مخلصانه براى خدا، دست نیافتنى است و مشاهده مى‏گردد كه همین شخصیت عظیم، چگونه در برابر آن خورشیدهاى فروزان آسمان ولایت، اظهار كوچكى و تواضع و خاكسارى مى‏كند و خودش را در مقابل آنها، ذره‏اى به حساب مى‏آورد؛ آن وقت انسان مى‏فهمید كه پیامبران و اولیاى معصومین علیه‏السلام چقدر بزرگ بودند. او اصلاً از جنس و خمیره‏ى انبیا بود. توصیف و ترسیم چهره آن عزیز خدا و عزیزِ بندگان صالح او، واقعا خیلى مشكل است.

ویژگیهاى بشرى او كمتر در افراد عادى پیدا مى‏شود. اگر یكى از آن خصوصیات در فردى مشاهده شود، او انسان بزرگى به شمار مى‏رود؛ چه رسد به آنكه همه ویژگیهاى ممتاز را در یك جا در خود جمع كرده باشد. امام (رحمت الله علیه) انسانى بسیار عاقل، دوراندیش، حكیم، آدم شناس، تیزبین، حلیم، متین و آینده نگر بود كه هر كدام از این صفات، كافى بود كه شخصى را در مرتبه‏اى والا جاى دهد و احترام همگان را جلب كند.

میراث امام
اما خرسندیم كه میراث او در دست ماست و آن، «جمهورى اسلامى» توأم با ارزشهایى است كه او در این جمهورى به وجود آورد، یا بهتر است بگوییم با ارزشهایى كه او جمهورى اسلامى را با آن ساخت. ما مس بودیم، او ما را طلا كرد. او كیمیا بود، او اكسیر بود. ما زندگى معمولى داشتیم، او خمودگیها را تبدیل به تحرك و تپش كرد و انسان ساخت.

فاتح فتح الفتوح
در پیامى، به مناسبت یكى از فتوحات ارزنده شما در جبهه، فرمودند: «فتح الفتوح»، عبارت از ساختن اینگونه انسانها و جوانهاست. در حقیقت، فاتح این فتح الفتوح، خود او بود. او بود كه این انسانها را ساخت. او بود كه این فضا را مهیا كرد. او بود كه مسیر را به وجود آورد. او بود كه ارزشهاى اسلامى را بعد از انزوا و خمول، دوباره احیا كرد. میراث او همین ارزشها و همین جمهورى اسلامى است. هر كدام از ما در هر مسؤولیتى كه هستیم؛ عشق و محبت وافرمان را به آن عزیز، باید در حفظ و تداوم ارزشها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنیم.

ذخیره ‏اى بس گرانبها
او، عبد صالح و بنده خاضع خدا و نیایشگرِ گریان نیمه شبها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل یك مسلمان و نمونه بارز یك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشید و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او ملت ایران را از اسارت بیگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصیت و خودباورى بخشید. او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و امید را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. او، در عصرى كه همه دستهاى قدرتمند سیاسى براى منزوى كردن دین و معنویت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مى‏كردند، نظامى بر اساس دین و معنویت و ارزشهاى اخلاقى پدید آورد و دولت و سیاستى اسلامى بنیان نهاد. او جمهورى اسلامى را ده سال در میان طوفانهاى سهمگین و حوادث سرنوشت ساز، قدرتمندانه اداره و حراست و هدایت كرد. و به نقطه‏اى مطمئن رسانید. ده سال رهبرى او براى مردم و مدیران ما، یادگارى فراموش نشدنى و ذخیره‏یى بس گرانبهاست.

امیر هواها و خواهش‏ها
حقیقتا براى انسان بزرگ و شخصیت بى‏نظیرى مثل امام عزیز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزیده‏ترین انسانها و هوشمندترین ذهنها و صافترین و پاك‏ترین دلها و جانها، از احساس تعظیم و تكریم، سرشار شوند. فرق است میان شخصیتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهریش، مورد احترام و تجلیل واقع مى‏شود و كسى كه شخصیت و عظمت و عمق وجود و آراستگیهاى گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظیم و تجلیل و ستایش و تكریم وادار مى‏كند. امام عزیز ما، از این نوع انسانها بود.امام (ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت، بسیار خردمند و عاقل و متواضع و هوشیار و زیرك و بیدار و قاطع و رئوف و خویشتن دار و متّقى بود. نمى‏شد حقیقتى را در پیش چشم او واژگونه جلوه داد. داراى اراده‏یى پولادین بود و هیچ مانعى نمى‏توانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسیار دل رحم و رقیق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بى‏خود مى‏شد و چه در هنگام برخورد با نقطه‏هایى از زندگى انسانها كه به طور طبیعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مى‏كند. انگیزه‏هاى نفسانى، جاذبه‏هاى مادى، هواها و هوسها، نمى‏توانست به قله رفیع وجود با تقواى او دست اندازى كند. او امیر هواها و خواهشهاى خود بود.

نكته اصلى در شخصیت معنوى امام
نكته اصلى این است كه اگر در مجموعه ذى قیمتى كه شخصیت معنوى امام (رحمت الله علیه) را تشكیل داده بود، عنصر عبودیت و اخلاص وجود نمى‏داشت؛ او به این موفقیتها نمى‏رسید. بنابراین، كارهاى انجام شده، خیلى عظیم‏تر از آن است كه شخصیتى با همه آن خصوصیات - منهاى ارتباط با خدا - بتواند آن كارها را انجام دهد.

حیات و ممات امام براى خدا بود
حیات و ممات این مرد بزرگ، براى خدا بود: «سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّا»(1). قیامش، تبعیدش، آمدنش، زندگى پربركتش و از دنیا رفتنش، براى خدا بود.

علمدار اسلام ناب
روزى كه ما پشت سر امام عزیز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مى‏كردیم؛ مى‏دانستیم كه دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها، در مقابل ما صف آرایى مى‏كنند. در صدر اسلام هم همین‏گونه بود. آن روزى كه یهودیها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدینه پیامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنین واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللّه‏ و رسوله»(2) این، چیز تازه‏یى نیست، خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شریرها و فاسدها، علیه شما همدست خواهند شد. بنابراین، آنها چون صدق وعده الهى را دیدند؛ ایمانشان قویتر شد.

آرمانهاى بزرگ امام
آرمانهاى بزرگى كه امام (رحمت الله علیه) بیان مى‏كردند، عبارت بود از: مبارزه با استكبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقیقى و همه جانبه ملت، (خودكفایى به معناى كامل)، پافشارى فراوان و تمام نشدنى بر حفظ اصول دینى و شرع و فقه اسلامى، ایجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ایجاد قسط و عدل در جامعه اسلامى، حمایت بى‏دریغ و همیشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پایین جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه ما شاهد بودیم كه امام در این خطوط، مصرّانه و بدون تعلل، حركتش را ادامه داد. ما باید راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنیم.فرداى آن شبى كه امام عزیز (رحمت الله علیه) به جوار رحمت الهى پیوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حیرت، تفألى به قرآن زدم؛ این آیه شریفه سوره كهف آمد: «واما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى و سنقول له من امرنا یسرا»(3). دیدم واقعا مصداق كامل این آیه، همین بزرگوار است. ایمان و عمل صالح و جزاى حسنى، بهترین پاداش براى اوست
اگر چه امام (رحمت الله علیه) عوامل و عناصر و مقدماتى كه وجود ظاهرى او را به وجود مى‏آورد و تشكیل مى‏داد، با خود برد؛ اما افكار، آرمانها، جهان بینى، هدفها، توصیه‏ها، راهها و ابزارها را در اختیار ما گذاشت. هم اكنون بخش عظیمى از شخصیت امام در اختیار ماست. آرمانهاى اعلام شده به وسیله او، برترین و بالاترین آرمانهاست. ما باید اینها را دنبال كنیم. ملتى كه این طور بر سر و سینه مى‏زنند و اشك مى‏ریزند و دل در سینه‏هاشان، تاب ماندن ندارد و هر كدام اگر مى‏توانستند همه دنیا را مى‏داند تا امام را لحظه‏اى دیگر به حیات بازگردانند؛ اینها دنبال افكار امام (رحمت الله علیه) هستند و او را به خاطر فكر و ایده و آرمان و راه و مجاهدت و مقاومتش دوست مى‏دارند. ما باید آرمانهاى این مردم و شما رزمندگان را نگه داریم.

محو در تكلیف شرعى
شخصیت امام تا حد بسیار زیادى به اهمیت و عظمت آرمانهاى او مربوط مى‏شد. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسیار عظیمى را انتخاب مى‏كرد.تصور این هدفها، براى انسانهاى معمولى دشوار بود و مى‏پنداشتند آن هدفهاى والا، دست نیافتنى هستند؛ لیكن همت بلند و ایمان و توكل و خستگى ناپذیرى و استعدادهاى فراوان و توانایى‏هاى اعجاب انگیزى كه در وجود این مرد بزرگ نهفته بود؛ به كار مى‏افتاد و در سمت هدفهاى مورد نظرش پیش مى‏رفت و ناگهان همه مى‏دیدند كه آن هدفها محقق شده است.نقطه اساسى كار او، این بود كه در اراده الهى و تكلیف شرعى محو مى‏شد. هیچ چیز برایش غیر از انجام تكلیف، مطرح نبود. واقعا او مصداق ایمان و عمل صالح بود. ایمانش به استحكام كوهها مى‏مانست و عمل صالحش با خستگى ناپذیرىِ باورنكردنى، توأم بود. آنچنان در تداوم عمل، صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حیرت مى‏كرد. به همین خاطر هدفهاى بزگ او وصول شد و امكان دست یافتن به قله‏ها، حتمى گردید.

جمهورى اسلامى، در حالى به وجود آمد كه هیچ كس در دنیا باور نمى‏كرد این نظام پابرجا بماند و بر دشمنان كینه ورز و قدرتمند خود، فایق آید. ما باید این راه را ادامه دهیم. آن چیزى كه از امام براى ما قابل تقلید است، هدفهاى او و حركت به سمت آن اهداف است. هیچ كدام از هدفها و آرمانهایى كه امام معین كردند، صرف‏نظر كردنى نیست. آن بزرگوار براى ملت ایران و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، بهترین و والاترین و اصیل‏ترین هدفها را انتخاب كردند و به زبان آوردند و آنها را در دهها اثر از ادبیاتِ مخصوصِ خود، ثبت كرده و حركت به سمت آنها را نشان داند.

نقش حضرت امام(رحمت الله علیه)در پیدایش انقلاب عظیم اسلامی
حُسن بزرگ امام این بود كه خودش را به عنوان یك شخص، مطرح نكرد و برای خودش هم در مسائل مربوط به اسلام و مسلمین، به عنوان یك شخص ، مطرح نبود. امام به عنوان یك انسان حل شده در اسلام و یك انسان دل داده به معارف الهی مطرح بود؛ كه از بن و دندان واز صمیم قلب، این معارف را پذیرفته بود و جزو جان او شده بود. او حاكمیت خدا را بر زندگی انسان قبول كرده بود؛ كما این كه درا ین زندگی شخصی خودش حاكمیت خدا را حقیقتاً ‍‍‍پذیرفته بود، عبد و مطیع خدا بود. حاكمیت الهی از این جا شروع می شود؛ اول دلمان را بندۀ خدا بكنیم ‌، خدا را بر دلمان و بر وجودمان حاكم بكنیم و بعد در سمت ایجاد حاكمیت «الله» بر كل فضای زندگی جامعه و كشور، حركت كنیم، تا بعد به دنیا برسیم. یك چنین انسان هایى می توانند كار بكنند و پیش بروند و امام ،‌حقیقتاًً در این میدان ، امام و رهبر الهی بود؛ لذا فریادی كه او سرداد ، فریاد اسلام و فریاد خدا بود و به بركت نام و راه خدا ، با دل ها رابطه برقراركرد و دل ها را در قبضه گرفت. همیشه همین جور است كه وقتی پای یك امر الهی به میان آمد، یافته های طاغوتی به خودی خود كنار زده می شوند. مهم این است كه آن امر الهی ،‌آن عزم و آن اقدام الهی ، قدم به میدان بگذارد؛« َفاِذا دَخَلتُموهُ فَاِنكُمْ غالِِبُونْ». كنار كه بنشیند، هیچ اثری ندارد. بزرگترین انسانها ،بالاترین تقدسها و دانش ها، وقتی وارد میدان نشود و كنار بنشیند ، همه امواج از روی سر او رد خواهد شد و عقب می ماند؛ اما وقتی كه آنچنان ایمان و عزمی ،آن چنان دانش و دل پر نور و با صفایِی وارد میدان شد، آن وقت «سحر با معجزه پهلو نزند ، دل خوش دار» هر سحری با آمدن معجزه، باطل میشود. وقتی عصای موسی وسط آمد،«اما جئتم به السحر»، آن چیزی كه شما به میدان آورده اید ، جادو و فریب است؛ حقیقت نیست . حقیقت، عصای موسی است ؛ وقتی وارد شد، همه آن سحرها مثل سایه ای كه در مقابل فروزش یك چراغ از بین میرود، از بین میروند. امام این كار را كرد؛ لذا دل ها جذب شد. بعضی تعجب می كنند؛ در تحلیل این پدیده مانده اند كه چطور شد در آن نظام فاسد و باطل كه همه عوامل فرهنگی، جوان ها را به سمت فساد سوق می داد، ناگهان جوان ها جلو آمدند و این انقلاب عظیم ، راه افتاد! علت، این است. این تحلیل جامعه شناسی و روان شناختی كاملاً واضحی هم دارد. امام با مركب وارد این میدان شد كه هر كه بر آن مركب ، سوارباشد ، می تواند همه خفتگان را بیدار كند.

بزرگترین هنر انقلاب كه امام، آن را فتح الفتوح انقلاب دانستند، نورانی كردن جوان ها بود
در خصوصیات مادی زندگی انسان، بعد از نعمت حیات، خصوصیت جوانی، خصوصیت خیلی مهمی است؛ لذا شما ببینید در روایات ما مكرر آمده است كه خدای متعال در روز قیامت ،نمی گذارد هیچ انسانی قدم از قدم بر دارد، مگر این كه درباره چهار چیز از او سؤال و مؤاخذه می كند، یكی از آن ها جوانی است؛ «جوانی را چگونه و در كجا صرف كردید؟» خدای متعال، این منبع انرژی و توان را كه در یك برهه از عمر ، به همه انسان ها داده می شود- بی استثنا همه از این دوره عبور می كنند- برای ذخیره سازی و ایجاد قاعده مستحكمی برای زندگی سعادتمند قرار داده است. بعد كه از این دوره گذشتید ،همت كارهای بزرگ در انسان ،كم می شود و انسان نمی تواند كارهای زیر بنایی را انجام بدهد، شخصیت سازی و خود سازی برای انسان، دشوار می شود. البته خدای متعال هیچ چیز را برای بشر –با این قدرت عظیمی كه به بشر داده- محال نكرده است؛ بالاخره هر كسی تا آخر عمر می تواند انواع كارها و تلاش های بزرگ را انجام بدهد؛ اما دشوار شدن كار بعد از دوره جوانی، و روانی و آسانی آن در دوره جوانی، یك حقیقت مهم است. بسیاری از مردم دنیا در طول تاریخ، در این برهه، دچار خسارت می شوند؛ یعنی جوانی را كه سرمایه ای زائل شدنی است، خرج می كنند ، بدون این كه با این خرج ، سرمایه گذاری مهمی برای آینده زندگی خودشان بكنند؛ بعضی به غفلت ، بعضی به شهوات، بعضی به برخی از امور مفید، اما بدون رعایت صلاح معنوی و روحی خودشان ، آن را صرف می كنند. بزرگترین هنر این انقلاب كه امام، آن را فتح الفتوح این انقلاب دانستند، این بود كه توانست جوان هایی را تربیت كند كه در دنیای مادی آلوده و از لحاظ اخلاقی، لجنزار، انسان هایی با دل های پاك و نورانی و با تصمیم های راسخ و هوشمندانه و خردمندانه راه بزرگان بشریت و راه سعادت بشر را انتخاب بكنند......این انقلاب، آن اكسیر بود؛ مس ها را طلا و فلزها و ظرفیت ها را عوض كرد. درست مثل همان كاری كه پیامبر در صدر اسلام كرد. وقتی مصعب بن عمیر در جنگ احد شهید شد، پیامبر بالای سر او آمد و گریه كرد- طبق آنچه كه در روایت و تاریخ هست- و به اصحابش گفت: این جوان در مكه- البته قبل از مسلمان شدنش- بهترین و زیباترین و فاخرترین لباس ها را می پوشید و با زیباترین آرایش ها در مكه می خرامید(به تعبیر من) و همه مرد و زن مكه به این جوان نگاه می كردند. جوانی طبق ارزش های جاهلی و غرق در همان ارزش ها، همه همتش در آن روز این بود كه لباس زیباتر و فاخرتری بپوشد و چهره جذابتری داشته باشد. اسلام این جوان را منقلب و تبدیل به یك قهرمان و یك آدم معنادار كرد؛ كه پیامبر قبل از اینكه از مكه به مدینه تشریف ببرند، برای اینكه یثربی های آن روز، قرآن را یاد بگیرند، این جوان را فرستاد. پیرمرد هم دور برشان داشتند ولی این جوان را فرستاد؛ او معلم قرآن اهل یثرب شد! در جنگ احد هم شهید شد؛ روی خاك های داغ بیابان افتاده بود، پیامبر ایستاد، به جسد مطهر او نگاه كرد و بنا كرد گریه كردن!

این انقلاب است؛ انقلاب ارزش ها یعنی این، یعنی آن چیزهایی را كه برای یك جوان، مهم است، تغییر میدهد. برای یك جوان، مهم این بود كه فلان عطر را بزند، فلان كفش را بپوشد، موهایش را فلان جور آرایش كند و در فلان خیابان، یك ساعت، دو ساعت را برود! نه به فكر پیشرفت و آبادانی كشور، نه به فكر اندكی آباد كردن و نورانی كردن دل خود! غرق در همین مسائل مادی، كه نقطه اوجش- فرضاً- یك شهوترانی در امور جنسی، یا در امور خوراكی بود!...... عزیزان من! جوانی، این گونه می گذشت؛ وانقلاب، آن را تبدیل كرد. مثل اینكه گوهر گران قیمتی به دست یك مشت بچه نادان بیفتد، در كوچه و خیابان ها با آن تیله بازی بكنند، بعد كسی بیاید و آن را قیمت گذاری و تمیز كند، و آن را در جای مناسب خودش مصرف كند. این جوانی، همان گوهر گران بهایی بود كه در فرهنگ و رژیم گذشته، بر اثر تبعیت كور كورانه از فرهنگ غربی، و برای این كه مصلحت سیاستمداران آن روز هم نبود كه جوان ها فكر كنند، چیزی بفهمند و در راه حقیقتی، در راه اصالت ها، در راه خدا، در راه معنویت و در خود سازی حركتی بكنند و برایش مایه دردسر بود، لذا استقبال می كرد كه جوان ها رو به فساد بیاورند! انقلاب آمد و آن گوه را به جوان ها شناساند؛ جنگ تحمیلی هم میدانی برای بروز این گوهر تابناك در وجود جوان ها شد؛ الحمدالله بعد از جنگ هم ادامه پیدا كرده است. من به شما می گویم بدانید كه دشمن؛ همین نقطه را هدف قرار داده است! اگر نورانی كردن جوان ها و متوجه كردن آن ها به اهمیت مصرف كردن جوان ها در راه ارزش های والا، نقطه فتح الفتوح انقلاب است، فتح الفتوح استكبار و ضد استكبار هم این است كه همین نقطه را از جوان ها بگیرد؛ باز جوان ها را سرگرم فساد، آلودگی، بد فهمی و بحث های پوچ و بیهوده شبه فلسفی كند كه هیچ حقیقتی پشت سرش نیست! فقط برای گفتگو كردن و سرو كله زدن و ساعتی وقت گذراندن- بدون اینكه هیچ فایده ای در آن باشد- و غافل كردن آن ها از حقیقت، از راه زندگی، از آرمان های انقلاب و از انتظاری كه این ملت و انقلاب از جوان ها دارد، به كار می رود!

پشتوانه پیروزی نهضت ما
درمورد مسئلــه محــرم و عــاشــورا بـاید بگویم که روح نهضت ما و جهت گیری کلی و پشتوانه پیـــروزی آن همین تــوجه به حضرت ابی عبـدالله (ع) و مسائـــل مربــوط بــه عــاشـورا بـــود. شایــد بــرای بعضی هــا این مسئله به قــدری ثقـیل به نظر برسد، لیکن واقعیت همین است. هیـچ فکــری حتی اگـــــر ایمـــان عمیقی هـــم همــراه آن بـــاشد، نمی توانست توده های عظیم میلیونی مــــردم رد آن چنـان حـــرکت بدهد کـــه در آن چنان حرکت بدهد که در راه انجام آن چه احساس تکلیف می کردند، در انــواع فــداکـــاری ذره ای تردیــد نداشته باشد.



پی نوشت :
تهیه کننده : سید امیرحسین کامرانی راد
1.سوره مریم، آیه 15

2.سوره احزاب، آیه 22
3.سوره كهف، آیه 88


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :