پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
خانم طباطبائی همسر حاج سید احمد آقا (ره) درباره رفتار امام با بچه های و بازی امام با نوه اش علی چنین می گوید: علی كوچك بود، گاهی كارهایی می كرد كه اصلا مناسب نبود، حتی ممكن بود برای آقا ایجاد ناراحتی كند، ولی آقا با كمال خوشحالی و خنده می گفتند: مساله ای نیست، بچه را آزاد بگذارید چون آقای تمام شبانه روز را در خانه بودند و علی هم در كنار ایشان بود لذا آقا با علی مانوس بودند و علی هم به آقا انس گرفته بود. یك بار من پیش آقا رفتم و دیدم علی در كنار ایشان نشسته است و از آقای تقاضای ساعتشان را دارد، ایشان فرمودند: «پدرجان! آخر ساعت رنجیرش می خورد به چشمت و اذیت می شوی» علی گفت: خوب عینكتان را بدهید . ایشان فرمودند: عینكم نیز همینطور، به چشمانت می زنی چشمانت اذیت می شود، چشم تو حالا ظریف است، گل است، علی اصرار كرد كه آقا، عینك را بدهید ایشان فرمودند: نه دسته اش را می شكنی و من دیگر عینك ندارم، نمی شه بچه به این چیزها دست بزند.

چند دقیقه ای گذشت و علی در خانه چرخی زد و مجددا آمد و گفت: آقا! امام فرمودند: «جانم » علی گفت: آقا: بیا تو بچه شو و من آقا می شود!! امام فرمودند خیلی خوب باشد. علی گفت: پس پا شو از این جا، بچه كه جای آقا نمی نشیند. امام بلند شدند و خودشان را كنار كشیدند و علی گفتند: پس عینك را بده، ساعت را بده بچه كه به عینك و ساعت دست نمی زند!! آقا فرمودند بیا، من به تو چه بگویم؟ راهش را درست كردن و عینك و ساعت را گرفتی. گاهی علی به آقا می گفتند: شما بنشینید  من شما را حمام كنم، آنوقت ایشان می نشستند و علی سر و صورت ایشان را می شستند، علی دستش را به دیوار می كشید كه مثلاً صابون است بعد به سر و صورت آقا می مالید. من به علی می گفتم: با این كار آقا را اذیت می كنی و آقا فرمودند: نه اذیت نمی كند بگذارید كارش را بكند.

 همبازی علی
امام به بچه ها خیلی علاقه داشتند. به آنها خیلی محبت می كردند و سعی داشتند بچه ها را خوشحال كنند. یك روز داشتم دنبال علی می گشتم (علی، نوه امام است) اما پیدایش نكردم. با خودم گفتم حتماً رفته توی اتاق امام. رفتم جلوی در اتاق، در زدم و رفتم تو. دیدم علی توپ كوچكش را  آورده توی اتاق به اصرار از امام می خواهد كه با او بازی كند! امام هم با خونسردی، آن طرف اتاق ایستاده بودند و به آرامی توپ را برای علی، قل می دادند. تعجب كردم و به خود گفتم : «امام با این همه كار و با این همه خستگی چه قدر حوصله دارند و چه قدر به بچه ها با محبت هستند»

 گردنبند
یك روز از از كشور ایتالیا یك نامه و یك بسته برای امام رسید. توی آن بسته: یك گردنبند بود. صاحب نامه، نوشته بود من مسلمان نیستم ولی شمار را خیلی دوست دارم و این گردنبند را هم به شما هدیه می دهم تا هر جوری كه دلتان می خواهد از آن استفاده كنید.چند روز گذشت یك روز صبح، امام صدای گریه یك بچه را شنیدند. گفتند: بروید ببنید این بچه كیست و چرا گریه می كند. برای امام خبر آوردند كه او دختر كوچك یك شهید است كه با مادرش آمده و می خواهد شما را ببیند. امام گفتند: او را زود بیاورید اینجا. وقتی دختر كوچولو را آوردند، هنوز داشت گریه می كرد. امام او را بغل گرفتند و روی زانوهای خود نشاندند. بعد او را بوسیدند و در گوشش چیزهایی گفتند: دختر كوچولو كم كم گریه را فراموش كرد و خندید امام هم با او خندید. بعد امام بلند شدند و آن گردنبند را آوردند و به گردن او انداختند و به او گفتند: «حالا برو پیش مامانت.» بچه هم با خوشحالی امام را بوسید و رفت.

 نامه به دانش آموزان سرخ پوست آمریكا
چندی  پیش از سوی دانش آموزان سرخ پوست مدرسه راهنمایی مركزی اسپرینگ دال، در ایالت آركانزاس آمریكا، نامه ای به حضور امام خمینی (ره) می نویسد و با ارسال یك جفت جوراب به عنوان هدیه از طرف دانش آموزان مدرسه، از امام می خواهند كه یك شی شخصی خود را هر چند یك جوراب كهنه باشد به عنوان یادبود برای آنان ارسال دارد.امام همراه جواب نامه یك جلد كتاب برای آنان می فرستد كه نشان دهنده تعالی و ترقی انسان در مطالعه كتاب است نه در نگهداری یك لباس كهنه اما پاسخ امام:

بسم الله الرحمن الرحیم
فرزندان عزیز خوب دبیرستان اسپرینگ دال ایالت اركانزاس آمریكا
نامه محبت آمیز و هدیه ارزشمند شما عزیزان را دریافت نمودم. من می دانم كه سرخ پوستان و سیاه پوستان در فشار و زحمت هستند. در تعلیمات اسلام فرقی بین سفید و سرخ و سیاه نیست، آنچه انسانها را از یكدیگر امتیاز می دهد، تقوا و اخلاق نیك و اعمال نیك است. از خداوند بزرگ می خواهم شما فرزندان عزیز را موفق كند و به راه راست هدایت فرماید. یك جزوه از كلمات نصیحت آموز پیامبر بزرگ اسلام را كه برای كودكان ایران هدیه داده اند برای شما عزیزان می فرستم و به شما دعای خیر می كنم. امید است در ارزش های انسانی موفق باشید.



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، خانم طباطبائی، بازی امام،
سه شنبه 18 مهر 1391
برای دیدن اندازه اصلی لطفا بر روی آن کلیک کنید.اعتدال:ادبیات پایداری امام خمینی(ره) را می توان در چهار عنوان اصلی زیرمورد مداقه قرارداد.عناوینی که از سوال اصلی یی چون: مقومات ادبیات پایداری امام خمینی چیست؟ وسوالات فرعی همچون: «دگر» ادبیات پایداری امام و ویژگی های آن چیست؟مبانی ادبیات پایداری امام چیست؟ مؤلفه های ادبیات پایداری امام از چه چیزها تشکیل شده است؟ موانع ادبیات پایداری امام چه می تواند باشد؟و.... نشات می گیرند. وفرضیه تحقیق این است که مقوّمات ادبیات پایداری امام درحوزه معرفتی ثقلین محوری و در حوزه عملی، توأمان بودن مقاومت رهبر و پیروان است.همچنین پژوهش ما این مباحث را دربرنمی گیرد که سبک امام خمینی در ادبیات شعری «نظم» چگونه بوده است یا سبک ایشان در نثر چگونه است واین که امام تا چه اندازه تأثیردرادب فارسی روزگارداشته ویا سهم امام خمینی درشکوفایی واستمرار ادبیات پایداری به معنای خاصش درچه میزانی بوده است؟

1- «دگر» ادبیات پایداری امام
امروز گفته می شود که نه تنها باید پدیده ها رابواسطه اضدادشان تعریف کرد بلکه وجود و تحقق پدیده ها را درمقابل ضد و «دگر» باید جستجو نمود. بنابراین دراین قسمت ما درصدد پاسخ این سوال هستیم که دردنیای انسان معاصر «دگر» ادبیات پایداری امام خمینی چه می تواند باشد و بعبارتی دیگر کدام ادبیات پایداری هست که هویت ادبیات پایداری امام خمینی را شفاف کرده وحد و مرز آن را نمایان نموده و ادبیاتی بنام ادبیات پایداری امام را به منصه ظهور می رساند؟ یا ماهیت قلمرو و مرزهای ادبیات پایداری امام خمینی درمقابل کدام یک ازادبیات پایداری معنا می یابد؟

2- مبانی ادبیات پایداری امام
بیشتردربخش«دگر»ادبیات پایداری امام خمینی، گفته شد که آنجایی که مکتبی خواست خویش را اثبات کند ناگزیردیگری را نفی می کند. نه همانند دوران علی (ع) که ملت مشکل و درد آن رهبر همام بودند، همانگونه که خودشان می گویند:«بکم اداوی وانتم دائی»، اینکه من درپی آنم که دردهای جامعه رابه وسیله شما درمان کنم درحالی که شما خود درد من هستید.امام خمینی که آمد، با زبان قرآن همه طاغوتیان وآنانی که محرم راز طاغوتیان و هم آوازشان بودند را نفی کرد و ادبیاتی را ایجاد وتوسعه بخشید که به واسطه آن طلسم طاغوتیان شکسته شد ومردم به الله و خداوند سبحان خوانده شدند و بر اساس نهضت اسلامی خود را تا به حال برپا وپویا نگه می داشتند، چنین ادبیاتی با اندک توجهی به آثار و گفتار امام خمینی ،بخوبی برجسته ونمایان می گردد. لذا می بینیم که واژه های استقامت، پایداری، مقاومت و ایستادگی درلسان و ادبیات امام بارها وبارها بکاررفته است.مبانی ادبیات پایداری امام خمینی را می توان در دو مبنا و اصل زیرخلاصه کرد.عقل اقتضا می کند که پس از قیام ها وجهت تحصیل پیروزی باید استقامت کرد. دستورالهی است که پس از قیام ها پایداری و استقامت باید کرد.

الف) مبنای عقلی امام درادبیات پایداری
امام خمینی معتقد است چون احکام اسلامی اعم ازقوامین اقتصادی، سیاسی و حقوقی، تا روز قیامت باقی ولازم الاجرا است و این بقا ودوام همیشگی احکام اسلامی امکان پذیرنیست مگر با ایجاد حکومت اسلامی، بنابراین ملتی که تحول روحی پیدا کرده و درصدد دفع انظلام و ذلت می باشد نمی تواند به پیروزی برسد مگر اینکه به وحدت و همبستگی و همدلی و... رسیده ودراین راه پایدار باشد. امام خمینی درادبیاتش به این مهم توجه داشته لذا می گویند اگر ما دست به دست هم ندهیم، همه مان با هم نباشیم، زمین مان خواهند زد، مجلس را زمین می زنند، دولت را زمین می زنند، ... همه زمین می خورند، پس عقل اقتضا می کند که ما الان مشکلات را تحمل کنیم.(صحیفه امام، ج18/245)

ب)دستورالهی برای استقامت
این که استقامت چیست؟ و چرا وبرچه اساس امام خمینی، مردم را بعد از قیام دعوت به استقامت می کند؟ این است که این مطلب راعلاوه بر امر بدیهی و عقلی دانستن یک دستور الهی می بیند و می گویند:«استقامت معنایش این است که اگر گرفتاریهایی پیدا شد درجهاد، اگر درجنگه هایی که پیش می آید برای یک ملتی که می خواهد شرافتمندانه باشد، درمشکلات سستی نکنند، از ما می خواهد که درمقابل کفر و زندقه درمقابل ستم و ستمکاران ایستادگی کنیم. لذا می گویند:

«...چه بسا افرادی که ابتدائاً درامری وارد می شوند لکن بعضی مشکلات وقتی پیش می آمد نمی توانند خودار باشند، نمی توانند استقامت کنند ... تعلیمی که خدای تبارک وتعالی به مسلمین داده است برای دستیابی به مبانی پایداری در ادبیات امام خمینی و یا تشریح بیشترآن، و وجه تمایز این مبانی با مبانی دیگر درادبیات پایداری مطرح و در جوامع بهتر دیده شد که به پاسخ سوال، پایداری برای چه؟ وبرای چه کسی؟ بپردازیم. پاسخ این متن را حضرت علی(ع) این گونه بیان می کند که حکایتگر نفی ادبیات پایداری مسلک مادی گرایانه و صرفاً دنیوی است. آنجایی که حضرتش می فرماید:

خداوندا،توخود می دانی که حرکت ها،جنبش ها، قیام ها، اعتراض، جنگیدن ها و مقاومت های ما، رقابت درکسب قدرت دنیوی نبوده برای تحصیل قدرت برای یک فرد نبود. به عنوان جاه طلبی، برای جمع آوری مال ومنال دنیا ما دراین است که می خواهیم قیام ها و مقاومت یا برای خدا وبه امرخداست به دستور الهی و برای او جهت تحقق امر او و یا برای خود و به امر امیال نفسانی خود یا جامعه است. و مبانی این دو نوع قیام و مقاومت (قیام ومقاومت دنیوی وقیام ومقاومت الهی) با هم افتراق اساسی دارند ادبیات پایداری امام خمینی که از تصویرگری های قرآن و اهل بیت(ع) الگو می گیرد و از واژه ها و ترکیب های ادبی قرآن بهره می برد. امام خمینی با این مبانی درصدد دینی کردن ادبیات پایداری وحضور دین درعرصه اجتماع می باشد. وادبیات پایداریش با خدا ودستورات الهی آغاز می شود تابه خلق می رسد، امروزه وظیفه ماست که دربرابرخطراتی که متوجه اسلام ومسلمین می باشد، برای تحمل هرگونه ناملایماتی آماده باشیم تا بتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع نماییم و جلو اغراض و مطامع آنان را بگیریم و در این راه هرکس به وظیفه خود عمل کند و در امر وظیفه عمل کند و در امر وظیفه کوتاهی نکند.» 

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، ادبیّات پایداری، خداباوری،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
بسم الله الرحمن الرحیم
مـن از هـمـه آقـایـان مـتـشـكـرم كـه در ایـن مـوقـعـى كـه مـا گـرفـتـار ایـن مـسائل هستیم كمك كردند و كارها را انجام دادند و باید بگویم كه كار، كار خودشان بوده و مـنـزل ، مـنـزل خـودشـان بـوده و ایـن مـعـنـا را تـنـبـه بـدهـم كـه در یـك منزل محقرى كار محقرى ما باید با اجتماع كار بكنیم یعنى دسته جمعى هر كسى یك كارش را بـكـنـد و مـیسور نیست براى یك نفر یا دو نفر همه كارها را انجام بدهد. آنوقت راجع به كار یك كشورى كه الان تقریبا باید گفت مصائب هست و تا حالا خرابكارى بوده ، كار یك كـشـورى نـمى شود انجام بگیرد الا اینكه همه اجزاء كشور، همه افراد كشور در آن همكارى كـنـنـد.

اگر چنانچه همه ملت ایران ، هر كس در هر جا هست اقدام به ساختمان این مملكت نكند مـمـلكـت بـه حـال خـرابـه یـا نـیـمـه خـرابـه بـاقـى خـواهـد مـانـد و مـسوول خواهیم بود همه . هر كس هر كارى را مى تواند باید به طور مقتضى ، با صبر و تـحـمـل و تـحـمـل مزاحمات ، تحمل زحمات اقدام بكند. اگر همچو چیزى شد یك مملكت آباد و صحیح و خوب محقق خواهد شد.

ضرورت دقت و نظارت مردم در كلیه امور و شوونات مملكت
و باز همه اجزاى مملكت باید نظارت در امور بكنند كه نتوانند شیاطین باز رخنه بكنند. در ادارات دولتى اشخاصى كه رفت و آمد مى كنند، اینها باید نظارت بركارهاى آنها بكنند یعنى مثل سمت بازرسى و تفتیش و اینطور چیزها كه اگر خطائى آنها مى كنند، تعمدى مى كـنـنـد عـرض مـى كـنم كه خیانتى مى كنند، به دستگاه قضائى اطلاع بدهند تا اینكه آنها تعقیب بكنند.

هـمـه مـصـیـبـت هـائى كـه در ایـن سـال هـا واقع شده است براى این بوده است كه دستگاه ها سرخود بوده اند. از آن دستگاه اول گرفته ، آن شخصى كه به اسم شاه در مملكت حكومت كـرده سـر خـود حـكـومـت كـرده ، مـقـیـد بـه قوانین نبوده . وقتى كه این سر خود حركت كرده كـسـانـى هـم كـه دنبال او هستند از او یاد مى گیرند، اینها هم سر خود مى شوند. وقتى یك مجلسى را به طور سر خودى و بدون رعایت قوانین بوجود آوردند، نمایندگان این مجلس هـم سـر خـود خـواهـنـد شـد، پـایـبـنـد قـوانـیـن نـخـواهـنـد شـد. باید خاتمه پیدا بكند این مسائل ، باید ایران یك مملكتى بشود كه مترقى به معناى واقعى باشد نه اینكه لفظى و همین گفتن ترقى .

معنویات یك مملكتى را باید در صدد بود كه اصلاحش كرد یعنى باید دست خیانت را كوتاه كرد، دست جنایات را كوتاه كرد. همه جاهائى كه یك عضوى از اعضاى ادارات دولتـى یـا دولت ، عـضـوى از اعـضـاى دولت تـكـفـل مـى كـنند، مردم موظفند كه نظارت كنند كه نظارت كنند در آن . آنهائى كه مى روند آنـجـا براى گرفتاریهائى كه مثلا دارند، محاكماتى كه دارند، مى روند در كلانترى ها، مـى رونـد در نـظـمـیـه ، مـى رونـد در عـرض مـى كـنـم دادگـسـتـرى و امثال اینها، خودشان باید ناظر باشند كه چه مى گذرد و خودشان مكلفند (اگر بخواهند مـملكت اصلاح بشود مكلفند) كه چیزهائى كه گذشته است اگر چنانچه خلاف بوده است ، بـه جـاهـائى كـه بـراى ایـن امـر تاسیس مى شود اطلاع بدهند تا تعقیب بشوند. اگر یك مـلتـى یـك هـمـچـو جـهـتى پیش بیاید كه یك محاكم صالحه اى تصرف بكند در همه امور، یـعـنى برسد به داد مردم ، همچو نباشد كه مثل حالا باشد كه دادگسترى ها كارى به این حـرف هـا نـدارنـد یـا نـمـى تـوانـنـد داشـتـه بـاشند !!! عرض مى كنم كه كلانترى ها كه بـخـواهـنـد مـردم را چـه بـكـنند، لخت بكنند، امثال اینها، اگر اینطورها باز ادامه پیدا بكند فـرض كـنید كه این دزد بزرگ رفت ، كوچك ها جاى او مى نشینند و كارها را انجام مى دهند. بـایـد هـمـه تـان ، هـمـه مـان در ایـن امـور دقـت كـنـیـم و دنبال كنیم و فداكارى بكنیم تا اینكه انشاءالله یك مملكت صحیحى بار بیاید.

مـن از خـداى تـبـارك و تـعـالى سلامت همه شما را مى خواهم و من از اینكه این مدت شما زحمت كـشیدید عذر مى خواهم . خداوند شما همه را حفظ بكند و سلامت بدارد و ما حالا مى رویم به این مملكت ببینیم كه آیا چه مى شود. هر چه كه بشود همین است . ما بنا داریم كه برویم ، حـالا چـه از بـین راه برگردیم و باز هم خدمت شما باشیم و چه برویم و پیاده بشویم و آنـجـا چـه بـشـود. و مـن ایـن (را) هـم بـایـد بـگـویم به شما آقایان كه به آقاى یزدى و بـعـضى از آقایان گفتم كه من بیعتم را از شماها برداشتم عرض مى كنم كه ممكن است كه آنـطـورى كـه ایـنـهـا تـهـیـه دیـدنـد در ایـن سـفـر خـطـر در كـار بـاشـد و مـن مـیـل نـدارم كـه بـه خـاطر من شماها خداى نخواسته در خطر بیفتید. من سنم دیگر گذشته ، شما حالا جوانید.

والسلام علیكم ورحمه الله و بركاته



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، نظارت مردمى، امور کشور،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
مسلمین باید یَد واحده باشند بر ضد همه ستمگران.1 اصولا دعوت به اسلام دعوت به وحدت است.2 مؤمنین سرتاسر دنیا برادرند به حسب حکم قرآن، و برادرها برابرند ... در اسلام همین برادری است که مبدا همه خیرات است.3 با حفظ برادری، شما به این جا رسیدید و با حفظ برادری باید جلو بروید.4 من مکرر اعلام کرده‌ام که در اسلام نژاد، زبان، قومیت و ناحیه مطرح نیست. تمام مسلمین - چه اهل سنت و چه شیعه - برادر و برابر، و همه برخوردار از همه مزایا و حقوق اسلامی هستند.5 سنی و شیعه مطرح نیست در اسلام، کُرد و فارس مطرح نیست در اسلام، همه برادر با هم هستیم.6

ما الان همه‌مان با هم موظفیم که دست به دست هم بدهیم، برادر باشیم با هم، و همه با هم بسازیم ایران را.7 آنچه که لازم است الان برای همه ما، حفظ این وحدت است.8 تا آن وقت که یک هستید این یک را کسی نمی‌تواند بشکند.9 اگر علاقه به استقلال ایران دارید وحدت مذهبی داشته باشید.10 راه رهایی هر ملتی از چنگال استعمار، مذهب است که ریشه در عمق جان آن‌ملت دارد.11 مادامی که حفظ کنید شما وحدت خودتان را، خدا با شماست، یدالله مع الجماعه.12 ملت ایران با این وحدت کلمه و اتکال به اسلام نهضت را پیش برد، و این رمز را از دست نخواهد داد.13 باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمز پیروزی است، و این رمز پیروزی را از دست ندهیم.14

ما در سایه آرامش و وحدت می‌توانیم این کشور را به مقاصد عالیه اسلامی برسانیم.15 امروز روز اتحاد و یگانگی است، و این هم از الطاف بزرگ و تاییدات الهی است.16 همه می‌دانیم وحدت ملت چه اثرهای معجزه‌آسای داشته است و دارد؛ و در مقابل، تفرقه و تنازع چه نکبتهایی به سر مسلمین در طول تاریخشان آورده است.17 رمز پیروزی شما ملت بزرگ، وحدت کلمه و اتکال به ایمان بود.18 این وحدت و توجه به خدا و الله‌اکبر بود که شما را بر آن قدرت‌ها پیروز کرد.19 از امور مهمه‌ای که بر همه ما واجب است دفاع از اسلام، دفاع از جمهوری اسلامی است، و آن بستگی دارد به وحدت.20 کوشش کنید که این وحدت از دست نرود، و مهم‌تر این که اتکال بر خدا از دست نرود.21

اگر مسلمین ید واحد باشند کسی نمی‌تواند مقابل این جمعیت قیام کند.22 اگر مسلمین با هم متحد بشوند هیچ دولتی نمی‌تواند به آنها غلبه کند.23 اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را، عرب را، عجم را، ترک را، فارس را، همه را با هم متحد کند؛ و یک امت بزرگ به نام امت اسلام در دنیا برقرار کند.24 باید با هم برادر باشیم، نگذاریم دیگران بیایند همه چیزمان را ببرند.25 واجب است بر همه مسلمین که با هم باشند.26

اگر ملتهای مسلم که تقریبا یک میلیارد جمعیت هستند، اینها برادر با هم باشند و به برادری با هم رفتار کنند، هیچ آسیبی بر اینها واقع نمی‌شود.27 این جانب با کمال تواضع، دست‌خود را به طرف تمام جناحهایی که در خدمت اسلام هستند دراز می‌کنم، و از همه استمداد می‌کنم که با هم پیوستگی همه جانبه، در راه بسط عدالت اسلامی که یگانه راه سعادت ملت است کوشا باشند.28

این جانب با تمام طاقت، در حصول وحدت همه اقشار ملت مسلمان کوشش کرده و می‌کنم، و از خداوند متعال در این امر بسیار مهم که هستی ملت بدان پیوسته است استمداد می‌نمایم.29 سخنرانیهای سالم و سازنده در محیط های سالم غیرمتشنج، برای ایجاد وحدت و تفاهم و جلوگیری از اختلاف و تشنج، مفید و موجب رضای خداست.30 هی نگویید وحدت و دنبالش نباشید، عملا با هم وحدت داشته باشید. شما برادرهای هم هستید.31

تاکید می‌کنم که اگر سران با هم خوب باشند، این کشور صدمه نمی‌بیند؛ و اگر صدمه‌ای این کشور ببیند از اختلاف سران است.32 همیشه سفارش کردیم به این که باید وحدت کلمه داشته باشید تا بتوانید یک کاری انجام بدهید. اگر هر کدام یک جناح خاصی باشد، یک طرف خاصی بکشد و او طرف دیگری بکشد، این، اولین استفاده‌اش مال اجانب است.33

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، وحدت، یَد واحده،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.شهادت عزت ابدی است.1 شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما.2 هراس، آن دارد که شهادت مکتب او نیست.3 شهادت رمز پیروزی است.4 ملتی که شهادت را آرزو دارد پیروز است.5 شما چه در دنیا پیروز بشوید یا به شهادت برسید، پیروزمندید.6

شهادت در راه اسلام برای همه ما افتخار است.7 شهادت برای ما فیض عظیمی است.8 این حس شهادت خواهی و فداکاری بود که یک ملتی، که هیچ نداشت، بر طاغوت غلبه پیدا کرد.9 یک ملتی که زن و مردش برای جانفشانی حاضرند، و طلب شهادت می‌کنند، هیچ قدرتی با آن نمی‌تواند مقابله کند.10 خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست.11 ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.12 یک همچو ملتی که آرزوی شهادت می‌کند، این ملت دیگر خوف ندارد.13 ملت ما خون داده است تا جمهوری اسلامی وجود پیدا کند.14 ملت ما عاشق شهادت بود، با عشق به شهادت پیش رفت این نهضت.15

ما از خدا هستیم همه، همه عالم از خداست، و همه عالم به سوی او بر خواهد گشت. پس چه بهتر که برگشتش اختیاری باشد و انتخابی، و انسان انتخاب کند شهادت را در راه خدا، و انسان اختیار کند موت را برای خدا، و شهادت را برای اسلام.16 در بستر مردن، مردن است و چیزی نیست، لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرفرازی و تحصیل شرافت برای انسان و برای انسانها.17 مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگی سیاه است.18 چه غافلند دنیا پرستان و بی‌خبران، که ارزش شهادت را در صحیفه‌های طبیعت‌جستجو می‌کنند، و وصف آن را در سروده‌ها و حماسه‌ها و شعرها می‌جویند، و درکشف آن از هنر تخیل و کتاب تعقل مدد می‌خواهند، و حاشا! که حل این معما جزبه عشق میسر نگردد.19 آنها که شهید شدند، به خدمت خودشان و سعادت خودشان و به اجر خودشان رسیدند.20

شهدای انقلاب بزرگ، چون شهدای صدر اسلام، در پیشگاه مقدس ربوبی ارزشمند، و مورد عنایت حق تعالی و اولیای اسلام ارزشمند خواهند بود.21 شما پیروزید، برای این که شهادت را در آغوش می‌گیرید؛ و آنهایی که از شهادت و از مردن می‌ترسند، آنها شکست خورده‌اند.22 مگر شهادت ارثی نیست که از موالیان ما، که حیات را عقیده و جهاد می‌دانستند و در راه مکتب پر افتخار اسلام، با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می‌کردند، به ملت شهید پرور ما رسیده.23

به ملت عزیز و توده‌های میلیونی ایران عرض می‌کنم که هیچ انقلابی بدون شهادت خواهی و فداکاری و سختی و گرانی و فشارهای مادی موقت تحقق نیافته.24 شهادت در راه خداوند چیزی نیست که بتوان آن را با سنجشهای بشری و انگیزه‌های مادی ارزیابی کرد.25

رهبر ما آن طفل دوازده ساله‌ای است که با قلب کوچک خود، که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن رامنهدم نمود، و خود نیز شربت شهادت نوشید.26 سعادت را آنها بردند که آن چیزی را که خدا به آنها داده بود تقدیم کردند، و ما عقب‌مانده آنها هستیم.27

بر ماست که با اعتراف به عجز خویش، از رزمندگان عزیزی که با شهادت طلبیها و رشادتهایشان از میهن اسلامی خود دفاع نموده، و با خون پاک خود چراغهایی فرا راه آزادی تمام ملتهای در بند برافروختند، قدردانی نماییم.28 گوارا باد بر این شهیدان، لذت انس و همجواری‌شان با انبیای عظام و اولیای‌کرام و شهدای صدر اسلام، و گواراتر بر آنان باد نعمت رضایت حق، که رضوان من الله اکبر.29 هان ای شهیدان! در جوار حق تعالی آسوده خاطر باشید، که ملت شما پیروزی شما را از دست نخواهد داد.30

نمونه‌ترین گواهان صادق و یادگاران عزمها و اراده‌های استوار و آهنین، شما بندگان مخلص حقید، که مراتب انقیاد و تعبد خویش را به پیشگاه اقدس حق‌تعالی، با نثار خون و جان به اثبات رسانیدند.31 کشوری که همه بیدار و همه مستعد برای شهادت هستند، اینها را از چه می‌ترسانند.32 هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنماییهای شیطانی، برای خدا به جهادبرخیزد، و خود را فدای هدف کند نه هوا، و این هنر مردان خداست.33

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، عشق به شهادت، ایمان به خدا،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
ملت بود که این نهضت را پیش برد و ملت است که باید از این به بعد نیز به پیش ببرد.1 ما هرچه داریم از این ملت است، البته ملت اسلامی که با فریاد الله اکبر این کار را انجام دادند.2 امروز زمانی است که ملت‌ها چراغ راه روشنفکرانشان شوند و آنها را از خودباختگی و زبونی در مقابل شرق و غرب نجات دهند، که امروز روز حرکت ملتهاست و آنان هادی هدایت کنندگان تاکنونند.3 مطمئن باشید که پیروز هستید و هیچ قدرتی هم نمی‌تواند با شما مقابله کند. برای این که قدرت، قدرت ملت است.4 یک ملت وقتی یک چیزی را بخواهد، این، خواهد شد.5 وقتی ملتی چیزی را خواست کسی نمی‌تواند مخالفت کند.6

هیچ قدرتی در مقابل قدرت لایزال ملت نمی‌تواند پا برجا بماند.7 ما باید بدانیم که اگر ملتها چیزی را خواستند، تحقق پیدا می‌کند.8 سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.9 هر ملتی باید سرنوشت خودش را، خودش تعیین کند.10 با اراده ملتها، اراده‌ای که تبع اراده خداست، اراده‌ای که برای خداست، غیر ممکن‌ها ممکن می‌شود و محالها واقع.11 ما به نیروی ملت اتکا داریم.12 جلب نظر مردم از اموری است که لازم است.

پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را می‌کرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق.13 مبدأ نجات از خود ملت است.14 آگاهی مردم، و مشارکت و نظارت و همگامی آنها با حکومت منتخب خودشان، خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه می‌باشد.15 به شهادت تاریخ، هیچ قدرتی نمی‌تواند آتش قلب ملت مظلومی را که برای رسیدن به آزادی و استقلال قیام کرده است فرونشاند.16

هیچ اسلحه‌ای با ایمان نمی‌تواند مقابله کند، هیچ اسلحه‌ای با قیام ملت نمی‌تواند مقابله کند.17 یک قدرت بزرگ وقتی پایگاه ملی ندارد، این قدرت نمی‌تواند بایستد.18 اگر ملت پشتیبان یک دولتی شد، دولت سقوط نمی‌کند.19 اگر یک ملتی پشتوانه «حکومتی» نباشد، «این حکومتی» نمی‌تواند درست بشود.20 تمام گرفتاریهایی که ما در طول مدت تاریخ داشتیم، بهره‌برداری از جهالت مردم بوده است.21

امروز روزی نیست که کسی اتکا به سرنیزه بکند، دنیا عوض شده ... ملتها یکی بعد از دیگری دارند بیدار می‌شوند.22 قدرتها هرچه هم بزرگ باشند، وقتی مقابل با ملت می‌شوند نمی‌توانند کاری بکنند.23




پی نوشت ها:
1. صحیفه نور، ج 13، ص 121

2. صحیفه نور، ج 13، ص 196
3. صحیفه نور، ج 13، ص 212
4. صحیفه نور، ج 13، ص 309
5. صحیفه نور، ج 14، ص 117
6. صحیفه نور، ج 10، ص 31
7. صحیفه نور، ج 3، ص 465
8. صحیفه نور، ج 14، ص 24
9. صحیفه نور، ج 6، ص 11
10. صحیفه نور، ج 5، ص 37
11. صحیفه نور، ج 11، ص 323
12. صحیفه نور، ج 5، ص 405
13. صحیفه نور، ج 17، ص 251
14. صحیفه نور، ج 14، ص 277
15. صحیفه نور، ج 4، ص 248
16. صحیفه نور، ج 4، ص 155
17. صحیفه نور، ج 3، ص 392
18. صحیفه نور، ج 7، ص 511
19. صحیفه نور، ج 8، ص 87
20. صحیفه نور، ج 11، 459
21. صحیفه نور، ج 13، ص 452
22. صحیفه نور، ج 11، ص 335
23. صحیفه نور، ج 13، ص 105



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مردم، ولی نعمتمان،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
اگر بخواهیم مستقل باشیم، باید مهیّا باشیم که با همه چیز مقابله بکنیم.1 عمده این است که ما باور کنیم که خودمان می‌توانیم.2 مملکت مملکت خودمان است، خودمان هم باید آبادش کنیم.3 بزرگترین فاجعه برای ملت ما این وابستگی فکری است که گمان می‌کنند همه چیز از غرب است و ما در همه ابعاد فقیر هستیم.4

 یک مملکت اگر بخواهد خودش روی پای خودش بایستد، مستقل بشود در همه ابعاد، چاره ندارد جز این که تفکر این که ما باید از خارج چیز وارد بکنیم را از کله‌اش بیرون کند.5 ما می‌خواهیم زندگی فقیرانه داشته باشیم ولی آزاد و مستقل باشیم.6 این را باید به خودمان اثبات کنیم که ما هم آدمیم، که ما هم هستیم در دنیا، که شرق هم یک جایی است، همه‌اش غرب نیست.7 ما ارزش حیات را به آزادی و استقلال می‌دانیم.8

بزرگترین آرزوی من این است که مردم ایران از چنگال ظلم نجات پیدا کنند، و صاحب کشوری باشند آزاد و مستقل، دارای نظامی اسلامی که در آن حقوق انسانها آنچنان که اسلام دستور داده است رعایت شود، و در راه پیشرفت و ترقی و سعادت انسانی سرمشق برای همه ملت‌ها باشند.9 برادرهای من! اگر بخواهید آبرومند بشوید در دنیا و آخرت، و شرافتمندانه زندگی کنید، باید با قدرت و شدت در مقابل دیگران بایستید، و در بین خودتان رحیم و رئوف و دوست باشید.10

خودتان را مهیا کنید برای ساختن کشورتان؛ و ارزش دارد که ما یک ده سال پانزده سال زحمت بکشیم و رنج ببریم و کشورمان مستقل بشود، و از دست و چنگال این گرگ‌های آدم خوار بیرون کشیده بشود.11 فرزندان عزیزم! دیگر این شمایید که باید هر چه بیشتر کوشش کنید تا نهال آزادی و استقلال کشور را آبیاری کنید.12 اگر چنانچه استقامت کنیم، موید به تأییدات الهی هستیم.13 در رأس برنامه ملت و دولت باید استقلال همه‌جانبه کشور، از قوای انتظامیه گرفته تا قوای تقنینیه و قضائیه و اجرائیه باشد.14

هر کس در هر جا که هست کوشش کند، و کوششش این باشد که ما باید وابسته نباشیم.15 همت کنید تا آخرین رگ و ریشه‌های وابستگی این کشور به بیگانگان را، در هر زمینه‌ای قطع نمایید.16 این وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج، منشاء اکثر بدبختیهای ملتها و ملت ماست.17 اگر ما از وابستگی فکری بیرون بیاییم همه وابستگی‌ها تمام می‌شود.18 شما مردم شریف ایران، در جریان مبارزه با استعمار و استثمار پیروزی بزرگی به دست آوردید، و توانستید با اتکال به خدای متعال و وحدت کلمه و مشارکت همه قشرها بر طاغوت زمان غلبه کنید، و پشت ابرقدرتها را بلرزانید.19 مبارک آن روزی است که دست اجانب از ممالک ما، از ممالک اسلامی کوتاه شود و مسلمین روی پای خودشان بایستند.20

یک ایران آزاد ما می‌خواهیم و یک ایران مستقل ما می‌خواهیم، یک ایران قدرتمند می‌خواهیم؛ یک ایرانی ما می‌خواهیم که خود ملت بایستد و خود ملت اداره کند مملکت را.21 تا این دو دست ما طرف شرق و غرب دراز است ما وابسته هستیم، ما که می‌خواهیم وابسته نباشیم باید اول بیدار بشویم به این که ما خودمان هم شخصیت داریم، ما می‌توانیم کار انجام بدهیم.22 گمان نکنید که ما حتماً باید همه چیزمان را از دیگران بگیریم، نه! شما به فکر این باشید که همه چیزتان را خودتان درست کنید.23

عید مسلمین وقتی سعید و مبارک هست که مسلمین خودشان استقلالشان را و مجدشان را، آن مجدی که در صدر اسلام برای مسلمین بود، به دست بیاورند.24 ما تا نفهمیم که خودمان هم یک شخصیتی داریم، مسلمانها هم یک گروهی هستند و شخصیتی دارند و می‌توانند خودشان هم کار انجام بدهند، تا نخواهیم یک کاری را، نمی‌توانیم؛ و تا بیدار نشویم، نمی‌خواهیم.25 باید همه ریشه‌های استبداد و ریشه‌های استعمار را از این مملکت بکنید.26

اجازه نمی‌دهیم کسی در مقدرات مملکتمان دخالت کند.27 احتیاج ما پس از این همه عقب‌ماندگی مصنوعی به صنعتهای بزرگ در کشورهای خارجی، حقیقتی است انکارناپذیر؛ و این به آن معنی نیست که ما باید در علوم پیشرفته، به یکی از دو قطب وابسته شویم.28 برای ما فرقی بین شرق و غرب نیست، ما با اتکا به خدا و ملت شجاع استقلال واقعی را به دست می‌آوریم.29 ملت ایران بدون اتکا به غرب و شرق می‌خواهد روی پای خود بایستد، و بر سرمایه‌های مذهبی و ملی خود استوار باشد.30 ملت ایران تصمیم گرفته است که خود را از چنگال استعمار و استبداد نجات دهد، و مستقل و آزاد باشد؛ و سیاستهای خود را بر این دو پایه طرح‌ریزی می‌کند؛ و برای او مهم نیست که چه کسی این سیاستها را می‌پسندد و یا نمی‌پسندد.31

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، استقلال كشور، نقش مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادی را، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را می‌خواهند، همه در انتخابات شرکت کنند.1 اگر در انتخابات مسامحه کنیم، مطمئن باشید که از راه مجلس به ما لطمه می‌زنند.2 وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخابات رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی، و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند.3

انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه‌هاست، انتخابات مال همه مردم است.4 ملت است که با رای خودش رئیس جمهوری تعیین می‌کند، جمهوری اسلامی را رای می‌دهد؛ و با رای خودش که متمرکز است در مجلس، دولت را تعیین خواهد کرد؛ و همه امور دست‌خود ملت است.5 این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامی که پیش می‌آید، چه وکیل بخواهید تعیین بکنید و چه - عرض بکنم که - رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید، باید در صحنه باشید، عذری ندارید که بروید و کنار بنشینید.6

باید توجه داشت که هدف از انتخاب در نهایت، حفظ اسلام است. اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامی رعایت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام می‌شود.7 همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همان طور که باید نماز بخواند، همان طور که باید سرنوشت خودش را تعیین کند.8 عزیزان من که امید نهضت اسلامی به شماست! در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید و به صندوقها هجوم آورید و آرای خود را در آنها بریزید.9 امروز مسئولیت به عهده ملت است، ملت اگر چنانچه کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد بنشینند و اشخاصی که نقشه کشیده‌اند برای این مملکت، از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئولیت به عهده ملت است.10 نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته، به مجلس راه یابد.11

باید ملت‌شریف بدانند که انحراف از این امر مهم اسلامی خیانت به اسلام و کشور است، و موجب مسئولیت عظیم است.12 مجلس در راس همه امور واقع است.13 مجلس خانه واقعی ملت است.14 این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بوده‌اند.15 این مجلس فراهم آمده از الله اکبرهای مردم است.16 سر تسلیم به مجلس یعنی سر تسلیم به اسلام.17 در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد.18 مجلس در راس همه ارگانها واقع است؛ و مجلس ملت است که متبلور شده است و تحقق پیدا کرده است در یک جای محدود.19 علاقه‌مندم که قداست مجلس معظم و وکلای محترم محفوظ باشد تا الگویی باشند برای مجلسهای جهان.20

حیف است که چهره نورانی مجلس، در آن یک چیزهایی واقع بشود که مخالف زی شما آقایان است.21 توجه داشته باشند، رئیس‌جمهور و وکلای مجلس از طبقه‌ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‌داران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات، که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنه‌گان را نمی‌توانند بفهمند.22 اشخاصی که انتخاب می‌شوند واقعا منتخب ملت باشند.23

مردم را توجه بدهید به این که شما می‌خواهید اسلام را حفظ کنید؛ باید منتخبین شما اشخاصی باشند که توجه به اسلام داشته باشند، متعهد به اسلام باشند، بازیگر نباشند.24 من متواضعانه از شما می‌خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید، و اشخاصی اسلامی، متعهد، غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید.25 باید درست متوجه باشید و اشخاصی که انتخاب می‌کنید سوابقشان را مطالعه کنید، بدانید... در زمان سابق چه جور بودند، در زمان انقلاب چه جور بودند، از اول انقلاب تا حالا چه جور بودند و سوابق خانوادگیشان چه هست، عقایدشان چه هست و مقدار معلوماتشان چه هست.26

امید است ملت مبارز متعهد، به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها، آرای خود را به اشخاصی دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند، و از تمایلات چپ و راست مبرا باشند، و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهی امت، معروف و موصوف باشند.27 افرادی را انتخاب کنید که متعهد به اسلام بوده شرقی و غربی نباشند، و بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند.28

من انتطار دارم که وحدت کلمه خود را حفظ، و در انتخاب وکلای خود رضای حق را بر رضای خود مقدم دارید.29 وکیلهایی که آراسته هستند به اخلاق خوب، متعهد هستند به اسلام، وفادار هستند به کشور خودشان، خدمتگزار هستند و شما و به کشور، آن اشخاص را انتخاب کنند و به در مجلس بفرستند.30 باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی‌آید.31 مسئولیت مجلس به عنوان یک مرشد و هدایت کننده برای مردم، زیاد است.32 دنبال این باشید که یک مجلس قوی قانونگذاری داشته باشیم تا بتوانند مملکت را به راه راست ببرند.33 مجلس خوب همه چیز را خوب می‌کند، و مجلس همه چیز را بد می‌کند.34

مجلس است که اساس یک کشور را به صلاح می‌کشد، یا اساس یک کشور یک مجلس را رو به فساد می‌برد.35 آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد؛ انحراف از حیث قدرت‌طلبی و از حیث مال‌طلبی در کشور، در وزیرها پیدا شد، در رئیس‌جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم خودنمایی کرده؛ از آن وقت باید جلویش را بگیرند.36 آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند - خدای نخواسته - و از این خوی ارزنده کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.37

اگر در این نظام کسی یا گروهی - خدای ناکرده - بی‌جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید، و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتما پیش از آن که به رقیب یا رقبان خود ضربه بزند، به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است.38 شما وکیل نیستید که بروید آنجا بنشینید و حسابهایی که خودتان با هم دارید صاف کنید، اگر یک همچو کاری بشود این انحراف است، و غصب است آن محل برای شما.39 اگر انحراف پیدا کنید بر خلاف ملت، خیانت کرده‌اید به وکالتی که دارید.40 انتقاد و استیضاح حق مجلس است.41 فرقه است بین نظارت و استیضاح و بین عیبجویی و انتقامگیری، و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش می‌فهمد.42 هیچ کس حق ندارد که راجع به مجلس جسارتی بکند؛ و مجلس حقش است که موافق و مخالف داشته باشد.43



پی نوشت ها:

1.صحیفه نور، ج 18، ص 243
2.صحیفه نور، ج 18، ص 276
3.صحیفه نور، ج 21، ص 421
4.صحیفه نور، ج 18، ص 367
5.صحیفه نور، ج 13، ص 125
6.صحیفه نور، ج 15، ص 18
7.صحیفه نور، ج 21، ص 11
8.صحیفه نور، ج 15، ص 28
9.صحیفه نور، ج 12، ص 177
10.صحیفه نور، ج 12، ص 181
11.صحیفه نور، ج 21، ص 421
12.صحیفه نور، ج 12، ص 178
13.صحیفه نور، ج 17، ص 115
14.صحیفه نور، ج 18، ص 420
15.صحیفه نور، ج 14، ص 370
16.صحیفه نور، ج 14، ص 370
17.صحیفه نور، ج 14، ص 370
18.صحیفه نور، ج 18، ص 197
19.صحیفه نور، ج 17، ص 246
20.صحیفه نور، ج 18، ص 468
21.صحیفه نور، ج 13، ص 100
22.صحیفه نور، ج 21، ص 422
23.صحیفه نور، ج 17، ص 469
24.صحیفه نور، ج 18، ص 173
25.صحیفه نور، ج 12، ص 149
26.صحیفه نور، ج 10، ص 260
27.صحیفه نور، ج 12، ص 178
28.صحیفه نور، ج 12، ص 168
29.صحیفه نور، ج 12، ص 149
30.صحیفه نور، ج 12، ص 169
31.صحیفه نور، ج 21، ص 422
32.صحیفه نور، ج 18، ص 203
33.صحیفه نور، ج 13، ص 538
34.صحیفه نور، ج 18، ص 282
35.صحیفه نور، ج 17، ص 471
36.صحیفه نور، ج 16، ص 23
37.صحیفه نور، ج 17، ص 376
38.صحیفه نور، ج 21، ص 179
39.صحیفه نور، ج 12، ص 345
40.صحیفه نور، ج 12، ص 351
41.صحیفه نور، ج 18، ص 43
42.صحیفه نور، ج 18، ص 466
43.صحیفه نور، ج 19، ص 397



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، پشتوانه مردم، انتخابات،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
مبحث حکومت از اهمیت ویژه ای برخوردار است . هر چند در روزگاران حاکمیت های طاغوتی این مبحث چندان مورد اعتنای فقهای حوزه های علمیه نبود اما با آغاز نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه مبحث حکومت اسلامی علاوه بر اینکه در فقه مطرح شد در عمل نیز به صحنه آمد و مورد توجه سیاست مداران و عموم مردم قرار گرفت .

برای کسانی که انقلاب اسلامی را درک نکرده اند و یا کسانی فرصت مطالعه و مراجعه به افکار و اندیشه های امام خمینی (س) و نزدیکترین و موثرترین یاران و شاگردان ایشان ـ شهیدان والامقام آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی (اعلی الله مقامهما) را کمتر پیدا کرده اند تشریح نگاه امام و یاران برجسته ایشان به جایگاه حاکمان اسلامی جالب خواهد بود. مقایسه این نگاه با نگاه کسانی که معتقد به جایگاهی فراتر از آنچه در نگاه امام خمینی برای حاکمان قائل هستند می تواند نکات مهمی را آشکار نماید و در عمل نیز تفاوت های زیادی را نشان دهد.با همین هدف توجه خوانندگان گرامی صفحه امام را به این مبحث تحت عنوان « نگاه امام خمینی به جایگاه حاکمان در نظام اسلامی » جلب مینمائیم .

حق نصیحت و انتقاد
اما در مقابل بدون آنکه در مقام توضیح و تشریح چندانی باشیم سخنانی از امام و یاران ایشان نقل می شود. حضرت امام در زمان اوج مبارزات ملت مسلمان ایران در تاریخ در موضوع حق نظارت مردم بر حکومت اظهار داشت : « هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما در برابر سایرین زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیراینصورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ـ خود به خود ـ از مقام زمامداری معزول است .»

وقتی در نظام اسلامی بشود عالی ترین مقام حکومت را مورد پرسش قرار داد و به کار او اشکال و ایراد کرد و از او درباره کارهای مربوط به حکومت توضیح خواست و بازخواست کرد انتقاد و ایرادگیری به دیگر مراتب حکام تکلیفش مشخص است.البته این توضیح خواستن از باب نصیحت ائمه مسلمین و جهت خیرخواهی برای جامعه و ملت است نه از سر کینه و هوای نفس و چون چنین است امام تصریح دارند که این حق استیضاح « در برابر سایرین» و علنی می باشد نه در خفا و پنهانی . چنانکه در سخنی دیگر به همگان توصیه می کنند.

« همه و همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور نظارت کنند اگر من یک پایم را کج گذاشتم ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی … همه ملت موظفند به اینکه نظارت داشته باشند در همه کارهایی که الان مربوط به اسلام است … نبادا من یک وقت یک کلمه برخلاف مقررات اسلام بگویم اعتراض کنند بنویسند بگویند.»

بنیانگذار جمهوری اسلامی براساس تعالیم دینی و آموزه های اسلامی و با تاسی به سیره حکومتی پیامبراکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) مردم را نه تنها مجاز که موظف به نظارت بر امور و نصیحت زمامداران و انتقاد از آنها می داند.

حضرت امام در کلامی دیگر نشانه انحراف از مسیر درست را به مردم نشان می دهد و وظیفه نظارتی آنها را متذکرشان می شود :

« و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی در کشور در وزیرها پیدا شد در رئیس جمهور پیدا شد آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم خودنمایی کرده از آن وقت باید جلویش را بگیرند. رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت خود مردم باید جلویش را بگیرند… اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند جمهوری اسلامی را حفظ کنند دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند از اینکه ـ خدای نخواسته ـ یک وقت قدمی از آن ور برندارند

نه زمامداران از حیث عدالت و درستی نفسانی و صحت رفتاری مصونیت دارند و نه مردم حق دارند نسبت به رفتار و منش مسئولان بی توجه باشند بلکه برای هدایت امور جامعه در مسیر درست همواره باید ناصح و خیرخواه خادمان خود باشند از نظارت و نصیحت و انتقاد دست برندارند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، نظام اسلامی، حاکمان،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
نهضتی که روستائی و شهری، کارگر و کشاورز، دانشجو و استاد، وکیل و کارمند، همه و همه در آن شرکت دارند. اساسا غیر از مذهب و آن هم مذهبی مانند اسلام، کدام نیرو می تواند این چنین انقلابی را به وجود بیاورد؟

من به تدریج این امید در دلم زنده می شود که این انقلاب به ایران محدود نمی ماند، هفت صد میلیون مسلمان را در بر خواهد گرفت و چه افتخاری برای ایران خواهد بود که یک انقلاب اسلامی از ایران شروع بشود و تمام کشورهای اسلامی را زیر نفوذ خودش بگیرد، که مطمئنا خواهد گرفت.

از قراری که به من اطلاع داده اند چند روز پیش، کارتر به آیت الله خمینی (ره) راجع به بختیار اخطار کرد که هر دو ابرقدرت بر روی این دولت توافق دارند و شما حساب کار خودتان را بکنید. اما این مرد بزرگ اعتنائی به این تهدید نکرد.

من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهائی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا «آمن» دیدم.

آمن بهدفه، به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود نمی تواند او را از هدفش منصرف کند.آمن بسبیله، به راهی که انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد بتوان او را از این راه منصرف کرد. شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راهش داشت.

آمن بقوله، در میان همه رفقا و دوستانی که سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد. بایشان نصیحت می کنند که آقا کمی یواشتر، مردم دارند سرد می شوند، مردم دارند از پای در می آیند، می گوید نه مردم اینجور نیستند که شما می گوئید. من مردم را بهتر می شناسم و ما همگی می بینیم که روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشکار می شود.

و بالاخره بالاتر از همه آمن بربه، در یک جلسه خصوصی ایشان به من می گفت فلانی این ما نیستیم که چنین می کنیم. من دست خدا را به وضوح حس می کنم. آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس می کند و در راه خدا قدم برمی دارد، خدا هم به مصداق ان تنصروا الله ینصرکم بر نصرت او اضافه می کند. یا آن چنان که در داستان اصحاب کهف مطرح می شود، قرآن می گوید آنها جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و به او اعتماد و تکیه کردند، خدا هم بر ایمانشان افزود (1). آنها برای خدا قیام کردند و خدا هم دل های آنها را محکم کرد (2).

این چنین هدایت و تأییدی را من به وضوح در این مرد می بینم. او برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد. اطباء فرانسه که اخیرا این پیرمرد هشتاد و چند ساله را که لااقل پانزده سال است دچار جنگ اعصاب و ناراحتی روحی است و اخیرا هم جوانی آن چنان برومند را از دست داده، معاینه کردند، نظر دادند قلب او نظیر قلب یک جوان بیست ساله است. او که در راه خدا قدم برداشته آنچه را قرآن وعده داده است به تجربه دریافته.

قرآن وعده داده است که برای خدا قیام کنید، برای خدا عمل کنید، آن وقت عنایت خدا را می بینید. اگر توی خانه ات بنشینی خدا را نمی بینی. اگر ساکت باشی، عنایت خدا را نمی بینی. برای خدا حرکت کن آن وقت است که خدا را و عنایت او را می بینی. آدمی که به امید خدا و برای خدا حرکت کرده، از تهدید آمریکا، حتی اگر شوروی را هم ضمیمه اش کنند، هیچ ترسی به دل راه نخواهد داد. در مورد این مرد بزرگ یکی دیگر از خصوصیاتش را بگویم، شاید شما باورتان نشود این مردی که روزها می نشیند و این اعلامیه های آتشین را می دهد، سحرها اقلا یک ساعت با خدای خودش راز و نیاز می کند و آن چنان اشک هائی می ریزد که باورش مشکل است.

این مرد درست نمونه علی (ع) است. درباره علی (ع) گفته اند که در میدان جنگ به روی دشمن لبخند می زند و در محراب عبادت از شدت زاری بیهوش می شود و ما نمونه او را در این مرد می بینیم.


پی نوشت:

1. انهم فتیه آمنوا بربهم و زدناهم هدی. کهف 13.
2. و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السموات و الأرض. کهف 14. 



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی، نقش مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391


( کل صفحات : 8 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :