پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
مردمی که سال‌ها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین علیه‌السلام باشند در سر می‌ پروراندند ... به ناگاه خود را در صحنه‌ای این چنین مشاهده کردند، گویا حسین علیه‌السلام را به عینه می‌ دیدند... کربلا و حنین، بدر، احد، تبوک و خیبر... را می‌ دیدند.

باری خمینی عزیز ما را کیست که نشناسد و کیست که به شایستگی بشناسد، الفاظ مرا تحمل آن نیست که آن حقیقت فاخر و آن گوهر نفیس را در خود بگنجاند. (رهبر معظم انقلاب اسلامی  23/4/68)
 
به نظر می‌رسد: دست‌کم دو قرن لازم است تا [امام و] تاثیری که ایشان در جامعه بشریت گذاشته دقیقا ارزش‌یابی شود.( 1)

در عین حال از آنجا که تحلیل و کشف رموز شخصیت الهی امام رهگشای حیات با عزت همه مومنان و آزادی خواهان جهان است: همه باید سعی کنند شخصیت امام خمینی را با همان ابعاد عظیم به درستی شناسایی کنند. (2)

در تحلیل شخصیت امام خمینی با نگاهی عمیق به روح ملکوتی و افکار بلند و ویژگی‌های منحصر به فرد روحی و معنوی ایشان و آثار و برکات فراوان حیات طیبه ایشان باید گفت: صدای امام خمینی برای مردم ایران حکم صدای خدا را داشت .(3)

در نظر میلیون‌ها انسان موحد: «او دست خدا بر روی زمین» (4) و «هدیه آسمانی و ملکوتی برای خاکیان بود.»(5)

سلوک معنوی و افکار متعالی وتقید بی‌چون و چرای ایشان به دستورهای شرع انور و تعالیم اهل‌بیت عصمت و طهارت علیه‌ السلام هر مسلمان منصفی را بر این باور استوار می‌ ساخت که:گویی شخصیتی از شخصیت‌های آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنة‌الکبری) با معجزه‌ ای به دنیا بازگشته تا پس از پیروزی امویان و به خون غلتیدن شهیدان اهل‌ بیت علیه‌السلام سپاه علی علیه‌السلام را رهبری کند.(6)

ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی‌خاست؛ مردمی که در طول چهارده قرن حماسه محمد صلی‌الله علیه و‌آله وسلم، زهرا سلام‌الله علیها، حسین علیه‌السلام، زینب سلام الله علیها، سلمان، ابوذر و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه‌ ها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند و علی علیه‌السلام و حسین علیه‌السلام را در چهره او دیدند...

مردمی که سال‌ها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین علیه‌السلام باشند در سر می‌پروراندند ... به ناگاه خود را در صحنه‌ای این چنین مشاهده کردند، گویا حسین علیه‌السلام را به عینه می‌دیدند... کربلا و حنین، بدر، احد، تبوک و خیبر... را می‌دیدند.(7)

گرچه امام خمینی تجلی منحصر به فرد مبارزه طلبی اسلام در قبال استیلای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غرب بود» (8) اما «پیام امام قدس‌سره در میان مسلمانان نه فقط شیعیان (بلکه) در همه منطقه و جهان طنین افکند. (9)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، شخصیت الهی، مسیح معاصر،
سه شنبه 13 خرداد 1393
حضرت امام(ره)، نه از جهت خانوادگی و از طریق ارث پدری دست خالی بودند و نه از نظر توان و امکانات برای رسیدن به یک زندگی مرفه دستشان بسته بود. عظمت و شخصیت حضرت امام (ره) به سان کوهی بود بسیار بزرگ که قله رفیعش در ورای ابرهای طبیعت سر به آسمان معنویت و عبودیت حق ساییده و با پیوند سرچشمه لایزال هستی،‌ وجودش از زلال معرفت سیراب گردیده بود و از گستره پیرامونش،‌ چشمه سارهای حکمت، جاری شده بود و تشنه کامان آب حیات را سرمست شوق وصال می‌نمود.

عظمت شخصیت امام(ره) و عمق و گستردگی آن حتی برای نزدیک ترین افراد و برجسته ترین شاگردان ایشان قابل دسترسی و شناخت دقیقه نبود و کسی را هم یارای چنین ادعایی نیست، با این همه هر کس متناسب با درک و ظرفیت خویش و از بعد ظاهری و اثباتی،‌ قطره ای از دریای حکمت و فرزانگی امام(ره) را چشیده است و با جمع آوری این قطره هاست که جویبارهایی از آن دریای فضیلت برای تشنه کامان تاریخ و نسل های آینده، جاری می‌شود.

"محمد حسین رحیمیان" نویسنده کتاب "یادها و یادداشت‌هایی از زندگی امام خمینی قدس سره" می‌نویسد: این بنده ناچیز بیش از نیمی از عمرم را به سان خاری،‌ در کنار گل بی خار وجودش سر کردم، ولی به دلیل قابلیت، کمتر از طراوت و زیبایی ملکوتیش بهره مند شدم و بی گمان آنچه از او نصیبم شد، قطره ای بود از دریا و در عین حال آنچه از درک احساسم با قلم شکسته در قالب الفاظ ناقص می‌آید باز هم قطره ای است از دریا!

آنچه در زیر می‌آید هرگز نمی‌تواند معرف شخصیت والای حضرت امام(ره) باشد، بلکه فقط گوشه‌ای است از داستان آشنایی "محمد حسن رحیمیان" و خاطراتی چند از آنچه مستقیما شاهد و مرتبط با آن بوده است و البته در چند موردی که نقل صدها خاطره ای  است که از دیگران شنیده است.

درسهای اخلاقی امام(ره)
یکی دیگر از ویژگی‌های درس امام(ره) یا شخص امام(ره) این بود که معمولا در پایان هر فصل درسی و تعطیل شدن درس به مناسبت ماه رمضان و امثال آن، تمام یا بخشی از جلسه آخر را به بیان مسائل اخلاقی و نصیحت شاگردان می‌پرداختند که مجموعه این مباحث، با عنوان جهاد اکبر در نجف اشرف تدوین و چاپ گردید.

درسهای اخلاق امام(ره) چنان تاثیری در مخاطبان و حضار داشت که دل سنگ را آب می‌نمود و اشک‌های برخاسته از اعماق دل را از دیدگان جاری می‌ساخت و تمام کدورتها از روح و روی آنان می‌شست.گرچه درس اخلاق امام(ره) هر چند ماه یک بار بیشتر نبود، تاثیر عمیق آن تا مدت‌ها پایدار بود و بی‌گمان آهنگ دلنشین و جانسوز امام(ره) که با همهمه‌ها و گریه‌های حاضران همراه می‌شد، هیچ‌گاه از خاطره شاگردان امام(ره) محو نخواهد شد.

نمونه‌ای از تاثیر عینی درس اخلاقی حضرت امام(ره) در کردار و رفتار شاگردان این بود که دو نفر از دوستان چندی بود که با هم به اصطلاح قهر بودند و تلاش دوستان نیز برای آشتی دادن آنان به جایی نرسیده بود. بعد از یکی از همین درسها بود که آن دو چنان منقلب بود و مصفا شدند که بلافاصله با مصافحه، دستها و دلهایشان دوباره به هم پیوست و خود شاهد بودم که به هنگام خروج از مسجد، هر کدام تلاش می‌کرد، کفش دیگری را جلو پای او جفت کنند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها :
پنجشنبه 28 فروردین 1393
اینکه آمریکاییها مدام دم از تغییر رفتار ایران می زنند خواستار آن هستند که ایران دست از مقاومت و نفی خوی استکباری دولت ها برداشته و از این وجه اثباتی خود دست بکشد.

با مروری بر 35 سال خصومت و دشمنی آمریکا با ایران و نظام اسلامی به خوبی می توان چرایی این نامگذاری را دریافت. علت اصلی اختلاف آمریکا با انقلاب ایران فراتر از یک عدم تفاهم ساده و در واقع  به علت اسلامی بودن نظام برخواسته از آن است؛ زیرا اسلام، نظام اسلامى، حكومت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى، با ظلم و استكبار، با دست‌اندازى به زندگى مردم، با تجاوز به ملتها، با فرعونیت قدرتها و استبداد داخلی و بین‌المللى مخالف است. این مخالفت هم فقط مخالفت قلبى نیست؛ بلکه مخالفتى است كه در مقام عمل و هر جائى كه اقتضاء پیدا كند، ظهور و بروز خواهد كرد. لذا آن كسانى كه اهل تجاوز و دست‌اندازى به منابع ثروت دیگران و اهل استكبار و فرعونیت در برخوردهاى سیاسى خودشان هستند، با نظام جمهورى اسلامى قهراً مخالفند.

 منش جمهوری اسلامی در طول 35 سال پس از تاسیس نظام اسلامی به صراحت نشان داده است که بیش از هر چیز متکی بر یک «نفی» و یک «اثبات» است. جمهوری اسلامی از یک سو پیوسته بدنبال نفى استثمار، نفى سلطه‌پذیرى، نفى تحقیر ملت به وسیله‌ى قدرتهاى سیاسى دنیا، نفى وابستگى سیاسى، نفى نفوذ و دخالت قدرتهاى مسلط دنیا در كشور، نفى سكولاریسم اخلاقى؛ نفی اباحیگرى و نفى وابستگى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى به قطبهاى جهانى بوده است و از سوی دیگر خواستار اثبات هویت ملى، هویت ایرانى، اثبات ارزشهاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، اثبات مردم سالاری دینی و تلاش براى دست پیدا كردن بر قله‌هاى دانش بوده است. در واقع دلیل دشمنی آمریکا و هم پیمان اصلی آن در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی را می توان همین دو مقوله دانست. به هیمن دلیل است که حضرت امام خمینی(ره)، رهبر فقید و فرزانه انقلاب اسلامی، بارها آمریکا را شیطان اکبر نامیده است. مقام معظم رهبری، امام خامنه ای نیز علت این نامگذاری را اینچنین بیان می کنند:

 «آمریكایی‌ها باطن خود را نشان دادند. رئیس‌‏جمهور امریكا در نطق اخیرش، مثل كسى حرف مى‌زند كه تشنه خون انسان‏هاست! كشورها و ملتها را تهدید و متّهم مى‌كند. همه دنیا مى‌دانند كه شیطان بزرگ، امریكاست؛ این یك حرف متّكى به دلیل است. این عنوان «شیطان بزرگ» براى امریكا، یك نام‏گذارى بى‌دلیل نبود. شما به تاریخ سى، چهل سال گذشته نگاه كنید؛ بیشترین كارشكنى را نسبت به نهضتهاى مردمى و مستقل، امریكا كرده است. بیشترین ترور شخصیتهاى مؤمن پاك‏دامن را در دنیا، دستگاه جاسوسى سیاى امریكا كرده است. بیشترین حمایت را از رژیم‌هاى ضدّ مردمى در دنیا، امریكا كرده است. بیشترین فروش اسلحه و سلاحهاى مرگ‏بار را در دنیا امریكا كرده است. بیشترین چپاول و غارت را نسبت به ثروتهاى ملتها، امریكا كرده است. این‏ها شیطنت است؛ پس بزرگترین شیطا‌ن‌هاست. البته این كارها را شیطانهاى دیگرى هم در دنیا مى‌كنند، اما هیچ‏كدام به شیطنت امریكا نیستند؛ پس او حقّاً شیطان بزرگ است.» (1)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، شیطان اکبر، امریکا،
یکشنبه 17 آبان 1394
دستورالعمل اخلاقی امام خمینی(ره) به جوانان :

١- نمازهای یومیه را در پنج وعده بخوانید و نماز شب را حتما بپای دارید.
٢- اوقات خواب خود را كم كنید و بیشتر قرآن بخوانید (بویژه سورۀ مزّمّل).
٣- راس ساعت مقرر كه بیدار می شوید ، دیگر نخوابید.
۴- روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرید.
۵- كم خوری را پیشه كنید ( خود را به خوردن شیر ، خرما و حلوا عادت بدهید ).
۶- در مجالس و میهمانی های باشكوه كه فقرا به آن راه ندارند شركت نكنید و خود نیز چنین مجالسی نداشته باشید.
٧- برای عهد و پیمان اهمیت فوق العاده قائل باشید .
٨- به تهیدستان انفاق كنید.
٩- از مواضع تهمت دوری كنید.
١٠- دل به دنیا نبندید و آن را بر دستور خدا ترجیح ندهید.
١١- لباس ساده بپوشید و از پوشیدن لباس رنگی خودداری كنید.
١٢- از نظر مادّی به پایینتر از خود و از نظر معنوی به اولیاء الله بنگرید.
١٣- كار نیك خود را فراموش كنید و گناهان گذشتۀ خود را به یاد بیاورید.
١۴- زیاد صحبت نكنید و دعاها را زیاد بخوانید ( بخصوص دعای روز سه شنبه را ).
١۵- اول هر ماه ، خرج یك روز خود را صدقه بدهید.
١۶- دانشهای فنی را فرا بگیرید.
١٧ - به ورزش بخصوص كوهنوردی و شنا اهمیت بدهید.
١٨ - از اخبار روز مسلمین و جهان با خبر شوید ( هر روز حداقل یك بار اخبار كامل را بشنوید).
١٩- بیشتر مطالعه كنید.

اما به عنوان حُسن ختام این بحث كه دستور العملهای امام خمینی(ره) است ، یك نكتۀ دیگر از امام به نقل از عروسشان خانم فاطمۀ طباطبایی اضافه می كنم كه در شمارۀ ١۶٨ مجلۀ شاهد بانوان آمده است : یكی از مسائلی كه امام در روزهای آخر به من توصیه می كردند ، خواندن دعای عهد است . امام می فرمودند : صبحها سعی كن این دعا را بخوانی ، چون در سرنوشت دخالت دارد.



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، دستورالعمل اخلاقی، جوانان،
یکشنبه 21 مهر 1392
سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی(ره): چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید..

مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق " ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا" با یکی از روحانیون سرشناس تهران  بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.

ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و ...می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که:در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛ (سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.) را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.



(به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، شیخ حسنعلی نخودکی، تقوای الهی،
جمعه 5 مهر 1392
امام گوشی از من کشید که در عمرم کسی با من اینگونه نکرده بود.

گفت تو نمی‌دانی چه کار کردی؟ گوشی امام از من کشید که در عمرم کسی این جور با من برخورد نکرده بود. گفتم: مگر امام چی گفتند؟ سر چی؟ خدایا چه خلافی کرده‌ایم؟ گفت: راجع به آن اطلاعیه جواب میتران. آقای رجایی بعد از بدبختی‌هایی که ما سر جریان بنی‌صدر کشیدیم به ریاست جمهوری انتخاب شد. آقای فرانسوا میتران انتخاب آقای رجایی به ریاست جمهوری را تبریک گفت.

آقای رجایی همیشه می‌گفت که فلانی، تو در مدرسه معلم انشا بودی و من معلم ریاضی، بنابراین مسائل منطقی با من و احساساتی با تو. خیلی از این متن‌ها است که من نوشته‌ام. آقای رجایی از من خواست که جواب تبریک میتران را نیز بنویسم و من هم نوشتم که بله شما به من تبریک گفتی و از آن طرف پاریس را کرده‌اید مرکز ثقل ضد انقلاب (زمانی که منافقین آنجا بودند) نمی‌دانم کسی که می‌خواست این را به فرانسه ترجمه کند نفهمید یا فهمید و شیطنت کرد، ما یک ثقل داریم به نام جهنم و این که جهنم ترجمه کرد یک جوری ترجمه کرد که انگار ما پاریس را جهنم ضد‌انقلاب خواهیم کرد (یعنی) تهدید و دخالت در امور خارجی، حالا اگر این هم نبوده باشد، متنی که من نوشتم متن غیر دیپلماتیک بود، یعنی یک متنی بود که کسی به شما گفته است تبریک عرض کنم گفته‌اید: برو خودت را بساز، خودت را درست کن (جالب این است که من لیسانس سیاسی هم هستم) این رفت و خارجی‌ها یک مانوری‌ روی آن مرکز ثقل و جهنم کردند که خیلی به ضرر ما تمام شد و پاسخ ما اصلاً با عرف دیپلماتیک نمی‌خواند. از آن طرف هم ما مشت‌های مان را بلند کردیم و مرگ بر امریکا، مرگ بر فرانسه، برای اینکه مسعود رجوی آن جاست و غیره گفتیم.

یک روز در دفترم نشسته بودم که آقای رجایی فشاری روی شانه من داد دیدم ای داد و بیداد، ما همین الان باید با هم دعوا کنیم. نگاه کردم دیدم که رنگش پریده است. چی شده؟ گفت تو نمی‌دانی چه کار کردی؟ گوشی امام از من کشید که در عمرم کسی این جور با من برخورد نکرده بود. گفتم: مگر امام چی گفتند؟ سر چی؟ خدایا چه خلافی کرده‌ایم؟ ما که تمام دلمان با امام و انقلاب است، چی شده؟ گفت: راجع به آن اطلاعیه جواب میتران. گفتم: آقا می‌گفتی به میتران که این بد ترجمه کرده‌اند. ما مرکز ثقل نوشتیم. گفت: اصلاً حرف سر این نبوده، من هم فکر کردم همین است. امام به من گفتند: یک کسی به تو تبریک گفته است، تبریک عرض می‌کنم، تو به عنوان یک مسلمان باید بگویی متشکرم. تو چه جوری می‌زنی تو دهان رئیس‌جمهور یک مملکت. ادب‌مان کجا رفته است. آقای رجایی گفت: هر چه فکر می‌کنم امام راست می‌گویند، گفتم: هیچ هم امام راست نمی‌گویند، چی‌چی راست می‌گویند؟ امام خودشان می‌گویند مرگ بر امریکا،‌ملت زیر سایه امام این جوری بگویند: مرگ بر فرانسه، آن وقت اگر ما بنویسیم این جوری. حتماً باید پیش امام بروی.

شهید رجایی رفت و بعد ازملاقات با امام پیش من آمد و این دفعه دیگر خوشحال،‌گفتم چی شد، گفت خدا ما را فدای امام بکند. ما اصلاً باید خودمان را با امام میزان کنیم. من رفتم به اوگفتم آقا! مشاور فضول ما این جوری می‌گوید، گفتند: هم مشاور فضول تو درست می‌گوید، هم کارشان غلط است. من یک آخوند هستم اینجا نشسته‌ام حرف می‌زنم.من چه کاره هستم؟ من در عالم اسلام برای مسلمانان‌ها باید حرف بزنم و حرف می‌زنم. ولی تو پست سیاسی قبول کردی تو رئیس‌جمهور مملکتی. رئیس‌جمهور مملکت باید به عرف سیاسی عمل کند.

در عرف سیاسی جواب می‌دهی اماحق توهین که نداری. در حالی که اگر کسی به تو گفت تبریک عرض می‌کنم هر کس بوده باشد تو باید بگویی متشکرم. تمام. دوستت است از او تعریف می‌کنی نیست می‌گویی متشکر آقا. دیدم راست می‌گوید، علوم سیاسی را ما خوانده‌ایم و این بنده خدا قم بوده است و در خانه‌اش بوده در تبعید هم که بوده، باز در خانه‌اش بوده، حداکثر راهش این بوده که رفته مثلاً نجف مرقدحضرت علی(ع) دعا خوانده است، این جور دنیا را با عرف و نزاکت دیپلماسی آن می‌شناسد که من علوم سیاسی را خوانده نمی‌شناسم. گفتم: ‌آقا به حضرت عباس دست‌ها ‌بالا، تسلیم. و آن عبرتی شد. بعدها خیلی در نوشته‌های من تأثیر گذاشت. یعنی هر چه که می‌نوشتم نگاه می‌کردم که چه کار کنم امام ناراحت نشوند. نه اینکه شخصاً ناراحت نشوند و اگر شخصاً ناراحت می‌شدند می‌رفتیم دستشان را هم ماچ می‌کردیم بلکه ترس ما به خاطر مصالح ملی بود.


* راوی مرحوم کیومرث صابری”گل آقا”



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، نامه میتران، رجایی،
یکشنبه 10 شهریور 1392
تاکید حضرت روح‌الله بر انتخاب مسئولانی که «طعم فقر» را چشیده باشند/ در مقابل قدرت‌ها باید ایستاد و مقابله کرد

حضرت امام خمینی(ره) درباره مهم‌ترین ویژگی‌های مسئولان در نظام اسلامی فرموده اند: کسانی را که انتخاب می‏کنید، باید مسائل را تشخیص دهند، نه افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد، بترسند، باید بایستند و مقابله کنند.


با پایان عمر دولت دهم و تشکیل کابینه دولت یازدهم، بازخوانی توصیه‌های حضرت امام خمینی(ره) درباره ویژگی‌های مسئولانی در طراز انقلاب و نظام اسلامی ضروری است.در این متن به مرور مهم‌ترین شاخص‌های مدنظر حضرت امام خمینی(ره) می‌پردازد.

کلمه «اسلام ناب» در صحیفه امام که بیست و یک جلد است، مجموعا 34 مرتبه تکرار شده است. یک بار در جلد بیست و 33 بار در جلد بیست و یک. به عبارت دیگر دو بار قبل از قطعنامه امام از کلمه «اسلام ناب» استفاده کردند و 32 بار بعد از قبول قطعنامه.

اما چرا امام بعد از دفاع مقدس نگران اسلام تقلبی شدند؟ به دلیل اینکه خیالشان راحت بود اسلام قدرت پیدا کرده است. حالا که اسلام قدرت پیدا کرده بازار سیاه پیدا می‌کند. کالای قلابی اسلام را به بازار می آوردند. این یک قاعده است.جالب است امام 10 سال بین اسلام ناب و اسلام آمریکایی تفکیک نکرد اما ناگهان در سال آخر عمرشان به صورت معناداری به این موضوع پرداختند.

حجت‌الاسلام پناهیان 13 خرداد 91

حضرت امام خمینی(ره) در جلد 20 و 21 صحیفه به ویژگی‌های سیاسی الهی مسئولان اشاره کرده‌اند و اسلام ناب نیز به عنوان یک شاخص کلیدی در انتخاب مسئولان مورد توجه است.

** هشدار نسبت به خط اسلام آمریکایی مسئولان

«فرزندان عزیز جهادی‌ام به تنها چیزی که باید فکر کنید به استواری پایه‌های اسلام ناب محمدی- صلی الله علیه و آله و سلم- است. اسلامی که غرب و در راس آن آمریکای جهانخوار و شرق و در راس آن شوروی جنایتکار را به خاک مذلت خواهد نشاند. اسلامی که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن ملحدان و کافران سرمایه داران و پول پرستانند. اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی بهره بوده اند و دشمنان حقیقی آن زراندوزان حیله گر و قدرت مداران بازیگر و مقدس نمایان بی هنرند...»

« از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بیشتر- حوزه های علمیه و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار می‌گذارند»    

«راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسلامی مرز بین «اسلام آمریکایی» و «اسلام ناب محمدی» و اسلام پابرهنگان محروم، و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملامشخص نشده است و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو تفکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسی بسیار مهمی است...»

** تاکید امام بر انتخاب مسئولانی که طعم تلخ فقر را چشیده باشند

«... مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رای دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی- صلی الله علیه و آله و سلم- باشند. و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه اسلام آمریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند...»

«... در این فرصت به همه مسئولان کشور تذکر می دهم در تقدم ملاکها، هیچ ارزشی و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست... در یک کلام مصلحت پابرهنه ها و گودنشینها و مستضعفین، بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند و باید سعی شود تا از راه رسیده ها و دین به دنیافروشان چهره کفرزدایی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشه دار نکنند و لکه ننگ دفاع از مرفهین بی خبر از خدا را بر دامن مسئولان نچسبانند و آنهایی را در خانه های مجلل، راحت و بی درد آرمیده اند و فارغ از همه رنجها و مصیبتهای جانفرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه های محروم. تنها ناظر حوادث بوده اند و حتی از دور هم دستی برآتش نگرفته‌اند نباید به مسئولیت کلیدی تکیه کنند که اگر به آنجا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت ایران را برباد دهند.»

«خلاصه کلام اینکه بیان این واقعیت که در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر از آن کسی است که تقوا داشته باشد نه ثروت و مال و قدرت و همه مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا ومستمندان و پابرهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین. و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن افتخار بزرگ است که نصیب اولیا شده و عملا به شبهات و القائات خاتمه می دهد... خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه داران باشد و گروه اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیاء و امیرالمومنین و ائمه معصومین-علیهم السلام سازگار نیست...»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، توصیه ها، طعم فقر، هشدار به مسئولان،
جمعه 28 تیر 1392
"اندیشه" عنصر اساسى در اركان اصلى هر جامعه است. اقتصاد، سیاست و فرهنگ كه سه ضلع در كنار هم قرار گرفته هستند و در اداره اجتماعات انسانى از جایگاه بالایى برخوردارند، بدون "اندیشه" ممكن نخواهند بود. با اندیشه است كه انسان كار مى‏ كند، زندگى مى ‏كند و از میان انبوه طرق، مسیرى را برمى گزیند و بر اساس آن رفتار مى ‏كند. اینك اگر توجه كنیم كه چهره عمده زندگى انسان، زندگى سیاسى و زندگى در جامعه است، به این نكته خواهیم رسید كه مقوم زندگى سیاسى "اندیشه سیاسى" است.

جامعه انسانى اگر از یك نوع "زندگى سیاسى" ناخشنود شد، در پى ایجاد "زندگى سیاسى" جدیدى برمى آید و چنانكه گفته شد، بنیاد هر زندگى سیاسى یك "اندیشه سیاسى" است. بنابراین پایگاه عمده و اصلى در تغییر و تحولات سیاسى و یا به سخن دیگر در "انقلابها" و تغییر و تحولات جوامع بشرى از آن "اندیشه" است. مخالفین یك نظام سیاسى همیشه تلاش مى‏كنند تا فلسفه سیاسى جدیدى را رو در روى فلسفه سیاسى ارائه كنند، بدیهى است كه این فلسفه سیاسى جدید اگر قبول عام بیابد تغییر و تحولاتى را، و حتى انقلابى را، به ثمر خواهد رساند. طبیعى است كه هر فلسفه سیاسى، اقتصاد، سیاست، و فرهنگ متناسب با خویش را ارائه كند. (1)

یكى از امورى كه بایسته است نسبت‏به آن پژوهشها و تحقیقات گسترده و عمیقى صورت گیرد، فلسفه سیاسى اسلام است. فلسفه سیاسى به معنى اعم و اندیشه سیاسى بطور اخص، به ویژه از این نظر كه اگر درست عرضه شود و مورد قبول جامعه قرار گیرد، مى ‏تواند موجد و موجب نظم سیاسى مطلوب باشد، از اهمیت‏ بسیار زیادى برخوردار است. با توجه به این نكته، مقاله حاضر عهده دار ارائه وجوهى از اندیشه سیاسى كه توسط امام خمینى (ره) احیا شده است و در سرانجام به ایجاد حكومت اسلامى منجر گشته است، خواهد بود.

با نگاهى به تاریخ اندیشه سیاسى اسلام به این نتیجه مى ‏رسیم كه در میان متفكران و عالمان مسلمان، كه در جهت تبیین اندیشه و نظام سیاسى اسلام تلاش كرده اند، بطور عمده چهار گرایش و طرز فكر عمده و قابل ملاحظه است: (2)

1- اندیشه سیاسى فلسفى: اندیشه‏ اى است كه توسط فلاسفه پى نهاده شده است و مانند دیگر شعب فلسفه، از نحله‏ هاى قدیم و از مبانى كتاب و سنت، هر دو، استفاده كرده است. كتابهایى همچون "آراء اهل المدینة الفاضله"، "السیاسات المدینه"، "التنبیه على سبل السعادة" از فارابى، "سیاسیات شفا" از ابن سینا، "تدبیر المتوحد" از ابن باجه، نبوات و سیاسات "مبدا و معاد" و "الشواهد الربوبیه" از ملاصدرا و. . . از این قسم است. ماهیت، حقیقت و واقعیت‏ سیاست محور اصلى بحث و بررسى در این گرایش است. در مرتبه بعد از زاویه حكمت عملى كه همان "عمل به حكمت" است، به ارائه ویژگی هاى "انسان كامل" مى ‏پردازند و چون "انسان كامل" نمى ‏تواند به كمال برسد، مگر در مدینه فاضل و كامل، به ارائه ویژگیهاى مدینه فاضله و رئیس و رهبر آن و نحوه تدبیر حیات بشر در آن پرداخته اند.

2- اندیشه سیاسى اجتماعى: این سنخ از اندیشه، عمدتا از جانب مصلحان اجتماعى معاصر ارائه شده است. از چهره‏ هاى برجسته این شعبه از اندیشه مى ‏توان از سید جمال الدین اسدآبادى، سید عبدالرحمن كواكبى، شیخ محمد عبده، سید امیر على هندى، سید عبدالله ندیم مصرى، محمد اقبال لاهورى، شیخ محمد خیابانى، سید عبدالحسین شرف الدین لبنانى و شیخ محمد حسین كاشف الغطا یاد كرد. افكار این گروه در مكتوباتى همچون مجله "العروة الوثقى" و كتابهاى "طبایع الاستبداد"، "تفسیر المنار"، "دیوان اقبال"، "الفصول المهمة فى تالیف الامة"، "المثل العلیا فى الاسلام لا فى بحمدون" و. . . دریافتنى است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، اندیشه سیاسى، فقیهان عادل،
دوشنبه 14 اسفند 1391
چرا اینطور توی سرهم می‌ زنید و فساد ایجاد می‌‎کنید؟

چرا صدای مردم را درمی‌آورید؟ من از لسان اسلام نصیحتشان می‌کنم که باهم اختلاف نکنید. چه میراثی هست که می‌خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف می کنید؟

در طول تاریخ پر تلاطم انقلاب اسلامی جریانات و اتفاقات زیادی به وقوع پیوسته و این انقلاب روز های تلخ و شیرین زیادی را تجربه کرده است و در تمام این اتفاقات بخصوص در مقاطع بحرانی تاریخ انقلاب اسلامی نقش ولایت فقیه در خنثی کردن هجمه ها و آرام کردن آشفتگی ها نقشی اساسی و تمام کننده بوده است.

با بازنگری تاریخ انقلاب متوجه می شویم برخی اتفاقات بسیار به هم شبیه است؛ بنابراین توصیه ها و هشدارها و راه حل‌هایی که
در گذشته حضرت امام(ره) برای رفع این معضلات بیان کرده اند، در تمام ادوار قابل استفاده و اجرا بوده و هیچ گاه کهنه نخواهند شد. به عبارت بهتر زمینه های فتنه انگیزی و ضربه پذیری همواره مشخص و تجربه شده است؛ بنابراین هم حضرت امام راحل و هم مقام معظم رهبری این راه های آسیب پذیری را تشخیص و توصیه های ارزشمند خود را گوشزد کرده اند؛ پس نباید به چنین فضایی مجدد قدم نهاد و موجب آسیب پذیری و آشفتگی اوضاع شد.

در این باره اتفاق اخیر مجلس در یکشنبه سیاه، مسئله ای است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت و در واقع مسئله وحدت و عدم کشاندن اختلافات به سطح جامعه و برهم زدن آرامش کشور یکی از همان مواردی است که همواره مورد توصیه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری از ابتدای انقلاب تاکنون بوده است و امیدواریم این بیانات تلنگری باشد برای مسئولان که کمی متنبه شوند و از مردم ولایی کشورمان رسم ولایت پذیری بیاموزند.

در ادامه بیانات امام خمینی(ره) را در مورد وحدت دولت و مجلس و عدم اختلاف و درگیری بین آنان آورده ایم که انگار حضرت امام توصیه هایشان برای شرایط امروز است و هرگز کهنه نخواهد شد.

حضرت امام خمینی(ره) فرمودند:هر کدام از اینها که دیگری را بخواهند تضعیف کنند، مجلس بخواهد یکی دیگر را تضعیف کند، یکی دیگر بخواهد مجلس را تضعیف کند، دولت بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد دولتش را تضعیف بکند، رئیس‏ جمهور بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد رئیس‏ جمهور را تضعیف کند، تمام اینها برخلاف مکتب اسلام است، مخالفت با اسلام است.

باید این آقایان همانطور که مدعی هستند اسلامی هستیم، باید در عمل، قول، خطابه، حرف، نوشته و روزنامه‌هایشان نشان بدهند که ما مسلمانیم. این چه مسلمانی است که هر روزنامه که برای یک طایفه است به دیگری فحاشی می کند؟ ما چه جوابی به مردم باید بدهیم؟ که مردم باید بگویند چه خبر است که مجلس با رئیس جمهور و رئیس جمهور با مجلس اینگونه می‌کند؟

 چرا صدای مردم را درمی‌آورید؟ من از لسان اسلام نصیحتشان می‌کنم که باهم اختلاف نکنید. چه میراثی هست که می‌خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف می کنید؟ این همه مردم جوان‌هایشان را دادند و میراث برای شما گذاشتند که شما اینطور توی سرهم بزنید و فساد ایجاد کنید؟ میراث پدرکدامتان است که اینگونه می‌کنید؟ یک قدری باهم رفیق و برادر و دوست باشید.

مکتب بزرگترین چیزی است که از برای ما مطرح است. نباید راجع به مکتب یک کلمه ‏ای کسی بگوید. اشتباه می‏ کنند اگر می‌‌گویند مکتب چطور. تمام مقصد ما مکتب ماست و مسلمان های ما برای مکتب ماست که اینطور قدرت دارند. [مردم] اگر مکتب اسلام را حفظ بکنند، مطمئن باشند که هیچ قدرتی به آن ها آسیب نمی‏ رساند. اگر ما مکتب خودمان را حفظ نکنیم، هر یک از این گروه ها یا هر یک از این افراد که بر ضد آن رفیق خودش یک کلمه‏ ای بگوید، از مکتب خارج شده است و به درد اصل ایران دیگر نمی‏ خورد.(مصاحبه تلوزیونی ۱۵/۵/۵۹)

 مسلمین «ید واحده» باید باشند. اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعی را حفظ بکنند، جهات اخلاقی را حفظ بکنند. هی این به او بدگویی کند، او به این بدگویی کند، این اسباب ناراحتی مسلمان هاست. آقایان می‌گویند، مسلمان‌ها می‌گویند، خوب ما خون بچه‌هایمان [را] داده‌ایم، یک قبرستان اینجا پر است از جوان های ما، قبرستان های شهرستان پر از جوان های ماست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شده‌اند. حالا که اینها کشته شده‌اند، آقایان آمده‌اند از خارج و از داخل با هم نشسته‌اند دعوا می‌کنند.

 سر چه میراثی دعوا می‌کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدری آرام باشید. یک قدری توجه کنید به مسائل. هر وقت هر کدام صحبت [می‌] کنید به ضد دیگری نباشد که این خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمین است، خلاف انسانیت است، خلاف مشی انبیا و مشی اولیاست. نکنید این کار را. یک قدری آرام باشید. یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید، اشتهار را کنار بگذارید. تمام گرفتاری های ما سر این هوای نفسی است که ما داریم. اعدا عدوّ انسان این نفْس انسان است که در بین جنبیه است. این اعدا عدوّ انسان است. یک قدری جلویش را بگیرید، یک قدر مهار کنید.(صحیفه امام خمینی جلد ۱۳ صفحه ۸۰)



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، اختلاف مسئولان، توصیه امام،
چهارشنبه 2 اسفند 1391
خانم طباطبائی همسر حاج سید احمد آقا (ره) درباره رفتار امام با بچه های و بازی امام با نوه اش علی چنین می گوید: علی كوچك بود، گاهی كارهایی می كرد كه اصلا مناسب نبود، حتی ممكن بود برای آقا ایجاد ناراحتی كند، ولی آقا با كمال خوشحالی و خنده می گفتند: مساله ای نیست، بچه را آزاد بگذارید چون آقای تمام شبانه روز را در خانه بودند و علی هم در كنار ایشان بود لذا آقا با علی مانوس بودند و علی هم به آقا انس گرفته بود. یك بار من پیش آقا رفتم و دیدم علی در كنار ایشان نشسته است و از آقای تقاضای ساعتشان را دارد، ایشان فرمودند: «پدرجان! آخر ساعت رنجیرش می خورد به چشمت و اذیت می شوی» علی گفت: خوب عینكتان را بدهید . ایشان فرمودند: عینكم نیز همینطور، به چشمانت می زنی چشمانت اذیت می شود، چشم تو حالا ظریف است، گل است، علی اصرار كرد كه آقا، عینك را بدهید ایشان فرمودند: نه دسته اش را می شكنی و من دیگر عینك ندارم، نمی شه بچه به این چیزها دست بزند.

چند دقیقه ای گذشت و علی در خانه چرخی زد و مجددا آمد و گفت: آقا! امام فرمودند: «جانم » علی گفت: آقا: بیا تو بچه شو و من آقا می شود!! امام فرمودند خیلی خوب باشد. علی گفت: پس پا شو از این جا، بچه كه جای آقا نمی نشیند. امام بلند شدند و خودشان را كنار كشیدند و علی گفتند: پس عینك را بده، ساعت را بده بچه كه به عینك و ساعت دست نمی زند!! آقا فرمودند بیا، من به تو چه بگویم؟ راهش را درست كردن و عینك و ساعت را گرفتی. گاهی علی به آقا می گفتند: شما بنشینید  من شما را حمام كنم، آنوقت ایشان می نشستند و علی سر و صورت ایشان را می شستند، علی دستش را به دیوار می كشید كه مثلاً صابون است بعد به سر و صورت آقا می مالید. من به علی می گفتم: با این كار آقا را اذیت می كنی و آقا فرمودند: نه اذیت نمی كند بگذارید كارش را بكند.

 همبازی علی
امام به بچه ها خیلی علاقه داشتند. به آنها خیلی محبت می كردند و سعی داشتند بچه ها را خوشحال كنند. یك روز داشتم دنبال علی می گشتم (علی، نوه امام است) اما پیدایش نكردم. با خودم گفتم حتماً رفته توی اتاق امام. رفتم جلوی در اتاق، در زدم و رفتم تو. دیدم علی توپ كوچكش را  آورده توی اتاق به اصرار از امام می خواهد كه با او بازی كند! امام هم با خونسردی، آن طرف اتاق ایستاده بودند و به آرامی توپ را برای علی، قل می دادند. تعجب كردم و به خود گفتم : «امام با این همه كار و با این همه خستگی چه قدر حوصله دارند و چه قدر به بچه ها با محبت هستند»

 گردنبند
یك روز از از كشور ایتالیا یك نامه و یك بسته برای امام رسید. توی آن بسته: یك گردنبند بود. صاحب نامه، نوشته بود من مسلمان نیستم ولی شمار را خیلی دوست دارم و این گردنبند را هم به شما هدیه می دهم تا هر جوری كه دلتان می خواهد از آن استفاده كنید.چند روز گذشت یك روز صبح، امام صدای گریه یك بچه را شنیدند. گفتند: بروید ببنید این بچه كیست و چرا گریه می كند. برای امام خبر آوردند كه او دختر كوچك یك شهید است كه با مادرش آمده و می خواهد شما را ببیند. امام گفتند: او را زود بیاورید اینجا. وقتی دختر كوچولو را آوردند، هنوز داشت گریه می كرد. امام او را بغل گرفتند و روی زانوهای خود نشاندند. بعد او را بوسیدند و در گوشش چیزهایی گفتند: دختر كوچولو كم كم گریه را فراموش كرد و خندید امام هم با او خندید. بعد امام بلند شدند و آن گردنبند را آوردند و به گردن او انداختند و به او گفتند: «حالا برو پیش مامانت.» بچه هم با خوشحالی امام را بوسید و رفت.

 نامه به دانش آموزان سرخ پوست آمریكا
چندی  پیش از سوی دانش آموزان سرخ پوست مدرسه راهنمایی مركزی اسپرینگ دال، در ایالت آركانزاس آمریكا، نامه ای به حضور امام خمینی (ره) می نویسد و با ارسال یك جفت جوراب به عنوان هدیه از طرف دانش آموزان مدرسه، از امام می خواهند كه یك شی شخصی خود را هر چند یك جوراب كهنه باشد به عنوان یادبود برای آنان ارسال دارد.امام همراه جواب نامه یك جلد كتاب برای آنان می فرستد كه نشان دهنده تعالی و ترقی انسان در مطالعه كتاب است نه در نگهداری یك لباس كهنه اما پاسخ امام:

بسم الله الرحمن الرحیم
فرزندان عزیز خوب دبیرستان اسپرینگ دال ایالت اركانزاس آمریكا
نامه محبت آمیز و هدیه ارزشمند شما عزیزان را دریافت نمودم. من می دانم كه سرخ پوستان و سیاه پوستان در فشار و زحمت هستند. در تعلیمات اسلام فرقی بین سفید و سرخ و سیاه نیست، آنچه انسانها را از یكدیگر امتیاز می دهد، تقوا و اخلاق نیك و اعمال نیك است. از خداوند بزرگ می خواهم شما فرزندان عزیز را موفق كند و به راه راست هدایت فرماید. یك جزوه از كلمات نصیحت آموز پیامبر بزرگ اسلام را كه برای كودكان ایران هدیه داده اند برای شما عزیزان می فرستم و به شما دعای خیر می كنم. امید است در ارزش های انسانی موفق باشید.



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، خانم طباطبائی، بازی امام،
سه شنبه 18 مهر 1391


( کل صفحات : 10 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :