پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
حضرت امام خمینی ، قدس سره، در نگاه مقام معظم رهبری

حضرت امام، اقیانوسی پر تلاطم بود و همیشه به همه ابعاد زندگی و آخرت مردم توجه داشت. تحصیل و تدریس می كرد. به سیاست می پرداخت و عقلها را هدایت می كرد. به افشاگری علیه مصونیت اتباع آمریكایی ( كاپیتولاسیون) می پرداخت و در سنگر تدریس فقه اسلامی، حتی در تبعید، در بالاترین و وزین ترین كرسی حوزه های علمیه قرار داشت.

خصوصیت بزرگ امام، تقوا بود و به همین دلیل در رحمت الهی به روی آن مرد بزرگ باز بود. ابعاد وجودی و معنوی شخصیت امام خمینی، متاثر از انجام تكلیف شرعی او بود. او معلم اخلاق بود و به درسهای اخلاقی عمل می كرد. او سرشار از خصوصیت ناشناخته ای بود كه باید شناخته شود. حضرت امام نشان داد كه درس اخلاق فقط برای یاد دادن نیست و همه دیدند كه او خود عامل به درسهای اخلاق و تهذیب نفس بود. آخرین فصل مبارزه بر ضد رژیم تحمیلی شاه كه دوران آن تا بیست و دوم بهمن سال 1357 طول كشید، سرشار از حوادثی بود كه در هر یك، نقش رهبری معنوی امام نمایان تر از گذشته می شود.

این حوادث عبارتند از:

كشاندن مردم به مقاومت در برابر كشتارهای جمعی و ایجاد سلسله اربعینات

واداشتن مردم به مقاومت در برابر تهاجم مسلحانه رژیم

آماده سازی مردم برای بهره برداری از ماه محرم سال 1357

آن هم در هنگامی كه در داخل كشور هیچكس به فكر این نسخه برای درمان دردهای ایران نبود؛ « شاه باید برود » طرح شعار

اعلام مواضع قاطع در برابردولتهای ناپایدار ماههای آخر حكومت پهلوی

افشای چهره دولت مدعی مل یگرایی ( بختیار)

پس از ورود به ایران، اعلام خلع دولت دس تنشانده و تعیین دولت موقت

... بحق شخصیت آن عزیز یگانه، دس تنیافتنی، و جایگاه والای انسانی ایشان، دور از تصور و اساطیرگونه بود.

 

 * برگرفته از: كتاب سخن آفتاب، ناشر: مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، رحمت خدا، تقوا،
سه شنبه 22 اردیبهشت 1394
رفتار امام خمینی(ره) در خانواده صمیمی و بر اساس احترام بود. او به افراد خانواده به ویژه همسرش توجه نشان می داد و در مسائل زندگی ، نظر او را بسیار محترم می شمرد. آری، به برکت وجود حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب آسمانی ایشان، بار دیگر شکوفه های خداجویی و دین گرایی در بستر خشکیده جهان معاصر ، جوانه زد و نغمه ی خداگرایی در سراسر جهان طنین انداز شد. حاصل زحمات امام ، نظام جمهوری اسلامی ایران شد که قوانین آن بر مبنای دین مبین اسلام طراحی شده است.

به جهت تأثیر شگرف امام خمینی (ره) در معادلات سیاسی جهان ، نقش سیاسی ایشان بیشتر مورد توجه بوده است و اکنون بسیاری از انسانهای عصر حاضر ، از ابعاد برجسته و جالب شخصیتی و زندگانی حضرت امام بی اطلاعند. شاید شما هم از زندگی امام خمینی تنها این را بدانید که رهبری ساده زیست بوده و در حد طبقه متوسط و شاید پایین اجتماع امرار معاش داشته است و از روابط عاطفی و مهربانی های امام خمینی با همسر و فرزندانشان بی خبر باشید. این برنامه به گوشه هایی از زندگی و رفتارهای زیبا و گاه تعجب برانگیز این رهبر بزرگ الهی می پردازد و شما را با این شخصیت شهیر معاصر بیشتر آشنا می کند.

رفتار امام خمینی در خانواده صمیمی و بر اساس احترام بود. او به افراد خانواده به ویژه همسرش توجه نشان می داد و در مسائل زندگی ، نظر او را بسیار محترم می شمرد. آن رهبر فرزانه که سخنانش تیتر اول روزنامه های کشورهای مختلف جهان بود ، در خانه مردی رئوف و لطیف بود به گونه ای که محبتش را نسبت به همسر و فرزندان به زبان می آورد و به آنها ابراز علاقه می نمود . امام به قدری برای همسر خود احترام و ارزش قائل بود که او را "خانم " خطاب می کرد . او همسر خود را بی نظیرترین همسر می دانست و به بچه ها نیز این را می گفت که مادر بی نظیری دارند.

یکی از نوه های حضرت امام خمینی در این مورد می گوید : « علت علاقه عمیق آقا ( امام ) به همسرشان ، فداکاری خانم بود؛ چرا که همسر امام در خانواده ای ثروتمند بزرگ شده بود و 15 سال بیشتر نداشت که به همسری امام در آمد . آن زمان خانم دوست نداشت که در شهر قم زندگی کند ، اما این مسئله را هرگز به امام ابراز نکرد. او همراه امام به قم رفت و در کنار ایشان، زندگی ساده ای را آغاز نمود . خانم ، رنج های مختلفی را کشید ولی با صبر و گذشت و بدون گلایه زندگی زیبا و آرامی را برای رهبر انقلاب ساخته بود .» وی در ادامه می گوید :« روزی از امام پرسیدیم چه کنیم که شوهرانمان ( مانند شما ) به ما این همه علاقه مند باشند ؟ امام پاسخ داد : اگر شماهم ( مانند خانم ) آنقدر فداکاری کنید ، همسر انتان هم تا آخر همین قدر به شما علاقه خواهند داشت .» در واقع امام خمینی در منش و شیوه زندگی مشترک خود از آموزه های سعادت بخش اسلام پیروی می کرد . همانگونه که رسول گرامی اسلام (ص ) می فرمایند :« هرکس که از دوستان ما باشد به همسرش بیشتر محبت می کند .» امام خمینی نیز این شیوه را در زندگی پیاده می نمود .

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، خانواده، رفتار امام، ارتباطات خانوادگی،
شنبه 2 اسفند 1393
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.محرم دیباچه سرخ شهادت:
ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداكارى آغاز شد . ماهى كه خون بر شمشیر پیروز شد . ماهى كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم و داغ باطله بر جبهه ستمكاران و حكومت ‏هاى شیطانى زد . ماهى كه به نسل‏ها در طول تاریخ، راه پیروزى بر سر نیزه را آموخت . ماهى كه شكست ابرقدرت‏ها را در مقابل كلمه حق به ثبت رساند . ماهى كه امام مسلمین راه مبارزه با ستمكاران تاریخ را به ما آموخت . ماهى كه باید مشت گره كرده آزادیخواهان و استقلال طلبان و حق گویان بر تانك‏ها و مسلسل‏ها و جنود ابلیس غلبه كند و كلمه حق باطل را محو نماید . (1)


محرم ماهى است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام كرده و به اثبات رسانده است كه در طول تاریخ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است . (2)

 محرم ماهى است كه به وسیله مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده و از توطئه فاسد و رژیم بنى امیه، كه اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند، رهایى بخشید . اسلام از اول پیدایش، با خون شهیدان و مجاهدان آبیارى شد و به ثمر رسید . (3)

ماه محرم براى مذهب تشیع ماهى است كه پیروزى در متن فداكارى و خون به دست آمده است . (4) محرم چه ماه مصیبت زا و چه ماه سازنده و كوبنده ‏اى است . محرم ماه نهضت ‏بزرگ سید شهیدان و سرور اولیاى خداست كه با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگى و كوبندگى به بشر داد و راه فناى ظالم و شكستن ستمكار را به فدایى دادن و فدایى شدن دانست كه خود سر لوحه تعلیمات اسلام است‏براى ملت ما تا آخر دهر . (5)

محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است . (6)

باید محرم و صفر را زنده نگه داریم به ذكر مصائب اهل بیت كه با ذكر مصائب اهل بیت زنده مانده است این مذهب تا حالا . (7)


ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، محرم، عاشورا،
یکشنبه 25 آبان 1393
پیام غدیر، ولایت و حکومت
من درباره شخصیت حضرت امیر(ع) چه می توانم بگویم و کی چه می تواند بگوید. ابعاد مختلفه ای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفت و گوی ماها و به سنجش بشری در نمی آید. کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالی باید هزار باشد و ما از عهده بیان حتّی یکی اش نمی توانیم برآییم. این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسی نمی تواند در حول و حوش او سخن بگوید؛ از این جهت، من در این موضوع بهتر می دانم، که ساکت باشم. لکن مسئله ای را که بهتراست ما بگوییم، انحرافاتی است که برای ملت ها و خصوصاً برای شیعیان این حضرت پیش آمده است در طول تاریخ و دست هایی که این انحرافات را از اول به وجود آورده اندو توطئه هایی که بوده است در طول تاریخ و اخیراً در این سال های اخیر، سده های اخیرپیش آمده است، آن ها را عرض کنم.

مسئله غدیر،مسئله ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر(ع) یک مسئله ای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجد شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای حضرت امیر(ع) ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول الله کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد. مأمور می کند رسول الله را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر به خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود.

امام خمینی (ره) و عید غدیر

و این که در روایات ما از آن زمان تا حالا این غدیر آن قدرازش تجلیل کرده اند، نه از باب این که حکومت یک مسئله ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می گوید که به «قدراین کفش بی قیمت هم پیش من نیست» آن که هست اقامه عدل است. آن چیزی که حضرت امیر(ع) و اولاد او می توانستند درصورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به طوری که خدای تبارک و تعالی رضا داد، انجام بدهند، این ها هستند، لکن فرصت نیافتند. زنده نگه داشتن این عید، نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود و مداحی بشود، این ها خوب است، اما مسئله این نیست. مسئله این است که یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست. غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر(ع) در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملت ها و دست اندرکاران باشد. قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است، این است که قابل نصب است و الا مقامات معنوی قابل نصب نیست.

یک چیزی نیست که با نصب آن مقام پیدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوی که بوده است و آن جمعیتی که برای آن بزرگوار بوده است، اسباب این شده است که او را به حکومت نصب کنند و لهذا، می بینیم که در عرص صوم و صلوة و امثال این ها می آورد و ولایت مجری این هاست. ولایتی که در حدیث غدیر است به معنای حکومت است، نه به معنای مقام معنوی. و حضرت
امیر(ع) را همان طوری که من راجع به قرآن عرض کردم که قرآن -در روایات است این- نازل شده است به منازل مختلف، کلیاتش سبع و الی سبعین و الی زیادتر، تا حالا رسیده است به دست ماها به صورت یک مکتوب، حضرت امیر هم این طوراست. رسول خدا هم این طور است. مراحل طی شده است، تنزل پیدا کرده است. از وجود مطلق تنزل پیدا کرده است، از وجود جامع تنزل پیدا کرده است و آمده است پایین تا رسیده است به عالم طبیعت، در عالم طبیعت این وجودمقدس و آن وجود مقدس و اولیای بزرگ خدا. بنابراین، این که حدیث غدیر را ما حساب کنیم که می خواهد یک معنویتی را برای حضرت امیر یا یک شأنی برای حضرت امیر(ع) درست کند، نیست. حضرت امیر است که غدیر را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست که اسباب این شده است که خدای تبارک و تعالی او را حاکم قرار بدهد.(1)


پی نوشت :
1.صحیفه امام، ج20، ص 111-113.



نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، غدیر، ولایت،
دوشنبه 21 مهر 1393
اخیرا مشاهده شده در برخی شبکه‌های اجتماعی فیلترشده و غیرفیلتر شده،مطالب موهنی درباره امام خمینی (ره)، مرحوم علی شریعتی،آیت الله جنتی و ...به صورت سازماندهی شده منتشر می‌شود. این اقدامات توهین آمیز که در لفافه طنزپردازی صورت می‌گیرد انسان را به یاد یک مصراع شعر می‌اندازد که "مه فشاند نور و سگ عوعو کند..."

تاریخ مشحون از روایت‌ها و رویدادهایی است که اقدامات تقدس زدا، دست بر قضا مسبب تقدس زایی یا زایش قداستی افزون بوده اند. به عنوان نمونه، توهین به شخص پیامبر اسلام از سوی نویسنده دانمارکی، سبب گرویدن افراد زیادی از اقصی نقاط جهان به دین اسلام شد؛ مظلومیت پیامبر اسلام(ص) از یک سو و متوجه شدن مضاعف افکار عمومی جهان به شخصیت ایشان، نکته مثبت و حسن اتفاق آن توهین موهن و شنیع بود. توهین به امام عظیم‌الشان (ره) نیز از این حیث مستثنی نیست و به طریقی مشابه، دنیا را متوجه انقلاب اسلامی، مظلومیت و نیز ارزش‌های آن خواهد نمود.همچنانکه توهین گروه داعش به رهبری انقلاب و نیز دشمنی آنان با انقلاب اسلامی، یک حسن اتفاق در افکار عمومی جهان برای ایران، از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» خواهد بود.

امام (ره) فرزند خلف رسول خدا و همچنین جانشین خلف او در ولایت، چون ماهی که نور خویش را از خورشید نبوت و مقام رفیع رسول الله می گیرد، نیز بی تردید نه تنها امروز، که فردا و فرداها هم مورد هجمه و توهین قرار خواهد گرفت. کما اینکه پیش از این نیز حتی کاریکاتور ایشان در سایت های تحلیلی و شبکه های ماهواره ای سلطنت طلب و منافقین نشان داده شده و می شود.

سوسن شریعتی به درستی به مسئله هجوم سازمان دهی شده به شخصیت پدرش در شبکه‌های مجازی اشاره و اذعان می دارد که طنزها گزندی به شریعتی وارد نمی کند: «شریعتی در این میان، اگر اسطوره نباشد که خب با این طنزها نمی‌شکند و اگر هم اسطوره باشد که با این توطئه‌ها اسطوره را نمی‌شود، سرنگون کرد...»

وی طی یادداشتی در واکنش به طنزهای بی‌رویه و توهین آمیزی که رواج پیدا کرده، به درستی بر این نکته انگشت تأکید می نهد که شریعتی را بیشتر مخالفان او اسطوره کرده‌اند. نه موافقانش و نه تنها درباره شریعتی، که درباره هر شخصی دیگری تلاش اسطوره‌زدایانه، نه تنها به اسطوره‌زدایی منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند اسطوره را با تولید و تجدید سازد.

از تکفیری‌ها تا صهیونیست‌ها و هالیوود؛ مأموریتی علیه مقدسات اسلامی
تکفیری‌ها در سوریه و عراق و رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی به دنبال قداست‌زدایی از مساجد و مسجدالاقصی هستند و امروز می‌بینیم که سیاست‌های و برنامه‌های صهیونیست‌ها برای مسجدالاقصی با چند هدف دنبال می‌شود، مهم‌تر از همه این که قداست این مسجد را در میان مسلمانان کمرنگ کنند. اما آیا قداست این مسجد کم شده است؟ یا تنها آبروی صهیونیست‌ها بیش از پیش بر باد رفته است؟ هر وجدان بیدار و ذهن منصفی بر بی آبرویی صهیونیسم صحه خواهد گذاشت.

مصداق بارز قداست‌زدایی در دنیای امروز، هالیوود است. فیلم‌سازان‌ هالیوود با سوءاستفاده از علائق مذهبی مردم به پیشوایان دینی‌شان، در درجه نخست نیات و اهداف سودجویانه خود را از قبل ساخت این فیلم‌ها پیگیری کرده و پس از آن به قلب چهره پاک اولیای الهی و آلودن آنها در تصاویری که بر پرده می‌بردند، پرداخته‌اند ومی‌پردازند. فی‌المثل حضرت موسی (ع) در اوایل فیلم «ده فرماب» به کارگردانی "سیسیل ب.دومیل" بیشتر جوانی عاشق پیشه و اشراف زاده است، خصوصاً با چهره و فیزیک "چارلتن هستن" که سوپراستار آن روزهای هالیوود بود و کم نیستند، پیامبرانی که هالیوود سعی کرد، روی پرده سینما چهره آنان را مخدوش کند.

 شاید نمایش دادن چهره معصومین و پیامبران در سینمای هالیوود به قداست زدایی پنهان منجر شود، اما پرواضح است که توهین و اهانت به ساحت قدسی این بزرگان از سوی هر کس و گروهی که باشد، خدشه‌ای بر قداست ایشان وارد نخواهد ساخت. به همین طریق، توهین به ساحت قدسی حضرت امام (ره) نیز تنها بر سیه‌رویی هتاکان خواهد افزود و بر این که امام (ره)، هنوز هست و بزرگترین دشمن دشمنان اسلام و راستی است.با وجود این اقدامات اما دین گرایی در همان غرب هم بیشتر گشته است. آنچه که مسلم است گرایش امروز جامعه غرب به سوی مضامین و باورهای دینی انکار ناپذیر است، فقط یک دلیل اثبات این مدعا استقبالی است که سه سال گذشته از فیلم «مصائب مسیح» مل گیبسن به عمل آمد و آن را در رده هشتم پرفروش ترین فیلم‌های تاریخ سینما حتی بالاتر از سری «ایندیانا جونز»‌ها قرار داد. این درحالی بود که پیش از آن به کرات درباره زندگی و به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی مسیح (ع) فیلم ساخته شده بود.

چرایی توطئه
در تحلیل یک اتفاق، می توان آن را در سه سبد ممکن نهاد: ۱. پروسه  ۲. پروژه  ۳. پدیده

پروسه اشاره به طبیعی بودن و جریانی بودن آن هم از نوع ریشه‌دار و با عمر طولانی و نیز بدون مدیریت و اتاق فکر دارد، اما پروژه اشاره به طراحی شدن یا رخ دادن برنامه‌ریزی شده داد. منظور از پدیده بودن یک چیز زایش طبیعی چیزی بدون برنامه قبلی اما همزمان بدون پیشینه و جریانی در پس آن است.با کمی تأمل و با توجه به ظهور بی مقدمه و وسیع و هماهنگ و نیز تشابه متون توهین به ساحت امام (ره) می توان اطمینان داشت که پشت پرده یک اتاق فکر یا اتاق های فکری وجود دارد که جدی تر از همیشه در پی امام زدایی و قداست شکنی از امام
(ره) هستند. اما این پروژه نه صرفا به قصد تخریب امام (ره) که به قصد تضعیف نظام و جایگاه رهبری تا سکولارکردن نقش آن نیز طراحی شده است. اقدام قضایی و امنیتی در قبال مسببان اشاعه این دست توهین‌ها، حداقل وظیفه ای است که بیش از همه متوجه نیروهای رسمی مسؤول امر است.حقیقت و واقعیت آن است که امام (ره) آن چنان در قلب ملت ایران جای گرفته که این جریان از طریق نفاق و ایجاد فتنه در جامعه به دنبال تحقق خواسته خود است. اما این امر، به هیچ وجه نفی کننده مسؤولیت متولیان و نهادهایی چون «موسسه نشر و تنظیم آثار امام(ره)» که در موارد این‌چنین تاکنون ساکت بوده‌اند، نیست.این اقدامات ادامه پروژه شکست خورده فتنه ۸۸ است. پاره کردن تمثال مبارک حضرت امام خمینی (ره) در روز شانزدهم آذر ۱۳۸۸در دانشگاه تهران از سوی برخی افراد فریب‌خورده، تنها یک نشانه آشکار و برجسته از این قبیل اهانت‌ها بود؛ اهانت‌هایی که براساس یک برنامه از قبل طراحی شده، هدفی جز حذف خمینی کبیر از عرصه زندگی سیاسی ملت ایران دنبال نمی‌کند.



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، قداست زدایی، شبکه‌های اجتماعی،
یکشنبه 30 شهریور 1393
باید همه بدانیم که آزادى به شکل غربى آن که موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏ شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومى و مصالح کشور حرام است.فرازهایی از فرمایشات امام خمینی(ره) به‏ مناسبت روز عفاف و حجاب‏ به شرح ذیل است:

حضرت امام خمینی(ره): بر همه ما مسؤولان، جلوگیرى از آزادى غربى که موجب تباهى جوانان مى ‏شود، واجب است‏‏.



اسلام؛ پایه‏ گذار آزادى زن‏
اسلام بیش از هر چیزى به آزادى عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادى نیست، الّا در چیزهایى که مخالف با عفت عمومى است.(1) اسلام با آزادى زن نه تنها موافق است، بلکه خود پایه ‏گذار آزادى زن در تمام ابعاد وجودى زن است.(2)

قوانین اسلام براى صلاح فرد و جامعه‏
خداوند، همان‏طورى‏ که قوانینى براى محدودیت مردها در حدود این‏که فساد بر آنها راه نیابد، دارد، براى زن‏ها هم (قوانینى) دارد؛ همه براى صلاح شماست، همه قوانین اسلامى براى صلاح جامعه است؛ همان‏طورى‏ که مرد باید از فساد اجتناب کند، زن هم باید از فساد اجتناب کند. زن‏ها نباید ملعبه دست جوان‏ هاى هرزه قرار بگیرند، زن‏ها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خداى ناخواسته، بزک‏ کرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار بگیرند.(3)

مخالفت اسلام با بى‏ عفتى؛ نه با آزادى‏
حجاب به‏ معناى متداول میان ما، که اسمش حجاب اسلامى است، با آزادى مخالفتى ندارد؛ اسلام با آنچه خلاف عفت است، مخالفت دارد. (4)

عفت و حیا؛ فطرى انسان‏
خود عفّت و حیاء و حُجْب از فطریات تمام عائله بشر است، چنانچه تهتّک و فحشا و بى‏ حیایى بر خلاف فطرت جمیع است، لهذا در نهاد عائله بشرى، عشق به عفّت و حیاء مخمور است و تنفر از هتک و بى ‏حیائى نیز مخمَّر است.(5)

حجاب؛ حافظ ارزشهاى زن و مرد
حجابى (را) که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزشهاى شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است - چه براى زن و چه براى مرد - براى این است که آن ارزشهاى واقعى که اینها دارند و ممکن است به‏ واسطه وسوسه ‏هاى شیطانى یا دستهاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مى‏ شدند، این ارزشها زنده بشود.(6)

حجاب؛ حافظ شخصیت زن‏
در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست که چادر باشد، بلکه زن مى ‏تواند هر لباسى را که حجابش را به ‏وجود آورد، اختیار کند. ما نمى ‏توانیم و اسلام نمى‏ خواهد که زن به ‏عنوان یک شى‏ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام مى‏ خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى ‏دهیم تا زنان فقط شیئی براى مردان و آلت هوسرانى باشند.(7)

مخالفت اسلام با آزادى غربى و وارداتى‏
این آزادى غربى است که هر کس، هر کارى دلش مى‏ خواهد، بکند، ولو این‏که فحشا باشد، ولو این‏که یک کارهایى باشد ناشایسته، اینطور آزادى در ایران نمى ‏تواند باشد.(8) این یک آزادى وارداتى است که از غرب آمده است، آزادى استعمارى است.(9)

رواج ‏دهندگان آزادى غربى؛ خیانتکارند
ما با ترقى زنان مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم، با کارهاى غلط مخالفیم.(10) آنهایى که مى ‏خواهند زن‏ها ملعبه مردان و ملعبه جوان‏هاى فاسد قرار بگیرند، خیانتکارند. زن‏ها نباید گول بخورند، زن‏ها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک ‏کرده بیرون برود؛ با سر باز و لخت. این مقام زن نیست، این عروسک ‏بازى است.(11)

وظیفه دولت در مخالفت با آزادى غربى‏
اکنون وصیت من به مجلس شوراى اسلامى در حال و آینده و رئیس جمهور و رؤساى جمهور ما بعد و به شوراى نگهبان و شوراى قضایى و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاه ‏هاى خبرى و مطبوعات و مجله ‏ها، از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادى به شکل غربى آن که موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏ شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومى و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان، جلوگیرى از آنها واجب است و از آزادیهاى مخرب باید جلوگیرى شود و از آنچه در نظر شرع، حرام و آنچه بر خلاف مسیر ملت و کشور اسلامى و مخالف با حیثیت جمهورى اسلامى است، به ‏طور قاطع اگر جلوگیرى نشود، همه مسؤول مى ‏باشند.(12)

 
پی نوشت ها:
1) صحیفه امام، ج 7، ص 139

2) صحیفه امام، ج 5، صص 417 - 418
3) صحیفه امام، ج 6، ص 301
4) صحیفه امام، ج 5، ص 541
5) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 279
6) صحیفه امام، ج 19، ص 185
7) صحیفه امام، ج 5، ص 294
8) صحیفه امام، ج 7، ص 536
9) صحیفه امام، ج 9، ص 463
10) صحیفه امام، ج 1، ص 305
11) صحیفه امام، ج 6، ص 301
12) صحیفه امام، ج 21، صص 435 - 436



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، عفاف و حجاب، ارزشهاى زن و مرد،
پنجشنبه 16 مرداد 1393
حضرت امام خمینی(ره):
اگر اکرام قرآن و اهل بیت(ع) فقط بوسیدن جلد و ضریح مطهر  بدون عمل به دستورات آنها باشد، مقبول نبوده و شبیه استهزاء و بازیچه است.(1)

لیلة القدر و روایتى در فضیلت آن‏
(لیلة القدر) شبى است که احیاى آن، سنت الهى است و قدر و منزلت آن از هزار ماه والاتر است، شبى است که مقدرات خلق در آن‏شب پایه ‏ریزى مى ‏شود.(2)

از جمله روایاتى (که) در فضل «لیلة القدر» وارد شده است، (روایتى است) که عارف باللّه، سیدبن طاووس - رضى اللّه عنه - در کتاب شریف اقبال نقل (کردند؛) از پیغمبر(ص) نقل است که فرمود: «موسى گفت: الهى من قرب تو را مى ‏خواهم. فرمود: قرب من از براى کسى است که بیدار باشد در شب قدر. گفت: الهى رحمت تو را مى‏ خواهم. فرمود: رحمت من براى کسى است که رحم کند فقرا را در شب قدر. گفت: خدایا من گذشتن از صراط را مى‏خواهم. فرمود: این براى کسى است که تصدّق کند به صدقه‏اى در شب قدر. گفت: خدایا از درخت هاى بهشت و میوه ‏هاى آن مى ‏خواهم. فرمود: این براى کسى است که تسبیح کند به تسبیح ه‏اى در شب قدر. گفت: خدایا نجات مى‏ خواهم. فرمود: نجات از آتش؟ گفت: آرى. فرمود: این براى کسى است که استغفار کند در شب قدر. گفت: خدایا رضاى تو را مى‏ خواهم. فرمود: خشنودى من از براى کسى است که دو رکعت نماز بخواند در شب قدر».(3)

«لیلة القدر» کدام شب است؟
براى «لیلة القدر» چنانچه حقیقت و باطنى است، صورت و مظهرى (نیز) است، بلکه مظاهرى است در عالم طبع و چون مظاهر ممکن است در نقص و کمال فرقها کند، از این جهت ممکن است بین اقوال و اخبارى که در باب تعیین «لیلة القدر» وارد شده است، جمع نمود به این‏که تمام آن لیالى شریفه که در روایات است، از مظاهر «لیلة القدر» است؛ الّا آن‏که بعضى با بعضى در شرافت و کمال مظهریّت فرق دارد و آن شب شریفى که تمام ظهور «لیلة القدر» و شب وصل تامّ ختمى و وصول کامل خاتمى است، در تمام سال یا در شهر مبارک رمضان یا در عشر آخر آن یا در لیالى ثلاثه مختفى است.

در روایات عامّه و خاصّه نیز اختلافاتى است و در روایات خاصه نیز به طریق تردید، در شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم، مذکور شده و گاهى تردید بین شب بیست و یکم و بیست (و) سوم شده است.

عبدالواحدبن‏المختار الانصارى گوید: از حضرت باقر(ع) سؤال کردم از «لیلة القدر»، فرمود: «در دو شب است؛ شب بیست و سوم و شب بیست و یکم.» گفتم: «یکى از آن دو را به تنهایى ذکر کن». فرمود: «چه مى‏شود که عمل کنى در دو شب که یکى از آنها لیلة القدر است».

سید عابد زاهد رضى اللَّه عنه در اقبال فرماید: «بدان که این شب بیست و سوم از شهر رمضان، وارد شده است اخبار صریحه به این‏که لیله قدر است به مکاشفه و بیان. از آن جمله آن است که روایت کنیم به اسناد خود تا سفیان‏بن‏السیط گفت: «گفتم به حضرت صادق(ع) تعیین فرما لیله قدر را براى من مفرداً». فرمود: «شب بیست و سوم».(4)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، لیالى قدر، ماه رمضان،
پنجشنبه 26 تیر 1393
در فاصله میان فاجعه مدرسه فیضیه و ماه محرم (2 فروردین تا 4 خرداد 42) مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلامیه‌ های متعدد بود. فرا رسیدن ماه محرم وضعیت را به یک رویارویی گسترده کشانید. ایام محرم بهترین موقع برای افشای جنایات رژیم و برنامه‌های ضد اسلامی شاه بود. ساواک که از جایگاه ویژه این ماه اطلاع داشت، پیش از آغاز آن، بسیاری از وعاظ را احضار و آنان را ملزم کرد که در محافل و مجالس:

''1-علیه شاه سخن نگویید.
2- علیه اسرائیل مطلبی نگویید.
3- مرتب به مردم نگویید که اسلام در خطر است. ''


امام خمینی در نشستی با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنها برای مردم و عزاداران حسینی سخنرانی کرده و از مظالم و جنایات رژیم پرده بردارند. امام خود نیز علیرغم تهدید رژیم، در ساعت 4 بعد از ظهر عاشورای 42 که مصادف با 13 خرداد آن سال بود برای ایراد سخنرانی به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد.

ایشان پس از بیان فجایع دلخراش کربلا، حمله دژخیمان شاه به فیضیه را به واقعه کربلا تشبیه نمود و آن فاجعه را به تحریک اسرائیل دانست و رژیم شاه رادست نشانده اسرائیل خواند. امام همچنین با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که به شاه و اسرائیل بدگویی نکرده و نگویید اسلام در خطر است اظهار داشت: «تمام گرفتاریهای و اختلافات ما در همین سه موضوع است … اگر ما نگوئیم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا این طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟»

سخنان کوبنده و افشا گرانه امام، شاه را پیش از پیش نزد مردم تحقیر و رسوا کرد. دو روز پس از این سخنرانی در سحرگاه 15 خرداد 1342 امام به دستور شاه در منزل مسکونی خود در قم دستگیر و بلافاصله به تهران آورده شد وی را نخست در سلول انفرادی، زندانی و سپس به یک پادگان نظامی که تحت مراقبت کامل بود منتقل نمودند.



چگونگی قیام 15 خرداد
به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنرانی تاریخی امام که علیه اسرائیل و رژیم شاه بوده از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.

مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند به روی تظاهر کنندگان آتش گشودند. مردم نیز با چوب‌ و سنگ به دفاع ازخود برخاستند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و هزاران نفر از مردم کشته و مجروح شدند. فجیع‌ترین حادثه، قتل عام دهقانان کفن‌پوش ورامینی بود که در پشتیبانی از امام راهی تهران شده بودند. مأموران نظامی در سر پل باقرآباد با آنها روبرو شده و با سلاحهای سنگین آنها را قتل عام کردند.

پس از فرو نشستن قیام، اسدا‌… اعلم نخست‌وزیر، در مصاحبه‌ای با روزنامه هرالد تریبون در روز 17 خرداد 42 تهدید کرد که امام و برخی دیگر از علما، محاکمه نظامی خواهند شد و ممکن است حکم اعدام آنها صادر شود. شاه نیز دو روز بعد طی سخنرانی بیانات امام و تظاهرات مردم را به تحریک و پول بیگانگان- جمال‌عبدالناصر- دانست زیرا جمال‌عبدالناصر در آن زمان به دلیل همکاری شاه و اسرائیل روابط خصمانه‌ای با شاه داشت. در این راستا رسانه‌های رژیم ادعا کردند که شخصی به نام عبدالقیس از بیروت با هواپیما وارد فرودگاه مهرآباد شده و در گمرک مهرآباد حدود یک میلیون تومان پول از او به دست آمده و اعتراف کرده است که ناصر این پولها را برای افراد معینی در ایران فرستاده است. این ادعا مورد انتقاد بسیاری در داخل و خارج از جمله خیلی از نشریات خارجی واقع شد و رژیم هیچ دلیل و سندی در این خصوص ارائه نکرد. چند روز پس از دستگیری امام دهها نفر از مراجع و علمای ایران به عنوان اعتراض به دستگیری امام و اعلام پشتیبانی از وی، به تهران مهاجرت کردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی سرانجام امام پس از دو ماه بازداشت در پادگان نظامی به منزلی در شمال شهرتهران منتقل گشت و تحت نظر قرار گرفت. از نخستین ساعات روز بعد مغازه داران تهران و شهرستانها به مناسبت آزادی نسبی امام بر سر در مغازه‌های خود پرچم نصب کرده و چراغانی نمودند و به مردم شیرینی و شکلات دادند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، قیام 15 خرداد، تظاهرات،
پنجشنبه 15 خرداد 1393
مردمی که سال‌ها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین علیه‌السلام باشند در سر می‌ پروراندند ... به ناگاه خود را در صحنه‌ای این چنین مشاهده کردند، گویا حسین علیه‌السلام را به عینه می‌ دیدند... کربلا و حنین، بدر، احد، تبوک و خیبر... را می‌ دیدند.

باری خمینی عزیز ما را کیست که نشناسد و کیست که به شایستگی بشناسد، الفاظ مرا تحمل آن نیست که آن حقیقت فاخر و آن گوهر نفیس را در خود بگنجاند. (رهبر معظم انقلاب اسلامی  23/4/68)
 
به نظر می‌رسد: دست‌کم دو قرن لازم است تا [امام و] تاثیری که ایشان در جامعه بشریت گذاشته دقیقا ارزش‌یابی شود.( 1)

در عین حال از آنجا که تحلیل و کشف رموز شخصیت الهی امام رهگشای حیات با عزت همه مومنان و آزادی خواهان جهان است: همه باید سعی کنند شخصیت امام خمینی را با همان ابعاد عظیم به درستی شناسایی کنند. (2)

در تحلیل شخصیت امام خمینی با نگاهی عمیق به روح ملکوتی و افکار بلند و ویژگی‌های منحصر به فرد روحی و معنوی ایشان و آثار و برکات فراوان حیات طیبه ایشان باید گفت: صدای امام خمینی برای مردم ایران حکم صدای خدا را داشت .(3)

در نظر میلیون‌ها انسان موحد: «او دست خدا بر روی زمین» (4) و «هدیه آسمانی و ملکوتی برای خاکیان بود.»(5)

سلوک معنوی و افکار متعالی وتقید بی‌چون و چرای ایشان به دستورهای شرع انور و تعالیم اهل‌بیت عصمت و طهارت علیه‌ السلام هر مسلمان منصفی را بر این باور استوار می‌ ساخت که:گویی شخصیتی از شخصیت‌های آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنة‌الکبری) با معجزه‌ ای به دنیا بازگشته تا پس از پیروزی امویان و به خون غلتیدن شهیدان اهل‌ بیت علیه‌السلام سپاه علی علیه‌السلام را رهبری کند.(6)

ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی‌خاست؛ مردمی که در طول چهارده قرن حماسه محمد صلی‌الله علیه و‌آله وسلم، زهرا سلام‌الله علیها، حسین علیه‌السلام، زینب سلام الله علیها، سلمان، ابوذر و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه‌ ها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند و علی علیه‌السلام و حسین علیه‌السلام را در چهره او دیدند...

مردمی که سال‌ها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین علیه‌السلام باشند در سر می‌پروراندند ... به ناگاه خود را در صحنه‌ای این چنین مشاهده کردند، گویا حسین علیه‌السلام را به عینه می‌دیدند... کربلا و حنین، بدر، احد، تبوک و خیبر... را می‌دیدند.(7)

گرچه امام خمینی تجلی منحصر به فرد مبارزه طلبی اسلام در قبال استیلای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غرب بود» (8) اما «پیام امام قدس‌سره در میان مسلمانان نه فقط شیعیان (بلکه) در همه منطقه و جهان طنین افکند. (9)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، شخصیت الهی، مسیح معاصر،
سه شنبه 13 خرداد 1393
اینکه آمریکاییها مدام دم از تغییر رفتار ایران می زنند خواستار آن هستند که ایران دست از مقاومت و نفی خوی استکباری دولت ها برداشته و از این وجه اثباتی خود دست بکشد.

با مروری بر 35 سال خصومت و دشمنی آمریکا با ایران و نظام اسلامی به خوبی می توان چرایی این نامگذاری را دریافت. علت اصلی اختلاف آمریکا با انقلاب ایران فراتر از یک عدم تفاهم ساده و در واقع  به علت اسلامی بودن نظام برخواسته از آن است؛ زیرا اسلام، نظام اسلامى، حكومت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى، با ظلم و استكبار، با دست‌اندازى به زندگى مردم، با تجاوز به ملتها، با فرعونیت قدرتها و استبداد داخلی و بین‌المللى مخالف است. این مخالفت هم فقط مخالفت قلبى نیست؛ بلکه مخالفتى است كه در مقام عمل و هر جائى كه اقتضاء پیدا كند، ظهور و بروز خواهد كرد. لذا آن كسانى كه اهل تجاوز و دست‌اندازى به منابع ثروت دیگران و اهل استكبار و فرعونیت در برخوردهاى سیاسى خودشان هستند، با نظام جمهورى اسلامى قهراً مخالفند.

 منش جمهوری اسلامی در طول 35 سال پس از تاسیس نظام اسلامی به صراحت نشان داده است که بیش از هر چیز متکی بر یک «نفی» و یک «اثبات» است. جمهوری اسلامی از یک سو پیوسته بدنبال نفى استثمار، نفى سلطه‌پذیرى، نفى تحقیر ملت به وسیله‌ى قدرتهاى سیاسى دنیا، نفى وابستگى سیاسى، نفى نفوذ و دخالت قدرتهاى مسلط دنیا در كشور، نفى سكولاریسم اخلاقى؛ نفی اباحیگرى و نفى وابستگى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى به قطبهاى جهانى بوده است و از سوی دیگر خواستار اثبات هویت ملى، هویت ایرانى، اثبات ارزشهاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، اثبات مردم سالاری دینی و تلاش براى دست پیدا كردن بر قله‌هاى دانش بوده است. در واقع دلیل دشمنی آمریکا و هم پیمان اصلی آن در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی را می توان همین دو مقوله دانست. به هیمن دلیل است که حضرت امام خمینی(ره)، رهبر فقید و فرزانه انقلاب اسلامی، بارها آمریکا را شیطان اکبر نامیده است. مقام معظم رهبری، امام خامنه ای نیز علت این نامگذاری را اینچنین بیان می کنند:

 «آمریكایی‌ها باطن خود را نشان دادند. رئیس‌‏جمهور امریكا در نطق اخیرش، مثل كسى حرف مى‌زند كه تشنه خون انسان‏هاست! كشورها و ملتها را تهدید و متّهم مى‌كند. همه دنیا مى‌دانند كه شیطان بزرگ، امریكاست؛ این یك حرف متّكى به دلیل است. این عنوان «شیطان بزرگ» براى امریكا، یك نام‏گذارى بى‌دلیل نبود. شما به تاریخ سى، چهل سال گذشته نگاه كنید؛ بیشترین كارشكنى را نسبت به نهضتهاى مردمى و مستقل، امریكا كرده است. بیشترین ترور شخصیتهاى مؤمن پاك‏دامن را در دنیا، دستگاه جاسوسى سیاى امریكا كرده است. بیشترین حمایت را از رژیم‌هاى ضدّ مردمى در دنیا، امریكا كرده است. بیشترین فروش اسلحه و سلاحهاى مرگ‏بار را در دنیا امریكا كرده است. بیشترین چپاول و غارت را نسبت به ثروتهاى ملتها، امریكا كرده است. این‏ها شیطنت است؛ پس بزرگترین شیطا‌ن‌هاست. البته این كارها را شیطانهاى دیگرى هم در دنیا مى‌كنند، اما هیچ‏كدام به شیطنت امریكا نیستند؛ پس او حقّاً شیطان بزرگ است.» (1)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، شیطان اکبر، امریکا،
یکشنبه 17 آبان 1394


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :