پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
كلام مصلح، منشور اصلاحات فرهنگى
اراده، آگاهى و اختیار، اساس پذیرش ها و تعهدات انسانى، و فرهنگ، مولود و دامنه بروز آن در میان جوامع مى ‏باشد، [1] كه در شكل گیرى، تكامل و تعالی اجتماع مهمترین نقش را ایفا مى‏ كند. به طورى كه تحولات و اصلاحات سرنوشت ساز، عموما میراث رویكردهاى عظیم فرهنگى در مقیاسى وسیع بوده، كه با بعثت و ظهور مصلحانى راستین و در راس آنان انبیاء عظام صورت پذیرفته است.اما بقاء و دوام این اصلاحات همواره مشروط به تحقق دو شرط اساسى بوده است.

1- پویایى و كمال جویى رویكرد نوین، تا بتواند دستاوردها و ارزشهاى خود را منطبق با زمان به نسل جدید انتقال دهد و مریدان و حافظانى جوان تربیت كند.

2- پذیرا شدن نسل جدید و اصرار بر حفظ میراث گذشته و قابلیت و توفیق بهره‏مندى از سامانهاى امروزى در همه ابعاد.كه این خود مرهون انتقال صحیح ثمره تغییرات از نسل تحول یافته است كه هر چه دست نخورده‏ تر به جمع وارث تحویل دهد. بى‏ تردید، تحقق شرایط فوق نتیجه فرهنگى است كه در تكوین انقلاب نقش داشته و بر ساختار نوین تأثیر گذار بوده است. پس شرط دوام اصلاحات، تئوریزه شدن فرهنگ انقلاب براى آیندگان است.اگر فرهنگ - دامنه بروز اراده و آگاهى انسان - را موجودى زنده و فعال، با قابلیت رشد بدانیم و آنرا مایه حیات و حیثیت جوامع انسانى برشماریم، حفظ این موجود، مربیان و دایه‏ هایى دلسوز و دانا و خلاقى را مى ‏طلبد تا با شناخت كافى، ضمن حفظ سلامت و طراوت آن، زمینه رشد و پویش آن را فراهم نمایند و او را از آفات و آلام احتمالى دور سازند. از این روست كه مربیان برجسته بشرى از انبیاء بزرگ تا رادمردان الهام یافته از آنان، همواره بیشترین تأمل و اصرار را بر راهبرى فكرى و تصحیح فرهنگ امتهاى خویش داشته ‏اند، همانگونه كه كتب آسمانى و آثار فرهنگى هر دوران با همین هدف تنظیم و تبیین گردیده است. و مهم آنكه این مصلحان فرهنگ ساز تنها به تكوین یك پیكر فرهنگى دل خوش نداشته بلكه همت والاى خویش را تا سر حد جان نثارى و شهادت بر سلامتى و پرورش جزء جزء آن فرهنگ صحیح و الهى مصروف داشته ‏اند. امیرمؤمنان حضرت على (علیه السلام) كه خود از بزرگترین پرچم داران فرهنگ ساز بشرى است، تأثیرات رسالت عظیم رسول گرامى(صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام را این گونه ارزیابى مى‏ فرمایند كه:« ارسال سلسله رسولان الهى به حضرت‏ محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید،... در حالى كه جهان عصر بعثت گرفتار ملیت‏ هاى پراكنده و خواسته‏ های گوناگون بود و خداوند به وسیله رسول اكرم (ص) آنها را از ضلالت و گمراهى رهانیده و از جهالت و نادانى نجات‏داد.» [2]

این هدف والا - تغییرات و اصلاحات فرهنگى - در قیام جهانى و خونین سیدالشهدا حسین‏ بن‏ على (علیهما السلام) نیز از اولین روزهاى قیام تا آخرین مرحله تكمیلی به اسارت بزرگ بانوى كربلا حضرت زینب‏ كبرى (سلام الله علیها) انجامید، یعنى از اولین فریاد حسینى تا آخرین خطبه زینبى موج مى ‏زند. « وَ بَذَلَ مَهَجَتهُ فیك لِیَستَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالة و حَیْرةَ الضَلالَة» [3] « خدایا حسین (علیه السلام) خون دل خود را در راه تو نثار كرد تا بندگانت را از نادانى و حیرت و سرگردانى نجات بخشد.»

این جدیت وافر، این اخلاص كامل و این اهتمامِ قابل،انگیزه‏اى جز عظمت موضوع و تعهد این بزرگان در قبال عهد اولیه با حضرت حق و پیوندى كه با امتهاى خویش داشته‏ اند ندارد. خداوند نیز در قرآن كریم از این تعهد و پیامبران الهى و وارثان آنان یاد مى ‏كند. « و اذ اخذنن النبیین میثاقهم و منك و من نوح و ابراهیم و موسى و عیسى ابن مریم و اخذنا منهم میثاقا غلیظا» [4]

آرى انسانهاى فرهیخته و استواران میدان علم و عمل و مصلحان پا در ركاب تاریخ نیز كه همان وارثان راستین پیامبران الهى ‏اند بر سر عهد خود صادق ماندند و همت و توان خویش را در قالب قیام ظاهرى یا تلاش مخفى در طبق اخلاص گذاردند. « مِنَ المؤمنینَ ِرجالٌ صََدَقوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلیه فَمِنهم مَن قَضى نَحْبه و مِنهم مَن یَنتَظر و ما بدّلوا تبدیلا» [5]

انقلاب كبیر اسلامى كه بیشترین تحول را در عرصه اندیشه، ایمان و اخلاق مردم بر جاى گذارد، چنان دشمنان را مات و مبهوت در تشخیص عوامل ظهورش، به ریشه یابى و گمانه زنى واداشته بود كه سالها سر در گم سرگردان با حمله نظامى، تحریم اقتصادى، ترورها و تبلیغات یاس آور، سعى جدى در دور كردن مردم از انقلاب و مأیوس نمودن آنها از ثمراتش داشتند. لكن تیزبینى رهبران و بیدارى و ایمان‏مردم، وحدت و عشق میان امام و امت، باطل‏السحر پیشگوئیها و شیطنتهاى آنان شد.

در این میان عرصه ‏اى كه به جولان دشمن تا حدى پاسخ نسبى داد، عرصه فرهنگ بود كه با فرمول قدیمى و كید كهنه استعمار به عقبه فرهنگى و اخلاقى مردم یورش برده و با سست نمودن پایه‏ هاى ارزشى و بنیان هاى معنوى و تكیه‏گاه هاى رفتارى آنان، زمینه را براى بروز بعضى از پذیرش‏ ها به ویژه در نسل جوان فراهم آورد. خمینى كبیر(رحمت الله علیه ) كه نقد عمر بر سر آزادى و عظمت اسلام و مسلمین گذارد، سر لوحه قیام خویش را « اصلاحات فرهنگى»، «آزادى اندیشه» و « تعالى بینش» مردم قرار داد، بنیان و بناى نظام جمهورى اسلامى را كه ثمره همه تلاش هایش بود بر فرهنگ غنى و اصلاح گرایانه اسلام ناب محمدى (صلی الله علیه و آله و سلم) نهاد و تا آخر بر آن پاى فشرد. او فرهنگ را مبدا همه خوشبختى‏ ها و بدبختى ‏هاى ملت [6]مى‏ دانست و صلاح و فساد ملت و كشور را برخاسته از صلاح و فساد فرهنگ بر مى ‏شمرد. فرهنگ شاهنشاهى را سراسر وابسته و استعمارى دید و با تمام وجود با آن مقابله كرد و مردم را نسبت به مظاهر این تمدن قهقرایى آگاهى بخشید.

و امروز امام المسلمین، خامنه ‏اى كبیر (مد ظله العالی)، مصلحى دیگر از تبار انبیاء، بر آن میثاق ایستاده و عهد دیرین اسلاف را برمى خواند و از سر تكلیف، امت خداجوى را بر طریق هدایت دعوت مى‏ كند. مدار و محور امامت آن راد مرد الهى نیز تثبیت همان فرهنگ و مقابله همه جانبه با فرهنگهاى الحادى و كفر آمیز بشرى است. رهبرىِ نبوىِ او گرچه بر ابعاد گوناگون فقهى، سیاسى، تربیتى، اقتصادى، نظامى و همه امور مسلمین نظارت دارد، اما آنچه بیش از هر امر بر تارك زعامتش مى ‏درخشد، توصیه‏ ها، تأكیدات و فرامین ارزشمند و در یك كلام ولایت مقتدرانه آن حضرت بر فرهنگ عمومى جامعه و حاكمیت ارزشهاى اسلامى بر زندگى فردى و اجتماعى امت است.

هدایت هاى فكرى ایشان در طول بیست سال رهبرى مستقیم، راهى الهى - تربیتى گشوده و من ضمن ارائه خطوط كلى حركت، به فراخور زمان، ضعفها، نقصها و نارسایی هاى فرهنگى را شناسایى نموده و مدبرانه راه صحیح و عمل سزاوار را تعیین كرده است، و چون دیده بانى خبیر و بصیر، قلمرو فرهنگى جامعه را سراسر پاس داشته و قبل از آنكه دشمن سنگرى را نشانه رود هشدار داده، و او را تعقیب نموده است. آنچه در مجموعه راهبری هاى فرهنگى آن خبیر فرزانه قابل تأمل مى‏ باشد « منشور اصلاحى» است كه از متن اسلام برآمده و بر صراط مستقیم ره مى ‏پوید. جامع این فرامین كه یادآور « قرائت وحى نبوى» و « بازخوانى كلام علوى» است، گاه بر منبر خطابه، گاه بر سریر قلم، گاه در مقام تشویق و گاه از سر نصیحت و تنبیه، نبض حساس فرهنگ جامعه اسلامى را در دست داشته و در فراز و فرود جریانات، موج خیز و موج شكن است.

برخى ویژگی هاى منشور « اصلاحات فرهنگى» معظم له را مى‏ توان در موارد زیر برشمرد.
1 - تشخیص به موقع ضعفها و خلل هاى فرهنگى؛
2 - جامع نگرى و عنایت به همه جوانب؛

3- آینده نگرى و شناسایى اهداف و تاكتیكهاى دشمن؛
4- ارائه طریق و نشان دادن سیر اصلاح و مسیر مبارزه؛
5- پافشارى بر اصول و حفظ حدود الهى؛
6- تكیه بر ارزشها و حركت بر مدار اسلام ناب محمدى (صلی الله علیه و آله و سلم)
7- موضوع شناسى؛
8- كلام شناسى؛
9- زمان شناسى؛
10- مخاطب شناسى؛
11- همسویى و الگو گیرى از برترین منابع هدایتى (قرآن و مكاتب انبیاء : و عبرتهاى تاریخى)؛
12- استفاده از مؤثرترین روشهاى نقد و موعظه.

اما آنچه در اینجا بدان خواهیم پرداخت، تبیینى است اجمالى از نظارت دقیق و بصیرت تام ایشان، كه جا به جا نیات پلید و مقاصد شوم و كمینهاى جدید دشمنان را رصد نموده و مردم و مسئولین را از آن بیدارى مى‏دهند. مقام معظم رهبرى از ابتداى تصدى ولایت و رهبرى، بیش از هر چیز بر حفظ و حراست از ایمان و اعتقاد و پایگاههاى فكرى مردم دغدغه و اصرار داشتند. و چنین فرمودند:« ما از اول گفته‏ایم كه واجهه انقلاب - یعنى آن بخش نمادین و چهره بیرونى انقلاب چهره فرهنگى است. سیاست ما هم مقهور فرهنگ ماست. ما كه نخواستیم دیانتمان را از سیاست جدا كنیم. فرهنگ ما، ساخته شده تاریخ و مكتب و انقلاب ماست» [7]

«تمدن بالفعل اگر پشتیبان‏ هاى فرهنگى و تضمین كننده‏هاى فرهنگى دنبالش نباشد از بین مى ‏رود. سقوط و زوال تمدن‏ها چگونه است؟ ضعف عامل فرهنگى است. تأثیر فرهنگ و نقش و سهم فرهنگ به اعتقاد من این است.» [8]

آنچه در پى مى ‏آوریم، گزیده ‏هایى از بیانات ارزشمند و پیامهاى گرانقدر آن فرزانه كبیر است كه در عرصه تثبیت فرهنگ اسلامى و ترغیب همگان بر پاسدارى از آن، همچنین شناسایى دشمنان اسلام وراهزنان فكرى مردم و معرفى به موقع آنان، تنظیم شده است. و بر آنیم تا خوانندگان را به طرح تربیتى متقن و همه جانبه آن عزیز آگاه، توجه دهیم.

سیر هدایتى رهبر معظم انقلاب در بخش وسیعى شامل برنامه‏ هاى دقیق فرهنگى است كه با طرح سیاستها و برنامه ‏هاى مؤثر، گاه سعى در آگاهى بخشى و تعلیم جامعه دارند و گاه به اصلاح آگاهی ها و دانستنی هاى موجود و مرسوم مى ‏پردازند و در فرازهایى دیگر از این هدایت،با تیز بینى و بصیرت فرهنگى، چون دیده بانى آگاه، وضعیت قرار و نقشه‏ هاى در دست اجراى دشمن را پیش بینى كرده و به موقع هشدارهاى لازم را به مسئولین امر و مردم مى ‏دهند. این است كه گاه دعوتى عام براى احیاى « فریضه امر به معروف و ى از منكر» دارند. گاه همگان را بر پایبندى به معنویات، توجه به خدا و اخلاص در عمل سفارش مى ‏كنند. گاه همگان را بر رعایت نكات خاص اخلاقى و حقوقى نظیر « وجدان كارى و انضباط اجتماعى» فرا مى‏ خوانند. گاه مردم و مسئولین را بر « عبرت‏ گیرى از جریانات تاریخى نظیر واقعه عبرت ‏انگیز عاشورا» تنبّه مى ‏دهند و بر پند گیرى عوام و خواص از آن هشدار مى‏ دهند و گاه مرز های « خودى و غیر خودى» را براى مسدود شدن نفوذ غریبه‏ ها روشن مى ‏سازند و در این مسیر به تناسب، الگوهاى رفتارى و اعتقادى تاریخ اسلامى را همچون وجود بى ‏نظیر رسول‏ گرامى اسلام (ص) و ائمه ‏هدى علیهم السلام : و بزرگوارانى كه در رشد و تعالى و كمال بشرى مؤثر بوده ‏اند، را به مردم و مسئولین معرفى و نكات پنهان از ذهن جامعه را مطرح و ترسیم مى ‏نمایند. ایشان در همه این فرازها همواره مردم را به حق محورى و تكلیف مدارى، همچنین فراگیرى دانش و كسب مهارتهاى لازم و علوم روز تشویق مى ‏نمایند. علاوه بر این، معرفى اسلام ناب و آگاهى بخشى از فرهنگ انقلاب، همچنین نشان دادن ردپاى دشمنان و سیاست هاى استكبارى آنان در مجموعه بیانات و فرمایشات ایشان فرازى ثابت و جایگاهى همیشگى دارد. از این روست كه توطئه وسیع «شبیخون فرهنگى» یا سوء استفاده از شعارها و ارزشهایى چون « آزادى» ، « روشنفكرى»، «اصلاحات» و دیگر گریزگاه هاى فرهنگى، به موقع از سوى ایشان شناسایى و به مردم معرفى مى ‏شود.مجموعه حاضر، كه به كنكاشى نه چندان تام بلكه با دقتى قابل توجه بر فرمایشات و پیامهاى معظم له در طول یازده سال رهبرى مقتدرانه ایشان تهیه گردیده، در پى بیان ساختار نظارتى آن مقام معظم بر عرصه فرهنگى جامعه بوده است. و بنابر اینكه تربیت و فراهم آوردن زمینه هر رشدى را مبتنى بر دو عامل « ایجاد مقتضى» و « رفع مانع» بدانیم این مطالب در دوبخش:

1- سیاستها و برنامه ‏هاى فرهنگى؛
2- دیده بانى و بصیرت فرهنگى، تنظیم یافته.

بخش اول شامل دو فصل:
الف - آگاهى بخشى؛
ب-اصلاح فرهنگى.
و بخش دوم شامل دو فصل: الف – دشمن شناسى و معرفى فرهنگ استكبارى؛
ب - آفت شناسى فرهنگى مى ‏باشند. كه طى این فصول بیانات معظم‏له به عناوینى چند دسته بندى شده و تحت هر عنوان به چند مطلب محدود از ایشان اشاره گردیده و جهت انتظام یافتن و ایجاد نظم فكرى با جملاتی سعى در عطف بیانات به یكدیگر شده است.

سیاستها و برنامه ‏هاى فرهنگى
الف: آگاهى بخشى


1- معرفى اسلام ناب
فرهنگ اسلامى، آن گاه كه با طهارت ذاتى خود از زلال وحى، در كلام راویان صادق جارى گردد و قبل از آنكه با افزودنی هاى غیر مجاز تركیب شود، و برداشت هاى غلط و مسخ كننده، آن را به جُبّه‏ اى وارونه شبیه گرداند، به نفوس پاك مردم راه یابد، در بازیافتن هویت اصیل انسان رساترین كلام و پویاترین مرام و براى هدایت عمومى، گویاترین مدل و بهترین راهبر مى ‏باشد. معرفى و شناساندن این فرهنگ و نقشه ‏هاى تربیتى آن كه در مجموعه اسلام ناب محمدى (ص) ترسیم یافته و جدیدترین تجلى آن را در انقلاب اسلامى ایران شاهد بودیم، از جمله برنامه‏ هاى رهبر معظم انقلاب بوده است. كه تاكنون زوایایى مهم و نكاتى قابل ملاحظه از این نظام فرهنگى را معرفى نموده و همگان را از كج فهمى و تعابیر ناصحیح پرهیز داده ‏اند. با آوردن پاره‏اى از آن ملاحظات بر این نظام زیبا نظرى مى ‏افكنیم.

آیات الهى، برترین اصلاح گر
« از اولین لحظات بعثت و وحى بر نبى اكرم (ص) همه وسایل براى صلاح و اصلاح جامعه بشرى، در آیات قرآن مورد توجه قرار گرفت. در همین سوره مباركه علق، بعد از نام خداى متعال و امر به پیامبر اسلام براى قرائت اشاره مى ‏كند كه « اِقْرَء باسم ربّك الذى خَلَق». [9]

اسلام ناب، مدرسه انقلاب
« طبیعت اسلام ناب، طبیعتى پر جاذبه است و دلهایى را كه آلوده غرض‏ورزى و كینه توزى نباشد، به خود جلب مى‏ كند و این همان است كه انقلاب ما و امام ما، دوباره در جهان مطرح كردند و بر دلها و چشم هاى نیازمند و جستجوگر عرضه داشتند. در مدرسه انقلاب كه امام ما بنیان گذارد، بساط اسلام سفیانى و مروانى، اسلام مراسم و مناسك میان تهى، اسلام در خدمت زر و زور و خلاصه اسلام آلت دست قدرتها و آفت جان ملتها برچیده شده و اسلام قرآنى و محمدى (ص) اسلام عقیده و جهاد، اسلام خصم ظالم و عون مظلوم، اسلام ستیزه با فرعونها و قارونها و خلاصه، اسلام كوبنده جباران و برپاكننده حكومت مستضعفان، سر بر كشیده است »

« در انقلاب اسلامى، اسلام كتاب و سنت، جایگزین اسلام خرافه و بدعت؛ اسلام جهاد و شهادت، جایگزین اسلام قعود و اسارت و ذلت؛ اسلام تعبد و تعقل، جایگزین اسلام التقاط و جهالت؛ اسلام دنیا و آخرت، جایگزین اسلام دنیا پرستى یا رهبانیت؛ اسلام علم و معرفت، جایگزین اسلام تحجر و غفلت؛ اسلام دیانت و سیاست، جایگزین اسلام بى‏ بند و بارى و بى ‏تفاوتى؛ اسلام قیام و عمل، جایگزین اسلام بى ‏حالى و افسردگى؛ اسلام فرد و جامعه، جایگزین اسلام تشریفاتى و بى ‏خاصیت؛ اسلام نجات‏بخش محرومین، جایگزین اسلام بازیچه دست قدرتها؛ و خلاصه اسلام ناب محمدى (ص) جایگزین اسلام امریكایى گردید.» [10] چنین ویژگیهاى كارآمدى است كه این مكتب را از مرام حكومتى بشرى ممتاز مى ‏كند و تاكنون فراز و نشیب هاى تاریخى نشان داده كه تنها راه نجات بشر درمانده و غریق، روى آوردن به اسلام وتعبد در برابر فرامین آن است.« در ایران حكومتى بر مبناى قرآن و قوانین منطبق بر احكام اسلام، استقرار یافته است كه تحت نظارت علماى دینى با استكبار مبارزه مى ‏كند، در صحنه سازندگى به پیش مى‏ رود، با اتحاد شرق و غرب مواجه مى ‏شود، هشت سال جنگ را با افتخار پشت سر مى‏ گذارد، با تبلیغاتش است را به وحشت مى‏ اندازد» [11]

تنها عامل نجات بشر
« اگر به اسلام ناب عمل كنند، زندگى بشریت از دردهاى مزمن گریبان گیر او در طول تاریخ، نجات پیدا خواهد كرد. دردهاى مزمن بشریت از چیست؟ بى ‏عدالتى، فقر، ظلم و درگیریهاى ناشى از خودخواهى و خودپرستى و خودپسندى میان گروههاى بشرى است، گرفتاری هاى عمده بشریت، همان گرفتاریهایى است كه صدها سال قبل، بلكه هزارها سال قبل بشر گرفتار آنها بوده است.» [12]

« نكته اصلى ‏اى كه من مى‏ خواهم عرض كنم این است كه آن عاملى كه مى‏ تواند بشر را نجات بدهد، آن دست قدرتمند و معجزه‏ گر، جز اسلام ناب و قرآن كریم و احكام مقدس آسمانى نیست. بشر حقیقتا در سختى وبدبختى است. اكثریت انسانها مورد ظلمند. بخش اعظم طیبات روى زمین، به انسانهاى خبیث اختصاص پیدا مى ‏كند. عدل در دنیا نیست. علاوه بر این كه عدل نیست، شعور به فقدان عدل هم نیست و مهمتر این كه نجات‏بخش را هم - كه اسلام و قرآن و احكام الهى است - كسى در دنیا درست نمی شناسد. با استنباط از بینش قرآنى، بر حسب تكلیف و تحلیل تاریخى، اسلام باید ملتها را نجات بدهد.» [13]

« اگر بتوانیم اخلاق و فرهنگ را اسلامى كنیم و مردم را با خلقیات اسلامى پرورش دهیم و صفاتى كه توانست از یك جماعت كوچك در صدر اسلام، ملتى عظیم و مقتدر درست كند، در ملتمان زنده كنیم، شاهد بزرگترین دست آورد خواهیم بود، این نكته را توجه داشته باشید آن چه كه در صدر اسلام به وجود آمد ناشى از همان ارزشها و اخلاقیاتى بود كه اسلام به مردم داده بود. آنها دنبال علم و كار را گرفتند و تلاش و سعى كردند و دست به نوآورى زدند». [14]

2- معرفى فرهنگ انقلاب
1- 2- استقلال فرهنگى

مهمترین رویداد بشرى در اواخر قرن بیستم، تحول عظیم فرهنگى - سیاسى ایران اسلامى بود كه با زیر ساختى الهى و معنوى به سرعت معادلات بین المللى آن زمان را بر هم ریخت.آنچه در میان عوامل مهم این « فتح مبین» نقشى شگفت داشت و در بر پایى و بقاى آن بیشترین تأثیر را داشته و دارد، « دین گرایى و ماهیت فرهنگى - اسلامى انقلاب»، همچنین «اصرار بر پایدارى ارزشها و اهداف والاى آن» بود. فرا خوان نبوى حضرت امام (ره) و دعوت توده ‏ها به حق گرایى و ایمان مدارى و حاكمیت دین و تقوا، مردم را در پى یافتن گمشده خود یعنى اخلاق و معنویات همچنین اصلاح اوضاع فرهنگى به حركت در آورد.

آنچه كه مدنیت آن زمان تصورش را نمى‏ كرد و در مناسبات مادى آن روز انتظارش نمى ‏رفت «شعار نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى» ما بود كه اعلامیه استقلال و مایه سرافرازى انقلاب گردید و شیفتگان عدالت و آزادى در سراسر جهان را جرأت بخشید تحقق این شعار در بعد فرهنگى انقلاب، به معناى تبدیل همه مظاهر و نمادهاى زندگى جاهلى و توحش مدرن، به بنیانهاى اصیل الهى و اسلامى بود كه بنیانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبرى از ابتدا تاكنون بر آن تأكید داشته و آن را مهمترین ره آورد انقلاب و محكمترین سلاح علیه دشمنان مى‏دانند.

فرهنگ مستقل
« فرهنگ، مثل آب و هواست. فرهنگ، یعنى همین رسوم و آدابى كه بر زندگى من و شما حاكم است. فرهنگ، یعنى باورها و اعتقادات ما و چیزهایى كه زندگى شخصى و اجتماعى و داخل خانه و محیط كسب یك جامعه با آنها رو به روست. جمهورى اسلامى، فرهنگ غربى را رد كرد و گفت ما فرهنگ مستقل اسلامى داریم.» [15]

« اما از همه اینها مهمتر، استقلال فرهنگى بود. جمهورى اسلامى، از اول نشان داد كه زیر بار فرهنگ مبتذل و فاسد غربى نخواهد رفت. این نكته را من عرض كنم كه سلطه واقعى قدرتها، سلطه فرهنگى است. یعنى اگر ملتى بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و رسوم و آداب و عادات خود را، و در مرحله بالاتر، زبان و خط خویش را در ملت دیگرى نفوذ بدهد، بر آن ملت مسلط است و سلطه او، یك سلطه حقیقى است؛ كارى كه در دوره‏اى از این دویست سال گذشته فرانسویها با كشورهاى دیگر كردند، و در یك دوره دیگر انگلیسیها كردند، و در این اواخر امریكاییها انجام دادند؛ یعنى زبان و خط و فرهنگ و روشهاى زندگى خودشان را به هر كشورى كه توانستند، صادر كردند. اگر كشورى از لحاظ اقتصادى هم مستقل باشد و وابسته به قدرتها نباشد، اما چنانچه قدرتهاى بیگانه بتوانند فرهنگ خودشان را در این كشور نفوذ بدهند، بر آن مسلطند.» [16]

اسلامیت تنها دلیل مقابله
« نه» بزرگ و تاریخى ملت ایران به مدعیان سلطه جهانى به خصوص در عرصه فرهنگ، كه تهدید و همت مخالفانش را برانگیخت، و بزرگترین بهانه و علت براى فشارهاى جهانى، راه اندازى جنگ، تحریمهاى پیاپى و ایجاد فضاهاى ناامن علیه ملت گردید برخاسته از فرهنگ الهى و اسلام خواهى مردم نظام بود و نه هیچ چیز دیگر.

راه، همسو با هدف
« براى ما محسوس و ملموس است كه علت فشار، اسلام است. مسلمانهاى عالم این نكته را مى‏فهمند و احساس مى ‏كنند كه این جا امّ ‏القراى اسلام و وطن اصلى و مركز حقیقى اسلام است. لذاست كه دلهاشان براى ایران و نظام جمهورى اسلامى مى‏تپد و به این عاملِ وحدت شوق پیدا می كنند.» [17]

و براى دست یابى به آن هدف والا و تحقق اسلام ناب راه، همان راه اسلام و روش همان روش رسول گرامى اسلام (ص) بوده است.« امام ما براى حیات دوباره اسلام، درست همان راهى را پیمود كه رسول معظم (ص) پیموده بود؛ یعنى راه انقلاب، اصل بر حركت است؛ حركتى هدفدار، سنجیده، پیوسته، خستگى ‏ناپذیر و سرشار از ایمان و اخلاص. در انقلاب، به گفتن و نوشتن و تبیین اكتفا نمى ‏شود؛ بلكه پیمودن و سن به سنگر پیش رفتن و خود را به هدف رساندن، اصل و محور قرار مى ‏گیرد.» [18]

همان اصلى كه همه كینه دشمن اسلام و انقلاب را در پى دارد و همواره براى مبارزه با آن و مأیوس كردن مردم مسلمان برنامه ریزى مى‏كند.

اسلام دینى فراتر از مرزها
« اگر صدور انقلاب، به معناى صدور فرهنگ قرآنى و انسان ساز اسلام است؛ این درست است و به آن افتخار مى‏ كنیم. ما وظیفه خود مى‏ دانیم كه با صداى بلند و توان بالا، مفاهیم و ارزشها و احكام و معارف اسلامى را كه مایه نجات ملتها و مستضعفان و مظلومان است؛ اشاعه دهیم. احساس مى‏كنیم كه اگر به این تكلیف عمل نكنیم؛ مقصّریم. اگر ما اقدام به گسترش مفاهیم و ارزشهاى اسلامى و انقلابى هم نكنیم؛ طبیعتِ این مفاهیم و معارف، آن است كه مثل هواى لطیف و عطر گلهاى بهارى، خود به خود در فضاى ذهنیت جهان، گسترش پیدا مى‏كنند. چه دشمنان بخواهند و یا نخواهند. امروز، مسلمانان عالم باید توجه كنندكه دستگاه هاى استكبارى، با جنجال آفرینى مى‏ خواهند آنها را از بیان صحیحترین و صادقانه ‏ترین احساسات و معارف باز بدارند.» [19]

كینه دیرینه
« استكبار جهانى، نسبت به اسلام و انقلاب، از اعماق وجود كینه دارد و تا ملتى از اصول و دین خودش دست بر ندارد و تسلیم نشود؛ آنها راضى نخواهند شد. خداوند متعال به مسلمانها فرمود: « و لن ترضى عنك الیهود و لاالنّصارى حتى تتّبع ملّتهم» . بنابراین، كینه استكبار به خاطر اعتقادات و استقلال خواهى و شعار « نه شرقى و نه غربى» و پایبندى عمیق مردم ما به اسلام است. كینه استكبار تمام شدنى نیست؛ اما على رغم كینه عمیق او علیه ملت ما، به لطف پروردگار امیدوارم و دلگرمیم كه انشاء اللَّه ملت ایران بتواند در همه صحنه‏هاى اقتصادى و ساسى و فرهنگى، به مقاصد الهى دست یابد و دشمن را وادار به عقب نشینى كند.» [20]

2- 2- خدا محورى و تكلیف مدارى
حق مدارى و تكلیف نگرى در اعمال، رمز فلاح و هرگونه توفیق است. اسلام با نواى « قولوا لااله‏الااللَّه تفلحوا» آغاز گردید و آخرین دستگیره انسان در این مسیر را نیز همین قرار داد. حضرت امام( ره ) مقصد را اللَّه دید، بر حق ایستادگى نمود و براى او جام زهر را نوشید. و مقام معظم رهبرى (دام ظله العالى) نیز با همین نیت رداى رهبرى پوشیده، عصاى موسوى در دست گرفت و كوه نور را نشان گرفت. بر تكلیف مدارى و خداجویى اصرار ورزید و آنچه قطعا در تمامى بیانات آن بزرگوار مورد اشاره بوده است، توجه دادن به خداوند و اخلاص در عمل مى‏باشد. « پس، وراى این محاسبات معمولى، دستگاه معقول قانونمندى وجود دارد كه غیب است و باید به آن معتقد بود. آن محاسبه را از كجا پیدا كنیم؟ از راه شرع و عمل به تكلیف. این عنوانهایى كه ما در خلال صحبت به آن مى‏رسیم، دقیقا همان عنوانهایى است كه امام ما مكرر روى آن تكه كردند. ما وقتى سلسله بحث را ترسیم مى ‏كنیم، مى‏ بینیم كه درست سر بند، همین عنوانهاست. امام مى‏ گفتند: ما به تكلیف عمل مى‏ كنیم، ما براى پیروزى نمى ‏جنگیم، ما براى جواب دادن به خدا مى‏ جنگیم، خداى متعال تكلیف كرده، ما عمل مى‏كنیم؛ پیروزى داد، منت پذیرش هستیم ، پیروزى هم نداد، باز هم از این كه توفیق داد به تكلیفمان عمل بكنیم، منت‏ پذیر هستیم. راز پیروزى همین است. اگر انسان، شرع را امام خود قرار بدهد؛ یعنى طبق آنچه كه تكلیف اسلامى و شرعى است، قدم به قدم حركت بكند، یقینا به پیروزى خواهد رسید.» [21]

« یك مسئله اساسى اسلامى كه در آیات كریمه قرآن از آن یاد شده و ما ملت ایران باید به آن توجه دایمى داشته باشیم، عبارت است از حركت به سمت حیات طیبه الهى و سیاسى. « یا ایها الذین امنوا استجیبواللَّه و للرّسول اذا دعاكم لامایحییكم» . [22] خدا و پیامبر، شمارا به زندگى و مایه حیات طیب و پاكیزه دعوت مى‏ كنند.» [23]

هنر ایمان اسلامى
اما آنچه جاى بهت و پرسشى عمیق دارد و حیرت جهانیان را بر عظمت خود برانگیخته، عامل اصلى این پیوند و انگیزه تبعیت معجزه وار مردم مؤمن از امامان خویش است. كه فرمودند:« هنر ایمان اسلامى در همین است كه دلهاى مردم را آن چنان مجذوب مى ‏كند و نیروهاى آنان را آن چنان در خدمت هدف هاى عالى و والا به كار مى ‏اندازد كه خود این، انقلاب و حركت اسلامى را بیمه مى‏ كند و نصرت الهى را به دنبال مى ‏آورد» [24]

« دست نیرومندى كه دلهاى شما مردم را به انقلاب و امام و جمهورى اسلامى، با استحكام متصل كرد و نیروى عظیمى كه ملت ایران را مثل اقیانوسى موّاج در تمام مراحل انقلاب - از جمله بعد از رحلت امام امت (ره ) در مقابل چشم جهانیان قرار داد؛ عبارت از ایمان و اعتقاد شما به خدا و اسلام است. این عاملِ اصلى را نباید دست‏كم گرفت.» [25]

ایمان مردم ضمانت نامه پیروزى
« بنا داریم كه با همه توان و با همه نیروى ملى و ذاتى و ایمانى مردم خودمان، به سمت اقتدار واقعى و حقیقى اسلام پیش برویم و مطمئنیم كه خداوند به ما كمك خواهد كرد.» [26]

« وظیفه ما آن است كه با پایدارى خود در مقابله با تهدید و تطمیع سلطه گران، این پرچم را همچنان برافراشته نگه داشته، از هیچ فداكارى ‏اى دریغ نكنیم، تا بتوانیم نقش و مسئولیت تاریخى ‏یى را كه بر عهده ما در این برهه از زمان گذارده شده است، به بهترین وجه ایفا كنیم.» [27]

شما ملتى هستید كه بر اثر تجربه بزرگ انقلابتان و به خصوص بر اثر آزمایش عظیمى كه در جنگ از خود نشان دادید و محبت عاشقانه ‏اى كه نسبت به امام بزرگوارتان - در حیات و مماتش - ابراز كردید و شجاعتى كه در مقابل قدرتها ازخود نشان دادید، در چشم ملتهاى دیگر، یك ملت بزرگ و قهرمان به حساب مى ‏آیید و حق هم همین است.» [28]

« امروز استكبار جهانى از ایمان عمیق در هر مردمى، خائف و هراسان است. امروز دستگاه سلطه‏ طلب و سلطه‏ گر جهانى مى ‏داند آن چیزى كه در مقابل او خواهد ایستاد، انسانهاى با ایمان و غیور و معتقد به یك سلسله اصول و ارزشها هستند و فقر مقابل سلطه ‏طلبى و زورگویى دستگاه استكبار مى ‏ایستند دشمن از اینها مى ‏ترسد و با آنها مقابله مى‏ كند.» [29]

3- 2- مردمى بودن و تكیه بر عناصر خودى
مردم جنود رحمان و صاحبان انقلاب
طبیعى ‏ترین، منطقى ‏ترین و كوتاه ‏ترین راه تحقق اهداف الهى انقلاب و یافتن سعادت همگانى، همراه شدن با مردم و همراه كردن مردم با مسیر حق بوده كه حضرت امام (ره ) و رهبر معظم انقلاب (دام ظله العالى) این رمز را یافتند و از آن بهره ‏اى تام گرفتند. اركان مختلف نظام ا تكیه بر خواست و اراده آحاد مردم طراحى كردند و بر این منبع عظیم كه مظهر عنایت حق بود امید یارى بستند، »هو الذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین».« مردمى بودن حكومت هم یكى دیگر از ارزشهایى است كه حاكمیت اسلام و معارف اسلامى به این مملكت هدیه كرده است مردمى بودن، چیزى بالاتر از انتخاب شدن به وسیله مردم است..... در كشور اسلامى ما، مردمى بودن یك ارزش است». [30]

« براى تحقق این هدف، از توده‏ هاى مؤمن و آگاه و دردمند و فداكار - و نه از احزاب و گروه ها و سازمانهاى سیاسى - نیروى انسانىِ لازم گرفته شد و رهبر حكیم، نصرت را پس از توكل به خدا، از نیروى لایزال مردم جستجو كرد و در سایه مجاهدت پانزده ساله، جنود رحمان را از بندگان خدا به وجود آورد و در راه خدا به حركت در آورد.» [31]

پشتوانه این حكومت، غیر از كمك این مردم چیست؟ پس اینها صاحب قضیه ‏اند. اینها بودند كه رژیم شاه را سرنگون كردند. اگر این مردم به فرمان امام گوش نمى ‏كردند، به خیابانها نمى ‏رفتند و جوانانشان را نمى ‏دادند، من و شما این افتخار را هم با خودمان یدك مى‏ كشیم كه جزو مبارزان آن زمان بوده ‏ایم باید صد سال آن گونه مبارزه مى ‏كردیم! مردم بودند كه به خیابانها رفتند و جان خودشان را فدا كردند. حالا كه این مردم به ما مراجعه مى‏ كنند، آیا باید با آنها مثل مزاحمى كه مرتب ما را اذیت می كند، برخورد كنیم؟!» [32]

نظام اسلامى متكى به مردم
از دلایل آشفتگى و بى سامانى رژیم هاى قبل، دور داشتن مردم از امور و نامحرم داشتن آنان در سعادت و سلامت عمومى جامعه بود، كه سرانجامِ آن نتیجه ‏اى جز قهر و بیزارى و طغیان و مطالبه یك رژیم مردمى - الهى در پى نداشت. « نظام انقلابى، با پشتوانه مردمى نیرومند خود و با اعتقاد راسخى كه به نیروى ملى و مردمى خود دارد، خواهد توانست كشور را در جاده رشد و پیشرفت مادّى بیندازد و عقب ماندگی ها را با برنامه ریزى جبران نماید و دست بیگانگانِ سود جو و بد نیت را براى همیشه كوتاه كند. لذا از هر وسیله ‏اى براى جلوگیرى از سازندگى كشور استفاده كردند كه یكى از آنها، جنگ ویرانگرى بود كه بر مردم ما تحمیل نموده و موجب شدند كه همت مردم و مسئولان، به جاى سازندگى و پیشرفت علمى و عملى، صرف دفاع از تمامیت و استقلال كشور شود.» [33]

اما مردم آزاده و با ایمان كه انقلاب را چون فرزند خود و حاصل دهها سال رنج امام و وارستگان این مرز و بوم مى ‏دانستند و پیوندى الهى با آن داشتند با اتكاء بر خداوند به افق متعالى این مبارزات چشم دوخته و در پى امام خویش.« با اراده قاطع خود كه از ایمان عمیق آنان به اسلام ناشى شد مبارزات را تا پیروزى ادامه داده و جمهورى اسلامى را به وجود آورده و با فداكارى و ایثارى بى نظیر، از آن حراست نموده ‏اند و از این پس هم در همه حال، نظام اسلامى متكى به مردم و متعلق به مردم و در اختیار مردم خواهد بود.» [34]

خودكفایى با همت مردم
آثار و بركات شگفتِ وحدت امت و امام، محدود به ایام پیروزى و اداره جنگ نبود. بلكه تجربه‏اى شیرین از توانائیهاى این ملت بود تا مرزهاى اقتدار خویش را بیابند و بر بازسازى و جبران ویرانیهاى شاهنشاهى و ایادى جور در این مملكت كمر همت بندند و پیام مولا را دریابد كه:« نیروهاى مخلص، آستین همت بالا زنند، بر همگان واجب است كه سازندگى كشور را بسیار جدى بدانند و موانع را از سر راه بردارند. امروز، آبروى اسلام در گرو آن است كه ایران اسلامى به كشورى آباد تبدیل شود، كار و ابتكار در آن همه گیر شود، زندگى مردم سر و سامان یابد، فقر و محرومیت ریشه كن شود، تولید داخلى با نیازهاى مردم متعادل گردد، كشور در صنعت و كشاورزى به خودكفایى برسد، دشمن از طریق احتیاجات زندگى مردم، راهى به اعمال فشار نداشته باشد و خلاصه دین در كنار معنویت، زندگى مادّى مردم را نیز سامان بخشد.دولت و ملت، باید سازندگى كشور را وظیفه ‏اى انقلابى بدانند، با همكارى و با بسیج همه نیروها و استعدادها و مغزها و بازوها، ایران را چنان آباد و پیشرفته بسازند كه امید را در دل ملته اى مظلوم زنده كند و راه آسایش مادّى و تعالى معنوى را به آنان ارائه نماید.» [35]

این، همت والاى مردم بود و انتظارى كه اسلام و تاریخ از آنان داشت. كار را تمام كردند و بحمداللَّه سر بلند برآمدند، آنچه داشتند گذاشتند تا همه چیز را بیابند و یافته آنان، میراث گرانبهاى اسلام بود كه در سایه استقلال و آزادى فراهم آمده بود. اما آنچه این ولى نعمتان و صاحبان حقیقى انقلاب از اولیاى امر كه میراث داران امروزند، انتظار دارند چیزى جز امانتدارى و وظیفه‏ شناسى و درك جایگاه خود و مردم نیست. « حرف من این است كه باید ترتیبى داده بشود و مكانیسمى به وجود بیاید كه كارگزاران حكومتى، خودشان را به معناى حقیقى كلمه، خدام و خدمتگزار مردم بدانند؛ بروند كار كنند و همان قدرى كه برایشان مقرر و معین شده است، زحمت بكشند و وظیفه خود را انجام بدهند؛ كوتاهى نباید باشد.» [36]« مظهر مردمى بودن ما این است كه امروز مردم بین خودشان و مسئولان فاصله حقیقى احساس نمى ‏كنند. این نعمت بزرگى است.» [37]

3 - معرفى الگوها
از عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ عمومى جامعه، شناخت و حضور فعال الگوهایى محبوب و مناسب در میان مردم است تا آرمانهاى متعالى و اهداف پیش‏بینى شده، تجسمى عینى و دست یافتنى یابد. مكتب شیعه، كه از ابتدا تكوّنى همراه با الگویابى داشته است، مهمترین عامل تربیت و رمزمؤدب شدنش به ادب و فرهنگ اسلام، و حفظ و پایدارى آن، داشتن الگوهایى كامل و منزه و معلمینى الهى و مطهر بوده است.دورانى كه تاریخ با امامت و رهبرى معصومین علیهم السلام طى كرد، با همه فراز و نشیب‏ها و پیروزى ‏ها و محرومیت‏ها، مكتبى تربیتى و رو به تعالى را بر بشریت گشود كه گر چه مربیانى متعدد بر آن ولایت داشتند و هر یك بر حسب شرایط زمان، جلوه‏اى خاص از نفوس ملكوتى خویش و نمایى از ولایت الهیشان را بروز دادند، اما طهارت در مرام، اخلاص در عمل، صداقت در بیان و در یك كلام عصمت آن بزرگان، چهارده قرن امامت را با رهبریى واحد و الهى در میان امت جارى ساختند، بگونه‏ اى كه گویا یك امام با عمرى به بلنداى سن چهارده معصوم بر تاریخ شیعه ولایت اشته است. چرا كه همه، مجریان فرمان حق بودند و رسالتى به عظمت اسلام و وسعت تاریخ بر دوش داشتند.

بى ‏تردید بهره جستن و تربیت پذیرى از این گنجینه معنوى، نیازمند آگاهى و طهارتى درخور است.مقام معظم رهبرى كه اینك در كمال شایستگى، نیابت ولایت آن حجج الهى را عهده دارند، با تبحرى ویژه و اشرافى وافى، و با ترسیم صحیح و دقیق فضائل و كمالات آن اسوه ‏هاى آسمانى، متعالى ‏ترین الگوهاى رفتارى را در میان مردم جارى مى ‏سازند و نسبت به جلوه‏ هاى تربیتى آگاهى مى ‏بخشند. علاوه بر آثار ارزنده ایشان پیرامون سیره معصومین علیهم السلام كه قبل از موقعیت مقدس رهبریشان در دست است، طى دوران درخشان رهبرى نیز به مناسبتهاى مختلف درسهایى آموزنده و هدایت‏گر از معصومین علیهم السلام ، همچنین حضرت امام (ره ) و در مراحل پایین‏تر از شخصیت هاى بزرگ اسلامى، به تناسب وضع فرهنگى جامعه ارائه فرموده ‏اند و بر شناخت بیشتر و تبعیت از آن چهره‏ هاى درخشان تأكید فراوان داشته ‏اند كه ذیلا به چند نمونه از آن اشاره مى ‏شود.

قلل معرفت و كمال انسانى « وقتى به صف اولیا و عباداللَّه‏ الصالحین نگاه مى ‏كنید، قله هایى وجود دارد كه نسبت آن قله ‏ها به بقیه انسانهاى بزرگ عالم معنا، یك نسبت غیر قابل تصور و فوق‏ العاده عظیمى است. اختلاف، اختلاف فاحشى است. این قله‏ ها، همان كسانى هستند كه در تاریخ نبوت ها هم هر ا چشم بدوزید، از هر طرف آنها را مى ‏بینید؛ مثل انبیاى اولوالعزم و بزرگانى از این دست و در این حد. اما در مجموعه این عظمتها و شكوه ها و در بین این برجسته ‏ترین‏ها كه ذكرشان براى ما فقط لقلقه لسان است و امثال من، دل و روح و جانشان، بسیار كوچك‏تر و خردتر و حر از آن است كه بخواهند این معنویتها را درك كنند و همین طور از دور تصویرى در ذهنشان دارند و آن را بر زبان مى ‏آورند – كه باز این تصویر هم، از كلمات خودشان است چند نمونه بسیار نادر وجود دارد كه از حد توصیف و بیان بالاترند. [38]

« ابعاد شخصیت نبىّ اكرم را هیچ انسانى قادر نیست به نحو كامل بیان كند و تصویر نزدیك به واقعى از شخصیت آن بزرگوار ارائه نماید. آنچه ما از برگزیده پروردگار عالم و سرور پیامبران سراسر تاریخ شناخته و دانسته ‏ایم، سایه و شبحى از وجو معنوى و باطنى و حقیقى آن بزرگوار است؛ اما همین مقدار معرفت هم براى مسلمانان كافى است تا اولا، حركت آنها را به سمت كمال تضمین كند و قله انسانیت و اوج تكامل بشرى را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانیا، آنها را به وحدت اسلامى و تجمع حول آن محور تشویق كند. بنابراین، توصیه ما به همه مسلمانان عالم این است كه روى ابعاد شخصیت پیامبر و زندگى و سیره و اخلاق آن حضرت و تعالیمى كه از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، كار زیادى بشود». [39]

تجسم آیات قرآن
« وجود امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جهات متعدد و در شرایط گوناگون، براى همه نسلهاى بشر، یك درس جاودانه و فراموش نشدنى است؛ چه در عمل فردى و شخصى خود، چه در محراب عبادتش، چه در مناجاتش، چه در زهدش، چه در محو و غرق شدنش در یاد خدا، و چه در مبارزه‏ اش با نفس و شیطان و انگیزه‏ هاى نفسانى و مادّى» [40]

« او تجسم حكومت الهى، تجسم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسم « اشدّاء على الكفّار رحماء بینهم« و تجسم عدل مطلق بود. او فقرا را به خود نزدیك مى‏كرد « كان یقرّب المساكین» و ضعفا را مورد رعایت خاص قرار مى‏داد. برجستنى كه با پول و زور و بقیه وسایلِ مطرح شدن، خودشان را به ناحق مطرح كرده بودند، در نظر على (ع) با خاك یكسان بودند. آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ایمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانیت بود. با این مبناهاى باارزش، امیرالمؤمنین كمتر از پنج سال حكومت كرد. قرنهاست كه درباره امیرالمؤمنین (ع) مى ‏نویسند و كم نوشته ‏اند و نتوانسته‏اند درست تصویر كنند و بهترین‏ها، معترف به عجز و تقصیر خودشان هستند.» [41]

سرمشق نورانى
« در مقام تنزل وجود، آن جاى كه عظمتهاى ملكوتى به واقعیتهاى عالم جسم و مُلك مى ‏پیوندد و این قالبهاى بشرى، حامل آن معنویتها و روحها مى ‏شود؛ آن وقت، هر حركت و هر اشاره و هر حرف از زبان آنها، براى ماها كه عقب هستیم، یك سرمشق نورانى مى ‏شود. این كافى است كه بدانیم فاطمه زهرا (س) در چه اوجى و با چه عظمتى در این عالم بوده و در عالم معنا و ملكوت خواهد بود. واقعا دختر پیامبر (ص) معماى ناگشوده ذهن بشر و معارف بشرى است.» [42]

مصداق لطف حق
« وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده الهى است. همین قدر مى ‏دانیم كه این بازمانده خاندان وحى و رسالت، عَلَم سرافراز خدا در زمین است. « السّلام علیك ایّها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرّحمه الواسعة وعدا غیرَ مكذوب» « او وعده الهى و مصداق مطلق خدا بر انسانیت و بشریت است. او مستوره و نمونه‏ یى از اولیا و اصفیا و انبیا و برجسته‏ ترین بندگان خداست. او نمایشگر مَبلغ فضل الهى بر بنى آدم است. اینها چیزهایى است كه خود آنان بیان فرمودند. اگر ما بتوانیم در حد فهم قاصر و ناقص خمان، رشحاتى از این گفته‏ ها را درك كنیم و بفهمیم، خیلى بُرد كرده ‏ایم.»

ودیعه خدا
« شخصیت عظیم رهبر كبیر و امام عزیز ما، حقا و انصافا پس از پیامبران خدا و اولیاى معصومین، با هیچ شخصیت دیگرى قابل مقایسه نبود. او ودیعه خدا در دست ما، حجت خدا بر ما و نشانه عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏ دید، عظمت بزرگان دین را باور مى‏ كرد. نمى ‏توان عظمت پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع)، سیدالشهداء (ع)، امام صادق (ع) و بقیه اولیا را حتى درست تصور كرد؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصیت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند.» [43]

او عبد صالح و بنده خاضع خدا و نیایشگرِ گریان نیمه شب‏ها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل یك مسلمان و نمونه بارز یك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشید و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او ملت ایرا را از اسارت بیگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصیت و خودباورى بخشید. او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و امید را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. او، در عصرى كه همه دستهاى قدرتمند سیاسى براى منزوى كردن دین و معنویت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مى‏كردند، نظامى بر اساس دین و معنویت و ارزشهاى اخلاقى پدید آورد و دولت و سیاستى اسلامى بنیان نهاد.» [44]

اسلام ناب مجسم
« ما امروز درباره امام بزرگوارمان باید عرض كنیم كه او اسلام انقلابى مجسم، اسلام ناب مجسم در زندگى و اخلاق و احساسات و تصمیم‏گیرى‏ها و نیز فانى براى خدا بود. خداى متعال هم به او پاداش داد. كارى كه به دست این بزرگوار در این دوران انجام گرفت، كارى بى‏ نظیر بود.» [45]

پی نوشت:

[1] ترجمان كلام مقام معظم رهبرى، همین مقاله، ذیل عنوان فرهنگ مستقل.
[2] (الى ان بعث اللَّه سبحانه محمدا ....9فهدا هم به من الضلالة و أنقذهم بمكانه من الجهالة)، نهج‏البلاغه، خطبه اول
[3] زیارت اربعین، مفاتیح الجنان
[4] احزاب , 7
[5] احزاب , 23
[6] بیانات امام خمینى (ره ) پس از فاجعه كشتار نوزدهم دى ماه 1356
[7] حدیث ولایت، جلد 7ص ، 3/2/1370
[8] در محضر ولایت، دبیرخانه شوراى عالى انقلاب فرهنگى، ص 129 ، 29/9/1373
[9] حدیث ولایت، جلد 6 ، ص 233
[10] حدیث ولایت، ج 4 ، ص 249 ، 10/3/1369
[11] روزنامه جمهوری اسلامی ، 31/6/1374
[12] فرمایشات مقام معظم رهبرى در دیدار با مردم تربت جام، 1378
[13] حدیث ولایت ، ج5 ، ص 287
[14] روزنامه جمهوری اسلامی ، 20/4/1374
[15] حدیث ولایت ، ج 4 ، 10/1/1369
[16] همان
[17] حدیث ولایت ، ج 2 ، 5/7/1368
[18] حدیث ولایت ، ج 4 ، ص 246 ، 10/3/1369
[19] همان ، ص 278 ، 23/4/1368
[20] حدیث ولایت ، ج 1 ، ص 231 ، 23/4/1368
[21] حدیث ولایت ، ج5 ، ص 177
[22] انفال ، 24
[23] حدیث ولایت ، ج 7 ، 29/1/1370
[24] حدیث ولایت ، ج 6 ، ص 18 ، 5/9/1369
[25] حدیث ولایت ، ج 1 ، ص 220 ، 14/4/1368
[26] حدیث ولایت ، ج 4 ، ص 220 ، 4/3/1369
[27] حدیث ولایت ، ج 6 ، ص 260 ، 1/12/1369
[28] حدیث ولایت ، ج 2 ، ص 280
[29] سخنرانى مقام معظم رهبرى در دیدار با فرزندان ممتاز شاهد، 13/6/1370
[30] بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع 200هزار نفرى جوانان ، 1/2/1379
[31] حدیث ولایت ، ج 4 ، ص 247 ، 10/3/1369
[32] حدیث ولایت ، ج 6 ، ص 48 ، 14/9/1369
[33] حدیث ولایت ، ج 4 ، ص 263 ، 10/3/1369
[34] همان ، ص 259
[35] حدیث ولایت ، ج 4 ، ص 264 ، 10/3/1369
[36] حدیث ولایت ، ج 6 ، ص 48 ، 14/9/1369
[37] همان ، ص 229 ، 7/3/1369
[38] همان ، ص 145 ، 17/ 10/ 1369
[39] حدیث ولایت، ج 2 ، ص 224 ، 24/7/ 1368
[40] حدیث ولایت، ج 6 ، ص 197 ، 10/11/1369
[41] همان، ص 198
[42] حدیث ولایت، ج 6 ص 145 ، 17/10/1369
[43] حدیث ولایت، ج 1 ، ص 7 ، 17/3/1368
[44] همان، ص 13 ، 18/3/1368
[45] حدیث ولایت، جلد 4 ص 274 ،


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو