پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
لطفا برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید.مال فقرا
 خانم حضرت امام(ره) در نجف شدیداً از نداشتن تلفن نگران بودند، هر وقت می‌خواست با فرزندانش در ایران صحبت کند، باید ساعت‌ها در گرمای 48 درجه و در صف اداره تلفن معطل می‌ماند یا با خجالت به منزل شیخ نصر‌الله خلخالی می‌رفتند. هر چند در آنجا با روی باز از ایشان استقبال می‌شد، ولی امام اجازه دایر کردن تلفن را نمی‌دادند، حاج سید‌ احمد خمینی(ره) از آن روزها چنین یاد می‌کند:
 
امام «ره» به والده محترم گفته بودند که راضی نیستم که از دفتر به ایران تلفن بزنید، قیمت اشتراک تلفن در نجف 25 دینار عراقی معادل (پانصد تومان) بود، اینجانب (احمد خمینی) نوشتم از خودم پول دارم، شما تلفن دایر کنید، پولش را من به آیه‌الله پسندیده وکیل امام(ره) می‌دهم، امام این جواب را نوشتند:«راجع به تلفون چیزی ننویسید که تلفون بکشید، خرجش را می‌دهم، من تلفن نمی‌کشم، شما هر چیزی جز مال فقرا ندارید و خوب است از حالا ملاحظه وجوه شرعیه را تمرین کنید و و زیاده‌روی را احتراز  کنید».
 
تشییع جنازه:  
«یک وقت یکی از بزرگان مرحوم شده بود، امام خواست؛ تشییع جنازه ایشان بروند. بنا شد که یک ماشین برای امام تهیه شود تا برای تشییع جنازه تشریف ببرند و ما یک ماشین را کرایه کردیم که تمامش در اختیارمان باشد؛ چون که هوا گرم بود و امام در گرما معطل می‌شدند، خلاصه ماشین را آوردیم و امام هم سوار شدند و قضیه تمام شد. ماشین تقریباً یک ساعت در اختیارمان بود و من یک دینار کرایه به راننده دادم، یک دینار آن وقت تقریبا بیست تومان بود.در سه روز بعد من صورت حساب را تقدیم امام کردم، ایشان به من پرخاش کردند: تو احتیاط نمی‌کنی، شما برای ماشین یک دینار پرداختی؟ عرض کردم: من فکر کردم که حضرت عالی معطل می‌شوید، فرمودند: نه، من هم مثل دیگران، چرا این جور کردی؟»
 
سفر با درشکه
«در نجف که بودم، یک روز امام می‌خواستند، منزل تشریف ببرند، به من فرمودند: «یک درشکه بگیر، ماشین نگیری‌ها».درشکه‌های آنجا خیلی تمیز و مرتب نبود، باور کنید من خودم خجالت می‌کشیدم و امام تا آنجا که می‌شد، می‌خواستند از سهم امام کمتر مصرف کنند.
 
خرید مرغ
مشهدی حسین، خادم امام، به من گفت: من رفتم مرغ خریدم، وقتی آمدم، آقا مرا دید، گفت: «چی گرفتی؟» وقتی فهمید که چه خریدم، فوراً گفت: «برو پس بده، برگردان».
 
خرید لباس
اوایلی که امام در نجف بودند، یک نفر استخدام شده بود، برای اینکه در منزل آقا چایی بدهد. وضع لباسش یک قدری پاک و تمیز نبودـ پاره و کثیف بود ـ مرحوم حاج آقا مصطفی به من فرمود: یک پیراهن برای این آقا بگیرید، (از این پیراهن های بلند که به عربی دشداشه می‌گویند) عرض کردم چشم. به یکی از رفقا گفتم: ایشان هم رفتند و پارچه خریدند، دادند به خیاط دوخت و همه پول دوخت و پارچه یک دینار و ربع شد؛ یعنی به پول آن روز تقریبا بیست و پنج تومان، من در دفتر نوشتم، یعنی موظف بودم که هر پولی به کسی می‌دادم می‌نوشتم و صورت حساب را هر چند روز تقدیم امام می‌کردم.
 
بعد از چند روز که صورت حساب را برده بودم، یک روز بعد یا همان روز یادم نیست، وقتی از مسجد یا مدرسه می‌آمدیم که من این مطلب اصلا به ذهنم نبود، امام فرمود: تو احتیاط نمی‌کنی. من به عقیده خودم کاری نکرده بودم که خلاف احتیاط باشد، عرض کردم: چه کار کرده‌ام؟ فرمود: پیراهن را به من می‌گفتی، عرض کردم که آقا مصطفی گفتند، فرمود: خودم باید بگویم.
 
من امام را خیلی می‌شناختم، اما اگر ارادتم یک بود، شد هزار، چون امام آن علاقه‌ای که به آقا مصطفی داشتند و آن شخصیتی که آن مرحوم داشت، مع ذلک امام فرمود، خودم باید بگویم. حساب این نیست که حالا پسرم هست، چه رسد به اینکه یکی از اطرافیان بخواهد کاری بکند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : سیمای امام (ره)، پیرو امام، سید‌ احمد آقا،
یکشنبه 24 اسفند 1393
برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید.حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال ​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید! پیش خودمان گفتیم برای «او» یا باید کاری نکرد یا سنگ تمام گذاشت...حالا این بیست قطعه کوتاه از آن یادداشت​ها و فیش​ها؛ تحفه‌ای است برای آن عظمت تکرار ناشدنی و روح خدا در مشرقی‌ترین مطلع اسلام در قرن معاصر...

یکم
حاج آقا مصطفی آمده بود وساطت؛ برای طلبه ای پول می خواست. امام توجهی نکرد. دوباره رفت؛ بازهم نه! بار سوم که داخل اتاق شد و... مصطفی! این کمد و گنجه ای که پول زیادی هم داخلش هست در اختیار تو!هرچه پول می خواهی بردار و به این طلبه بده! ولی به یک شرط؛ جهنمش را هم خودت باید بروی! من دیگر حاضر نیستم به این طلبه به خاطر بی لیاقتی ، پول سهم امام بدهم، اما اگر تو حاضری بیا! این کمد، این گنجه، این هم کلید! کلید را جلوی من گذاشت و از اتاق رفت بیرون...

دوم
منزل آیت الله کاشانی توی کوچه ما بود. آن چند روزی که امام آمده بود تهران برای مراسم خواستگاری و... آقای کاشانی امام را دیده بود و به پدرم گفته بود: این اعجوبه را از کجا پیدا کردی؟!
بعدها هم شنیدم که به طلبه های پای درسش گفته بود: قدر این سید را بدانید که این سید شما را نجات می دهد!

سوم
کلاس های درس حوزه یک ساعت است؛ کلاس های امام بیش از یک ساعت طول می کشید؛ درس فقه شان که گاه از یک و نیم ساعت هم می گذشت.«هر حرفی را که گفته می شود به چشم نقد بنگرید، هرچه صاحب سخن بزرگ هم باشد، انسان نباید فورا حرف او را بپذیرد بلکه باید به دقت بررسی کند. حرف مرا که می شنوید، تعبدی نپذیرید، فکر کنید، استدلال کنید!» «استاد ما می فرمود: وقتی بحث مرا نوشتید، پائین برگه یک اظهارنظری بکنید، ولو یک فحش! که من بدانم شما اظهارنظر کرده اید!»«در مقام بحث، فکرتان را آزاد نگه دارید و نگویید استاد گفته است، استاد گفته باشد! خودتان هم فکرتان را به کار بیندازید.»

چهارم
از حبس که آمدیم بیرون، ما را به اتاق بزرگ و مجللی بردند. جناب پاکروان- رئیس ساواک- نشسته بود و با ورود ما شروع کرد به حرف زدن که...«بعله! سیاست دروغ است، خدعه دارد، فریب دادن دارد، تهمت زدن دارد.... خلاصه بگویم که پدرسوختگی است، این را شما بگذارید برای ما، خودتان را کنار بکشید و بچسبید به درس و بحث!» من هم گفتم: اگر این است که باشد برای شما! فردا توی روزنامه ها تیتر زدند که با خمینی تفاهم کردیم دیگر در سیاست دخالت نکند!

پنجم
«یک آدم زشت رویی بود که همه بویژه بچه ها از دیدنش ابا داشتند، یک روز بچه ای به محض دیدنش شروع کرد به گریه کردن. مرد او را در آغوش گرفته بود و می گفت: نترس! من اینجا هستم. یک کسی آن اطراف بود، گفت: ای آقا! این از تو می ترسد، تو او را رها کن خودش آرام می شود؛ حالا قضیه افغانستان و لبنان هم همینطور. اینها آمده اند توی افغانستان می گویند، نترسید ما اینجائیم!! خب این مردم از شما می ترسند؛ شما بروید کنار مردم آرام می گیرند....»

ادامه مطلب


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : حضرت روح ​الله، سید علی خامنه‌ای، غم دوست،
دوشنبه 19 تیر 1391
برای دیدن اندازه اصلی لطفا بر روی آن کلیک کنید.اعتدال:ادبیات پایداری امام خمینی(ره) را می توان در چهار عنوان اصلی زیرمورد مداقه قرارداد.عناوینی که از سوال اصلی یی چون: مقومات ادبیات پایداری امام خمینی چیست؟ وسوالات فرعی همچون: «دگر» ادبیات پایداری امام و ویژگی های آن چیست؟مبانی ادبیات پایداری امام چیست؟ مؤلفه های ادبیات پایداری امام از چه چیزها تشکیل شده است؟ موانع ادبیات پایداری امام چه می تواند باشد؟و.... نشات می گیرند. وفرضیه تحقیق این است که مقوّمات ادبیات پایداری امام درحوزه معرفتی ثقلین محوری و در حوزه عملی، توأمان بودن مقاومت رهبر و پیروان است.همچنین پژوهش ما این مباحث را دربرنمی گیرد که سبک امام خمینی در ادبیات شعری «نظم» چگونه بوده است یا سبک ایشان در نثر چگونه است واین که امام تا چه اندازه تأثیردرادب فارسی روزگارداشته ویا سهم امام خمینی درشکوفایی واستمرار ادبیات پایداری به معنای خاصش درچه میزانی بوده است؟

1- «دگر» ادبیات پایداری امام
امروز گفته می شود که نه تنها باید پدیده ها رابواسطه اضدادشان تعریف کرد بلکه وجود و تحقق پدیده ها را درمقابل ضد و «دگر» باید جستجو نمود. بنابراین دراین قسمت ما درصدد پاسخ این سوال هستیم که دردنیای انسان معاصر «دگر» ادبیات پایداری امام خمینی چه می تواند باشد و بعبارتی دیگر کدام ادبیات پایداری هست که هویت ادبیات پایداری امام خمینی را شفاف کرده وحد و مرز آن را نمایان نموده و ادبیاتی بنام ادبیات پایداری امام را به منصه ظهور می رساند؟ یا ماهیت قلمرو و مرزهای ادبیات پایداری امام خمینی درمقابل کدام یک ازادبیات پایداری معنا می یابد؟

2- مبانی ادبیات پایداری امام
بیشتردربخش«دگر»ادبیات پایداری امام خمینی، گفته شد که آنجایی که مکتبی خواست خویش را اثبات کند ناگزیردیگری را نفی می کند. نه همانند دوران علی (ع) که ملت مشکل و درد آن رهبر همام بودند، همانگونه که خودشان می گویند:«بکم اداوی وانتم دائی»، اینکه من درپی آنم که دردهای جامعه رابه وسیله شما درمان کنم درحالی که شما خود درد من هستید.امام خمینی که آمد، با زبان قرآن همه طاغوتیان وآنانی که محرم راز طاغوتیان و هم آوازشان بودند را نفی کرد و ادبیاتی را ایجاد وتوسعه بخشید که به واسطه آن طلسم طاغوتیان شکسته شد ومردم به الله و خداوند سبحان خوانده شدند و بر اساس نهضت اسلامی خود را تا به حال برپا وپویا نگه می داشتند، چنین ادبیاتی با اندک توجهی به آثار و گفتار امام خمینی ،بخوبی برجسته ونمایان می گردد. لذا می بینیم که واژه های استقامت، پایداری، مقاومت و ایستادگی درلسان و ادبیات امام بارها وبارها بکاررفته است.مبانی ادبیات پایداری امام خمینی را می توان در دو مبنا و اصل زیرخلاصه کرد.عقل اقتضا می کند که پس از قیام ها وجهت تحصیل پیروزی باید استقامت کرد. دستورالهی است که پس از قیام ها پایداری و استقامت باید کرد.

الف) مبنای عقلی امام درادبیات پایداری
امام خمینی معتقد است چون احکام اسلامی اعم ازقوامین اقتصادی، سیاسی و حقوقی، تا روز قیامت باقی ولازم الاجرا است و این بقا ودوام همیشگی احکام اسلامی امکان پذیرنیست مگر با ایجاد حکومت اسلامی، بنابراین ملتی که تحول روحی پیدا کرده و درصدد دفع انظلام و ذلت می باشد نمی تواند به پیروزی برسد مگر اینکه به وحدت و همبستگی و همدلی و... رسیده ودراین راه پایدار باشد. امام خمینی درادبیاتش به این مهم توجه داشته لذا می گویند اگر ما دست به دست هم ندهیم، همه مان با هم نباشیم، زمین مان خواهند زد، مجلس را زمین می زنند، دولت را زمین می زنند، ... همه زمین می خورند، پس عقل اقتضا می کند که ما الان مشکلات را تحمل کنیم.(صحیفه امام، ج18/245)

ب)دستورالهی برای استقامت
این که استقامت چیست؟ و چرا وبرچه اساس امام خمینی، مردم را بعد از قیام دعوت به استقامت می کند؟ این است که این مطلب راعلاوه بر امر بدیهی و عقلی دانستن یک دستور الهی می بیند و می گویند:«استقامت معنایش این است که اگر گرفتاریهایی پیدا شد درجهاد، اگر درجنگه هایی که پیش می آید برای یک ملتی که می خواهد شرافتمندانه باشد، درمشکلات سستی نکنند، از ما می خواهد که درمقابل کفر و زندقه درمقابل ستم و ستمکاران ایستادگی کنیم. لذا می گویند:

«...چه بسا افرادی که ابتدائاً درامری وارد می شوند لکن بعضی مشکلات وقتی پیش می آمد نمی توانند خودار باشند، نمی توانند استقامت کنند ... تعلیمی که خدای تبارک وتعالی به مسلمین داده است برای دستیابی به مبانی پایداری در ادبیات امام خمینی و یا تشریح بیشترآن، و وجه تمایز این مبانی با مبانی دیگر درادبیات پایداری مطرح و در جوامع بهتر دیده شد که به پاسخ سوال، پایداری برای چه؟ وبرای چه کسی؟ بپردازیم. پاسخ این متن را حضرت علی(ع) این گونه بیان می کند که حکایتگر نفی ادبیات پایداری مسلک مادی گرایانه و صرفاً دنیوی است. آنجایی که حضرتش می فرماید:

خداوندا،توخود می دانی که حرکت ها،جنبش ها، قیام ها، اعتراض، جنگیدن ها و مقاومت های ما، رقابت درکسب قدرت دنیوی نبوده برای تحصیل قدرت برای یک فرد نبود. به عنوان جاه طلبی، برای جمع آوری مال ومنال دنیا ما دراین است که می خواهیم قیام ها و مقاومت یا برای خدا وبه امرخداست به دستور الهی و برای او جهت تحقق امر او و یا برای خود و به امر امیال نفسانی خود یا جامعه است. و مبانی این دو نوع قیام و مقاومت (قیام ومقاومت دنیوی وقیام ومقاومت الهی) با هم افتراق اساسی دارند ادبیات پایداری امام خمینی که از تصویرگری های قرآن و اهل بیت(ع) الگو می گیرد و از واژه ها و ترکیب های ادبی قرآن بهره می برد. امام خمینی با این مبانی درصدد دینی کردن ادبیات پایداری وحضور دین درعرصه اجتماع می باشد. وادبیات پایداریش با خدا ودستورات الهی آغاز می شود تابه خلق می رسد، امروزه وظیفه ماست که دربرابرخطراتی که متوجه اسلام ومسلمین می باشد، برای تحمل هرگونه ناملایماتی آماده باشیم تا بتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع نماییم و جلو اغراض و مطامع آنان را بگیریم و در این راه هرکس به وظیفه خود عمل کند و در امر وظیفه عمل کند و در امر وظیفه کوتاهی نکند.» 

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، ادبیّات پایداری، خداباوری،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
بسم الله الرحمن الرحیم
مـن از هـمـه آقـایـان مـتـشـكـرم كـه در ایـن مـوقـعـى كـه مـا گـرفـتـار ایـن مـسائل هستیم كمك كردند و كارها را انجام دادند و باید بگویم كه كار، كار خودشان بوده و مـنـزل ، مـنـزل خـودشـان بـوده و ایـن مـعـنـا را تـنـبـه بـدهـم كـه در یـك منزل محقرى كار محقرى ما باید با اجتماع كار بكنیم یعنى دسته جمعى هر كسى یك كارش را بـكـنـد و مـیسور نیست براى یك نفر یا دو نفر همه كارها را انجام بدهد. آنوقت راجع به كار یك كشورى كه الان تقریبا باید گفت مصائب هست و تا حالا خرابكارى بوده ، كار یك كـشـورى نـمى شود انجام بگیرد الا اینكه همه اجزاء كشور، همه افراد كشور در آن همكارى كـنـنـد.

اگر چنانچه همه ملت ایران ، هر كس در هر جا هست اقدام به ساختمان این مملكت نكند مـمـلكـت بـه حـال خـرابـه یـا نـیـمـه خـرابـه بـاقـى خـواهـد مـانـد و مـسوول خواهیم بود همه . هر كس هر كارى را مى تواند باید به طور مقتضى ، با صبر و تـحـمـل و تـحـمـل مزاحمات ، تحمل زحمات اقدام بكند. اگر همچو چیزى شد یك مملكت آباد و صحیح و خوب محقق خواهد شد.

ضرورت دقت و نظارت مردم در كلیه امور و شوونات مملكت
و باز همه اجزاى مملكت باید نظارت در امور بكنند كه نتوانند شیاطین باز رخنه بكنند. در ادارات دولتى اشخاصى كه رفت و آمد مى كنند، اینها باید نظارت بركارهاى آنها بكنند یعنى مثل سمت بازرسى و تفتیش و اینطور چیزها كه اگر خطائى آنها مى كنند، تعمدى مى كـنـنـد عـرض مـى كـنم كه خیانتى مى كنند، به دستگاه قضائى اطلاع بدهند تا اینكه آنها تعقیب بكنند.

هـمـه مـصـیـبـت هـائى كـه در ایـن سـال هـا واقع شده است براى این بوده است كه دستگاه ها سرخود بوده اند. از آن دستگاه اول گرفته ، آن شخصى كه به اسم شاه در مملكت حكومت كـرده سـر خـود حـكـومـت كـرده ، مـقـیـد بـه قوانین نبوده . وقتى كه این سر خود حركت كرده كـسـانـى هـم كـه دنبال او هستند از او یاد مى گیرند، اینها هم سر خود مى شوند. وقتى یك مجلسى را به طور سر خودى و بدون رعایت قوانین بوجود آوردند، نمایندگان این مجلس هـم سـر خـود خـواهـنـد شـد، پـایـبـنـد قـوانـیـن نـخـواهـنـد شـد. باید خاتمه پیدا بكند این مسائل ، باید ایران یك مملكتى بشود كه مترقى به معناى واقعى باشد نه اینكه لفظى و همین گفتن ترقى .

معنویات یك مملكتى را باید در صدد بود كه اصلاحش كرد یعنى باید دست خیانت را كوتاه كرد، دست جنایات را كوتاه كرد. همه جاهائى كه یك عضوى از اعضاى ادارات دولتـى یـا دولت ، عـضـوى از اعـضـاى دولت تـكـفـل مـى كـنند، مردم موظفند كه نظارت كنند كه نظارت كنند در آن . آنهائى كه مى روند آنـجـا براى گرفتاریهائى كه مثلا دارند، محاكماتى كه دارند، مى روند در كلانترى ها، مـى رونـد در نـظـمـیـه ، مـى رونـد در عـرض مـى كـنـم دادگـسـتـرى و امثال اینها، خودشان باید ناظر باشند كه چه مى گذرد و خودشان مكلفند (اگر بخواهند مـملكت اصلاح بشود مكلفند) كه چیزهائى كه گذشته است اگر چنانچه خلاف بوده است ، بـه جـاهـائى كـه بـراى ایـن امـر تاسیس مى شود اطلاع بدهند تا تعقیب بشوند. اگر یك مـلتـى یـك هـمـچـو جـهـتى پیش بیاید كه یك محاكم صالحه اى تصرف بكند در همه امور، یـعـنى برسد به داد مردم ، همچو نباشد كه مثل حالا باشد كه دادگسترى ها كارى به این حـرف هـا نـدارنـد یـا نـمـى تـوانـنـد داشـتـه بـاشند !!! عرض مى كنم كه كلانترى ها كه بـخـواهـنـد مـردم را چـه بـكـنند، لخت بكنند، امثال اینها، اگر اینطورها باز ادامه پیدا بكند فـرض كـنید كه این دزد بزرگ رفت ، كوچك ها جاى او مى نشینند و كارها را انجام مى دهند. بـایـد هـمـه تـان ، هـمـه مـان در ایـن امـور دقـت كـنـیـم و دنبال كنیم و فداكارى بكنیم تا اینكه انشاءالله یك مملكت صحیحى بار بیاید.

مـن از خـداى تـبـارك و تـعـالى سلامت همه شما را مى خواهم و من از اینكه این مدت شما زحمت كـشیدید عذر مى خواهم . خداوند شما همه را حفظ بكند و سلامت بدارد و ما حالا مى رویم به این مملكت ببینیم كه آیا چه مى شود. هر چه كه بشود همین است . ما بنا داریم كه برویم ، حـالا چـه از بـین راه برگردیم و باز هم خدمت شما باشیم و چه برویم و پیاده بشویم و آنـجـا چـه بـشـود. و مـن ایـن (را) هـم بـایـد بـگـویم به شما آقایان كه به آقاى یزدى و بـعـضى از آقایان گفتم كه من بیعتم را از شماها برداشتم عرض مى كنم كه ممكن است كه آنـطـورى كـه ایـنـهـا تـهـیـه دیـدنـد در ایـن سـفـر خـطـر در كـار بـاشـد و مـن مـیـل نـدارم كـه بـه خـاطر من شماها خداى نخواسته در خطر بیفتید. من سنم دیگر گذشته ، شما حالا جوانید.

والسلام علیكم ورحمه الله و بركاته



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، نظارت مردمى، امور کشور،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
مسلمین باید یَد واحده باشند بر ضد همه ستمگران.1 اصولا دعوت به اسلام دعوت به وحدت است.2 مؤمنین سرتاسر دنیا برادرند به حسب حکم قرآن، و برادرها برابرند ... در اسلام همین برادری است که مبدا همه خیرات است.3 با حفظ برادری، شما به این جا رسیدید و با حفظ برادری باید جلو بروید.4 من مکرر اعلام کرده‌ام که در اسلام نژاد، زبان، قومیت و ناحیه مطرح نیست. تمام مسلمین - چه اهل سنت و چه شیعه - برادر و برابر، و همه برخوردار از همه مزایا و حقوق اسلامی هستند.5 سنی و شیعه مطرح نیست در اسلام، کُرد و فارس مطرح نیست در اسلام، همه برادر با هم هستیم.6

ما الان همه‌مان با هم موظفیم که دست به دست هم بدهیم، برادر باشیم با هم، و همه با هم بسازیم ایران را.7 آنچه که لازم است الان برای همه ما، حفظ این وحدت است.8 تا آن وقت که یک هستید این یک را کسی نمی‌تواند بشکند.9 اگر علاقه به استقلال ایران دارید وحدت مذهبی داشته باشید.10 راه رهایی هر ملتی از چنگال استعمار، مذهب است که ریشه در عمق جان آن‌ملت دارد.11 مادامی که حفظ کنید شما وحدت خودتان را، خدا با شماست، یدالله مع الجماعه.12 ملت ایران با این وحدت کلمه و اتکال به اسلام نهضت را پیش برد، و این رمز را از دست نخواهد داد.13 باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمز پیروزی است، و این رمز پیروزی را از دست ندهیم.14

ما در سایه آرامش و وحدت می‌توانیم این کشور را به مقاصد عالیه اسلامی برسانیم.15 امروز روز اتحاد و یگانگی است، و این هم از الطاف بزرگ و تاییدات الهی است.16 همه می‌دانیم وحدت ملت چه اثرهای معجزه‌آسای داشته است و دارد؛ و در مقابل، تفرقه و تنازع چه نکبتهایی به سر مسلمین در طول تاریخشان آورده است.17 رمز پیروزی شما ملت بزرگ، وحدت کلمه و اتکال به ایمان بود.18 این وحدت و توجه به خدا و الله‌اکبر بود که شما را بر آن قدرت‌ها پیروز کرد.19 از امور مهمه‌ای که بر همه ما واجب است دفاع از اسلام، دفاع از جمهوری اسلامی است، و آن بستگی دارد به وحدت.20 کوشش کنید که این وحدت از دست نرود، و مهم‌تر این که اتکال بر خدا از دست نرود.21

اگر مسلمین ید واحد باشند کسی نمی‌تواند مقابل این جمعیت قیام کند.22 اگر مسلمین با هم متحد بشوند هیچ دولتی نمی‌تواند به آنها غلبه کند.23 اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را، عرب را، عجم را، ترک را، فارس را، همه را با هم متحد کند؛ و یک امت بزرگ به نام امت اسلام در دنیا برقرار کند.24 باید با هم برادر باشیم، نگذاریم دیگران بیایند همه چیزمان را ببرند.25 واجب است بر همه مسلمین که با هم باشند.26

اگر ملتهای مسلم که تقریبا یک میلیارد جمعیت هستند، اینها برادر با هم باشند و به برادری با هم رفتار کنند، هیچ آسیبی بر اینها واقع نمی‌شود.27 این جانب با کمال تواضع، دست‌خود را به طرف تمام جناحهایی که در خدمت اسلام هستند دراز می‌کنم، و از همه استمداد می‌کنم که با هم پیوستگی همه جانبه، در راه بسط عدالت اسلامی که یگانه راه سعادت ملت است کوشا باشند.28

این جانب با تمام طاقت، در حصول وحدت همه اقشار ملت مسلمان کوشش کرده و می‌کنم، و از خداوند متعال در این امر بسیار مهم که هستی ملت بدان پیوسته است استمداد می‌نمایم.29 سخنرانیهای سالم و سازنده در محیط های سالم غیرمتشنج، برای ایجاد وحدت و تفاهم و جلوگیری از اختلاف و تشنج، مفید و موجب رضای خداست.30 هی نگویید وحدت و دنبالش نباشید، عملا با هم وحدت داشته باشید. شما برادرهای هم هستید.31

تاکید می‌کنم که اگر سران با هم خوب باشند، این کشور صدمه نمی‌بیند؛ و اگر صدمه‌ای این کشور ببیند از اختلاف سران است.32 همیشه سفارش کردیم به این که باید وحدت کلمه داشته باشید تا بتوانید یک کاری انجام بدهید. اگر هر کدام یک جناح خاصی باشد، یک طرف خاصی بکشد و او طرف دیگری بکشد، این، اولین استفاده‌اش مال اجانب است.33

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، وحدت، یَد واحده،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
ملت بود که این نهضت را پیش برد و ملت است که باید از این به بعد نیز به پیش ببرد.1 ما هرچه داریم از این ملت است، البته ملت اسلامی که با فریاد الله اکبر این کار را انجام دادند.2 امروز زمانی است که ملت‌ها چراغ راه روشنفکرانشان شوند و آنها را از خودباختگی و زبونی در مقابل شرق و غرب نجات دهند، که امروز روز حرکت ملتهاست و آنان هادی هدایت کنندگان تاکنونند.3 مطمئن باشید که پیروز هستید و هیچ قدرتی هم نمی‌تواند با شما مقابله کند. برای این که قدرت، قدرت ملت است.4 یک ملت وقتی یک چیزی را بخواهد، این، خواهد شد.5 وقتی ملتی چیزی را خواست کسی نمی‌تواند مخالفت کند.6

هیچ قدرتی در مقابل قدرت لایزال ملت نمی‌تواند پا برجا بماند.7 ما باید بدانیم که اگر ملتها چیزی را خواستند، تحقق پیدا می‌کند.8 سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.9 هر ملتی باید سرنوشت خودش را، خودش تعیین کند.10 با اراده ملتها، اراده‌ای که تبع اراده خداست، اراده‌ای که برای خداست، غیر ممکن‌ها ممکن می‌شود و محالها واقع.11 ما به نیروی ملت اتکا داریم.12 جلب نظر مردم از اموری است که لازم است.

پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را می‌کرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق.13 مبدأ نجات از خود ملت است.14 آگاهی مردم، و مشارکت و نظارت و همگامی آنها با حکومت منتخب خودشان، خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه می‌باشد.15 به شهادت تاریخ، هیچ قدرتی نمی‌تواند آتش قلب ملت مظلومی را که برای رسیدن به آزادی و استقلال قیام کرده است فرونشاند.16

هیچ اسلحه‌ای با ایمان نمی‌تواند مقابله کند، هیچ اسلحه‌ای با قیام ملت نمی‌تواند مقابله کند.17 یک قدرت بزرگ وقتی پایگاه ملی ندارد، این قدرت نمی‌تواند بایستد.18 اگر ملت پشتیبان یک دولتی شد، دولت سقوط نمی‌کند.19 اگر یک ملتی پشتوانه «حکومتی» نباشد، «این حکومتی» نمی‌تواند درست بشود.20 تمام گرفتاریهایی که ما در طول مدت تاریخ داشتیم، بهره‌برداری از جهالت مردم بوده است.21

امروز روزی نیست که کسی اتکا به سرنیزه بکند، دنیا عوض شده ... ملتها یکی بعد از دیگری دارند بیدار می‌شوند.22 قدرتها هرچه هم بزرگ باشند، وقتی مقابل با ملت می‌شوند نمی‌توانند کاری بکنند.23




پی نوشت ها:
1. صحیفه نور، ج 13، ص 121

2. صحیفه نور، ج 13، ص 196
3. صحیفه نور، ج 13، ص 212
4. صحیفه نور، ج 13، ص 309
5. صحیفه نور، ج 14، ص 117
6. صحیفه نور، ج 10، ص 31
7. صحیفه نور، ج 3، ص 465
8. صحیفه نور، ج 14، ص 24
9. صحیفه نور، ج 6، ص 11
10. صحیفه نور، ج 5، ص 37
11. صحیفه نور، ج 11، ص 323
12. صحیفه نور، ج 5، ص 405
13. صحیفه نور، ج 17، ص 251
14. صحیفه نور، ج 14، ص 277
15. صحیفه نور، ج 4، ص 248
16. صحیفه نور، ج 4، ص 155
17. صحیفه نور، ج 3، ص 392
18. صحیفه نور، ج 7، ص 511
19. صحیفه نور، ج 8، ص 87
20. صحیفه نور، ج 11، 459
21. صحیفه نور، ج 13، ص 452
22. صحیفه نور، ج 11، ص 335
23. صحیفه نور، ج 13، ص 105



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مردم، ولی نعمتمان،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
اگر بخواهیم مستقل باشیم، باید مهیّا باشیم که با همه چیز مقابله بکنیم.1 عمده این است که ما باور کنیم که خودمان می‌توانیم.2 مملکت مملکت خودمان است، خودمان هم باید آبادش کنیم.3 بزرگترین فاجعه برای ملت ما این وابستگی فکری است که گمان می‌کنند همه چیز از غرب است و ما در همه ابعاد فقیر هستیم.4

 یک مملکت اگر بخواهد خودش روی پای خودش بایستد، مستقل بشود در همه ابعاد، چاره ندارد جز این که تفکر این که ما باید از خارج چیز وارد بکنیم را از کله‌اش بیرون کند.5 ما می‌خواهیم زندگی فقیرانه داشته باشیم ولی آزاد و مستقل باشیم.6 این را باید به خودمان اثبات کنیم که ما هم آدمیم، که ما هم هستیم در دنیا، که شرق هم یک جایی است، همه‌اش غرب نیست.7 ما ارزش حیات را به آزادی و استقلال می‌دانیم.8

بزرگترین آرزوی من این است که مردم ایران از چنگال ظلم نجات پیدا کنند، و صاحب کشوری باشند آزاد و مستقل، دارای نظامی اسلامی که در آن حقوق انسانها آنچنان که اسلام دستور داده است رعایت شود، و در راه پیشرفت و ترقی و سعادت انسانی سرمشق برای همه ملت‌ها باشند.9 برادرهای من! اگر بخواهید آبرومند بشوید در دنیا و آخرت، و شرافتمندانه زندگی کنید، باید با قدرت و شدت در مقابل دیگران بایستید، و در بین خودتان رحیم و رئوف و دوست باشید.10

خودتان را مهیا کنید برای ساختن کشورتان؛ و ارزش دارد که ما یک ده سال پانزده سال زحمت بکشیم و رنج ببریم و کشورمان مستقل بشود، و از دست و چنگال این گرگ‌های آدم خوار بیرون کشیده بشود.11 فرزندان عزیزم! دیگر این شمایید که باید هر چه بیشتر کوشش کنید تا نهال آزادی و استقلال کشور را آبیاری کنید.12 اگر چنانچه استقامت کنیم، موید به تأییدات الهی هستیم.13 در رأس برنامه ملت و دولت باید استقلال همه‌جانبه کشور، از قوای انتظامیه گرفته تا قوای تقنینیه و قضائیه و اجرائیه باشد.14

هر کس در هر جا که هست کوشش کند، و کوششش این باشد که ما باید وابسته نباشیم.15 همت کنید تا آخرین رگ و ریشه‌های وابستگی این کشور به بیگانگان را، در هر زمینه‌ای قطع نمایید.16 این وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج، منشاء اکثر بدبختیهای ملتها و ملت ماست.17 اگر ما از وابستگی فکری بیرون بیاییم همه وابستگی‌ها تمام می‌شود.18 شما مردم شریف ایران، در جریان مبارزه با استعمار و استثمار پیروزی بزرگی به دست آوردید، و توانستید با اتکال به خدای متعال و وحدت کلمه و مشارکت همه قشرها بر طاغوت زمان غلبه کنید، و پشت ابرقدرتها را بلرزانید.19 مبارک آن روزی است که دست اجانب از ممالک ما، از ممالک اسلامی کوتاه شود و مسلمین روی پای خودشان بایستند.20

یک ایران آزاد ما می‌خواهیم و یک ایران مستقل ما می‌خواهیم، یک ایران قدرتمند می‌خواهیم؛ یک ایرانی ما می‌خواهیم که خود ملت بایستد و خود ملت اداره کند مملکت را.21 تا این دو دست ما طرف شرق و غرب دراز است ما وابسته هستیم، ما که می‌خواهیم وابسته نباشیم باید اول بیدار بشویم به این که ما خودمان هم شخصیت داریم، ما می‌توانیم کار انجام بدهیم.22 گمان نکنید که ما حتماً باید همه چیزمان را از دیگران بگیریم، نه! شما به فکر این باشید که همه چیزتان را خودتان درست کنید.23

عید مسلمین وقتی سعید و مبارک هست که مسلمین خودشان استقلالشان را و مجدشان را، آن مجدی که در صدر اسلام برای مسلمین بود، به دست بیاورند.24 ما تا نفهمیم که خودمان هم یک شخصیتی داریم، مسلمانها هم یک گروهی هستند و شخصیتی دارند و می‌توانند خودشان هم کار انجام بدهند، تا نخواهیم یک کاری را، نمی‌توانیم؛ و تا بیدار نشویم، نمی‌خواهیم.25 باید همه ریشه‌های استبداد و ریشه‌های استعمار را از این مملکت بکنید.26

اجازه نمی‌دهیم کسی در مقدرات مملکتمان دخالت کند.27 احتیاج ما پس از این همه عقب‌ماندگی مصنوعی به صنعتهای بزرگ در کشورهای خارجی، حقیقتی است انکارناپذیر؛ و این به آن معنی نیست که ما باید در علوم پیشرفته، به یکی از دو قطب وابسته شویم.28 برای ما فرقی بین شرق و غرب نیست، ما با اتکا به خدا و ملت شجاع استقلال واقعی را به دست می‌آوریم.29 ملت ایران بدون اتکا به غرب و شرق می‌خواهد روی پای خود بایستد، و بر سرمایه‌های مذهبی و ملی خود استوار باشد.30 ملت ایران تصمیم گرفته است که خود را از چنگال استعمار و استبداد نجات دهد، و مستقل و آزاد باشد؛ و سیاستهای خود را بر این دو پایه طرح‌ریزی می‌کند؛ و برای او مهم نیست که چه کسی این سیاستها را می‌پسندد و یا نمی‌پسندد.31

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، استقلال كشور، نقش مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادی را، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را می‌خواهند، همه در انتخابات شرکت کنند.1 اگر در انتخابات مسامحه کنیم، مطمئن باشید که از راه مجلس به ما لطمه می‌زنند.2 وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخابات رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی، و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند.3

انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه‌هاست، انتخابات مال همه مردم است.4 ملت است که با رای خودش رئیس جمهوری تعیین می‌کند، جمهوری اسلامی را رای می‌دهد؛ و با رای خودش که متمرکز است در مجلس، دولت را تعیین خواهد کرد؛ و همه امور دست‌خود ملت است.5 این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامی که پیش می‌آید، چه وکیل بخواهید تعیین بکنید و چه - عرض بکنم که - رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید، عذری ندارید که بروید و کنار بنشینید.6

باید توجه داشت که هدف از انتخاب در نهایت، حفظ اسلام است. اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامی رعایت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام می‌شود.7 همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همان طور که باید نماز بخواند، همان طور که باید سرنوشت خودش را تعیین کند.8 عزیزان من که امید نهضت اسلامی به شماست! در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید و به صندوقها هجوم آورید و آرای خود را در آنها بریزید.9 امروز مسئولیت به عهده ملت است، ملت اگر چنانچه کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد بنشینند و اشخاصی که نقشه کشیده‌اند برای این مملکت، از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئولیت به عهده ملت است.10 نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته، به مجلس راه یابد.11

باید ملت‌شریف بدانند که انحراف از این امر مهم اسلامی خیانت به اسلام و کشور است، و موجب مسئولیت عظیم است.12 مجلس در راس همه امور واقع است.13 مجلس خانه واقعی ملت است.14 این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بوده‌اند.15 این مجلس فراهم آمده از الله اکبرهای مردم است.16 سر تسلیم به مجلس یعنی سر تسلیم به اسلام.17 در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد.18 مجلس در راس همه ارگانها واقع است؛ و مجلس ملت است که متبلور شده است و تحقق پیدا کرده است در یک جای محدود.19 علاقه‌مندم که قداست مجلس معظم و وکلای محترم محفوظ باشد تا الگویی باشند برای مجلسهای جهان.20

حیف است که چهره نورانی مجلس، در آن یک چیزهایی واقع بشود که مخالف زی شما آقایان است.21 توجه داشته باشند، رئیس‌جمهور و وکلای مجلس از طبقه‌ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‌داران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات، که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنه‌گان را نمی‌توانند بفهمند.22 اشخاصی که انتخاب می‌شوند واقعا منتخب ملت باشند.23

مردم را توجه بدهید به این که شما می‌خواهید اسلام را حفظ کنید؛ باید منتخبین شما اشخاصی باشند که توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازیگر نباشند.24 من متواضعانه از شما می‌خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید، و اشخاصی اسلامی، متعهد، غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید.25 باید درست متوجه باشید و اشخاصی که انتخاب می‌کنید سوابقشان را مطالعه کنید، بدانید... در زمان سابق چه جور بودند، در زمان انقلاب چه جور بودند، از اول انقلاب تا حالا چه جور بودند و سوابق خانوادگیشان چه هست، عقایدشان چه هست و مقدار معلوماتشان چه هست.26

امید است ملت مبارز متعهد، به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها، آرای خود را به اشخاصی دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند، و از تمایلات چپ و راست مبرا باشند، و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهی امت، معروف و موصوف باشند.27 افرادی را انتخاب کنید که متعهد به اسلام بوده شرقی و غربی نباشند، و بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند.28

من انتطار دارم که وحدت کلمه خود را حفظ، و در انتخاب وکلای خود رضای حق را بر رضای خود مقدم دارید.29 وکیلهایی که آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به کشور خودشان، خدمتگزار هستند و شما و به کشور، آن اشخاص را انتخاب کنند و به در مجلس بفرستند.30 باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی‌آید.31 مسئولیت مجلس به عنوان یک مرشد و هدایت کننده برای مردم، زیاد است.32 دنبال این باشید که یک مجلس قوی قانونگذاری داشته باشیم تا بتوانند مملکت را به راه راست ببرند.33 مجلس خوب همه چیز را خوب می‌کند، و مجلس همه چیز را بد می‌کند.34

مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می‌کشد، یا اساس یک کشور یک مجلس را رو به فساد می‌برد.35 آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد؛ انحراف از حیث قدرت‌طلبی و از حیث مال‌طلبی در کشور، در وزیرها پیدا شد، در رئیس‌جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم خودنمایی کرده؛ از آن وقت باید جلویش را بگیرند.36 آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند - خدای نخواسته - و از این خوی ارزنده کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.37

اگر در این نظام کسی یا گروهی - خدای ناکرده - بی‌جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید، و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتما پیش از آن که به رقیب یا رقبان خود ضربه بزند، به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است.38 شما وکیل نیستید که بروید آنجا بنشینید و حسابهایی که خودتان با هم دارید صاف کنید، اگر یک همچو کاری بشود این انحراف است، و غصب است آن محل برای شما.39 اگر انحراف پیدا کنید بر خلاف ملت، خیانت کرده‌اید به وکالتی که دارید.40 انتقاد و استیضاح حق مجلس است.41 فرقه است بین نظارت و استیضاح و بین عیبجویی و انتقامگیری، و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش می‌فهمد.42 هیچ کس حق ندارد که راجع به مجلس جسارتی بکند؛ و مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد.43



پی نوشت ها:

1.صحیفه نور، ج 18، ص 243
2.صحیفه نور، ج 18، ص 276
3.صحیفه نور، ج 21، ص 421
4.صحیفه نور، ج 18، ص 367
5.صحیفه نور، ج 13، ص 125
6.صحیفه نور، ج 15، ص 18
7.صحیفه نور، ج 21، ص 11
8.صحیفه نور، ج 15، ص 28
9.صحیفه نور، ج 12، ص 177
10.صحیفه نور، ج 12، ص 181
11.صحیفه نور، ج 21، ص 421
12.صحیفه نور، ج 12، ص 178
13.صحیفه نور، ج 17، ص 115
14.صحیفه نور، ج 18، ص 420
15.صحیفه نور، ج 14، ص 370
16.صحیفه نور، ج 14، ص 370
17.صحیفه نور، ج 14، ص 370
18.صحیفه نور، ج 18، ص 197
19.صحیفه نور، ج 17، ص 246
20.صحیفه نور، ج 18، ص 468
21.صحیفه نور، ج 13، ص 100
22.صحیفه نور، ج 21، ص 422
23.صحیفه نور، ج 17، ص 469
24.صحیفه نور، ج 18، ص 173
25.صحیفه نور، ج 12، ص 149
26.صحیفه نور، ج 10، ص 260
27.صحیفه نور، ج 12، ص 178
28.صحیفه نور، ج 12، ص 168
29.صحیفه نور، ج 12، ص 149
30.صحیفه نور، ج 12، ص 169
31.صحیفه نور، ج 21، ص 422
32.صحیفه نور، ج 18، ص 203
33.صحیفه نور، ج 13، ص 538
34.صحیفه نور، ج 18، ص 282
35.صحیفه نور، ج 17، ص 471
36.صحیفه نور، ج 16، ص 23
37.صحیفه نور، ج 17، ص 376
38.صحیفه نور، ج 21، ص 179
39.صحیفه نور، ج 12، ص 345
40.صحیفه نور، ج 12، ص 351
41.صحیفه نور، ج 18، ص 43
42.صحیفه نور، ج 18، ص 466
43.صحیفه نور، ج 19، ص 397



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، پشتوانه مردم، انتخابات،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
مبحث حکومت از اهمیت ویژه ای برخوردار است . هر چند در روزگاران حاکمیت های طاغوتی این مبحث چندان مورد اعتنای فقهای حوزه های علمیه نبود اما با آغاز نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه مبحث حکومت اسلامی علاوه بر اینکه در فقه مطرح شد در عمل نیز به صحنه آمد و مورد توجه سیاست مداران و عموم مردم قرار گرفت .

برای کسانی که انقلاب اسلامی را درک نکرده اند و یا کسانی فرصت مطالعه و مراجعه به افکار و اندیشه های امام خمینی (س) و نزدیکترین و موثرترین یاران و شاگردان ایشان ـ شهیدان والامقام آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی (اعلی الله مقامهما) را کمتر پیدا کرده اند تشریح نگاه امام و یاران برجسته ایشان به جایگاه حاکمان اسلامی جالب خواهد بود. مقایسه این نگاه با نگاه کسانی که معتقد به جایگاهی فراتر از آنچه در نگاه امام خمینی برای حاکمان قائل هستند می تواند نکات مهمی را آشکار نماید و در عمل نیز تفاوت های زیادی را نشان دهد.با همین هدف توجه خوانندگان گرامی صفحه امام را به این مبحث تحت عنوان « نگاه امام خمینی به جایگاه حاکمان در نظام اسلامی » جلب مینمائیم .

حق نصیحت و انتقاد
اما در مقابل بدون آنکه در مقام توضیح و تشریح چندانی باشیم سخنانی از امام و یاران ایشان نقل می شود. حضرت امام در زمان اوج مبارزات ملت مسلمان ایران در تاریخ در موضوع حق نظارت مردم بر حکومت اظهار داشت : « هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما در برابر سایرین زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیراینصورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ـ خود به خود ـ از مقام زمامداری معزول است .»

وقتی در نظام اسلامی بشود عالی ترین مقام حکومت را مورد پرسش قرار داد و به کار او اشکال و ایراد کرد و از او درباره کارهای مربوط به حکومت توضیح خواست و بازخواست کرد انتقاد و ایرادگیری به دیگر مراتب حکام تکلیفش مشخص است.البته این توضیح خواستن از باب نصیحت ائمه مسلمین و جهت خیرخواهی برای جامعه و ملت است نه از سر کینه و هوای نفس و چون چنین است امام تصریح دارند که این حق استیضاح « در برابر سایرین» و علنی می باشد نه در خفا و پنهانی . چنانکه در سخنی دیگر به همگان توصیه می کنند.

« همه و همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور نظارت کنند اگر من یک پایم را کج گذاشتم ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی … همه ملت موظفند به اینکه نظارت داشته باشند در همه کارهایی که الان مربوط به اسلام است … نبادا من یک وقت یک کلمه برخلاف مقررات اسلام بگویم اعتراض کنند بنویسند بگویند.»

بنیانگذار جمهوری اسلامی براساس تعالیم دینی و آموزه های اسلامی و با تاسی به سیره حکومتی پیامبراکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) مردم را نه تنها مجاز که موظف به نظارت بر امور و نصیحت زمامداران و انتقاد از آنها می داند.

حضرت امام در کلامی دیگر نشانه انحراف از مسیر درست را به مردم نشان می دهد و وظیفه نظارتی آنها را متذکرشان می شود :

« و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی در کشور در وزیرها پیدا شد در رئیس جمهور پیدا شد آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم خودنمایی کرده از آن وقت باید جلویش را بگیرند. رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت خود مردم باید جلویش را بگیرند… اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند جمهوری اسلامی را حفظ کنند دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند از اینکه ـ خدای نخواسته ـ یک وقت قدمی از آن ور برندارند

نه زمامداران از حیث عدالت و درستی نفسانی و صحت رفتاری مصونیت دارند و نه مردم حق دارند نسبت به رفتار و منش مسئولان بی توجه باشند بلکه برای هدایت امور جامعه در مسیر درست همواره باید ناصح و خیرخواه خادمان خود باشند از نظارت و نصیحت و انتقاد دست برندارند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، نظام اسلامی، حاکمان،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، سرآغاز شکل گیری نظام و حکومتی با ماهیت دینی و مشارکت بی نظیر مردم با اهداف بسیار متعالی بود. امام احیاء کننده مکتب سیاسی اسلام بود با ویژگی ها و امتیازات خاص آن.

یکی از مهم ترین ویژگی های مکتب سیاسی امام یعنی «جایگاه مردم» را در مکتب سیاسی امام در دو بخش مورد بررسی اجمالی قرار داده است:

الف: نقش و میزان تأثیرگذاری مردم در نظام سیاسی اسلام و مکتب سیاسی امام که به سه نقش مهم اشاره شده است.

1 ـ پذیرش حاکمیت و ولایت الهی

2 ـ مشارکت عملی

3 ـ نظارت عمومی

ب: جهت گیری مکتب سیاسی امام و اسلام. در این بخش اثبات شده است که اهداف و برنامه های نظام سیاسی اسلام همگی در راستای نیاز و منافع و مصالح مردم می باشد.

برآیند طبیعی تحولات بعد از رنسانس و عکس العمل حوادث قبل از آن و به ویژه موضع گیری و عملکردهای کلیسا آن شد که سکولاریسم با سرعت مطرح و به تدریج اصول و مبانی فکری جدیدی جایگزین تعالیم کلیسا گردد و نوعی تقابل و دوگانگی بین دست آوردهای مدرنیسم و نهضت رنسانس با اصول قبلی شکل گیرد. انسان محوری به جای خدا محوری، تعقل و خردورزی در تقابل با تعبد و تکلیف گرایی، علم در تضاد با ایمان، آزادی و پویایی در مقابل پایبندی به دین، حقّ الناس بجای حق اللّه و سرانجام حکومت و نظام مردمی نقطه مقابل حکومت الهی مطرح و رسماً دموکراسی به عنوان جایگزین تئوکراسی مطرح و پذیرفته شد. این تقابل و غیر قابل جمع بودن مفاهیم و معارف دینی با محصولات علمی و انسانی، شدت گرفت و در آثار اندیشمندان غربی [و به دنبال آنان روشنفکران کشورهای دیگر] به عنوان اصول مسلم و خدشه ناپذیری آموزش داده شد. سپس همین اندیشه قطعیت یافته، ملاک تقسیم بندی حکومت ها و مشروعیت و ارزیابی نظام های سیاسی قرار گرفت و چنین نتیجه گیری شد که حکومت یا مشروعیت و ماهیت دینی و آسمانی دارد و یا ماهیت انسانی و مشروعیت مردمی؛ و شق سومی وجود ندارد.

اما انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران با ماهیت کاملاً دینی و مشارکت بی نظیر مردم و مبتنی بر کرامت و ارزش های انسانی و خردورزی، بسیاری از این تئوری ها را باطل کرد. مرجعیت دینی و رهبری حضرت امام، با احیاء مکتب سیاسی اسلام نشان داد که نباید همه ادیان موجود را به یک چشم نگریست و هرگز اسلام با مسیحیت تحریف شده قابل مقایسه نمی باشد و شایسته نیست برای جوامع اسلامی و کشورهای مسلمان نشین، متناظر با جهان غرب و دنیای مسیحیت نسخه واحد ارائه کرد. انقلاب اسلامی ایران تولد جدید اسلام ناب و نشان دهنده توجه فوق العاده خدا به انسان و ویژگی ها و توانمندی های او و اهتمام شریعت به نقش و منزلت مردم در نظام سیاسی بود.

با شکل گیری مکتب سیاسی امام(ره)، مفهوم و اصطلاح جدیدی تحت عنوان «مردم سالاری دینی» احیاء و مطرح گردید که بدون انفعال از دموکراسی غرب، ترسیم کننده نقش و نوع مشارکت و میزان دخالت مردم در نظام سیاسی اسلام بوده و حکومت را در خدمت و برای مردم معرفی می کند. از همین رو جانشین خلف و شاگرد برجسته حضرت امام، مقام معظم رهبری دام ظله العالی یکی از ویژگی های مکتب سیاسی امام و اسلام را اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم و مردم سالاری بر خاسته از متن اسلام معرفی کرده، در بخش هایی از بیانات خود می فرماید:

«... مردم سالاری در مکتب سیاسی امام ـ که از متن اسلام گرفته شده است ـ مردم سالاری حقیقی است، مثل مردم سالاری امریکایی و امثال آن، شعار و فریب و اغواگری ذهنهای مردم نیست. مردم با رأی خود با اراده خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب می کنند، مسئولان خود را هم انتخاب می کنند... . در مکتب سیاسی امام، رأی مردم به معنای واقعی کلمه تأثیر می گذارد و تعیین کننده است این کرامت و ارزشمندی رأی مردم است... در مکتب سیاسی امام، مردمسالاری از متن دین برخاسته است از امرهم شوری بینهم برخاسته است، از هُوَ الّذی اَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ و بِالمُؤمنین برخاسته است ما این را از کسی وام نگرفته ایم. عده ای می خواهند وانمود کنند که نقش مردم در اداره حکومت ها را باید غربیها بیایند به ما یاد بدهند. غربیها خودشان درخم یک کوچه گرفتارند... مردم سالاری را امام آورد، مردم سالاری را انقلاب آورد

اما آیا «مردم» در مکتب سیاسی امام و اسلام دارای چه نوع دخالت و نقشی هستند؟ به ویژه آنکه امام مشروعیت و حقّانیّت ولایت را از طرف خدا و انتصابی می دانند، جای این سؤال باقی می ماند که پس مردم چه مشارکت و تاثیری در شکل گیری و استقرار و استمرار نظام دارند؟ و به تعبیر دیگر سؤال اصلی که این مقاله می خواهد پاسخ آن را در آثار و بیانات امام جستجو کند این است که: آیا مشروعیت الهی مکتب سیاسی اسلام با مشارکت و تاثیر گذاری مردم قابل جمع است یا خیر؟ و اگر جواب مثبت است نقش و نوع مشارکت آنان چیست؟

در حاشیه پاسخگویی به این پرسش، به پرسش های فرعی دیگری نیز پاسخ داده خواهد شد. مانند:

ـ اقتدار و توانمندی نظام اسلامی چگونه حاصل می شود؟

ـ جهت گیری مکتب سیاسی امام به کدام سو می باشد؟

ـ ارکان حکومت دینی (مکتب سیاسی امام) چیست؟

ـ و سرانجام این که اهداف و مقاصد نظام سیاسی اسلام کدام است؟

تعریف مفاهیم

قبل از ورود به اصل بحث لازم است برخی از مفاهیم را به اختصار تعریف و منظور نگارنده را بیان کنیم.

مشروعیت: مشروعیت از ریشه شرع است، لکن یک اصطلاح دینی صرف نیست و در فلسفه سیاست به معنای توجیه عقلانی حاکمیت و حقّانیّت حکومت است. مشروعیت در واقع توجیه و پاسخ دو سؤال مرتبط با هم است: یکی اینکه چه کسی حق امر و نهی و حکم کردن دارد؟ و دیگر اینکه مردم موظف به اطاعت از چه حاکم و حکومتی هستند؟ مشروعیّت از مقوله حقّانیّت است و فلسفه های سیاسی هماهنگ و متناسب با مبانی و جهان بینی خود، حقّانیّت و تئوری خاصی را درباره مشروعیّت ارائه کرده اند.

بنابراین مشروعیّت لزوماً به معنای مقبولیّت نیست؛ گرچه در برخی از تئوری ها مقبولیت مبنا و ملاک مشروعیت معرفی شده است، اما به لحاظ مفهومی و معنائی مشروعیت از مقوله حق است اما مقبولیت از مقوله پذیرش و همراهی مردم است.

بیعت: بیعت را متناسب با معنای لغوی یک نوع پیمان و میثاق مشروط و طرفینی تعریف کرده اند که بر اساس آن یک شخص یا گروه یا امت با امام و حاکم خود به منظور اطاعت و فرمانبرداری از او انجام می دهند و در مقابل او هم متعهد می شود نسبت به اداره امور آنها اقدام کند. بیعت در فلسفه سیاسی اسلام، پیمان و قراردادی است بین امت و امام که در شرائط خاص و زمانهای حساس تجدید می شود.

بنابراین بیعت هم با نصب از بالا می سازد، مانند بیعت مسلمانان با پیامبر اکرم (ص) و هم با انتخابی بودن حاکم هماهنگی دارد. پس بیعت به معنای انتخاب و محدود به آن نمی باشد.

نقش: منظور از نقش مردم در این مقاله، جایگاه و هر گونه دخالت و تأثیری است که آنان می توانند در حکومت و نهادهای منتسب به حاکمیت داشته باشند، اعم از تأثیر نظری و فکری و یا تأثیر و دخالت عملی و رفتاری نظیر مقبولیت و همینطور اقتدار و توانایی بخشیدن به حکومت و یا نقش نظارتی و کنترلیِ مردم نسبت به حاکمان و متصدّیان نهادهای حکومتی.

مردم: مردمی که در این نوشتار نقش آنها مورد بررسی قرار گرفته و حضرت امام(ره) به آنها اعتقاد و اعتماد داشته، آنها را صاحبان اصلی حکومت، ولی نعمت مدیران، تداوم بخش انقلاب و نظام و ناظر به همه امور می داند و خدمتگزاری به آنها را برای مسئولان افتخار معرفی می کند، بی خردان و دنیا طلبان و غافلان گرفتار وسوسه های شیطانی نیستند، بلکه انسانهای خردورز و فرزانه و با ایمانی هستند که با پذیرش قانون و ولایت الهی، خود را از سلطه طاغوت ها رهایی بخشیده و جز خدا هیچ کس را فرمانروای خود نمی شناسند.

البته در نظام اسلامی و مکتب سیاسی امام باید برای هدایت و رشد و تعالی افراد غافل و فاسد هم برنامه ریزی و اقدامات عملی وجود داشته باشد، لکن صاحبان حکومت و پشتوانه آن، مؤمنین و عاقلان هشیار می باشند.

اقتدار: منظور توانایی و قدرت اعمال حکومت و عملی کردن اندیشه ها و گرایش هایی است که یک فلسفه سیاسی آن را پی می گیرد؛ همینطور مقاومت کردن در برابر دشمنان و توطئه ها و ناکام ساختن برنامه ها و نقشه های آنان. اقتدار در این مقاله به معنای تحمیل رأی خود به دیگران نیست.

مردم سالاری در مکتب سیاسی امام

مردم سالاری دینی و آنچه را حضرت امام(ره) با انقلاب خود احیاء کردند، در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم: یکی جایگاه و نقش مردم در مکتب سیاسی امام و دیگری جهت گیری مردمی مکتب سیاسی امام.

الف: جایگاه و نقش مردم در مکتب سیاسی اسلام:
حضرت امام با الهام از مبانی اعتقادی اسلام به ویژه توحید، حاکمیت و ولایت را از شئون الهی دانسته، حکم فرمایی غیر خدا را طاغوت می داند و آن را نفی می کند و معتقد به حکومت منحصر و محدود به قانون الهی است که دیگران موظف به اجراء آن هستند:

اسلام دین قانون است، قانون! پیغمبر هم خلاف نمی توانست بکند، نمی کردند البته، نمی توانستند بکنند. خدا به پیغمبر می گوید اگر یک حرف خلافی بزنی رگِ وَتینت قطع می کنم. حَکَم قانون است، غیر قانون الهی کسی حکومت ندارد، برای هیچ کس حکومت نیست نه فقیه و نه غیر فقیه، همه تحت قانون عمل می کنند مجری قانون هستند همه: هم فقیه و هم غیر فقیه، همه مجری قانون اند.

بر اساس توحید ربوبی، ولایت و حاکمیت منحصر به خدای واحد است و سرپرستی و ولایت هر کس دیگر و اطاعت از غیر خدا شرک می باشد: وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ

اسلام حکومت و رهبری عالی جامعه اسلامی را پیمان و عهد الهی و نشأت گرفته از شأن ربوبی می داند که با انشاء خدا، به وسیله افراد برجسته و ممتازی تجلی می یابد که دارای صلاحیت علمی و عملی لازم برای قائم مقامی خدا هستند و از انحرافات فکری و رفتاری مصونیّت کامل دارند. در غیاب ایشان نیز اقرب الناس و کسانی که بیشترین سنخیت را با ائمه معصومین داشته باشند و احتمال انحراف علمی و عملی آنها کمتر باشد به عنوان نیابت از امام، وظیفه هدایت و رهبری را بر عهده دارند.

بر همین اساس است که حضرت امام، ولایت و حکومت فقیه را از مقوله تکلیف و جزء واجبات الهی می داند نه مقوله حق و امتیازی برای فقهاء. در عصر غیبت فقهاء واجد شرایط به نحو وجوب کفائی وظیفه دارند مأموریت و رسالت امام معصوم یعنی زعامت و رهبری جامعه دینی را عهده دار گردند و مردم را هادی و رهنما باشند. ایشان در طراحی نظام اسلامی و ولایت فقیه می فرماید:

پس قیام و اقدام به حکومت و تشکیل دولت اسلامی، از قبیل واجب کفایی بر فقهاء عادل است. پس اگر یکی از آنها برای تشکیل حکومت موفق شد، بر بقیه متابعت او واجب است و اگر تشکیل حکومت ممکن نبود مگر بر اجتماع همه فقهاء پس واجب است همگی قیام به حکومت کنند و اگر تشکیل حکومت هم به هیچ وجه امکان نداشت باز فقهاء از منصب خود ساقط نمی شوند گرچه در تأسیس نکردن حکومت معذورند... .

بعد از شکل گیری نظام نیز فرمود:

قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است؛ همان ولایت رسول اللّه است.

و حاصل آنکه از نظر امام موضوع ولایت فقیه به تبع امامت ائمه معصومین، انجام رسالت و وظیفه ای است که خدا برای آنها تعیین کرده و این در راستای خدمت به مردم است:

ائمه و فقهای عادل موظف اند که از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند. صرف حکومت برای آنان جز رنج و زحمت چیزی ندارد منتهی چه بکنند؟ مامورند انجام وظیفه کنند. موضوع ولایت فقیه مأموریت و انجام وظیفه است.

بنابراین از نظر امام و اکثریت قاطع فقهاء مشروعیت و حقانیت ولایت و حاکمیت فقهاء (مانند ائمه) الهی و از طرف خدا است و مردم در مشروعیت و حقّانیت ولایت، دخالت و تأثیری ندارند. اما این به معنای نفی تأثیر و دخالت مردم در نظام سیاسی اسلام و مکتب سیاسی امام نمی باشد.

در نظام سیاسی اسلام و مکتب سیاسی امام، گرچه ولایت و حاکمیت مختص خدا است، اما مردم در تأسیس و شکل گیری حکومت و ولایتِ انشاء شده از جانب خدا و تداوم و استمرار آن، از سه جهت دارای نقش و تأثیر گذاری اساسی اند: یکی پذیرش حاکمیت و ولایت الهی و دیگری مشارکت عملی در تحقق حکومت دینی و سرانجام نظارت عمومی. امام به این نقشها توجه و اعتماد فراوانی داشت و بارها آن را مطرح کردند.

1 ـ پذیرش حاکمیت و ولایت الهی:
هدایت تشریعی خدا و برنامه و نظامی که دین برای اداره زندگی در همه ابعاد ارائه کرده، ضامن سعادت و کمال حقیقی انسان است. محور این هدایت، ولایت انحصاری و بی بدیل الهی است که تضمین کننده حاکمیت احکام دینی و فراهم کننده زمینه و فرصت برای تعالی انسانها است، لکن این هدایت و ولایت تحمیلی نبوده، جز با انتخاب و گزینش خردورزانه مؤمنین تحقق نمی یابد.

زعامت و رهبری جامعه اسلامی و حاکمیت دینی نشأت گرفته از ولایت تشریعی خدا و تجلی آن است نه ولایت تکوینی و لذا اختیار و اراده انسان ها و انقیاد و پذیرش آگاهانه آنان شرط تحقق و اجرایی شدن آن می باشد. حاکمیت و ولایت تشریعی خدا مختص مؤمنینی است که دعوت رسول الهی را شنیده و با پذیرش مشتاقانه اسلام و لبیک خردمندانه در واقع به این چنین ولایت و حاکمیتی رأی داده و آن را با تمام وجود پذیرفته اند و از بین همه سلطه ها و حکومت ها و ولّی ها، ولایت خدا را گزینش کرده اند. ایمان و پذیرش اسلام در حقیقت نوعی پیمان و قرار داد است بین مؤمنین و خدایشان به این مضمون که ما ولایت و سلطه تو [و به تبع آن جانشینان تو] را انتخاب کرده و می پذیریم و تسلیم احکام و قوانین تو می باشیم تا متقابلاً تو هم ما را به سعادت و نور هدایت کنی و به سر منزل مقصود و سعادت حقیقی برسانی.

از نظر قرآن کریم، پیامبر اکرم (ص) دو ماموریت و دو وظیفه در طول یکدیگر دارد؛ اول رسالت ابلاغ وحی و دعوت مردم به پذیرش دین و گرایش به هدایت الهی. در این مرحله، مخاطب پیامبر همه انسانها می باشند. و او تنها وظیفه ارائه طریق و راهنمایی و ابلاغ حکم الهی را دارد و بس:

وَمَا عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِینُ

و بر پیامبر چیزی جز رساندن ابلاغ آشکار [رسالت] نیست.

فَمَا أَرْسَلَنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاَغُ

و ما تو را حافظ آنان (و مامور اجبارشان) قرار نداده ایم وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است.

در مرحله نخست، این خود مردم اند که یا با خردورزی عالمانه دین خدا را پذیرفته و به آن ایمان می آورند و یا به آن پشت کرده و کفر می ورزند:

إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَإِمَّا کَفُوراً

ما راه را به او [انسان] نشان دادیم خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!

وظیفه و شأن دیگر پیامبر اکرم (ص)، درون دینی و مختص مؤمنین است و مربوط به کسانی است که با ایمان و پذیرش اسلام خواستار حاکمیت و ولایت خدا بوده، نبی مکرم اسلام از طرف خدا ولیّ و امام آنها می باشد. و از همین رو است که قرآن ولایت پیامبر اکرم (ص) را مربوط به جامعه مؤمنین می داند:

اَلنَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ

پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر (و نزدیکتر) است.

بنابراین پذیرش اسلام و قبول دعوت پیامبر اکرم (ص) به معنای رأی دادن و پذیرش ولایت الهی و ولایت جانشین او است ؛ چنان که استمرار ولایت الهی و حاکمیت هدایت تشریعی خدا نیازمند استقامت مؤمنین بر انتخاب و گزینششان می باشد که در صدر اسلام مسلمانان این استقامت و پیمان وفاداری خود را با بیعت با پیامبر اکرم (ص) و رهبران الهی نشان می دادند و تجلی می بخشیدند.

بیعت مسلمانان با پیامبر(ص) که قرآن مواردی از آن رابیان کرده است (مانند سوره فتح آیه 10 و 18 و 19 و سوره ممتحنه آیه 12) و استدلال و استشهاد علی (ع) در مقابل یاران و پیروان خویش به بیعت آنها نیز هرگز به این معنا نیست که اسلام بیعت را انشاء کننده و مشروعیت بخش ولایت و حاکمیت می داند، بلکه بیعت مسلمانان با پیامبر (ص) میثاق و پیمان وفاداری و استقامت آنان با رسول الهی است و خدا هم آن را ستوده است و علی (ع) هم از یارانش می خواهد به رأی و میثاق و بیعت خود وفادار باشند. البته استناد علی (ع) به بیعت در برابر دشمنان و مخالفانش مانند معاویه و طلحه و زبیر از باب جدال احسن و استدلال به آن چیزی است که مخالفان حضرت به آن ملتزم بودند. لذا در این گونه موارد به بیعت های قبلی و بیعت مسلمانان با خلفای قبلی استشهاد شده، در حالی که مسلماً و بی تردید علی (ع) خلافت آنان را مشروع نمی دانسته است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مکتب سیاسی، آرای ملت،
چهارشنبه 24 خرداد 1391


( کل صفحات : 10 )    ...   5   6   7   8   9   10   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :