پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، عینا مسوولیت متوجه خود آنها است... مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأى دهند.فرازهایی از فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی به شرح ذیل است:

 وظایف مردم‏

الف. شرکت در انتخابات‏
امروز مسؤولیت به عهده ملت است. اگر ملت کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند و اشخاصى که نقشه کشیده‏ اند براى این مملکت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسوولیت به عهده ملت است. هر قدمى که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مى ‏شود. هر کارى که انجام بدهند، مسوولیتش متوجه ملت است.
امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، عینا مسوولیت متوجه خود آنها است و اگر بروند و چنانچه اشخاص متعهد مسلم کسانى که براى کشور و براى اهالى کشور ارج قائل هستند، کسانى که نمى‏ خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد این اشخاص را تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کرده ‏اند و چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند آنهایى که مى ‏خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرتهاى بزرگ اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسوولیت متوجه شما است. امروز مسوولیت بزرگى به عهده همه ما است.(1)

ب. شناسایى کاندیداى اصلح‏
احدى شرعاً نمى ‏تواند به کسى کورکورانه و بدون تحقیق رأى بدهد و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصى، تمام افراد و گروه ها نظر موافق داشتند، ولى رأى ‏دهنده تشخیصش برخلاف همه آنها بود، تبعیت از آنها صحیح نیست و نزد خداوند مسوولیت دارد و اگر گروه یا اشخاص، صلاحیت فرد یا افرادى را تشخیص دادند و از این تأیید براى رأى‏ دهنده اطمینان حاصل شد، مى‏ تواند به آنها رأى دهد.(2) ما نباید مقلد کسى باشیم که هر چه را عده ‏اى تشخیص دادند، همان را عمل کنیم،بلکه باید کاملا توجه کنیم که مثلا در تهران چه کسانى لیاقت دارند که هم مسائل روز را بفهمند و هم متدین باشند و هم براى اسلام کار کنند، اشخاصى را انتخاب کنیم که از هر جهت صالح باشند.(3)

ملت در سرتاسر کشور در کارهایى که محول به او است، بر طبق ضوابط اسلامى و قانون اساسى انجام دهد و در تعیین رئیس جمهور و وکلاى مجلس، با طبقه تحصیل ‏کرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجارى امور و غیر وابسته به کشورهاى قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى مشورت کرده و با علما و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهورى اسلامى نیز مشورت (نمایند).(4)

شناخت این اشخاص یا با آشنایى به اعمال و رفتار آنان از زمان رژیم طاغوت تاکنون است و یا به معرفى روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته ‏اى نداشته باشند.(5)

راه هاى شناخت کاندیداى اصلح‏

1. در نظرگرفتن سوابق و روحیات و خصوصیات دینى،سیاسى‏
در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداها را شناسایى کرده و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینى سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند.(6) مردم، افرادى را که تعیین مى ‏کنند، باید سعى در شناسایى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأى دهند.(7)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، وظایف مردم‏، مشورت با علما،
جمعه 5 اسفند 1390

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید. همه جا سیاه بود وقتی نفس می‌كشیدی بوی دود تا عمق جانت نفوذ می‌كرد بال‌های استبداد با تمام سیاهی زجرآورش روی شهر‌ها را پوشانده بود. چنگال‌های غم هر روز تنگ‌تر می‌شد و دیگر امان مردم این دیار را بریده بود. گلبرگ تمام گل‌ها داشت پرپر می‌شد. سرفه و درد تمام باغ را فرا گرفته بود.هر كس كه به جست‌و‌جوی آفتاب، سر بلند می‌كرد آرام و بی‌صدا محو می‌شد انگار كه از روز اول در این روزگار نبوده است.

تیر و شلاق و تبر، پاسخ همه سؤال‌ها بود اگر می‌پرسیدی خورشید كجاست؟ فانوسی نشان می‌دادند رو به خاموشی. فانوسی سوسوزنان كه معلوم بود سال‌هاست زیر چكمه‌های استعمار خرد شده و هربار اتاق یك مزدور را روشن نگه داشته است! تمام هویت و ثروت و عشقت، تمام سرمایه میهنت را به تاراج می‌بردند و این، تازه آغاز كار بود ... در كشور ما، در میهن ما به نفع بیگانگان و علیه ما قانون وضع می‌شد. بهترین روزهای عمر جوانانمان بهار زندگیشان در زندان‌هایی نمور پشت میله‌هایی سرد و دیوارهایی سرشار از فریاد سپری می‌شد.

بغض‌ها ولی آماده انفجار بود ... سرما بیداد می‌كرد. روزها در سیاهی، تباهی و ستم زیر چكمه‌های خیانت به شب می‌رسید و شب با بوی تعفن گناه آرام آرام صبح می‌شد. دیگر نمی‌شد حتی نفس كشید. نگاهی پلید بر این خاك پاك سایه انداخته بود.ناگهان در عصر یك روز دلگیر در لحظه هایی كه تمام ثانیه‌ها بر مدار سرزمینی خونین می‌گشتند در میان سنج و زنجیر و نوحه در یك فضای ساده اما نورانی به هنگامه شورانگیزترین ناله‌ها یك مرد كه ابهت هاشمی‌اش، غیرت و مردانگی خاندانش و ظلم ستیزی مولایش را به خاطر می‌آورد از مشرقی‌ترین جغرافیای زمین طلوع كرد. مردی از تبار نور، مردی از قبیله استقامت، از دیار خروش، از نیستان ناله‌های پرخون، مردی كه درد را می‌فهمید، رنج كشیده بود و روح خدا در كالبد خاكی‌اش جریان داشت.

دلش سنگین از نگاه پلید و چنگال‌های ستم بر این سرزمین، مرد ایستاد در ندای حسین حسین خویش، ناله برآورد: مرد كجاست؟ زمزمه‌ها بلند شد مردانی برخاستند از دیار حماسه، زنانی زینبی، مردانی حسینی. گوش‌ها تیز شد مرد گفت:آی مردم! كشور عشقتان، دل امام زمانی‌تان، ذره ذره دارد خاموش و سیاه می‌شود. آی مردم! غیرت و مردانگی‌تان كجاست؟ بپا خیزید؟ مگر نه این‌كه عزادار مردی هستید كه با هفتاد و دو یار مظلوم با ظلم و ستم و خیانت مبارزه كرد. مگر نه این‌كه در عزای حسینی به سر و سینه می‌زنید كه با كودك مظلومش كربلایی ساخت به روشنای تمام تاریخ عاشورایی شمع‌گونه برای تمام فانوس‌های جهان، مرد می‌گفت و مردم این خاك پاك همنوای مرد، مرد‌گونه یا حسین می‌گفتند و این آغاز حركت بود. حركتی كه جرقه‌های كوچكش در محرم و صفر متولد شد. جرقه‌هایی كه هر كدام رفته رفته آتش به خرمن ظلم و تباهی زدند.

عطر امید و انتظار در جان‌ها دوباره سبز شد. حالا همه مردم فارغ از نژاد و زبان و ثروت و فقر، یكصدا ندای انقلاب سرمی‌دادند، مردم برخاستند، شب‌نامه توزیع می‌شد. بر بام‌ها طنین خوش الله اكبر به گوش می‌رسید. اعلامیه‌ها، شعارها و حركت‌های مردمی یكی پس از دیگری به نتیجه می‌رسید. دانشگاه‌ها تعطیل شد. اعتراض‌ها بالا گرفت هر دفعه اتفاقی تازه روحی دوباره می‌دمید درجان فریاد‌ها. شیطان و هم‌دستانش گمان كردند اگر خورشید را بردارند مردم سرد خواهند شد خورشید 15 سال از مردمش، از باغچه‌اش دور شد. اما خورشید، خورشید است هر كجا می‌خواهد باشد آسمان مال اوست. او می‌تابید و تابش خیره كننده‌اش تمام شیاطین را مانند خفاش‌ها فراری می‌داد.

انقلاب ما در پس فریاد‌های مردمی غیرتمند، در مشت‌های گره خورده جوانان در تدبیر پیران و در امید زنان این سرزمین در میان لالایی كودكان این دیار پاك كه همه، عشق را زمزمه می‌كردند متولد شد. انقلابی كه حالا به جوانی برومند تبدیل شده. كودك انقلاب ما در پای مجالس روضه جان گرفت. در میان اشك‌های عزاداران حسینی در روز عاشورا، در میان دسته‌های هیئت، در میان مجالس سخنرانی و حتی در نوارهای ساده سخنرانی رشد كرد. انقلاب ما، جرقه رهایی ما، همه و همه از محرمی زاده شد كه تمام یاس‌ها در آن اشك می‌ریختند.

انقلاب آغاز شد و دهه فجر این كشور عشق و آزادگی، تابیدن آغاز كرد.

انقلاب ما با تمام سختی‌ها، با تمام جان‌فشانی‌ها، با خون هزاران لاله سرخ سبز شد، جوانه زد و به بار نشست اما ادامه این انقلاب باید به منبعی وصل می‌شد برای جاودانه شدن، برای ماندن، برای هدفدار شدن، برای الگو بودن و برای به قله رسیدن. انقلاب باید به سرچشمه‌ای متصل می‌شد برای نورگرفتن، برای پیوستن به دریا، راكد نبودن، جاری بودن و جریان داشتن. اصلا انقلاب ما برای رسیدن به همین نور پرواز آغاز كرد. ما هشت سال جنگیدیم تا به این سرچشمه وصل شویم، در برابر ابر قدرت‌ها ایستادیم تا به این دریا بپیوندیم و زیبا ترین نور هستی در وجود انقلابمان دمیده شد و آغاز انقلاب دیگری شد به نام انقلاب انتظار. انقلاب ما با عاشورا آغاز شد، با انتظار یك عشق ادامه یافت و هنوز و هنوز قلب بی قرار انقلاب ما می‌تپد چون سرانجامِ انقلاب ما، وصل شدن به دولت كریمه آن موعود وعده داده است.

قلب انقلاب ما هنوز هم می‌تپد و این قلب منتظر، مانند قلب‌های منتظر در انتظار منتظَری است كه فرش راه او شود، جوانانش سربازان گمنام او شوند و زنان و كودكان این سرزمین گرد غبار از چهره مردان عاشق سپاهش بردارند. ما با عاشورا آغاز شدیم، متولد شدیم اما با عطر انتظار نفس می‌كشیم.

عاشورا سیراب‌مان كرد اما انتظار موعود مانند هوا در تمام شریان‌های ما ریشه دوانده است.

راستی جوان‌های دیروز، وظیفه‌شان را خوب فهمیدند، خوب عمل كردند و حالا كنار رفته‌اند. میدان را خالی كرده‌اند برای ما كه شاید هنوز وظیفه‌مان را خوب نشناخته‌ایم. تا دولت كریمه راهی نمانده شاید به اندازه یك یا علی!.

یا علی … 




نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : بال‌های استبداد، دهه فجر، تاریخ عاشورایی،
چهارشنبه 13 بهمن 1389
جایگاه انقلاب اسلامى و نقش تاریخى امام خمینى (ره) در جهان معاصر
با وقوع انقلاب صنعتى و گسترش روابط میان كشورهاى جهان، آرام آرام وابستگى فراملى و منطقه ‏اى كشورها به یكدیگر رو به فزونى نهاد و به تبع رقابت ‏بین قدرت هاى بزرگ صنعتى در حال ظهور در اروپا، تقسیم بندى جدیدى در هیات متشكله آنها ایجاد گردید. لاجرم نفوذ سیاسى آنها در كشورهاى زیر سلطه، توسعه یافته و كارساز شد، تا آنجا كه اشغال نظامى و استعمار رسمى و انتصابهاى فرمایشى شاكله اصلى روابط بین الملل را بمفهوم جدید آن زمان شكل داد و از طرفى در طى زمان تحت تاثیر تحولات مزبور روابط میان كشورها هر روز پیچیده تر و عمیق تر شد به نحوى كه طبقه حاكم در كشورهاى زیر سلطه به میزان اجابت‏ خواسته‏ هاى قدرتهاى مسلط از دوام و قوام بیشترى برخوردار گردید. از سوى دیگر نهضت ‏هاى استقلال طلبانه و تلاش هاى گاه و بیگاه ملت‏ها در رهائى از سلطه نیز گرچه تكانى به نظم رو به تكوین جهان مى ‏داد ولى قادر به ایجاد تغییرات اساسى و زیربنائى در ساختار و عملكرد روابط بین المللى نبود. از این روى شكاف میان كشورها هر روز عمیق تر مى ‏شد و با تعمیق بیشتر آن از قدرت و قابلیت تاثیرگذارى كشورهاى واپس مانده در مسائل مهم بین المللى كاسته مى ‏شد.

سالهاى اولیه قرن بیستم، جهان شاهد دو تحول اساسى در روابط بین الملل بود; اول آنكه سهم كشورهاى واپس مانده در تصمیمات مهم بین المللى كاهش یافت و دوم آنكه رقابت‏هاى استراتژیك میان كشورهاى اروپائى تشدید شد. تشدید این رقابتها سرانجام منجر به وقوع دو جنگ جهانى خاصه جنگ جهانى دوم گردید; و از میان عوارض تندرآساى جنگ دوم جهانى جهان شاهد تكوین نظم نوینى كه حاكى از ترتیبات نظام دو قطبى به رهبرى آمریكا در جبهه غرب و شوروى سابق در جبهه شرق بود، شد. این حادثه مهم و تاریخى كه طرحى نو از جهات سیاسى جهان را درانداخت نتایجى چند در پى داشته:                           

اول آنكه كشورهاى گمنام در جهان سوم به عنوان تابع به نقش آفرینهائى در روابط قطب‏ هاى متغیر مستقل رقیب تبدیل شدند.

دوم آنكه ضرورتا چنین روندى موجب شد كه میل به استقلال در میان كشورهاى جهان فروكش كند.

و سوم آنكه: مفهوم علمى استقلال به نوعى وابستگى به یكى از دو قطب قدرت و دورى از قطب دیگر تعریف گردید. این سخن به معنى نفى تلاشهاى رهبران ملى و مذهبى در كشورهاى مختلف جهان نیست، بلكه مراد آن است كه بدانیم هیچیك از رویدادهاى مزبور منجر به ارائه دكترین مستقلى در نظام بین المللى نگردید. حتى اقدامات انجام شده در هندوستان الگوئى براى انقلاب در سایر كشورها نبود زیرا رهبرى "گاندى" هیچ تحرك و داعیه‏اى براى صدور انقلاب در بطن خود نداشت. ثانیا با توجه به سنت‏ها و فرهنگ و تمدن دیرپاى هند بیشترین تاكید را بر ایجاد ساختارى سیاسى، مردمى بر مبناى فردگرائى انفعالى و انزوا منشى سنتى هندوئیسم داشت. و در نهایت مطلوب موازنه ‏اى مثبت را به نفع یكى از دو قطب اصلى قدرت در شرق و غرب، غایت تلاش سیاسى انسان مدارانه جامعه هند مى ‏دانست.

در همین زمینه تلاش هاى دهقانى مائو (روستا در برابر شهر) در چین نیز اولا بدنبال تحقق استقلال كشورهاى جهان نبود ثانیا بیشتر از آنكه به تقویت جبهه ضد سرمایه سالارى غرب در جهان منجر شود به عاملى براى ایجاد شكاف در جبهه چپ (شرق) تبدیل شد. و بعلت ناتوانى در انتخاب‏هاى سیاسى و بین المللى خود، ابتدا در میان گروه هاى چپ و رادیكال منزوى شد و سپس در سطح جهان تضعیف گردید.

حاصل آنكه در یك بررسى مختصر از تحولات تاریخى در نظامها و واحدهاى سیاسى جهان و روابط رو به گسترش میان دولتها بخصوص پس از نخستین انقلاب صنعتى و انقلاب كبیر فرانسه و استقلال آمریكا و سلطه نظام استعمارى در جهان هر چه زمان به مرزهاى قرن بیستم و جنگ جهانى اول نزدیكتر مى ‏شد امكان ایجاد كشورهاى مستقل و پایدار در مقابل خواسته‏ ها و تمایلات كشورهاى صنعتى اروپائى غیرقابل حصول و كمتر بود. تا سرانجام با پیروزى بلشویكها در سال 1917 در روسیه تزارى و تشكیل اتحاد جماهیر شوروى سابق و تحولات بنیادى در بسیارى از مناطق ژئوپلتیك آن زمان و وقوع جنگ بین الملل دوم و ظهور قدرتمندانه آمریكا در صحنه سیاسى جهان گرایش‏هاى استقلال طلبانه در بسیارى از كشورهاى جهان سوم آغاز شد ولى علاوه بر آنچه قبلا گفته شد دیگر امكان وجود یا تاسیس حكومتى مستقل از خواست ابرقدرتها عملا محال بود.

البته همانطور كه پیشتر ذكر شد این سخن بمعناى عدم وقوع تحول در جهان سیاست نبوده و نیست زیرا ما شاهد استقلال ظاهرى كشورهاى زیادى بوده‏ایم. تحركات فراوانى را از سوى نیروهاى اصیل ملى و غیر ملى، مذهبى و غیرمذهبى دیده‏ایم. اما آنچه مهم است و مقصود این مقاله مى‏باشد این است كه نشان دهیم:

اولا هیچیك از این كوشش ‏ها منجر به ایجاد واحدهاى سیاسى مستقل بخصوص در اوایل قرن بیستم نشده. ثانیا در صورت وجود تمایل به استقلال هم قادر به ایجاد واحد سیاسى مستقلى در مقابل ابرقدرتها نگردیدند.نهایتا كشورهاى در حال توسعه با فقر یك الگوى تجربه شده و موفق براى انقلاب و بدست آوردن استقلال، تنها در مدار وابستگى از قطبى به قطب دیگر سرگردان بودند. و جهان بواقع عرصه شطرنج میان ابرقدر تها تلقى مى ‏شد. روشنفكران و انقلابیون مایوس و سرخورده سر بر آستان تسلیم نهاده بودند.

در این سیر پرپیچ و خم و طولانى جهان از لحاظ اهمیت مناطق ژئوپلتیك، دستخوش تحولات عمیقى گردید و لزوما شكل ویژه‏اى بخود گرفت. بر حسب اهمیت منطقه‏اى براى یكى از دو قدرت و امكان نفوذ در آن به نحو شدیدترى از سوى طرف دیگر كنترل منطقه‏اى اهمیت‏یافت و از لحاظ مدیریت در این مناطق سعى مى‏شد با توجه به اهمیت كشورها كارگزارانى با وابستگى بیشترى انتخاب گردند.

در ابعادى وسیع تر در میان این مناطق خلیج فارس مهمترین منطقه جهان و در میان كشورهاى منطقه ایران به عنوان مهمترین كشور واقع در بلوك غرب مشخص شد. در تایید این نظریه كافى است مرورى بر گذشته‏ هاى دور و نزدیك كشورمان از زمان قدرت گرفتن دولت عثمانى در تركیه تا فروپاشى شوروى سابق داشته باشیم مطالعات تاریخى نشان مى ‏دهد كه در طى این سالهاى طولانى و در میان كشورهاى جهان سوم نام هیچ كشورى به‏اندازه ایران در منازعات و تحولات بین المللى مطرح نبوده است. معناى دقیق تر این سخن در جهان سیاست آن است كه اگر در هر كجاى جهان امكان وقوع انقلاب و تاسیس حكومتى مستقل از خواست و نظر ابرقدرتها متصور باشد در خصوص كشور ایران با توجه به اهمیت ژئوپلتیكش در منطقه، هم مرز بودنش با رقیب اصلى غرب و مسلط بودنش به منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز در پیچیده ترین عصر روابط بین الملل در طول تاریخ گذشته بشر، و در استراتژیك ترین منطقه جهان و در مهمترین كشور جهان سومى براى بلوك غرب و آمریكا كه به عنوان ژاندارم منطقه انتخاب و جزیره ثبات نامیده مى‏ شد حتى تصور انقلاب هم غیر ممكن بود.

با چنین باورى است كه بحق مى‏ توان گفت امام خمینى (ره) در ایران انقلاب نكرد بلكه دست‏به انفجارى زد كه به فرموده خودشان "انفجار نور بود". انفجارى عظیم كه در طول تاریخ فقط انبیاء عظام الهى موفق به انجام آن شده بودند. او دین را كه ماركس افیون توده هایش مى ‏نامید، پس یك دوره توفانى پانصد ساله كه در غرب طومار حكومت‏هاى كلیسائى را در هم پیچیده بود و در شرق اسلام ناب محمدى را عملا در صحنه سیاست منزوى ساخته بود مجددا به عنوان اصلى ترین عامل ترك ملتها در صحنه‏ هاى سیاسى جهان وارد ساخت.او باورهاى دینى را عامل جوششى عظیم و رستاخیزى شورانگیز در كشورى و در مقابله با حكومتى كه تحقیقا داراى وابسته ترین ساختار سیاسى در تاریخ معاصر ایران به غرب بود گرداند. كار امام خمینى (ره) باینجا خاتمه نیافت‏بلكه او به موفقیتى برزگتر دست‏یافت. امام مدلى براى استقلال ملتها در جهان عرضه داشتند، نه مدلى براى وابستگى. كارى كه هیچیك ازاندیشمندان و سیاستمداران آزاده جهان قادر به انجام آن نگردیدند؛آنهم با تكیه و استفاده از فراموش شده ترین و ابزار عالم یعنى "ایمان".

او نهالى را غرس كرد كه هیچ توفانى توان از پاى درانداختن آنرا ندارد. او با تكیه بر این سلاح و احیاى شعور شهادت طلبى تنها فردى شد كه حداقل در دو قرن اخیر همه سردمداران كفر را در صحنه سیاست و بصورت رسمى و علنى تحقیر كرد و دماغ كبرآلود غرب را بخاك مالید. سلطه كلامش بر اكثر اندیشمندان جهان سایه ‏انداخت. نظریه فروپاشى شوروى را برژینسكى از پیام ایشان به گورباچف وام گرفت. پاپ سیاست را به تقلید از او بار دیگر در دنیاى مسیحیت‏ به صحنه آورد و بالاتر از همه اسلام با او بهار دیگر را آغاز كرد. او انقلابى را به پاداشت كه به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیت ا... خامنه‏ اى در هیچ كجاى جهان بى نام او شناخته شده نیست.

و جز بعثت موسى كلیم ا... (ع) در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، عیسى مسیح در دو هزار سال پیش و بالاخره انفجار نور محمدى در چهادره قرن پیش هیچ یك از حوادث و انقلابات دیگر جهان با آن از حیث محتوى و ارزش و عمق قابل مقایسه نیستند. تنها تفاوت مهم بین این چهار انفجار نور این است كه انبیاء عظیم الشان (ع) از بستر وحى به این مهم نائل آمدند و او از بستر الهام. زیرا دست پرورده مكتب رسول الله (ص) و ائمه معصومین (ع) بود و انقلابش تلاشى موفق براى بازیابى اسلام راستین و دعوت جهانیان بدان حقیقت‏بود. مبانى نظرى‏اندیشه‏هاى سیاسى - الهى آن حكیم بزرگ و فرزانه در لابلاى آیات قرآن و كلام و سنت رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) قابل شناخت است.بزرگترین رسالت روشنفكر عصر حاضر و خصوصا حوزه‏هاى علمیه است كه با بررسى دقیق موضع‏گیرى‏ ها و رهنمودهاى آن اسوه و قدیس بزرگ نقبى به صدر اسلام بزنند و چراغ هدایتى را كه او برافروخت پاسدارى كنند.

خداوندا نام او را جاویدان، راه او را پر رهرو، بارگاه او را كعبه عاشقان و مشتاقان و زیارتگاه مومنان و دردمندان قرار ده.(1)


پی نوشت :
فیروز دولت آبادى



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، جهان معاصر، انفجار نور،
پنجشنبه 20 خرداد 1389

حضرت امام خمینی( ره)، سال ها پیش از اوج گیری نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی، در زمانی كه به نجف اشرف تبعید شده بودند، پایه گذار گفتمانی جدید در عرصة نظام سیاسی و ادارة جامعه در عصر جدید شدند. ایشان نخستین بار در بهمن 1348 ( برابر با ذی قعده و ذی حجه 1389 ) در جلسات درس خارج به طرح این نظریه پرداختند (1) و بعدها به هنگام تحریر كتاب البیع ( جمادی الاولی 1396 ) آن را تبیین و تكمیل كردند. (2) اساس نظریه یاد شده بر اثبات جامعیت احكام اسلامی و توانایی آن برای ادارة جامعه و پاسخگویی به نیازهای مختلف انسان و ضرورت تشكیل حكومت اسلامی برای اجرای احكام و قوانین اسلامی بود.

حضرت امام( ره) در مقدمه كتاب ولایت فقیه می نویسد:اسلام دین افراد مجاهدی است كه به دنبال حق و عدالتند. دین كسانی است كه آزادی و استقلال می خواهند. مكتب مبارزان و مردم ضد استعمار است. اما اینها اسلام را طور دیگری معرفی كرده اند و می كنند تصور نادرستی كه از اسلام در اذهان عامه به وجود آمده و شكل ناقصی كه درحوزه های علمیه عرضه می شود برای این منظور است كه خاصیت انقلابی و حیاتی اسلام را از آن بگیرند و نگذارند مسلمانان دركوشش و جنبش و نهضت باشند؛ دنبال اجرای احكام اسلام باشند؛ حكومتی به وجود بیاورند كه سعادتشان را تأمین كند؛ چنان زندگی داشته باشند كه در شأن انسان است. مثلاً تبلیغ كردند كه اسلام دین جامعی نیست؛ دین زندگی نیست؛ برای جامعه نظامات و قوانین ندارد؛ طرز حكومت و قوانین حكومتی نیاورده است؛ اسلام فقط احكام حیض و نفاس است؛ اخلاقیاتی هم دارد، اما راجع به زندگی و اداره جامعه چیزی ندارد. تبلیغات سوء آنها متأسفانه مؤثر واقع شده است. (3)

و در ادامه خطاب به طلاب علوم دینی می گویند:همانطور كه آنها بر ضد شما اسلام را بد معرفی كردند، شما اسلام را آن طور كه هست معرفی كنید؛ ولایت را آن چنان كه هست معرفی كنید. بگویید ما كه به ولایت معتقدیم، و به این رسول اكرم( ص) تعیین خلیفه كرده و خدا او را واداشته تا تعیین خلیفه كند و « ولی  امر » مسلمانان را تعیین كند، باید به ضرورت تشكیل حكومت معتقد باشیم و باید كوشش كنیم كه دستگاه اجرای احكام و اداره امور برقرار شود. مبارزه در راه تشكیل حكومت اسلامی لازمه اعتقاد به ولایت است. (4)

 نظریة ولایت فقیه كه ابتدا به عنوان یك نظریة علمی و در درس های خارج مطرح شد، به فاصله 9 سال پس از طرح، مبنای نظری انقلاب اسلامی و تشكیل جمهوری اسلامی در ایران قرار گرفت و به بنیادی برای قانون گذاری بر اساس موازین اسلامی تبدیل شد.با اوج گیری حركت انقلاب اسلامی در ایران و شدت گرفتن مبارزات مردمی علیه حكومت شاهنشاهی موضوع تشكیل « جمهوری اسلامی » و پیاده شدن احكام اسلام در صدر خواسته ها و مطالعات مردم و رهبران انقلاب قرار گرفت و به محوری ترین شعارتظاهرات میلیونی مردم در سرتاسر ایران تبدیل گردید.

اوج این خواسته ها را می توان در پیامی كه امام خمینی( ره) در آستانه ماه محرم 1339 ، در اول آذر 1357 خطاب به ملت ایران صادركردند، مشاهده نمود:جوانان عزیز حوزه های علمیه و دانشگاه ها و مدارس و دانش سرا ها و نویسندگان مطبوعات و كارگران و كشاورزان محروم و بازاریان و اصناف مبارز و آگاه و كارمندان محترم و سایر اقشار، از ایلات و عشایر غیور گرفته تا چادرنشینان و زاغه مسكنان محروم، همه و همه هم صدا و پشت بر پشت هم به سوی هدف مقدس اسلام یعنی برچیده شدن سلسلة ستمگر پهلوی و هدم نظام منحط شاهنشاهی و برقراری جمهوری اسلامی مبتنی بر احكام مترقی اسلام، به پیش كه پیروزی از آن ملت به پا خاسته است. (5)

هم چنین حضرت امام، در مصاحبه هایی كه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی داشتند، در پاسخ این پرسش كه شما پس از سرنگونی شاه چه نوع حكومتی را جایگزین خواهید كرد، همواره بر این نكته تأكید می كردند كه: یك حكومت جمهوری اسلامی؛ اما « جمهوری » است برای این كه به آرای اكثریت مردم متكی است و اما « اسلام » . برای اینكه قانون اساسی اش عبارت است از قانون اسلام. اسلام در همة ابعاد، قوانین دارد و به همین جهت احتیاج به قوانین دیگری نداریم. (6)

با پیروزی انقلاب اسلامی، در 22 بهمن 1357 ، و سقوط نظام سلطنتی، مهم ترین مانع در راه تحقق خواستة ملت ایران در زمینة استقرار جمهوری اسلامی و حاكمیت قوانین اسلامی از میان رفت، اما برای تحقق عینی این خواسته لازم بود كه رهبران انقلاب بر اساس ساز و كارهای پذیرفته شده در جهان، نظامی حكومتی كه دارای مشروعیت و مقبولیت مردمی باشد، بنیان گذارند. از این رو حضرت امام در همان اوایل پیروزی انقلاب موضوع برگزاری رفراندوم برای تشكیل نظام جمهوری اسلامی را مطرح كردند.در این میان عده ای از غرب زدگان زمزمة تشكیل جمهوری دمكراتیك، یا جمهوری دمكراتیك اسلامی را سر داده و در صدد ایجاد تفرقه در صفوف مستحكم مردم برآمدند، اما این بار نیز امام خمینی با درایت و هوشمندی تمام این توطئه را خنثی و با قاطعیت تمام اعلام كردند كه خواسته مردم تشكیل جمهوری اسلامی است « نه یك كلمه زیاد و نه یك كلمه كم » . (7 )

در پیامی كه ایشان در تاریخ 9 اسفند سال 57 خطاب به ملت ایران صادر كردند چنین آمده بود: ما تا آخرین نفس ایستاده ایم. من این یك سال، دو سال آخر عمر را وقف شما كرده ام. از شما می خواهم، از ملت می خواهم كه این نهضت را نگه دارند تا تأسیس حكومت عدل اسلامی. از آن وقت تا حالا می گفتید تا مرگ این كذا نهضت ادامه دارد، حالا باید بگویید تا اقامة حكومت اسلامی نهضت ادامه دارد. آن كه ملت ما می خواهد جمهوری اسلامی است، نه جمهوری فقط، نه جمهوری دمكراتیك، نه جمهوری دمكراتیك اسلامی، جمهوری اسلامی. (8) 

سرانجام همه پرسی جمهوری اسلامی، در روزهای 10 و 11 فروردین 1358 برگزار شد و 2/98 درصد مردم ایران به تشكیل نظام جمهوری اسلامی رأی « آری » دادند .برپایی این رفراندوم و اعلام رسمی نظام جمهوری اسلامی در ایران، چنان نقش مهم و سرنوشت سازی در تحقق آرزوهای دیرین مردم و رهبر انقلاب اسلامی داشت كه حضرت امام در اعلامیه ای، روز 12 فروردین ( روز اعلام نتایج همه پرسی جمهوری اسلامی) را « از بزرگ ترین اعیاد مذهبی و ملی » برشمردند:من در این روز مبارك، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می كنم . صبحگاه 12 فروردین كه روز نخستین حكومت الله است، از بزرگ ترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند.

ایشان در بخشی دیگر از این اعلامیه، فرمودند: من از دولت ها می خواهم كه بدون وحشت از غرب و شرق، با استقلال فكر و اراده، باقی ماندة رژیم طاغوتی را كه آثارش در تمام شئون كشور ریشه دارد پاكسازی كنند و فرهنگ و دادگستری و سایر وزارتخانه ها و ادارات  را كه با فرم غربی و غرب زدگی برپا شده است به شكل اسلامی متحول كنند و به دنیا عدالت اجتماعی و استقلال فرهنگی و اقتصادی و سیاسی را نشان دهند. (9 )

اگر چه با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، در ظاهر به نظر می رسید كه مردم ما به همة اهدافی كه به دنبال آن بودند، رسیده اند و آرمان آنها به طور كامل محقق شده است، اما حضرت امام با درایت و تیزبینی همیشگی خود مردم و مسئولان كشور را متوجه آرمان نهایی انقلاب اسلامی نموده، فرمودند: مسئولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت(ارواحنا فداه) است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد و مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیف های كه بر عهده دارند منصرف كند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، و این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانی اسلام است منصرف كند. (10)

از این رهنمود به خوبی استفاده می شود كه امام راحل( ره) انقلاب اسلامی را زمینه ساز انقلاب جهانی مهدی موعود( عج) دانسته و از همین رو معتقد بودند كه مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید همه تلاش خود را بر ایجاد آمادگی ظهور دولت كریمه امام عصر( ع) قرار داده و متوجه باشند كه پرداختن به برنامه های توسعه، حتی یك لحظه، آنها را از این هدف بزرگ كه غفلت از آن « خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد » باز ندارد.

 

پی نوشت ها :

ابراهیم شفیعی سروستانی

1 . مباحث این جلسات، در همان ایام به صور مختلف، گاهی كامل و گاه به صورت یك یا چند درس تكثیر و منتشر شد و در پاییز 1349 پس از ویرایش و تأیید حضرت امام برای چاپ آماده گردید و نخست توسط یاران امام در بیروت به چاپ رسید و پنهانی به ایران فرستاده شد و همزمان برای استفاده مسلمانان انقلابی به كشورهای اروپایی، آمریكا، پاكستان و افغانستان ارسال گردید. این مباحث، همچنین در سال 1356 در ایران با نام نامه ای از امام موسوی كاشف الغطاء به ضمیمه جهاد اكبر چاپ شد. این كتاب در چاپ های بعدی با نام ولایت فقیه ( حكومت اسلامی) منتشر گردید. ر. ك: امام خمینی، ولایت فقیه: حكومت اسلامی، مقدمه ناشر.
 . 2 . ر. ك: الإمام خمینی، كتاب البیع، ج 2 ، ص 617
 . 3 . همان، ص 4  5
 . 4 . همان، ص 15
 5 . مركز مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 3 ، ص 226 ؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صحیفة امام: مجموعه آثار امام خمینی، ج 5 ، ص. 77
 . 6 . صحیفه نور، ج 4 ، ص 21 و ر. ك: ص 138 و 157 و صحیفه امام، ج 5 ، ص 170 و 347 و 398
 . 7 . صحیفه نور، ج 5 ؛ ص 122 و صحیفه امام، ج 6 ، ص 256
 . 8 . صحیفه نور، ص 129 و هم چنین ر. ك: همان، ص 181 و 186 ؛ صحیفه امام، ج 6 ، ص 276
 . 9 . صحیفه نور، ج 5 ، ص 234  235 و صحیفة امام، ج 6 ، ص 453  454
 . 10 . صحیفه نور، ج 21 ، ص 108




نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، حکومت الله، جمهوری اسلامی،
شنبه 4 اردیبهشت 1389


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :