پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
انقلاب اسلامی ایران، ثمرة جوشش خون های عاشورا و رویش شكوفه‌های انتظار است. دو آموزة مهم و حیاتی «عاشورا و انتظار» تأثیر شگرفی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشتند؛ عاشورا به عنوان الگوی مبارزه با زشتی ها، ستمها و انحرافات و انتظار، زمینه سازی برای ظهور و رهبری نائب عام امام زمان عجل الله تعالی فرجه.در این نوشتار به بحث «پیوند انقلاب اسلامی ایران با انتظار ظهور حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه» می پردازیم:

مسأله «غیبت امام زمان (عج)» و «انتظار ظهور منجی عالم بشری»، زمینه ساز تغییر نگرش و رفتارهای مردم ایران، تقویت بنیان‌های فكری و فرهنگی جامعه، گسترش روزافزون اندیشه‌های اصلاح گرانه، تلاش و كوشش برای تغییر و تحوّل، عدم پذیرش حاكمیّت‌های سیاسی، داشتن امید و آرزو برای پیروزی و در نهایت قیام و انقلاب علیه بی عدالتی‌ و فساد بوده است.

نقش و تأثیر اساسی «فرهنگ انتظار»، همانند عاشورا و شهادت، در شكل گیری مبانی فكری و ایدئولوژیكی انقلاب، غیر قابل انكار و تردید است. انتظار به طور مستقیم یا غیر مستقیم، محور فكری و رهبری انقلاب اسلامی بوده و نقش عمده‌ای در شروع و پیروزی آن داشته است.به عقیدة شیعه، هر حكومتی، غاصب و ظالم است، به هر شكل و در هر قالبی كه باشد؛ مگر آنكه امام معصوم علیه السلامیا نایب او، زمام حكومت را در دست گیرد. به همین دلیل شیعیان در طول تاریخ، به طور مداوم، در یك جریان انقلابی مستمر به سر می‌بردند؛ نه آرام می‌گرفتند و نه آن را رها می‌كردند».[2]

«اعتقاد به مهدویت»، «انتظار امام غایب» و «تشكیل حكومت جهانی به دست او» جایگاهی بس والا و ارجمند در فرهنگ ناب شیعه دارد. شیعه، حیات و بالندگی خود را مدیون آن است و بر آن اساس زندگی و رشد می‌كند؛ نفس می‌كشد؛ نور و روشنایی می‌گیرد؛ هدایت و راهنمایی می‌شود و ...

ماربین، مستشرق معروف آلمانی، در كتاب «انقلاب بزرگ» می‌گوید: «از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم كه همیشه موجب امیدواری و رستگاری شیعه شده است، اعتقاد به وجود حجّت عصر و انتظار ظهور او است».[3]

شاخصه و ویژگی عمدة «اعتقاد به مهدویت» انتظار و آمادگی مداوم و آگاهانه برای ظهور امامی است كه از دیده‌ها غایب است و درصدد نابودی ظلم، ستم، فساد، تباهی، بی‌دینی و انحراف از جهان است.مهدی (عج)، تنها یك اندیشه نیست كه ما، در انتظار ولادت او باشیم و یك پیشگویی نیست كه به امید آمدن مصداق آن نشسته باشیم؛ بلكه مهدی یك واقعیت خارجی است و انتظار آمدنش یك آماده باش است كه ما منتظر عملیات او هستیم.

روحیة اصلاح طلبی و پیشرفت، قیام و انقلاب علیه بی‌عدالتی‌ها، تلاش و كوشش برای پیشرفت و تعالی، مبارزه جویی با ظالمان و مفسدان، عدم همراهی با حاكمان نامشروع، تشكیل حكومت صالح و ... برداشت های صحیح و مجاهدانه از «انتظار» است. این نگرش، نقش مهم و محوری در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به رهبری داهیانة امام راحل (ره) داشت. بارزترین مشخصة تفكر سیاسی اسلام شیعی و مسأله انتظار، اجازة قیام علیه حاكمان ظالم است... .

منشأ این قدرت مذهبی، عمدتاً انتظار ظهور امام غایب و آمادگی شیعیان برای ایثار، جهاد، مبارزه، اصلاح گری و قیام در زمان غیبت بوده است. چنانكه الگویی با عظمت چون حسین علیه السلام، همیشه آنان را در صحنة قیام و انقلاب نگاه داشته است.

حامد الگار، در كتاب «انقلاب اسلامی در ایران»، ریشة انقلاب اسلامی ایران را با موضوع امامت از دیدگاه شیعه و مسأله غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه و پیامدهای سیاسی آن متصل می‌داند.[4]

از این نظر، اعتقاد به مهدویت و غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، یكی از منابع بالقوة انقلاب و مبارزه در شیعه است. این اصل از چند طریق به انقلاب و مبارزه، متصل می‌شود:

الف. مفهوم انتظار
انتظار، یك مفهوم فعال و مثبت دارد و آن، آمادگی روحی و جسمیِ منتظر، برای همراهی با آن حضرت در هنگام ظهور است.از نظر امام خمینی (ره)، انتظار، زمانی معنای واقعی و اساسی خود را پیدا می‌كند كه با امید به قدرت یافتن اسلام معنا شود؛ «انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید كوشش كنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقُّق پیدا كند و مقدمات ظهور، إن شاءالله، مهیّا شود».[5]

ب. حكومت در عصر غیبت
ملت مسلمان ایران، بر اساس اعتقاد به امامت و غیبت امام معصوم  علیه السلام، به ولایت فقیه نیز همانند امامت می‌نگرند و اسباب و شرایط حاكمیت وی را فراهم می‌كنند. به همین سبب، دعوت فقیه عزیز و بزرگوار (امام خمینی) را برای اقامة حدود الهی و تشكیل حكومت اسلامی پذیرفته و قیام كردند. این نیز همان مایة انقلابی است كه در امامت وجود داشت.

ج. مشروعیّت حكومت
نفی نظری مشروعیّت همه قدرت‌های حاكم در عصر غیبت، همواره اندیشه‌ای مهم و مؤثر بوده كه شیعه از آن به عنوان مؤثرترین سلاح علیه حاكمان مستبد و ظالم، استفاده كرده است. قیام اصلاح طلبانة امام خمینی قدس سره، تبلور و نماد انتظار مردم برای ظهور نجات دهندة مستضعفان و ستم پیشگان از دست دنیا مداران فاسد و ستمگر بود.

خانم «تداسكاچ پل» در مقاله‌ای خود، به این امر مهم اشاره كرده و می‌نویسد:«... نقش امام خمینی، به عنون یك كانون مركزی برای رهبری انقلابی، پژواكی از انتظار مداوم مردمی برای ظهور دوبارة امام دوازدهم را در خود داشت؛ امامی كه مدت‌ها قبل، از انظار پنهان گشته بود تا در زمانی كه یك اسلام كامل- مقطع نهایی سیر تاریخ- پدید آید، او بار دیگر به جهان باز گردد».[6]

و بالاخره سخن را با این بیان امام راحل قدس سره پایان می‌بریم:«امید است كه این انقلاب جرقه و بارقه‌ای الهی باشد كه انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارك حضرت بقیة الله، أرواحنا لتراب مقدمه الفداء، منتهی شود».[7]
 
پی نوشت ها:
[1]- پژوهشگر برتر فرهنگی سال، با ارائه كتاب آینده جهان.

[2]- ‌تاریخ عصر غیبت، ص376.
[3]- تهاجم یا تفاوت فرهنگی، انتشارات حُسن افزا، ص132 .
[4]- انقلاب اسلامی در ایران ص21 و 22.
[5]- صحیفة نور، ج20،‌ص196 .
[6]- «تداسكاچ پل»، مقاله حكومت تحصیل دار و اسلام شیعه در انقلاب و رهیافت‌های نظری بر انقلاب اسلامی، ص206.
[7]-  صحیفة نور، ج15، ص75.



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : انتظار، انقلاب اسلامی، باور مهدی و حسینی،
جمعه 11 بهمن 1392
فاصله شب تاریك حكومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایى بود، شب هایش همه شب قدر، آرى ... " دهه فجر"پس از آن ده روز، سپیده روشن" جمهورى اسلامى" دمید.

" كلمه ‏الله‏" بر فراز زمان جاى گرفت و آن روز بزرگ، یكى دیگراز "ایام الله‏" ماندگار تاریخ شد.

كاخ ‏هایى كه به قیمت ویرانى كوخ‏ ها برپا شده بود، به دست كوخ ‏نشینان سقوط كرد و محشرى عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت ‏تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود كه فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایى‏ اش و با دم مسیحایى‏ اش در شهیدآباد " بهشت‏ زهرا" ، در" صور انقلاب‏" دمید و مردم را در عرصات حق و محشر نهضت، جان بخشید.

آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن، اوج آن موج‏ هاى خونین و موج آن شط هاى خروشان بود.

بارى... " صبح صادق‏" انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مكتب ‏سرزده بود كه به " نماز عشق‏" ایستادیم. با وضویى از خون ‏دهها هزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانى اخلاص بر مهر تعبد نهادیم و دل به "ولایت" سپردیم.

همین كه خواستیم ذكر استقلال و آزادى بر" زبان انقلاب" جارى ‏كنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ كینه بركشیدند و بذر فتنه ‏كاشتند.

"ناكثین" ، سوار بر "جمل قدرت طلبى‏" ، در بصره  ‏بى‏ بصرى فتنه به پا كردند. " قاسطین‏" ، دیگر بار " صفین‏" را پدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و "مارقین‏" نیز در "نهروان خیانت‏" از پشت‏ خنجر زدند. بازرگانان، تهی دست ازبازار برگشتند و كالاى "آزادى‏" شان قلابى از آب در آمد و روى‏ دستشان باد كرد. شیادان و مزدورانى كه سنگ " توده" و "خلق‏" را به سینه مى ‏زدند،  به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنى و مشتشان باز شد.


در این همه سال كه برما گذشته است، " فجر پیروزى‏" با " شب‏ كین توزى‏" درگیر بوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعى دیگر در برابر هم صف آراسته ‏اند. در این سالهاى پرفراز و نشیب، با همه‏ وجود، غربت‏ حسین(ع) و مظلومیت على(ع) را حس كردیم و میدان احد ومعركه صفین و صحنه كربلا بارها برایمان تكرار شد.

با نفاق و كفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوى "خندق ‏پیروزى‏" عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیركشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‏ خنجر خوردیم و در نهایت ‏تنهایى و مظلومیت، تنها خداى یكتا دلمان را گرم و عزم ما را جزم مى ‏كرد و به آینده امیدوارمان مى‏ ساخت.

در تمامى این مراحل، پیر و مراد ما، همچون نوح، كشتیبان انقلاب ‏در امواج توطئه‏ ها بود و با بصیرتى الهى "راه‏" مى ‏نمود و براى‏"رهروان‏" از میان آن همه خطرها "معبر" مى ‏گشود.دردمندانه به سوك امام امت(ره) نشستیم و پس از آن پیر، با مولاى جدیدمان پیمان ولایت‏ بستیم، ولى دشمن، جبهه جدیدى بر ضد انقلاب گشود كه رهبر انقلاب، از آن با " شبیخون فرهنگى‏" یاد كرد.افعى ‏هاى خفته در لابه لاى جراید و مجلات، به نیش زدن و سمپاشى ‏پرداختند.

محور عملیات دراین نبرد، مدرسه ‏ها، خانه ‏ها، مطبوعات، فیلم ‏ها، جشنواره‏ ها، ماهواره و اینترنت، القائات برخى استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‏هاى مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بى ‏دینى و سكولاریسم، قداست زدایى از مقدسات و توهین به باورهاى دینى این‏ امت ‏بود. مى‏ خواستند عناصر فرارى و مرده و فسیل شده را دوباره ‏زنده كنند و ابوسفیان‏ هاى كینه ‏توز را به صحنه آورند.حادثه ‏هاى تلخى داشتیم. و فراز و فرودهاى شگفت، عبرت آموز و روشنگر بر این امت ‏شهید داده گذاشت.اینك، ماییم و "انقلاب اسلامى‏" ، كه یادگار امام راحل است.

ماییم و رهبرى كه درخروش و خلوص و درایت و صلابت، "خلف‏ صالح" امام امت است.
ماییم و نسلى پویا، كه هم "آماج فتنه ‏ها" ست و هم " ذخیره ‏انقلاب."
ماییم و یك جهان دشمن، كه در قالب " نظام هاى استكبارى‏" شكل ‏گرفته است.
ماییم و یك جهان دوست، كه در مبارزات ضد استكبارى و حق طبانه‏ ملت هاى مظلوم، متجلى است و همه چشم به "ام القرى ایران‏" دوخته ‏اند و تشنه معارف ناب مكتب اهل‏بیت علیهم السلام اند.
ماییم و جنگ فرهنگ ها در عصرحاضر و تلاش گسترده " وهابیت ‏آمریكایى" بر ضد "اسلام ناب محمدى‏" .
ماییم و جبهه‏ هاى متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعاد سیاسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، كه این مرحله، بیش از گذشته،"بصیرت" و "هوشیارى" و "آمادگى‏" و "پیام رسانى‏" و" تبیین‏" مى ‏طلبد.

ما امروز هم، گرفتار مشكل "صدا" درجهان شلوغى هستیم كه ‏دروغ هاى نشسته برامواج صوتى و تصویرى، عرصه را بر تابش و جلوه‏ حق، تنگ ساخته است.چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین ‏تر و حساس ‏تر باشد، تا هم‏ فتنه ‏ها را در قالب‏ هاى جدیدش بشناسد و هم دروغ‏ها، تحریف‏ها، شایعات و غوغا افكنى‏ ها و فتنه ‏انگیزى‏ ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‏ جمهورى اسلامى را از "جلوه ناب دین‏" غافل نسازد.اگر ما پیمان نشكنیم و عوض نشویم، نه بیم شكست انقلاب هست، نه ‏خوف سست ‏شدن بنیان‏هاى آن.رسالت رساندن این نهضت ‏به "عصرحضور" و سپردن آن به دست‏"خورشید عصر غیبت" ، بر دوش ماست.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین " تلاش و تحرك و همبستگى نشان دهند."



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : انقلاب اسلامی، جمهورى اسلامى، جنگ فرهنگ ها،
شنبه 21 بهمن 1391
در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌،  و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند:«یك تحول روحی درجامعه پیدا شد كه من غیر از آن كه بگویم یك معجزه بود یك ارادة الهی بود،نمی‌توانم  اسم دیگری رویش بگذارم. »

و باز می‌فرماید:«در این جا حساب الهی است‌،   این جا دست خداست‌،  اشخاص نمی‌توانند یك همچو قدتری ایجاد كنند.. . این ارادة الهی است كه تمام حساب‌‌‌‌‌های حساب‌گران‌مادی را باطل كرد

بسیاری از شخصیت‌‌‌‌‌های غیر مسلمان نیز با تأكید عدم گنجایش جریان انقلاب اسلامی‌در چهار چوب محاسبات مادی بر اعجاز انقلاب اسلامی‌صحه می‌گذارند.

«رابرت كالستون »دانشمندان كانادایی دراینباره می‌گوید:«از نظر من كه یك غربی و فرد غیر مسلمان هستم این معجزه است كه یك انقلاب مكتبی والهی بتواند در جهان امروز این طور تحقق پیدا كرده ودرجهت استقرار عدالت به پیش برود‌،  این انقلاب بدون شك از جانب خداوند حمایت می‌شود.. ..»

امام و انقلاب و قدرت نمایی خیره كنندة اسلام
انقلاب اسلامی‌در یكی از حساس‌ترین نقاط جهان هم چون زلزله‌‌‌‌های غیر مترقبه اردوگاه آرام و بی دغدغة استكبار عالمی‌رابه شدت به لرزه در آورد.با وقوع انقلاب اسلامی‌ایران «برای اولین بار یك كشور مسلمان به طور موفقیت آمیزی قدرت‌‌‌‌‌های بزرگ غربی را به مبارزه طلبید‌،  آنان را تحقیر كردو به منافع مادیشان خسارت واردكرد.»و چون صاعق‌‌‌‌های عظیم آسمان جهل و غفلت وعناد را شكافید و خواب خوش تحلیل‌گران و نظریه پردازانی كه افول ادیان الهی راامری محتوم،پیش بینی می‌كردند آشفته كرد وانبوه و نظریات آنها را از اعتبار ساقط نمود.

«از نظر سمبولیك‌،  انقلاب ایران نخستین پیروزی مسلمین بر غرب‌،  از قرن 16 به این طرف محسوب می‌شود،نكته این جاست كه اسلام عامل هدایت كنندة این انقلاب بوده و هیچ یك از اسم‌‌‌‌‌های غربی‌،  ناسیونالیسم‌،  كاپیتالیسم،كمونیسم،و سوسیالیسم در آن نقشی نداشتند. » قدرت‌‌‌‌‌های بزرگ غربی در مواجهه با عظمت‌‌‌‌‌های بی بدیلی كه امام (ره) و انقلاب اسلامی‌ آفریده بود با پتانسیل نهفته و قدرت اسلام آشنا گردید.

روزنامة تایمز در این باره نوشت :«اوج‌گیری خیزش مذهبی به دنبال بركناری شاه توسط امام خمینی(ره) درایران جریان یافت  و سراسر جهان رادر نوردید ودر پاییز سال 1357  دنیای غرب به دلیل انقلاب ایران بار دیگر اسلام را كشف كرد....

ما غربی‌ها خیلی زود فهمیدیم كه الله اكبر  در عربی به معنای خدای بزرگ است می‌باشد.»

امام و انقلاب ؛ دو پدیدة انفكاك ناپذیر
انقلاب  اسلامی‌ایران از آنجا كه بر اساس افكار بلند واندیشة متعالی حضرت امام (ره)تكوین یافته است‌،  همواره درعوامل پیدایش وطرح شعار‌‌‌‌های محوری و تعیین اهداف و آرمان‌‌‌‌‌های بلند و راهكار‌‌‌‌های وصول به آن‌،  با باورها و اعتقادها وآرمان‌‌‌‌‌های این شخصیت ملكوتی‌،  پیوندی ناگسستنی داشته است‌،  ازاین رو مقام معظم رهبری با انگشت نهادن بر این مهم‌،   همگان را متذكر گردیده‌اند كه :«انقلاب اسلامی‌و امام خمینی (ره) دو پدپدة انفكاك ناپذیرند‌،  تحلیل انقلاب اسلامی‌بدون شناخت شخصیت رهبر بزرگ آن.. . ممكن نیست. »

تحلیل‌گران تحولات سیاسی واجتماعی جهان كه مسائل انقلاب اسلامی‌رادائما تعقیب می‌نمایند به واقعیت فوق به انحاء مختلف اعتراف نموده‌اند؛مثلا روزنامة انگلیسی گاردین طی  تحلیلی درباره انقلاب اسلامی‌نوشت :‹‹ نقش آیه الله امام خمینی (ره) در انقلاب عظیمی‌كه در ایران رخ داد بی اندازه مركزی و مهم بود و تردیدی نیست كه آیه الله‌،  ‌سنگ بنای اصلی این انقلاب بوده است‌.

فرید هالیدی استاد روابط بین الملل دانشگاه لندن هم در مقدمه كتابی كه درباره ایران تالیف كرده  در این باره می‌نویسد :«انقلاب اسلامی‌عظیم ترین انقلاب تاریخ است.همه می‌دانیم این كار عظیم در پرتو عظمت شخصیت امام خمینی (ره) پا گرفت و دست ‌‌‌‌های پر قدرت و فرمانده او بود كه این امواج عظیم انسانی را به شور و هیجان و خروش وا داشت»

اندیشه امام‌،  ‌مولد انقلابی استثنایی
اساسا ریشه این واقعیت مهم را كه «انقلاب اسلامی‌ایران در ذات خود هیچ شباهتی با انقلاب‌‌‌‌های دیگری كه در قرن حاضر به وقوع پیوسته نداشته است» باید در پیوند انفكاك نا پذیر انقالاب اسلامی‌و حضرت امام خمینی (ره)جست  جو نمود.از رهگذر پیوند تنگاتنگ انقلاب اسلامی‌با اندیشه و شخصیت جامع امام  تمایز غیر انكار انقلاب اسلامی‌از سایر انقلاب اسلامی‌بزرگ جهان در قرن بیستم شكل می‌پذیرد.

امام (ره) در تعریف و تعیین اهداف انقلاب اسلامی‌، ‌رهبری جریان مبارزه‌،   مواجهه با قدرت‌‌‌‌‌های افزون طلب و تاكتیك ها و روش‌‌‌‌‌های حفظ و استمرار دستاورد‌‌‌‌های انقلاب اسلامی‌، ‌دارای دكترین سیاسی ویژه و منحصر به فرد بودند‌،   دكترین سیاسی امام بر پایه مبانی ثابت و استوار و خدشه عمیق به غیب  و امداد غیبی‌،   ایمان خلل نا پذیر به تعالیم اسلام و وحی‌،   اتكا و توكل راسخ بر قدرت لایزال الهی‌،  ‌و تكلیف مداری مطلق و.. .قرار داشت‌،   دكترین سیاسی كه «به اعتراف غریبان غرب از شناخت آن عاجز مانده است. »

به تعبیر دقیق‌تر،اندیشة سیاسی امام كه پایة اصلی و عنصر حیاتی شروع واستمرار جریان انقلاب اسلامی‌بوده است نتیجة منطقی تفسیر عرفانی ایشان از هستی ومعنی وجودی انسان و...می‌باشد.

امام با بهره گیری ازاندیشة نو و ریشه‌دار الهی خود در صحنة سیاست بین‌المللی نه تنها با توفیق  در سرنگونی رژیم قدرتمند پهلوی به هدایت جریان جهانی انقلاب اسلامی‌پرداخت بلكه با ارائه تفكری جدید و فرهنگی وكاملا دینی والهی و نفی آموزه‌‌‌‌‌های مكاتب مادی «مدنیت غرب را نیز به چالش كشاند.»

به این لحاظ «نوآوری امام نسبت به دنیای معاصر‌،  قبل از آن كه در سطح عمل سیاسی باشد در افق اندیشة سیاسی است‌،  اندیشة سیاسی حضرت امام درنسبت با دنیای معاصر دارای نو آوری‌‌‌‌‌های فراوانی است و می‌شود گفت كه نقطة عطفی را برای اندیشة سیاسی معاصر به وجود آورد. »

حضرت امام بر مبنای این اندیشة سیاسی بزرگ‌ترین انقلاب اجتماعی قرن بیستم را كه درنظر تحلیل‌گران بین المللی درچهار چوب معیار‌‌‌‌های سنجش سایر انقلاب‌‌‌‌‌های بزرگ جهان نمی‌گنجید‌،  به حركت درآوردند.

چنان‌كه میشل فوكو (Michel Foucauit) اندیشمند و جامعه‌شناسان برجستة فرانسوی در نوشته‌‌‌‌‌های خود با اشاره به سفری كه در كوران حوادثانقلاب (سال 57) به ایران داشته و با اشاره به نظریات برخی از تحلیل‌گرانغربی كه جریان انقلاب ایران را عبور جامعة ایران از غیر مدرن و سنتی به مدنیته‌،  تفسیر میكردند،با معیار قرار دادن وقایع عینی وتحولات جاری كه از نزدیك مشاهده نموده می‌نویسد:«من قبول دارم كه از قرن هیجدهم به بعد هرتحول اجتماعی اتفاق بسط مدرنتیه بوده اما انقلاب ایران تنها حركت اجتماعی است كه در برابر مدنیته قرار دارد. »

درواقع «فوكو می‌پذیرد كه انقلاب اسلامی‌ایران دوسدة اقتدار یك اندیشه سیاسی را با همة سوابق چند صد ساله‌اش به چالش كشانده.. . و این انقلاب حرف تاز‌‌‌‌های دارد و ویژگی بارز اندیشةسیاسی حضرت امام (ره) هم همین است.»

«شما در اندیشه‌‌‌‌‌های سیاسی غرب اگر چه اختلافات فراوانی می‌بیند اما همة آنها در یك نقطه مشترك‌اند و آن نفی هویت دینی    است »و حال آن كه «ویژگی بارز اندیشة سیاسی امامراحل هویت دینی آن است كه آمد واندیش‌‌‌‌های را فراتر از چهار چوب كلان اندیشة سكولار غربی مطرح كرد...»

دقیقاً به دلیل بر خورداری خضرت امام (ره) ازاین اندیشةسیاسی كه بر مبنای تعالیم اسلامی‌وفقه غنی شیعه استوار گردیده بود انقلاب اسلامی‌صورت پذیرفت و از همین ناحیه بود كه از ابتدا هر چه از مراحل آغاز ورشد و بالندگی انقلاب زمان بیشتری می‌گذشت بر همگان این واقعیت عیان گشت كه « انقلاب اسلامی‌ازهمة انقلاب‌ها جداست »

بر این اساس طراح و معمار كبیر انقلاب اسلامی‌همواره با تأكید بر پیوند عمیق و ناگسستنی انقلاب اسلامی‌ایران با آموزه‌‌‌‌‌های اسلامی‌وتعالیم دینی بر استثنایی بودن آن تأكید می‌نموند‌،   چنان‌كه در وصیت نامة سیاسی والهی خود با بیان این مطلب كه :

«ما می‌دانیم این انقلاب كه دست جهان خواران را از ایران بزرگ كوتاه كرد با تأییدات غیبی پیروز گردید.»

تأكید نمودند :«بنابراین نباید شك كرد كه انقلاب اسلامی‌از همة انقلاب‌ها  جداست هم در پیدایش وهم دركیفیت مبارزه وهم درانگیزة انقلاب و قیام‌،  تردیدی نیست كه این تحفة الهی و غیبی بود كه از جانب خداوند منان برای ملت مظلوم و غارت زده عنایت شده است. »



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، حقیقت انقلاب، معجزة انقلاب اسلامی،
شنبه 14 بهمن 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.شهادت عزت ابدی است.1 شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما.2 هراس، آن دارد که شهادت مکتب او نیست.3 شهادت رمز پیروزی است.4 ملتی که شهادت را آرزو دارد پیروز است.5 شما چه در دنیا پیروز بشوید یا به شهادت برسید، پیروزمندید.6

شهادت در راه اسلام برای همه ما افتخار است.7 شهادت برای ما فیض عظیمی است.8 این حس شهادت خواهی و فداکاری بود که یک ملتی، که هیچ نداشت، بر طاغوت غلبه پیدا کرد.9 یک ملتی که زن و مردش برای جانفشانی حاضرند، و طلب شهادت می‌کنند، هیچ قدرتی با آن نمی‌تواند مقابله کند.10 خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست.11 ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.12 یک همچو ملتی که آرزوی شهادت می‌کند، این ملت دیگر خوف ندارد.13 ملت ما خون داده است تا جمهوری اسلامی وجود پیدا کند.14 ملت ما عاشق شهادت بود، با عشق به شهادت پیش رفت این نهضت.15

ما از خدا هستیم همه، همه عالم از خداست، و همه عالم به سوی او بر خواهد گشت. پس چه بهتر که برگشتش اختیاری باشد و انتخابی، و انسان انتخاب کند شهادت را در راه خدا، و انسان اختیار کند موت را برای خدا، و شهادت را برای اسلام.16 در بستر مردن، مردن است و چیزی نیست، لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرفرازی و تحصیل شرافت برای انسان و برای انسانها.17 مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگی سیاه است.18 چه غافلند دنیا پرستان و بی‌خبران، که ارزش شهادت را در صحیفه‌های طبیعت‌جستجو می‌کنند، و وصف آن را در سروده‌ها و حماسه‌ها و شعرها می‌جویند، و درکشف آن از هنر تخیل و کتاب تعقل مدد می‌خواهند، و حاشا! که حل این معما جزبه عشق میسر نگردد.19 آنها که شهید شدند، به خدمت خودشان و سعادت خودشان و به اجر خودشان رسیدند.20

شهدای انقلاب بزرگ، چون شهدای صدر اسلام، در پیشگاه مقدس ربوبی ارزشمند، و مورد عنایت حق تعالی و اولیای اسلام ارزشمند خواهند بود.21 شما پیروزید، برای این که شهادت را در آغوش می‌گیرید؛ و آنهایی که از شهادت و از مردن می‌ترسند، آنها شکست خورده‌اند.22 مگر شهادت ارثی نیست که از موالیان ما، که حیات را عقیده و جهاد می‌دانستند و در راه مکتب پر افتخار اسلام، با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می‌کردند، به ملت شهید پرور ما رسیده.23

به ملت عزیز و توده‌های میلیونی ایران عرض می‌کنم که هیچ انقلابی بدون شهادت خواهی و فداکاری و سختی و گرانی و فشارهای مادی موقت تحقق نیافته.24 شهادت در راه خداوند چیزی نیست که بتوان آن را با سنجشهای بشری و انگیزه‌های مادی ارزیابی کرد.25

رهبر ما آن طفل دوازده ساله‌ای است که با قلب کوچک خود، که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن رامنهدم نمود، و خود نیز شربت شهادت نوشید.26 سعادت را آنها بردند که آن چیزی را که خدا به آنها داده بود تقدیم کردند، و ما عقب‌مانده آنها هستیم.27

بر ماست که با اعتراف به عجز خویش، از رزمندگان عزیزی که با شهادت طلبیها و رشادتهایشان از میهن اسلامی خود دفاع نموده، و با خون پاک خود چراغهایی فرا راه آزادی تمام ملتهای در بند برافروختند، قدردانی نماییم.28 گوارا باد بر این شهیدان، لذت انس و همجواری‌شان با انبیای عظام و اولیای‌کرام و شهدای صدر اسلام، و گواراتر بر آنان باد نعمت رضایت حق، که رضوان من الله اکبر.29 هان ای شهیدان! در جوار حق تعالی آسوده خاطر باشید، که ملت شما پیروزی شما را از دست نخواهد داد.30

نمونه‌ترین گواهان صادق و یادگاران عزمها و اراده‌های استوار و آهنین، شما بندگان مخلص حقید، که مراتب انقیاد و تعبد خویش را به پیشگاه اقدس حق‌تعالی، با نثار خون و جان به اثبات رسانیدند.31 کشوری که همه بیدار و همه مستعد برای شهادت هستند، اینها را از چه می‌ترسانند.32 هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنماییهای شیطانی، برای خدا به جهادبرخیزد، و خود را فدای هدف کند نه هوا، و این هنر مردان خداست.33

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، عشق به شهادت، ایمان به خدا،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
نهضتی که روستائی و شهری، کارگر و کشاورز، دانشجو و استاد، وکیل و کارمند، همه و همه در آن شرکت دارند. اساسا غیر از مذهب و آن هم مذهبی مانند اسلام، کدام نیرو می تواند این چنین انقلابی را به وجود بیاورد؟

من به تدریج این امید در دلم زنده می شود که این انقلاب به ایران محدود نمی ماند، هفت صد میلیون مسلمان را در بر خواهد گرفت و چه افتخاری برای ایران خواهد بود که یک انقلاب اسلامی از ایران شروع بشود و تمام کشورهای اسلامی را زیر نفوذ خودش بگیرد، که مطمئنا خواهد گرفت.

از قراری که به من اطلاع داده اند چند روز پیش، کارتر به آیت الله خمینی (ره) راجع به بختیار اخطار کرد که هر دو ابرقدرت بر روی این دولت توافق دارند و شما حساب کار خودتان را بکنید. اما این مرد بزرگ اعتنائی به این تهدید نکرد.

من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهائی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا «آمن» دیدم.

آمن بهدفه، به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود نمی تواند او را از هدفش منصرف کند.آمن بسبیله، به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد بتوان او را از این راه منصرف کرد. شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راهش داشت.

آمن بقوله، در میان همه رفقا و دوستانی که سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. بایشان نصیحت می کنند که آقا کمی یواشتر، مردم دارند سرد می شوند، مردم دارند از پای در می آیند، می گوید نه مردم اینجور نیستند که شما می گوئید. من مردم را بهتر می شناسم و ما همگی می بینیم که روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشکار می شود.

و بالاخره بالاتر از همه آمن بربه، در یک جلسه خصوصی ایشان به من می گفت فلانی این ما نیستیم که چنین می کنیم. من دست خدا را به وضوح حس می کنم. آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس می کند و در راه خدا قدم برمی دارد، خدا هم به مصداق ان تنصروا الله ینصرکم بر نصرت او اضافه می کند. یا آن چنان که در داستان اصحاب کهف مطرح می شود، قرآن می گوید آنها جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و به او اعتماد و تکیه کردند، خدا هم بر ایمانشان افزود (1). آنها برای خدا قیام کردند و خدا هم دل های آنها را محکم کرد (2).

این چنین هدایت و تأییدی را من به وضوح در این مرد می بینم. او برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد. اطباء فرانسه که اخیرا این پیرمرد هشتاد و چند ساله را که لااقل پانزده سال است دچار جنگ اعصاب و ناراحتی روحی است و اخیرا هم جوانی آن چنان برومند را از دست داده، معاینه کردند، نظر دادند قلب او نظیر قلب یک جوان بیست ساله است. او که در راه خدا قدم برداشته آنچه را قرآن وعده داده است به تجربه دریافته.

قرآن وعده داده است که برای خدا قیام کنید، برای خدا عمل کنید، آن وقت عنایت خدا را می بینید. اگر توی خانه ات بنشینی خدا را نمی بینی. اگر ساکت باشی، عنایت خدا را نمی بینی. برای خدا حرکت کن آن وقت است که خدا را و عنایت او را می بینی. آدمی که به امید خدا و برای خدا حرکت کرده، از تهدید آمریکا، حتی اگر شوروی را هم ضمیمه اش کنند، هیچ ترسی به دل راه نخواهد داد. در مورد این مرد بزرگ یکی دیگر از خصوصیاتش را بگویم، شاید شما باورتان نشود این مردی که روزها می نشیند و این اعلامیه های آتشین را می دهد، سحرها اقلا یک ساعت با خدای خودش راز و نیاز می کند و آن چنان اشک هائی می ریزد که باورش مشکل است.

این مرد درست نمونه علی (ع) است. درباره علی (ع) گفته اند که در میدان جنگ به روی دشمن لبخند می زند و در محراب عبادت از شدت زاری بیهوش می شود و ما نمونه او را در این مرد می بینیم.


پی نوشت:

1. انهم فتیه آمنوا بربهم و زدناهم هدی. کهف 13.
2. و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السموات و الأرض. کهف 14. 



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی، نقش مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
در مطالعه و بررسی نظام‎های سیاسی، پرسش از نوع ساختار قدرت و رابطه مردم و حكومت همواره كانون توجه و موضوع مورد مطالعه بوده است، لكن تفاوت و تمایز ساختار قدرت در نظام‎های سیاسی از جمله نظام جمهوری اسلامی ایران به گونه‎ای است كه برخی از كسانی كه با الگو و معیار قرار دادن نظام‎های لیبرال دمكراسی به مقایسه نشسته‎اند را به اشتباه و كژراهه‎های غیرقابل توجیه كشانده است لذا با تعبیر به اینكه «جامعه ما در حال گذار از ساخت قدرت الیگارشیك (گروه اندك) به شبه دمكراسی است.»[1]

درصدد بیان این هستند كه طبقه‎ای كه تعدادش كمتر است تمام وظایف سیاسی را انجام می‎دهد و قدرت را در انحصار خود دارد و از مزایایی كه قدرت به همراه می‎آورد بهره‎مند می‎گردد.»[2] و به طور خلاصه «اقلیت سازمان یافته همیشه بر اكثریت كمتر سازمان یافته یا سازمان نیافته در جامعه پیش می‎جوید.»[3]

علیرغم این اظهارات، امام خمینی كه با درایت تمام رهبری داهیانه‎شان را در نظام جمهوری اسلامی به منصه ظهور رساندند در این باره می‎فرمایند: «این توطئه‎اسلام است كه در امور سیاسی ایران پانصد نفر دخالت كنند. باقیشان بروند سراغ كارشان یعنی مردم بروند سراغ كارشان، هیچ كار به مسائل اجتماعی نداشته باشند.»[4] و همچنین می‎فرمایند: «باید همه زن‎ها و همه مردها در مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی وارد باشند و ناظر باشند هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهای دولت ناظر باشند، اظهارنظر بكنند، ملت باید الان همه‎شان ناظر امور باشند، اظهارنظر بكنند[5]

در واقع امام خمینی(ره) با نفی طبقاتی بودن جامعه اسلامی اظهار می‎دارند كه «اسلام طبقه‎ای را بر طبقه دیگر ترجیح نداده است اسلام تمام طبقات را مساوی دانسته است.»[6] و بدین خاطر ما با بررسی عینی و دقت نظر در توزیع قدرت و گردش كارگزاران نظام در این دو دهه بعد از پیروزی انقلاب به این موضع هدایت می شویم كه تعبیر الیگارشی درباره ساختار قدرت در خصوص نظام جمهوری اسلامی، سخن ناروایی است.

اگر در بخش‎های مختلف ساختار قدرت توجه نماییم بر هر منصفی مخفی نمی‎ماند كه در نظام جمهوری اسلامی مجلس نمایندگان جایگاه مهم و جدی را داشته و «در رأس امور است.»[7] و نمایندگان آن منتخب مردم بوده و نحوه انتخاب آنها نه تنها از طریق رقابت‎های سیاسی احزاب امكان‎پذیر است بلكه حتی راهیابی نامزدهای مستقل و غیر وابسته به حزب‎های سیاسی كه نوعی الیگارشی بر آن حاكم است امكان داشته و در این چند دوره مجلس شورا این امر محقق شده و نحوه تصمیم‎گیری نمایندگان منتخب مردم بدون اتكاء و وابستگی به احزاب و الیگارشی بودن آن بوده است .

رئیس جمهور را كه ـ مجری امور و مدیر و رئیس اداره كشور است ـ مردم با آرای خودشان انتخاب می كنند این وضعی است كه انتخابات ریاست جمهوری در ایران دارد حتی در كشورهای دمكراتیك غرب هم این وضعیت نیست (كه) هر حزبی، اسم كسی را به عنوان كاندیدا ذكر می‎كند. مردمی كه به آن كس رأی می‎دهند، در حقیقت به آن حزب رأی می‎دهند و خیلی‎ها آن كس را اصلاً نمی‎شناسند، به هر جهتی طرفدار این حزبند و انگیزه‎های گوناگون اقتصادی و سیاسی و غیرسیاسی موجب می‎شود كه طرفدار فلان حزب باشند و به خاطر طرفداری آن حزب، به كاندیدای آن تشكیلات رأی می‎دهند (اما در ایران اسلامی) مردم در انتخاب دستگاه قانونگذاری مباشرتاً و مستقیماً دخالت می‎كنند در انتخاب دستگاه اجرایی و رئیس قوه مجریه، مردم خودشان دخالت می‎كنند، حتی در انتخاب رهبر ـ با اینكه رهبری یك منصب الهی است و تابع ملاك‎های الهی و معنوی و واقعی است ـ باز مردم نقش دارند كما اینكه مشاهده كردید مجلس خبرگان كه نمایندگان مردمند می‎نشینند كسی را معین و انتخاب می‎كنند اگر همان كسی كه مجلس خبرگان انتخاب كرد، مورد قبول مردم نباشد باز رهبری او جا نخواهد افتاد. پس آحاد و عامه مردم، علاوه بر اینكه به صورت غیر مستقیم ـ از طریق مجلس خبرگان ـ رهبر را معین می‎كنند، مستقیماً هم نسبت به شخص رهبر نظر و تصمیم دارند و خواست و ارا ده آنهاست كه در حقیقت یك رهبر را رهبر می‎كند و به او امكان تصرف و قدرت امر و نهی و قبض و بسط می‎دهد.[8]

اما شگفت‎انگیز این است كه برخی از كسانی كه نمی‎توانند حضور و مشاركت مردم را انكار نمایند با یك موضع‎گیری متضاد و با بهانه‎جویی تمام مشاركت میلیونی مردم را مشاركت تهییجی و پوپولیستی دانسته‎اند. اینكه بگوییم «جامعه ما از مشاركت پوپولیستی[9] به مشاركت نهادینه در حال عبور است.»[10] آیا به راستی چشم فرو بستن در قبال حضور و مشاركت فعال و قانونمند مردم نیست؟ درباره اهتمام به قانومند و نهادینه شدن مشاركت مردم آیت الله خامنه‎ای می‎فرمایند: «در یك سال ـ كه همان سال 58 باشد ـ امام خمینی(ره) چهار بار از آراء مردم برای چیزهای گوناگون استفسار كرد؛ برای اصل نظام، برای قانون اساسی نظام، برای ریاست جمهوری برای تشكیل مجلس شورای اسلامی.»[11] و همچنین می‎فرمایند: «امام می‎توانست یك قانون اساسی مطرح كند، همه مردم، یا یك اكثریت قاطعی از مردم هم یقیناً قبول می كردند. می‎توانست عده‎ای را معین كند و بگوید اینها بروند قانون اساسی بنویسند... امام این كار را نكرد امام انتخابات خبرگان (قانون اساسی) به راه انداختند، حتی عجله داشتند كه این كار هر چه زودتر انجام بگیرد.»[12]

 بنابراین مشاركت قانونمند مردم در عرصه‎های مختلف نظام همواره مورد اهتمام امام و مسؤولین نظام بوده و در این 24 سال بعد از پیروزی انقلاب هر ساله در ایران اسلامی انتخابات برگزار شده است و مشاركت مردم نه تنها حق قانونی منظور شده، بلكه به عنوان تكلیف الهی از جانب علمای دین مورد تأكید و توصیه قرار گرفته است. حق و تكلیف بودن مشاركت قانونی مردم از ظرافت‎های خاصی است كه برخی را به خاطر عدم آگاهی به اشتباه انداخته است حضور و حق مشاركت فعال مردم كه خاستگاه دینی داشته و مورد توصیه علمای دین می‎باشد.

از افتخارات جمهوری اسلامی است كه در دنیای غرب نظیر نداشته و بدین خاطر دنیای غرب با بحران مشاركت مواجه شده است و با انزوای دین و عدم توصیه نهادهای دینی به مشاركت مردم و بی‎توجهی به حقوق فطری آنها، شهروندان آن دیار جمعیتی خنثی و بی‎نظر و محروم در برابر سرنوشت اجتماعی خویش از عرصه‎های سیاسی اجتماعی حذف گردیده‎اند. آیت الله خامنه‎ای در این باره می‎فرمایند: «در دمكراسی‎های غربی عدّه‎ای پای صندوق‎های رأی می‎آیند و رأی می‎دهند گاهی سی و هفت درصد حائزین شرایط را تشكیل می‎دهند، مثلاً در انتخابات اخیر آمریكا حدود سی و هفت درصد شركت كننده بیشتر نبود. هیچ وقت به اندازه شصت و هفت درصد و هفتاد درصدی كه در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، چه مجلس پنجم و چه مجلس ششم، ملاحظه كردید، شركت نمی‎كنند.»[13]

بنابراین آیا بهتر نیست با غنیمت شمردن حضور و مشاركت آگاهانه مردم و با قدرشناسی از این ولی‎نعمتان جامعه‎ای را كه در آن حدیث شریف نبوی «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعیته»[14] حاكم می‎باشد ارج نهیم.


پی نوشت ها:


[1] . پولادی، كمال، روزنامه ایران (گذر از الیگارشی به شبه دمكراسی) 17/3/82، ص 9.
[2] . مایكل راش، جامعه و سیاست، (انتشارات سمت)، ص 66، به نقل از گاتانوموسكا، طبقه حاكم، 1939، ص 60.
[3] . مایكل راش، جامعهو سیاست، انتشارات سمت، ص 67.
[4] . نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی (ره)، محمد حسن حسنی، نشر عروج، ص 196 به نقل از صحیفه نور، ج 18، ص 245.
[5] . همان، پیشین.
[6] . همان، ص 226، به نقل از صحیفه نور ج 6، ص 167.
[7] . همان، ص 199، به نقل از صحیفه نور، ج 17، ص 91.
[8] . ویژگی‎های انقلاب اسلامی در آینه نگاه مقام معظم رهبری، مؤسسه قدر ولایت، ص 61، 66.
[9] . populist (مردم باورانه، عوام‎گرا)، (در پایان قرن 19 ماركسیستهای روسیه ـ كه به عمل سازمانی باور داشتند ـ به همه روش‎های انقلابی رقیبان غیرماركسیست خود برچسب پوپولیست زدند و این عنوان به صورت تحقیرآمیز رواج یافت)، آشوری داریوش، دانشنامه سیاسی، انتشارات مروارید، 1380.
[10] . پولادی، كمال، پیشین.
[11] . ویژگی‎های انقلاب اسلامی در آینه نگاه مقام معظم رهبری، همان، ص 124.
[12] . همان.
[13] . مقام معظم رهبری آیت الله خامنه‎ای، روزنامه رسالت، 23/4/79، ص 6.
[14] . میزان الحكمه، محمدی ری‎شهری؛ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ج 4، ص 337. 



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مشاركت نهادینه، مسائل اجتماعی،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.حضرت امام با غیر قانونی دانستن حکومت استبدادی پهلوی و در ادامه با مطرح ساختن ایده و تئوری حکومت اسلامی ضمن مد نظر قرار دادن روش حکومتی پیامبر و بویژه امام علی(ع) و دفاع منطقی از آن در طول 15 سال مبارزات خستگی ناپذیر و دعوت از مردم در طول سخنرانیها و نوشته های خود، برای عملی ساختن و اجرای چنین هدفی، تلاش بی وقفه ای را در این زمینه بکار گرفتند که سرانجام آن موفقیت در برپایی حکومت جمهوری اسلامی و سرنگونی حکومت شاهنشاهی دو هزار و پانصد ساله بود.

جریانات و حوادثی که در دهه های اول از سدة اخیر بر ایران می گذشت، بویژه سقوط نهضت ملی نفت، سایه روشنهای فراوانی پیش روی تحلیل گران و جامعه شناسان بخصوص آنهایی که درد دین داشته و به سرانجام امت اسلامی ایران با اهداف آرمانگرایانه می اندیشیدند، قرار داده بود. حضور بی حد و حصر آمریکاییان در ایران و تسلط شدید آنها بر دربار پهلوی پس از کودتای 28 مرداد 32، شکافهای میان شاه و ملت را بیش از پیش نمایان ساخته و چهره ضد مذهبی و ضد مردمی او را بر ملا می نمود.

حضرت امام با نگاه ژرف و تحلیل عمیقی که در مواجهه با مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اجتماع آن روز ایران داشتند، به عنوان عالم دینی و سیاسی نمی توانستند، نسبت به این مسائل مهم امت اسلامی بی تفاوت باشند و با احاطه بر اوضاع زمانه، منتظر فرصتی بودند تا با آگاهی دادن به جامعه زمان خویش، اعتراض صریح و واکنش مثمرثمری را نسبت به افشا ساختن این وضعیت داشته باشند.

رحلت آیت الله بروجردی، گستاخی و جسارت محمدرضا شاه را در پی داشت تا با سوءاستفاده از این موقعیت برنامه های موردنظر خویش، بخصوص برنامه هایی را که مخالف با منافع اسلام یا میهن و به نفع اربابان بیگانه اش بود اجرا نماید. حضرت امام در چنین موقعیت حساسی وارد عمل شدند. ایشان در وهله اول با سخنرانیهای صریح و واکنش سریع در اعتراض به برنامه های غیراسلامی و ضد مردمی شاه ضمن اعلام مواضع خود، با تبیین برنامه های خیانتکارانه شاه از مردم و نهادهای اسلامی بخصوص مراجع و مجتهدین و حوزه های علمیه درخواست می کردند که در چنین موقعیتهایی واجب است با واکنش نشان دادن مؤثر به داد اسلام و مردم برسد.

تداوم سخنرانیهای امام و تلاشهای ایشان در جهت تنویر افکار مردم جامعه، سرانجام منجر به غیرقانونی اعلام شدن حکومت شاه و دعوت حضرت امام از مردم ایران برای جایگزین کردن حکومت اسلامی به جای استبداد شاهنشاهی بود.


ضرورتها و لزوم تشکیل دولت و حکومت اسلامی
اندیشه ها و عمده سخنرانیهای حضرت امام در ضرورت و لزوم تشکیل دولت و حکومت اسلامی بر چند پایه و محور عقیدتی، تاریخی، اجتماعی و سیاستهای داخلی و بین المللی استوار می باشد که به هر یک از آنها جداگانه اشاره می شود:

محور عقیدتی ـ تاریخی اسلام
اشاره های مداوم امام خمینی به تجارب تاریخی، سیره و سنت پیامبر اسلام در تشکیل حکومت و اهتمام فراوان رسول خدا در روزهای پایانی عمر خویش به امر جانشینی جهت استمرار حکومت اسلام و همچنین تلاشهای امام علی(ع) در دوران خلافت پنج ساله و برنامه های صریح و قاطعی که از همان ابتدای تشکیل خلافت و حکومت خویش در پیش گرفتند، اسناد و حکایتهای واقعی تاریخ پرحادثه صدر اسلام و عملکردهای اسوه های ممتاز آن در نوشته ها و سخنرانی های حضرت امام به عنوان ملاکهای اصلی در لزوم تشکیل حکومت اسلامی، بخصوص در جهت روشن ساختن، نهادینه کردن و رسوخ دادن این افکار به اندیشه های سنتی برخی از طلاب و روحانیون سطحی نگر در حوزه های علمیه آن روز تبلور خاصی یافته است:

«پیغمبر اسلام می خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند. می خواست تمام ممالک دنیا را در تحت یک کلمه توحید... قرار بدهد.»1

امام خمینی با استناد به حکومت پیامبر(ص) و علی(ع) حکومت آنها را حکومتی انسان ساز دانسته و با محور قرار دادن حکومتشان، به مبارزه با عملکردهای شاه و دفاع از تلاشهای خود و عالمان دیگر اسلام در راه تشکیل حکومت اسلامی واقعی و مبارزة فکری و تبلیغی علیه افکار باطل و تهمتهای ناروا به حکومتی که مد نظرشان بوده است پرداخته و برخی مشخصه های آن را به رؤسا و مقامات بلندپایه نظام اسلامی توصیه می نمودند:

«آن طرز حکومت اسلام طرز حکومت آدم سازی است. شما خود رؤسای اسلام را باید ملاحظه کنید، مثل پیغمبر اسلام که رئیس اسلام است، امیرالمؤمنین که بعد از او رئیس اسلام بود. شما خود آنها را ببینید که وضعشان چه جوری بوده، دیکتاتوری بوده است؟! پیغمبری که با مردم دیگر وقتی می نشست معلوم نبود آقا کدام است و نوکر کدام است... حکومت اسلامی می خواهیم یک حکومتی باشد که یک قدری شبیه باشد به این حاکمهای ما. اینها کجای حکومت اسلام دیکتاتوری بوده است که آقایان سخت از این می ترسند. دیکتاتوری چیست؟! حکومت اسلام حکومت قانون است...» 2

امام با توجه به طرح حکومت اسلامی، روز غدیر را روزی می دانند که پیامبر تکلیف حکومت را معین و آن را الگویی سیاسی ـ حکومتی برای جهان اسلام تا آخر تعیین فرموده است. این تفکر و عملکرد، صددرصد درست و مفید به حال جامعه و پیشرفت آن در ازمنه و امکنه مختلف بوده است. منتهی از نظر امام آن چیزی که سیاست اسلام را به خطر انداخت. انحراف پیدا نمودن این برنامه در طول تاریخ اسلام و دور شدن و حتی تغییرات 180 درجه ای حکومتهایی که خود را حکومت اسلام معرفی می کرده اند، از آن بوده است. 3

مکتب اسلام مکتبی سیاسی ـ حکومتی ـ عبادی
امام خمینی به عنوان عالمی آگاه به اسلام و احکام عبادی ـ سیاسی آن و اندیشه مندی مصلح و دلسوز جامعه و اوضاع آن سعی داشتند، با تفسیر و تبیین دقیق اسلام و احکام اسلامی، بخصوص روشن ساختن ابعاد سیاسی ـ حکومتی آن، چهرة اسلام را در میان ادیان الهی دیگر مانند مسیحیت روشن ساخته و آن را توضیح دهند:

«گمان نشود اسلام مثل مسیحیت هست فقط یک رابطة معنوی مابین افراد و خدای تبارک و تعالی است و بس... اسلام برنامه حکومت دارد، اسلام قریب پانصد سال ـ تقریباً یا بیشتر ـ حکومت کرده است، سلطنت کرده است... سیاست دارد اسلام، ادارة مملکتی دارد اسلام، ممالک بزرگ را اداره می کند...» 4

از طرف دیگر امام در رابطه با مکاتبی که داعیة سیاست و کشورداری در میان ممالک پیشرفته را داشتند و با انتقاد از برخی عملکردهایی که مورد تأیید سردمداران اجراکنندة این سیاستها بوده است، احکام سیاسی اسلام را مدون تر و کامل تر از آنها تلقی نموده اند به طوری که اجرای برخی از احکام آن را برای زندگی شخصی افراد در جهت مصونیت جامعه لازم و ضروری دانسته اند:

«... حکومت اسلام مثل سایر حکومتها نیست. سایر حکومتهای مادی ـ به هر رژیمی که هستند ـ اینها فقط کار به این دارند که نظم مملکت خودشان محفوظ باشد... فقط متکفل نظم مملکت خودشان هستند... می خواهد سایر کثافت کاریها را بکند حکومت به او کاری ندارد... کاری به او ندارند که در خانه ات تو چه می کنی... اما اسلام و حکومتهای الهی این جور نیستند... به تمام شئون انسان از آن مرتبه پایین مرتبة درجة پایین، تا هر درجه ای که بالا برود همه اینها را سر و کار با آن دارد. مثل این حکومتها نیست که فقط به باب سیاست ملکی کار داشته باشند...» 5

امام خواسته های مردم در راه تشکیل حکومت اسلامی را دقیقاً مبتنی بر احکام سیاسی اسلام و مبانی پیشرفته آن می دانستند و نمونه بارز و عینی عمل کرد مردم به این احکام را شعارها و تظاهراتی که آنها در شهرها و دهات ایران در قبل از پیروزی انقلاب به راه می انداختند، دانسته اند.6

حضرت امام اعتقاد داشتند:

«... ما که به ولایت معتقدیم و به این که رسول اکرم(ص) تعیین خلیفه کرده و خدا او را واداشته تا تعیین خلیفه کند و ولی امر مسلمانان را تعیین کند باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و ادارة امور برقرار شود. مبارزه در راه تشکیل حکومت اسلامی لازمة اعتقاد به ولایت است...» 7

برداشتی چون اجرای احکام پس از رسول اکرم و تا ابد ضرورت دارد تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرا و اداری ضرورت می یابد 8

تشکیل حکومت واقعی اسلام
به لحاظ اجتماعی ـ مذهبی، حضرت امام که اندیشه سیاسی خودشان را ضرورت تشکیل حکومت در چارچوب احکام و قوانین اسلامی در راه تحقق بخشیدن به پیاده کردن این احکام می دانستند، با شجاعت هرچه تمامتر به انتقاد از برخی رفتارها و عملکردهای غیراسلامی حکومت پهلوی پرداختند و نهایتاً حکومت وی را غیراسلامی و وجود شاه در ایران را مانع اصلی در راه نیل به حکومت صددرصد اسلامی که آرزو داشتند به حساب آوردند. مخالفتها و انتقادات اولیه امام از زیر سؤال بردن حرکتهای خائنانه شاه به اسلام و هم پیمان شدن با یهود آغاز می گردد:

«...همه با هم همصدا بگویند که آقا ما نمی خواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند. ما نمی خواهیم که مملکت ما با مملکت یهود هم پیمان بشود در مقابل پیمان اسلامی...»9

لحن پرقدرت امام در سخنرانیهای خود و در انتقاد تند و صریح از شاه، محمدرضا پهلوی و اعمال وی را بی محابا زیر سؤال می برد و نه تنها وی را یک حاکم اسلامی نمی دانستند، بلکه او را جنایتکار و خاطی از احکام و قوانین اسلام می خوانند:

«جنایتکاری که علیه تمام شعائر مذهبی و اسلامی مبارزه می کند و با همة مظاهر اسلامی مخالف است، نمی تواند، در بین مسلمین موافق داشته باشد. جنایتکاری که می گوید مذهب در حکومت من نقشی ندارد، چطور ممکن است موافق داشته باشد...» 10

حضرت امام با اشاره به گزارش تاریخی منابع مربوط به عدم سازش امام علی(ع) با معاویه از همان ابتدای خلافت، آن را حجتی آشکار بر مردم زمانة خود در عدم رضایت به حکومت جور می دانند و معتقدند که:

«رضایت بر حکومت اینها... رضایت بر غارتگری مال مردم است و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی ولو یک ساعت11

وضعیت سیاسی ـ فرهنگی و تمدنی ای را که محمدرضا شاه در ایران ایجاد کرده بود، یعنی با اقدامات و عملکردهای خود سعی می کرد تا ایران را یکسره به دامن استعمارگران ببرد و به اصطلاح آنها را پناهگاه خود قرار دهد و هر روز بیش از پیش ما را وابسته و محتاج به آنها در تمامی شئون زندگی حتی در مسائل خصوصی نماید و این کار را تمدن و تجدد به حساب می آورد، مورد انتقاد و اعتراض حضرت امام قرار می گرفت. ایشان معتقد بودند: حکومتی که ملاکهای علومش و تربیت و تعلیمش، وابسته کردن مردم جامعه اسلامی باشد، این حکومت اسلامی نیست. 12

«...ما که می گوییم حکومت اسلامی، می گوییم این وضع باید از بین برود...» 13

امام با برشمردن برخی اعمال ننگین شاه معتقد بودند که رژیم حتی به حداقل احکام و دستورات اسلامی نیز عمل نمی کند. بنابراین چنین حاکمی شایستگی و صلاحیت حکومت بر امت اسلام را ندارد:«لااقل به بعض احکام این حاکم عمل بکند، خیانت نکند به این ملت، نخورد مال این ملت را. برندارد مال این ملت را ببرد به آمریکا و به سایر ممالک و ویلا برای خودش و بچه هایش و طایفه اش درست بکند»14


سیاستهای بین المللی و لزوم تشکیل حکومت اسلامی
نفوذ استعماری استعمارگران و رخنه عوامل مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، و حتی مذهبی آنها در درون تشکیلات جامعه ما در رژیم گذشته منزلت مسلمان را متزلزل ساخته بود. رضایت به این دریوزگی و سرسپردگی و خفت و زبونی که جامعه بین المللی و در رأس آنها آمریکا، انگلیس و اسرائیل برای ایران و دیگر کشورهای اسلامی منطقه به وجود آورده بودند، عالمان آگاه، آزاداندیش و دلسوز به حال ملت اسلام همچون حضرت امام را متقاعد می کرد که تشکیل حکومتی اسلامی که به این خفتها و زبونیها در عرصه بین المللی خاتمه دهد، بایسته و جزء تکلیف آحاد مسلمین می باشد و چنین اقدامی اولین هدف و آرمان امام خمینی به شمار می رفت:

«... در مرحلة اول، هدف مستقل نمودن کشور و قطع ایادی و سلطة خارجی و داخلی متکی به خارج است و نیز قطع هر نحو سلطه چه سیاسی و نظامی و چه فرهنگی و اقتصادی است و بیرون راندن استعمار و استثمارگران هر که باشند و اختصاص دادن مخازن و منابع کشور به مردم رنج کشیده...» 16

حضرت امام با آگاهی و اشراف کامل بر مسائل بین المللی در جهت ریشه یابی عوامل که مخل در کار برقرار شدن حکومت اسلامی بودند، از دستهای آلوده و پیدا و پنهان استکبار و استعمار جهانی در این کار غافل نبودند. ایشان با گوشزد کردن توطئه های بیگانگان در ممالک اسلامی از موج تبلیغات منفی که بر علیه اسلام از جانب استعمارگران به افکار مردمان مسلمان تزریق می گشت، پرده برداشته اند:

«... استعمارگران به نظر ما آوردند که اسلام حکومتی ندارد، تشکیلات حکومتی ندارد... واضح است که این تبلیغات جزئی از نقشة استعمارگران است برای بازداشتن مسلمین از سیاست و اساس حکومت...» 17

از دیدگاه حضرت امام نقشة دیگر استعمار برای تضعیف حکومتهایی که داعیه اسلام خواهی در مملکت خویش داشته اند، تبلیغ و تحلیل ناروا در رابطه با عدم سازگاری دیانت اسلام با سیاست و ترساندن اقشار علما و روحانیون از ورود به عالم سیاست و منع آنها از داخل شدن به دستگاههای سیاسی حتی برای نظارت، جهت حفظ احترام و منزلت خویش در میان مردم و جامعه اسلامی است. با تبلیغ اینکه دخالت در امور سیاسی در واقع همان روی آوردن عالم و روحانی به امور دنیوی و مصداق فرد فاسق می باشد! اندیشه های مسموم خود را به خورد برخی از روشنفکران منحرف و برخی از اهالی حوزه داده و با این اقدامات و تبلیغات، سعی در منزوی کردن علما و روحانیون که از پیشروان مردم در نهضتهای انقلابی به حساب می آمدند و جدی ترین عناصر مخالف با سلطة استعمارگران و از اصلی ترین منهیان متخلفان از قوانین و احکام اسلامی در کشور بودند، نمودند. متأسفانه برخی از روحانیون و روشنفکران نیز ناآگاهانه و بدون اطلاع از اندیشه های شوم استعمار آب به آسیاب دشمن می ریختند و آنها را در راه پیشبرد اهداف شومشان یاری می کردند.

«...این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران گفته و شایع کرده اند. این را بی دین ها می گویند. ...این حرفها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کرده اند تا دین را از تصرف امور دنیا و از تنظیم جامعة مسلمانان برکنار سازند و ضمناً علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند. در این صورت می توانند، بر مردم مسلط شده و ثروتهای ما را غارت کنند. منظور آنها همین است.» 18

«...این تبلیغ سوء را عمال سیاسی استعمال می کنند تا شما را از سیاست کنار بزنند و از دخالت در امور اجتماعی بازدارند و نگذارند با دولتهای خائن و سیاستهای ضد ملی و ضد اسلامی مبارزه کنید و آنها هر کاری می خواهند بکنند... کسی نباشد، جلو آنها را بگیرد...» 19

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، حکومت اسلامی، پشتوانه مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
امام خمینى «ره‏» هم در عرصه نظر و هم در مقام عمل؛ پایه و اساس نظام سیاسى خود را بر «ولایت مطلقه فقیه‏» استوار نموده و الگوى حكومتى «دین و ولى فقیه، بدون مردم‏» و نیز الگوى حكومتى «دین و مردم، بدون ولى فقیه‏» را مورد نفى و انكار قرار داد. بنابراین، نقش مردم در چارچوب اسلام و تفسیر امام از «ولایت مطلقه فقیه‏» در نظام سیاسى اسلام، معنا و مفهوم مى ‏یابند.

امام خمینى در زمینه جدایى شریعت و سیاست و نیز الگوى حكومتى «دین و ولى ‏فقیه بدون مردم‏» در بیان صریحى چنین مى ‏گوید:

«بیدار باشید، توجه كنید، اینها مى ‏خواهند با شیطنت كار خودشان را انجام بدهند. آن وقت ‏شیطنت این بود كه سیاست از مذهب خارج است... این مطلب شكست‏خورده است، حالا مى‏ گویند كه سیاست‏ حق مجتهدین است یعنى در امور سیاسى در ایران پانصد نفر دخالت كنند، باقى بروند سراغ كارشان؛ یعنى مردم بروند سراغ كارشان، هیچ كارى به مسائل اجتماعى نداشته باشند و چند نفر پیرمرد ملا بیایند دخالت كنند. این، از آن توطئه سابق بدتر است‏براى ایران؛ براى اینكه آن، یك عده از علما را كنار مى ‏گذاشت; این، تمام ملت را مى ‏خواهد كنار بگذارد. (1) »

بدین ترتیب، الگوى نظام سیاسى امام خمینى، مبتنى بر مثلثى سه پایه است. به عبارت دیگر، امام به همان میزان كه از جدایى دین از سیاست نگران بودند، به همان نسبت، از جدایى مردم از بدنه حكومت نیز نگران بودند. در اندیشه سیاسى امام؛ همچنان كه بدون شریعت، نظام سیاسى جامعه اسلامى شكل نمى ‏گیرد، بدون مردم و ولى فقیه نیز حكومت اسلامى محقق نمى ‏شود؛ یعنى شرط فعلیت نظام سیاسى اسلام، تنها ولایت نیست؛ بلكه مردم نیز به همان میزان بلكه بیشتر نقش دارند.لذا بنیادى ‏ترین عناصر نظام سیاسى در تفسیر امام راحل؛ شریعت، ولایت و مردم هستند.

در واقع، امام خمینى نقطه آغازین حركت‏ سیاسى خود را با همین سه عنصر شروع نموده و رمز پیروزى انقلاب اسلامى نیز در تركیب سه گانه فوق نهفته است.اما آنچه مهم است، جستجوى عناصر فوق به شكل مجزا و انتزاعى نیست؛ بلكه مهم نوع تركیب آنها و میزان رابطه و تاثیر پذیرى آنها نسبت ‏به همدیگر است. و اینكه سه پارامتر فوق در اندیشه امام چگونه جمع مى ‏شوند؟ آیا جمع «جمهورى اسلامى‏» با مبانى فكرى امام تنافى دارد؟ به عبارت ساده ‏تر، اگر تركیب مردم و ولایت را سیاست‏ بنامیم، آنگاه مى ‏توان نوآورى امام را در نوع تفسیر و تلقى ایشان از رابطه سیاست و شریعت ذكر كرد. اینكه شریعت و فقه شیعه در مواجهه با جلوه‏ هاى سیال سیاست و دولت مدرن چه پاسخ و موضعى دارد؟ چگونه مى‏ توان در برابر قلمرو سیال سیاست، از اصول و مبانى فقه شیعه پاسدارى نمود؟ با توجه به الزامات زمان و مكان، نظام سیاسى اسلام چه الگویى دارد؟ مردم در این الگو چه نقشى دارند؟ حدود اختیارات ولى فقیه تا كجاست؟ چه نسبتى بین ولایت و مردم است؟ آیا مردم محق هستند یا مكلف؟ محجورند یا رشید؟ و اساسا ادله و مبانى نظرى توجیه كننده راى مردم كدام است؟


ادله و مبانى نظرى مشاركت ‏سیاسى مردم

مهمترین ابتكار امام در زمینه حكومت اسلامى، تركیب مفهوم «جمهورى‏» با «اسلام‏» بوده است. به اعتراف اكثر اندیشمندان، این ابتكار بهترین تلفیق بین حقیقت اسلامى و واقعیت محیطى بوده است و لذا با طرح این تئورى و تفسیر از نظام سیاسى اسلام، براى اولین بار در تاریخ حكومتهاى ایران، كفه مردم در ترازوى حكومت و مردم، رسما سنگینى قابل ملاحظه‏ اى یافت.

آقاى هاشمى رفسنجانى درخصوص میزان توجه امام خمینى(ره) به حقوق مردم چنین اظهار مى ‏كند:

«یكى از كارهاى بسیار مهمى كه امام انجام داد و همچنان تداوم دارد و ما آخرین نتایج آن را در این روزها دیدیم، اتكاى به مردم در حركتهاست. ایشان اتكاى به مردم را، همانهایى كه حق حكومت از آن آنان مى ‏باشد، همیشه به ما متذكر مى ‏شد و هیچ استثنایى در اظهاراتشان هم وجود نداشت. (2) »

بنابراین، این نكته كه در اندیشه سیاسى - اجتماعى و عرفانى امام، مردم جایگاه ویژه ‏اى دارند جاى تردید و شبهه نیست؛ اما آنچه مهم است، كشف اصول و ادله و مبناى چنین تفكرى است. آیا اساسا براى مشاركت مردم، مى ‏توان در اندیشه امام، مبنایى، تصور كرد؟ یا اینكه ایشان در موضعگیرى ‏هاى سیاسى دچار روزمره‏ گى بوده است؟ و اگر چنانچه اندیشه و رفتار سیاسى ایشان تابع اصول و قواعد بوده است، آن قواعد و مبنا كدامند؟

الف) اصل لزوم تاسیس بهترین شیوه حكومت‏ براى عمل به تعهدات دینى

سؤال اساسى این است كه در چه حكومتى، عمل به تكلیف الهى آسانتر است؟ آیا در حكومتهاى مردمى، احكام و شعائر اسلامى سهل تر اجرا مى‏شوند یا در حكومت هاى اقتدارى ؟

با مراجعه اجمالى به گفته‏ هاى امام خمینى(ره) مى ‏توان این قاعده را استخراج نمود:

«مكتب هاى توحیدى نمى‏ خواهند فتح كنند بلاد را، نمى‏ خواهند با مردم با خشونت رفتار كنند. آنها مى‏ خواهند مردم را از ظلمت هاى ماده، به نور بكشند، توجه به خدا بدهند و لهذا تا آنجا كه امكان دارد در مكتب هاى غیر مادى مدارا هست، خوش‏رفتارى هست، دعوت هست. تا آنجا كه ممكن است، با دعوت، مردم را برمى ‏گردانند به عالم نور. (3) »

از این منظر، امام به طور ضمنى اعلام مى ‏كند كه با خشونت و حكومتهاى اقتدارى نمى ‏توان مردم را ملزم به انجام تعهدات دینى نمود و آنها را به سوى خدا هدایت كرد. بلكه تنها در شرایط مدارا با مردم و جلب رضایت آنها مى ‏توان احكام الهى را اجرا نمود.

نظیر عبارت فوق را امام بارها تكرار نموده تا حدى كه حتى براى درخواست و پیشنهاد مهمترین تئورى حكومتى (جمهورى اسلامى) خود واژه «تقاضاى متواضعانه‏» را به كار مى ‏برد.

«خداى تبارك و تعالى به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان یك چیزى را تحمیل بكنیم. بله، ممكن است گاهى وقتها ما یك تقاضاهایى از آنها بكنیم، تقاضاهایى متواضعانه ; تقاضاهایى كه خادم یك ملت، از ملت مى‏كند»... (4) . «من خودم به جمهورى اسلامى راى مى‏ دهم و از شما تقاضا دارم كه براى اسلام راى بدهید. به جمهورى اسلامى راى بدهید.» (5)

البته امام هیچ وقت‏ براى حكومت مردمى خود از واژه دموكراتیك، دموكراسى، و... استفاده نكرد؛ بلكه همواره چنین واژه‏هایى را با توجه به مبانى و اصول حاكم بر آنها نفى مى ‏كرد:

«اسلام دموكراتیك نیست و حال آنكه از همه دموكراسیها بالاتر است » (6)؛«دموكراسى اسلام كاملتر از دموكراسى غرب است» (7) ؛ «در اسلام دموكراسى مندرج است. و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال‏». (8)

این عبارت و دیگر عبارتهاى امام نشانگر این است كه ایشان با توجه به تجربه حكومتهاى استبدادى و اقتدارى، با اصل شیوه حكومت دموكراتیك موافق است و اسلام را نیز داراى بالاترین مبانى براى استقرار حكومت دموكراسى مى ‏داند؛ در عین حال، امام با شیوه حكومت‏ با مبانى و مبادى غربى و لیبرالى مخالف بود.

در هر صورت، امام خمینى با توجه به عملكرد حكومتهاى اقتدارى تاریخ گذشته ایران و با عنایت ‏به مزایاى حكومتهاى مردم سالارى عصر مدرنیته، و باتوجه به این نكته كه حكومت را «فلسفه عملى احكام الهى‏» تفسیر مى ‏نمودند؛ بهترین شیوه حكومتى جهت عمل به تعهدات دینى را حكومت جمهورى اسلامى دانستند و خود، رسما لزوم تاسیس حكومت جمهورى را متذكر و براى مردم حق مشاركت ‏سیاسى قایل شدند:

«رژیم باید راه و رسمى را انتخاب كند كه مورد موافقت و علاقه مجموع جامعه باشد و این جمهورى اسلامى است‏» (9)؛ «هر فردى حق دارد كه مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح و به او انتقاد كند(10)

در اندیشه امام كه اصل لزوم تاسیس حكومت جهت اجراى حدود و احكام الهى، از اركان مهم اندیشه سیاسى وى محسوب مى ‏شود، نوع و شكل و شیوه كار چنین حكومتى، دموكراتیك و جمهورى است؛ اما جمهورى ‏اى كه اساس و محتوایش اسلام است.

از دیدگاه امام، تنها در «جمهورى اسلامى‏» است كه حقوق مردم ایران به طور كامل احكام و شعائر الهى آسانتر محقق مى ‏شود; چون مردم به صورت نهادینه و قانون‏مند، از آزادى عقیده، بیان، تبلیغ، فعالیتهاى مطبوعاتى، گروهى، حزبى و امثال آن برخوردار مى ‏شوند و در انتخابات مختلف؛ مجلس، ریاست جمهورى و... وارد رقابتهاى سیاسى شده و در سرنوشت‏ سیاسى - اجتماعى خود مشاركت فعال مى ‏كنند كه در نتیجه، از هر گونه انحراف در زندگى سیاسى و حوزه عمومى جامعه جلوگیرى مى ‏شود.


پى نوشتها:

1 . امام خمینى، صحیفه نور، ج 18، ص 245.
2. نشریه شعائر، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سیماى مركز قم، شماره 4.
3. امام خمینى، صحیفه نور، ج 8، ص 238، (مورخ 22/5/58).
4. همان، ج 10، ص 181 (مورخ‏19/8/58).
5. امام خمینى، در جستجوى راه از كلام امام، دفتر ششم، ص‏49.
6. امام خمینى، صحیفه نور، ج 11، ص 130، (مورخ 2/10/58).
7. همان، ج 2، ص‏216.
8. همان، ج 4، ص 234، (مورخ 25/10/57).
9. همان، ج 4، ص‏6، (مورخ 11/9/57).
10. همان، ج‏3، ص‏86، (مورخ‏19/10/57).



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، ولایت فقیهان، مشاركت مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید. 1- خدمت‏گذاری دولت

خدمت‏گزاری دولت در بیان رهبر فقید انقلاب چنین آمده است:

دولت‏ها، خدمت‏گزار مردمند.

خدمت به خلق، خدمت به خداست.

باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است. (1)

2- نقش مردم در تقویت نظام
پشتوانه اصلی برنامه‏ های دولت، حضور مردم و حمایت‏ های بی‏ دریغ آنان از دولت‏مردان است. حضرت امام خمینی رحمه ‏الله همواره در سخنان خود، به حضور جّدی ملت تأكید داشتند و صاحبان اصلی این كشور و انقلاب را، مردم می‏ دانستند. ایشان در یكی از سخنرانی‏های خویش فرمودند:

«این ملت است كه آمد و شما را از این همه گرفتاری‏ها بیرون آورد و با رأی خودش، مجلس درست
كرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ كرد و رئیس جمهور درست كرد و آن‏ها هم دولت درست كردند. همه چیزهایی كه ما داریم، از این مردم است... تا این مردم را دارید، خوف این كه بتوانند به شما آسیب برسانند، هیچ نداشته باشید».

3- هماهنگی دولت و مردم
از آن‏جایی كه مردم نقش اصلی و محوری در پیروزی انقلاب و برپایی حكومت اسلامی داشتند، برنامه‏ های دولت نیز باید با خواست‏های اساسی آنان هماهنگ باشد و دولت‏مردان، برنامه ‏ریزی كشوری را هم‏سو با نیازهای ملت سامان‏دهی و تنظیم كنند. بنیان‏گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه ‏الله با تأكید بر این مسأله فرمودند: «در رأس برنامه‏ های دولت، باید این مطلب باشد كه این هماهنگی را حفظ بكنند و خیال نكنند كه ما دولت هستیم و باید مسأله‏ای را كه مطرح می‏ كنیم، ملت بپذیرد؛ چه روی مصالحش باشد، چه نباشد... شما نمی‏ توانید كارهایی را كه الآن در ایران هست انجام دهید، الاّ با هماهنگی با ملت. هماهنگی با ملت هم این است كه شما توجه كنید به خواست‏های این‏ها».

4- دولت و جلب رضایت مردم
اقتدار هر كشوری، به حمایت آحاد ملت آن كشور وابسته است و تا زمانی كه مردم از خدمات دولت خود راضی و خشنود باشند، همواره در صحنه بوده و دولت خود را پشتیبانی خواهند كرد و البته همه حكومت‏ها موظف به جلب رضایت مردم هستند. رهبر كبیر انقلاب اسلامی حضرت امام رحمه ‏الله در این زمینه فرمودند: «تا ملت در كار نباشد، نه از دولت و نه از استانداران كاری نمی‏ آید؛ یعنی همه دستگاه‏ های دولتی به استثنای ملت، كاری ازشان نمی‏آید. از این جهت، همه ما و شما آقایان و آن‏هایی كه در اختیار شما هستند، همه باید كوشش كنید كه رضایت مردم را جلب بكنید در همه امور».

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، وظایف مردم، دولت اسلامی،
سه شنبه 23 خرداد 1391
تردیدی وجود ندارد كه انقلاب اسلامی چه در داخل و چه در خارج از مرزها و چه در گستره جهان اسلام و نیز چه در میان آزادگان و حامیان ارزش‌های بزرگ انسانی در جوامع بشری، با راه امام خمینی (ره) تداوم و استمرار خواهد یافت و این حقیقتی است كه همه وارستگان و آزادشدگان از حصارهای نفسانی و گروهی و سیاسی به آن معترف می‌باشند.

این كه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اعلام كردند: امام خمینی (ره) یك حقیقت همیشه زنده است و نیز این سخن كه: این انقلاب بدون نام امام خمینی (ره) در هیچ نقطه از جهان شناخته شده نیست‌، اعترافی بزرگ نسبت به اندیشه‌های جامع و جهانی و نقش راهبردی امام خمینی (ره) می‌باشد كه ملل مسلمان جهان و جوامع بشری در چهار گوشه گیتی را تحت تاثیر قرار داد و راه و رسم رهایی از اسارت و حركت و تلاش در مسیر نفی ظلم و جور و دستیابی به آزادی و ارزش‌های انسانی را به آنان آموخت و اسوه‌ای برای جهان اسلام و الگویی برای محرومان و حقیقت‌جویان دنیا گردید.

استمرار راه و تداوم اندیشه‌های جهانی امام خمینی
(ره) باید از داخل ایران اسلامی برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی شود و به همین دلیل باید از هرگونه گرایش‌های ناقص و تنگ‌نظرانه و برداشت‌های نفع طلبانه سیاسی منزه باشد تا آنچه به جهان اسلام و جوامع بشری عرضه می‌شود اولا جامع و كامل باشد و از هرگونه یكسونگری و گرفتن برخی از مبانی فكری و جلوه‌های عملی و رها كردن بقیه آنها اجتناب گردد. ثانیا هیچ شائبه‌ای از گروه‌گرایی و بازیگری‌های سیاسی در آن راه نداشته باشد.به دیگر سخن، اندیشه‌ها و سیره و روش‌های امام خمینی (ره) باید آنگونه كه هست تبلیغ و ترویج گردد، نه آنگونه كه اهداف و مطامع سیاسی و جناحی می‌طلبد و آگاهانه و متعمدانه از اصل و سرچشمه فاصله می‌گیرد. بنابراین بازخوانی افكار و رفتار و عملكردهای مختلف امام خمینی (ره)، با حفظ اصالت آنها، یك نیاز حیاتی برای امروز و فردا می‌باشد و این مسئولیتی است بسیار بزرگ و سنگین.

در انجام این مسئولیت، باید موضوعات گوناگونی به مداقه و تبیین درآیند و این فرصتی وسیع و زمانی طولانی می‌طلبد و به ناگزیر و به صورت گزینش، موضوع آفات و موانع راه را انتخاب می‌كنیم كه اگر به شناسایی رفع آنها نپردازیم، نمی‌توانیم به تداوم راه امام خمینی (ره) اهتمام ورزیم.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، آفت فرصت طلبی، درخت انقلاب،
سه شنبه 16 اسفند 1390


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :