پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، سرآغاز شکل گیری نظام و حکومتی با ماهیت دینی و مشارکت بی نظیر مردم با اهداف بسیار متعالی بود. امام احیاء کننده مکتب سیاسی اسلام بود با ویژگی ها و امتیازات خاص آن.

یکی از مهم ترین ویژگی های مکتب سیاسی امام یعنی «جایگاه مردم» را در مکتب سیاسی امام در دو بخش مورد بررسی اجمالی قرار داده است:

الف: نقش و میزان تأثیرگذاری مردم در نظام سیاسی اسلام و مکتب سیاسی امام که به سه نقش مهم اشاره شده است.

1 ـ پذیرش حاکمیت و ولایت الهی

2 ـ مشارکت عملی

3 ـ نظارت عمومی

ب: جهت گیری مکتب سیاسی امام و اسلام. در این بخش اثبات شده است که اهداف و برنامه های نظام سیاسی اسلام همگی در راستای نیاز و منافع و مصالح مردم می باشد.

برآیند طبیعی تحولات بعد از رنسانس و عکس العمل حوادث قبل از آن و به ویژه موضع گیری و عملکردهای کلیسا آن شد که سکولاریسم با سرعت مطرح و به تدریج اصول و مبانی فکری جدیدی جایگزین تعالیم کلیسا گردد و نوعی تقابل و دوگانگی بین دست آوردهای مدرنیسم و نهضت رنسانس با اصول قبلی شکل گیرد. انسان محوری به جای خدا محوری، تعقل و خردورزی در تقابل با تعبد و تکلیف گرایی، علم در تضاد با ایمان، آزادی و پویایی در مقابل پایبندی به دین، حقّ الناس بجای حق اللّه و سرانجام حکومت و نظام مردمی نقطه مقابل حکومت الهی مطرح و رسماً دموکراسی به عنوان جایگزین تئوکراسی مطرح و پذیرفته شد. این تقابل و غیر قابل جمع بودن مفاهیم و معارف دینی با محصولات علمی و انسانی، شدت گرفت و در آثار اندیشمندان غربی [و به دنبال آنان روشنفکران کشورهای دیگر] به عنوان اصول مسلم و خدشه ناپذیری آموزش داده شد. سپس همین اندیشه قطعیت یافته، ملاک تقسیم بندی حکومت ها و مشروعیت و ارزیابی نظام های سیاسی قرار گرفت و چنین نتیجه گیری شد که حکومت یا مشروعیت و ماهیت دینی و آسمانی دارد و یا ماهیت انسانی و مشروعیت مردمی؛ و شق سومی وجود ندارد.

اما انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران با ماهیت کاملاً دینی و مشارکت بی نظیر مردم و مبتنی بر کرامت و ارزش های انسانی و خردورزی، بسیاری از این تئوری ها را باطل کرد. مرجعیت دینی و رهبری حضرت امام، با احیاء مکتب سیاسی اسلام نشان داد که نباید همه ادیان موجود را به یک چشم نگریست و هرگز اسلام با مسیحیت تحریف شده قابل مقایسه نمی باشد و شایسته نیست برای جوامع اسلامی و کشورهای مسلمان نشین، متناظر با جهان غرب و دنیای مسیحیت نسخه واحد ارائه کرد. انقلاب اسلامی ایران تولد جدید اسلام ناب و نشان دهنده توجه فوق العاده خدا به انسان و ویژگی ها و توانمندی های او و اهتمام شریعت به نقش و منزلت مردم در نظام سیاسی بود.

با شکل گیری مکتب سیاسی امام(ره)، مفهوم و اصطلاح جدیدی تحت عنوان «مردم سالاری دینی» احیاء و مطرح گردید که بدون انفعال از دموکراسی غرب، ترسیم کننده نقش و نوع مشارکت و میزان دخالت مردم در نظام سیاسی اسلام بوده و حکومت را در خدمت و برای مردم معرفی می کند. از همین رو جانشین خلف و شاگرد برجسته حضرت امام، مقام معظم رهبری دام ظله العالی یکی از ویژگی های مکتب سیاسی امام و اسلام را اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم و مردم سالاری بر خاسته از متن اسلام معرفی کرده، در بخش هایی از بیانات خود می فرماید:

«... مردم سالاری در مکتب سیاسی امام ـ که از متن اسلام گرفته شده است ـ مردم سالاری حقیقی است، مثل مردم سالاری امریکایی و امثال آن، شعار و فریب و اغواگری ذهنهای مردم نیست. مردم با رأی خود با اراده خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب می کنند، مسئولان خود را هم انتخاب می کنند... . در مکتب سیاسی امام، رأی مردم به معنای واقعی کلمه تأثیر می گذارد و تعیین کننده است این کرامت و ارزشمندی رأی مردم است... در مکتب سیاسی امام، مردمسالاری از متن دین برخاسته است از امرهم شوری بینهم برخاسته است، از هُوَ الّذی اَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ و بِالمُؤمنین برخاسته است ما این را از کسی وام نگرفته ایم. عده ای می خواهند وانمود کنند که نقش مردم در اداره حکومت ها را باید غربیها بیایند به ما یاد بدهند. غربیها خودشان درخم یک کوچه گرفتارند... مردم سالاری را امام آورد، مردم سالاری را انقلاب آورد

اما آیا «مردم» در مکتب سیاسی امام و اسلام دارای چه نوع دخالت و نقشی هستند؟ به ویژه آنکه امام مشروعیت و حقّانیّت ولایت را از طرف خدا و انتصابی می دانند، جای این سؤال باقی می ماند که پس مردم چه مشارکت و تاثیری در شکل گیری و استقرار و استمرار نظام دارند؟ و به تعبیر دیگر سؤال اصلی که این مقاله می خواهد پاسخ آن را در آثار و بیانات امام جستجو کند این است که: آیا مشروعیت الهی مکتب سیاسی اسلام با مشارکت و تاثیر گذاری مردم قابل جمع است یا خیر؟ و اگر جواب مثبت است نقش و نوع مشارکت آنان چیست؟

در حاشیه پاسخگویی به این پرسش، به پرسش های فرعی دیگری نیز پاسخ داده خواهد شد. مانند:

ـ اقتدار و توانمندی نظام اسلامی چگونه حاصل می شود؟

ـ جهت گیری مکتب سیاسی امام به کدام سو می باشد؟

ـ ارکان حکومت دینی (مکتب سیاسی امام) چیست؟

ـ و سرانجام این که اهداف و مقاصد نظام سیاسی اسلام کدام است؟

تعریف مفاهیم

قبل از ورود به اصل بحث لازم است برخی از مفاهیم را به اختصار تعریف و منظور نگارنده را بیان کنیم.

مشروعیت: مشروعیت از ریشه شرع است، لکن یک اصطلاح دینی صرف نیست و در فلسفه سیاست به معنای توجیه عقلانی حاکمیت و حقّانیّت حکومت است. مشروعیت در واقع توجیه و پاسخ دو سؤال مرتبط با هم است: یکی اینکه چه کسی حق امر و نهی و حکم کردن دارد؟ و دیگر اینکه مردم موظف به اطاعت از چه حاکم و حکومتی هستند؟ مشروعیّت از مقوله حقّانیّت است و فلسفه های سیاسی هماهنگ و متناسب با مبانی و جهان بینی خود، حقّانیّت و تئوری خاصی را درباره مشروعیّت ارائه کرده اند.

بنابراین مشروعیّت لزوماً به معنای مقبولیّت نیست؛ گرچه در برخی از تئوری ها مقبولیت مبنا و ملاک مشروعیت معرفی شده است، اما به لحاظ مفهومی و معنائی مشروعیت از مقوله حق است اما مقبولیت از مقوله پذیرش و همراهی مردم است.

بیعت: بیعت را متناسب با معنای لغوی یک نوع پیمان و میثاق مشروط و طرفینی تعریف کرده اند که بر اساس آن یک شخص یا گروه یا امت با امام و حاکم خود به منظور اطاعت و فرمانبرداری از او انجام می دهند و در مقابل او هم متعهد می شود نسبت به اداره امور آنها اقدام کند. بیعت در فلسفه سیاسی اسلام، پیمان و قراردادی است بین امت و امام که در شرائط خاص و زمانهای حساس تجدید می شود.

بنابراین بیعت هم با نصب از بالا می سازد، مانند بیعت مسلمانان با پیامبر اکرم (ص) و هم با انتخابی بودن حاکم هماهنگی دارد. پس بیعت به معنای انتخاب و محدود به آن نمی باشد.

نقش: منظور از نقش مردم در این مقاله، جایگاه و هر گونه دخالت و تأثیری است که آنان می توانند در حکومت و نهادهای منتسب به حاکمیت داشته باشند، اعم از تأثیر نظری و فکری و یا تأثیر و دخالت عملی و رفتاری نظیر مقبولیت و همینطور اقتدار و توانایی بخشیدن به حکومت و یا نقش نظارتی و کنترلیِ مردم نسبت به حاکمان و متصدّیان نهادهای حکومتی.

مردم: مردمی که در این نوشتار نقش آنها مورد بررسی قرار گرفته و حضرت امام(ره) به آنها اعتقاد و اعتماد داشته، آنها را صاحبان اصلی حکومت، ولی نعمت مدیران، تداوم بخش انقلاب و نظام و ناظر به همه امور می داند و خدمتگزاری به آنها را برای مسئولان افتخار معرفی می کند، بی خردان و دنیا طلبان و غافلان گرفتار وسوسه های شیطانی نیستند، بلکه انسانهای خردورز و فرزانه و با ایمانی هستند که با پذیرش قانون و ولایت الهی، خود را از سلطه طاغوت ها رهایی بخشیده و جز خدا هیچ کس را فرمانروای خود نمی شناسند.

البته در نظام اسلامی و مکتب سیاسی امام باید برای هدایت و رشد و تعالی افراد غافل و فاسد هم برنامه ریزی و اقدامات عملی وجود داشته باشد، لکن صاحبان حکومت و پشتوانه آن، مؤمنین و عاقلان هشیار می باشند.

اقتدار: منظور توانایی و قدرت اعمال حکومت و عملی کردن اندیشه ها و گرایش هایی است که یک فلسفه سیاسی آن را پی می گیرد؛ همینطور مقاومت کردن در برابر دشمنان و توطئه ها و ناکام ساختن برنامه ها و نقشه های آنان. اقتدار در این مقاله به معنای تحمیل رأی خود به دیگران نیست.

مردم سالاری در مکتب سیاسی امام

مردم سالاری دینی و آنچه را حضرت امام(ره) با انقلاب خود احیاء کردند، در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم: یکی جایگاه و نقش مردم در مکتب سیاسی امام و دیگری جهت گیری مردمی مکتب سیاسی امام.

الف: جایگاه و نقش مردم در مکتب سیاسی اسلام:
حضرت امام با الهام از مبانی اعتقادی اسلام به ویژه توحید، حاکمیت و ولایت را از شئون الهی دانسته، حکم فرمایی غیر خدا را طاغوت می داند و آن را نفی می کند و معتقد به حکومت منحصر و محدود به قانون الهی است که دیگران موظف به اجراء آن هستند:

اسلام دین قانون است، قانون! پیغمبر هم خلاف نمی توانست بکند، نمی کردند البته، نمی توانستند بکنند. خدا به پیغمبر می گوید اگر یک حرف خلافی بزنی رگِ وَتینت قطع می کنم. حَکَم قانون است، غیر قانون الهی کسی حکومت ندارد، برای هیچ کس حکومت نیست نه فقیه و نه غیر فقیه، همه تحت قانون عمل می کنند مجری قانون هستند همه: هم فقیه و هم غیر فقیه، همه مجری قانون اند.

بر اساس توحید ربوبی، ولایت و حاکمیت منحصر به خدای واحد است و سرپرستی و ولایت هر کس دیگر و اطاعت از غیر خدا شرک می باشد: وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ

اسلام حکومت و رهبری عالی جامعه اسلامی را پیمان و عهد الهی و نشأت گرفته از شأن ربوبی می داند که با انشاء خدا، به وسیله افراد برجسته و ممتازی تجلی می یابد که دارای صلاحیت علمی و عملی لازم برای قائم مقامی خدا هستند و از انحرافات فکری و رفتاری مصونیّت کامل دارند. در غیاب ایشان نیز اقرب الناس و کسانی که بیشترین سنخیت را با ائمه معصومین داشته باشند و احتمال انحراف علمی و عملی آنها کمتر باشد به عنوان نیابت از امام، وظیفه هدایت و رهبری را بر عهده دارند.

بر همین اساس است که حضرت امام، ولایت و حکومت فقیه را از مقوله تکلیف و جزء واجبات الهی می داند نه مقوله حق و امتیازی برای فقهاء. در عصر غیبت فقهاء واجد شرایط به نحو وجوب کفائی وظیفه دارند مأموریت و رسالت امام معصوم یعنی زعامت و رهبری جامعه دینی را عهده دار گردند و مردم را هادی و رهنما باشند. ایشان در طراحی نظام اسلامی و ولایت فقیه می فرماید:

پس قیام و اقدام به حکومت و تشکیل دولت اسلامی، از قبیل واجب کفایی بر فقهاء عادل است. پس اگر یکی از آنها برای تشکیل حکومت موفق شد، بر بقیه متابعت او واجب است و اگر تشکیل حکومت ممکن نبود مگر بر اجتماع همه فقهاء پس واجب است همگی قیام به حکومت کنند و اگر تشکیل حکومت هم به هیچ وجه امکان نداشت باز فقهاء از منصب خود ساقط نمی شوند گرچه در تأسیس نکردن حکومت معذورند... .

بعد از شکل گیری نظام نیز فرمود:

قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است؛ همان ولایت رسول اللّه است.

و حاصل آنکه از نظر امام موضوع ولایت فقیه به تبع امامت ائمه معصومین، انجام رسالت و وظیفه ای است که خدا برای آنها تعیین کرده و این در راستای خدمت به مردم است:

ائمه و فقهای عادل موظف اند که از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند. صرف حکومت برای آنان جز رنج و زحمت چیزی ندارد منتهی چه بکنند؟ مامورند انجام وظیفه کنند. موضوع ولایت فقیه مأموریت و انجام وظیفه است.

بنابراین از نظر امام و اکثریت قاطع فقهاء مشروعیت و حقانیت ولایت و حاکمیت فقهاء (مانند ائمه) الهی و از طرف خدا است و مردم در مشروعیت و حقّانیت ولایت، دخالت و تأثیری ندارند. اما این به معنای نفی تأثیر و دخالت مردم در نظام سیاسی اسلام و مکتب سیاسی امام نمی باشد.

در نظام سیاسی اسلام و مکتب سیاسی امام، گرچه ولایت و حاکمیت مختص خدا است، اما مردم در تأسیس و شکل گیری حکومت و ولایتِ انشاء شده از جانب خدا و تداوم و استمرار آن، از سه جهت دارای نقش و تأثیر گذاری اساسی اند: یکی پذیرش حاکمیت و ولایت الهی و دیگری مشارکت عملی در تحقق حکومت دینی و سرانجام نظارت عمومی. امام به این نقشها توجه و اعتماد فراوانی داشت و بارها آن را مطرح کردند.

1 ـ پذیرش حاکمیت و ولایت الهی:
هدایت تشریعی خدا و برنامه و نظامی که دین برای اداره زندگی در همه ابعاد ارائه کرده، ضامن سعادت و کمال حقیقی انسان است. محور این هدایت، ولایت انحصاری و بی بدیل الهی است که تضمین کننده حاکمیت احکام دینی و فراهم کننده زمینه و فرصت برای تعالی انسانها است، لکن این هدایت و ولایت تحمیلی نبوده، جز با انتخاب و گزینش خردورزانه مؤمنین تحقق نمی یابد.

زعامت و رهبری جامعه اسلامی و حاکمیت دینی نشأت گرفته از ولایت تشریعی خدا و تجلی آن است نه ولایت تکوینی و لذا اختیار و اراده انسان ها و انقیاد و پذیرش آگاهانه آنان شرط تحقق و اجرایی شدن آن می باشد. حاکمیت و ولایت تشریعی خدا مختص مؤمنینی است که دعوت رسول الهی را شنیده و با پذیرش مشتاقانه اسلام و لبیک خردمندانه در واقع به این چنین ولایت و حاکمیتی رأی داده و آن را با تمام وجود پذیرفته اند و از بین همه سلطه ها و حکومت ها و ولّی ها، ولایت خدا را گزینش کرده اند. ایمان و پذیرش اسلام در حقیقت نوعی پیمان و قرار داد است بین مؤمنین و خدایشان به این مضمون که ما ولایت و سلطه تو [و به تبع آن جانشینان تو] را انتخاب کرده و می پذیریم و تسلیم احکام و قوانین تو می باشیم تا متقابلاً تو هم ما را به سعادت و نور هدایت کنی و به سر منزل مقصود و سعادت حقیقی برسانی.

از نظر قرآن کریم، پیامبر اکرم (ص) دو ماموریت و دو وظیفه در طول یکدیگر دارد؛ اول رسالت ابلاغ وحی و دعوت مردم به پذیرش دین و گرایش به هدایت الهی. در این مرحله، مخاطب پیامبر همه انسانها می باشند. و او تنها وظیفه ارائه طریق و راهنمایی و ابلاغ حکم الهی را دارد و بس:

وَمَا عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِینُ

و بر پیامبر چیزی جز رساندن ابلاغ آشکار [رسالت] نیست.

فَمَا أَرْسَلَنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاَغُ

و ما تو را حافظ آنان (و مامور اجبارشان) قرار نداده ایم وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است.

در مرحله نخست، این خود مردم اند که یا با خردورزی عالمانه دین خدا را پذیرفته و به آن ایمان می آورند و یا به آن پشت کرده و کفر می ورزند:

إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَإِمَّا کَفُوراً

ما راه را به او [انسان] نشان دادیم خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!

وظیفه و شأن دیگر پیامبر اکرم (ص)، درون دینی و مختص مؤمنین است و مربوط به کسانی است که با ایمان و پذیرش اسلام خواستار حاکمیت و ولایت خدا بوده، نبی مکرم اسلام از طرف خدا ولیّ و امام آنها می باشد. و از همین رو است که قرآن ولایت پیامبر اکرم (ص) را مربوط به جامعه مؤمنین می داند:

اَلنَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ

پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر (و نزدیکتر) است.

بنابراین پذیرش اسلام و قبول دعوت پیامبر اکرم (ص) به معنای رأی دادن و پذیرش ولایت الهی و ولایت جانشین او است ؛ چنان که استمرار ولایت الهی و حاکمیت هدایت تشریعی خدا نیازمند استقامت مؤمنین بر انتخاب و گزینششان می باشد که در صدر اسلام مسلمانان این استقامت و پیمان وفاداری خود را با بیعت با پیامبر اکرم (ص) و رهبران الهی نشان می دادند و تجلی می بخشیدند.

بیعت مسلمانان با پیامبر(ص) که قرآن مواردی از آن رابیان کرده است (مانند سوره فتح آیه 10 و 18 و 19 و سوره ممتحنه آیه 12) و استدلال و استشهاد علی (ع) در مقابل یاران و پیروان خویش به بیعت آنها نیز هرگز به این معنا نیست که اسلام بیعت را انشاء کننده و مشروعیت بخش ولایت و حاکمیت می داند، بلکه بیعت مسلمانان با پیامبر (ص) میثاق و پیمان وفاداری و استقامت آنان با رسول الهی است و خدا هم آن را ستوده است و علی (ع) هم از یارانش می خواهد به رأی و میثاق و بیعت خود وفادار باشند. البته استناد علی (ع) به بیعت در برابر دشمنان و مخالفانش مانند معاویه و طلحه و زبیر از باب جدال احسن و استدلال به آن چیزی است که مخالفان حضرت به آن ملتزم بودند. لذا در این گونه موارد به بیعت های قبلی و بیعت مسلمانان با خلفای قبلی استشهاد شده، در حالی که مسلماً و بی تردید علی (ع) خلافت آنان را مشروع نمی دانسته است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مکتب سیاسی، آرای ملت،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
در مطالعه و بررسی نظام‎های سیاسی، پرسش از نوع ساختار قدرت و رابطه مردم و حكومت همواره كانون توجه و موضوع مورد مطالعه بوده است، لكن تفاوت و تمایز ساختار قدرت در نظام‎های سیاسی از جمله نظام جمهوری اسلامی ایران به گونه‎ای است كه برخی از كسانی كه با الگو و معیار قرار دادن نظام‎های لیبرال دمكراسی به مقایسه نشسته‎اند را به اشتباه و كژراهه‎های غیرقابل توجیه كشانده است لذا با تعبیر به اینكه «جامعه ما در حال گذار از ساخت قدرت الیگارشیك (گروه اندك) به شبه دمكراسی است.»[1]

درصدد بیان این هستند كه طبقه‎ای كه تعدادش كمتر است تمام وظایف سیاسی را انجام می‎دهد و قدرت را در انحصار خود دارد و از مزایایی كه قدرت به همراه می‎آورد بهره‎مند می‎گردد.»[2] و به طور خلاصه «اقلیت سازمان یافته همیشه بر اكثریت كمتر سازمان یافته یا سازمان نیافته در جامعه پیش می‎جوید.»[3]

علیرغم این اظهارات، امام خمینی كه با درایت تمام رهبری داهیانه‎شان را در نظام جمهوری اسلامی به منصه ظهور رساندند در این باره می‎فرمایند: «این توطئه‎اسلام است كه در امور سیاسی ایران پانصد نفر دخالت كنند. باقیشان بروند سراغ كارشان یعنی مردم بروند سراغ كارشان، هیچ كار به مسائل اجتماعی نداشته باشند.»[4] و همچنین می‎فرمایند: «باید همه زن‎ها و همه مردها در مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی وارد باشند و ناظر باشند هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهای دولت ناظر باشند، اظهارنظر بكنند، ملت باید الان همه‎شان ناظر امور باشند، اظهارنظر بكنند[5]

در واقع امام خمینی(ره) با نفی طبقاتی بودن جامعه اسلامی اظهار می‎دارند كه «اسلام طبقه‎ای را بر طبقه دیگر ترجیح نداده است اسلام تمام طبقات را مساوی دانسته است.»[6] و بدین خاطر ما با بررسی عینی و دقت نظر در توزیع قدرت و گردش كارگزاران نظام در این دو دهه بعد از پیروزی انقلاب به این موضع هدایت می شویم كه تعبیر الیگارشی درباره ساختار قدرت در خصوص نظام جمهوری اسلامی، سخن ناروایی است.

اگر در بخش‎های مختلف ساختار قدرت توجه نماییم بر هر منصفی مخفی نمی‎ماند كه در نظام جمهوری اسلامی مجلس نمایندگان جایگاه مهم و جدی را داشته و «در رأس امور است.»[7] و نمایندگان آن منتخب مردم بوده و نحوه انتخاب آنها نه تنها از طریق رقابت‎های سیاسی احزاب امكان‎پذیر است بلكه حتی راهیابی نامزدهای مستقل و غیر وابسته به حزب‎های سیاسی كه نوعی الیگارشی بر آن حاكم است امكان داشته و در این چند دوره مجلس شورا این امر محقق شده و نحوه تصمیم‎گیری نمایندگان منتخب مردم بدون اتكاء و وابستگی به احزاب و الیگارشی بودن آن بوده است .

رئیس جمهور را كه ـ مجری امور و مدیر و رئیس اداره كشور است ـ مردم با آرای خودشان انتخاب می كنند این وضعی است كه انتخابات ریاست جمهوری در ایران دارد حتی در كشورهای دمكراتیك غرب هم این وضعیت نیست (كه) هر حزبی، اسم كسی را به عنوان كاندیدا ذكر می‎كند. مردمی كه به آن كس رأی می‎دهند، در حقیقت به آن حزب رأی می‎دهند و خیلی‎ها آن كس را اصلاً نمی‎شناسند، به هر جهتی طرفدار این حزبند و انگیزه‎های گوناگون اقتصادی و سیاسی و غیرسیاسی موجب می‎شود كه طرفدار فلان حزب باشند و به خاطر طرفداری آن حزب، به كاندیدای آن تشكیلات رأی می‎دهند (اما در ایران اسلامی) مردم در انتخاب دستگاه قانونگذاری مباشرتاً و مستقیماً دخالت می‎كنند در انتخاب دستگاه اجرایی و رئیس قوه مجریه، مردم خودشان دخالت می‎كنند، حتی در انتخاب رهبر ـ با اینكه رهبری یك منصب الهی است و تابع ملاك‎های الهی و معنوی و واقعی است ـ باز مردم نقش دارند كما اینكه مشاهده كردید مجلس خبرگان كه نمایندگان مردمند می‎نشینند كسی را معین و انتخاب می‎كنند اگر همان كسی كه مجلس خبرگان انتخاب كرد، مورد قبول مردم نباشد باز رهبری او جا نخواهد افتاد. پس آحاد و عامه مردم، علاوه بر اینكه به صورت غیر مستقیم ـ از طریق مجلس خبرگان ـ رهبر را معین می‎كنند، مستقیماً هم نسبت به شخص رهبر نظر و تصمیم دارند و خواست و ارا ده آنهاست كه در حقیقت یك رهبر را رهبر می‎كند و به او امكان تصرف و قدرت امر و نهی و قبض و بسط می‎دهد.[8]

اما شگفت‎انگیز این است كه برخی از كسانی كه نمی‎توانند حضور و مشاركت مردم را انكار نمایند با یك موضع‎گیری متضاد و با بهانه‎جویی تمام مشاركت میلیونی مردم را مشاركت تهییجی و پوپولیستی دانسته‎اند. اینكه بگوییم «جامعه ما از مشاركت پوپولیستی[9] به مشاركت نهادینه در حال عبور است.»[10] آیا به راستی چشم فرو بستن در قبال حضور و مشاركت فعال و قانونمند مردم نیست؟ درباره اهتمام به قانومند و نهادینه شدن مشاركت مردم آیت الله خامنه‎ای می‎فرمایند: «در یك سال ـ كه همان سال 58 باشد ـ امام خمینی(ره) چهار بار از آراء مردم برای چیزهای گوناگون استفسار كرد؛ برای اصل نظام، برای قانون اساسی نظام، برای ریاست جمهوری برای تشكیل مجلس شورای اسلامی.»[11] و همچنین می‎فرمایند: «امام می‎توانست یك قانون اساسی مطرح كند، همه مردم، یا یك اكثریت قاطعی از مردم هم یقیناً قبول می كردند. می‎توانست عده‎ای را معین كند و بگوید اینها بروند قانون اساسی بنویسند... امام این كار را نكرد امام انتخابات خبرگان (قانون اساسی) به راه انداختند، حتی عجله داشتند كه این كار هر چه زودتر انجام بگیرد.»[12]

 بنابراین مشاركت قانونمند مردم در عرصه‎های مختلف نظام همواره مورد اهتمام امام و مسؤولین نظام بوده و در این 24 سال بعد از پیروزی انقلاب هر ساله در ایران اسلامی انتخابات برگزار شده است و مشاركت مردم نه تنها حق قانونی منظور شده، بلكه به عنوان تكلیف الهی از جانب علمای دین مورد تأكید و توصیه قرار گرفته است. حق و تكلیف بودن مشاركت قانونی مردم از ظرافت‎های خاصی است كه برخی را به خاطر عدم آگاهی به اشتباه انداخته است حضور و حق مشاركت فعال مردم كه خاستگاه دینی داشته و مورد توصیه علمای دین می‎باشد.

از افتخارات جمهوری اسلامی است كه در دنیای غرب نظیر نداشته و بدین خاطر دنیای غرب با بحران مشاركت مواجه شده است و با انزوای دین و عدم توصیه نهادهای دینی به مشاركت مردم و بی‎توجهی به حقوق فطری آنها، شهروندان آن دیار جمعیتی خنثی و بی‎نظر و محروم در برابر سرنوشت اجتماعی خویش از عرصه‎های سیاسی اجتماعی حذف گردیده‎اند. آیت الله خامنه‎ای در این باره می‎فرمایند: «در دمكراسی‎های غربی عدّه‎ای پای صندوق‎های رأی می‎آیند و رأی می‎دهند گاهی سی و هفت درصد حائزین شرایط را تشكیل می‎دهند، مثلاً در انتخابات اخیر آمریكا حدود سی و هفت درصد شركت كننده بیشتر نبود. هیچ وقت به اندازه شصت و هفت درصد و هفتاد درصدی كه در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، چه مجلس پنجم و چه مجلس ششم، ملاحظه كردید، شركت نمی‎كنند.»[13]

بنابراین آیا بهتر نیست با غنیمت شمردن حضور و مشاركت آگاهانه مردم و با قدرشناسی از این ولی‎نعمتان جامعه‎ای را كه در آن حدیث شریف نبوی «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعیته»[14] حاكم می‎باشد ارج نهیم.


پی نوشت ها:


[1] . پولادی، كمال، روزنامه ایران (گذر از الیگارشی به شبه دمكراسی) 17/3/82، ص 9.
[2] . مایكل راش، جامعه و سیاست، (انتشارات سمت)، ص 66، به نقل از گاتانوموسكا، طبقه حاكم، 1939، ص 60.
[3] . مایكل راش، جامعهو سیاست، انتشارات سمت، ص 67.
[4] . نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی (ره)، محمد حسن حسنی، نشر عروج، ص 196 به نقل از صحیفه نور، ج 18، ص 245.
[5] . همان، پیشین.
[6] . همان، ص 226، به نقل از صحیفه نور ج 6، ص 167.
[7] . همان، ص 199، به نقل از صحیفه نور، ج 17، ص 91.
[8] . ویژگی‎های انقلاب اسلامی در آینه نگاه مقام معظم رهبری، مؤسسه قدر ولایت، ص 61، 66.
[9] . populist (مردم باورانه، عوام‎گرا)، (در پایان قرن 19 ماركسیستهای روسیه ـ كه به عمل سازمانی باور داشتند ـ به همه روش‎های انقلابی رقیبان غیرماركسیست خود برچسب پوپولیست زدند و این عنوان به صورت تحقیرآمیز رواج یافت)، آشوری داریوش، دانشنامه سیاسی، انتشارات مروارید، 1380.
[10] . پولادی، كمال، پیشین.
[11] . ویژگی‎های انقلاب اسلامی در آینه نگاه مقام معظم رهبری، همان، ص 124.
[12] . همان.
[13] . مقام معظم رهبری آیت الله خامنه‎ای، روزنامه رسالت، 23/4/79، ص 6.
[14] . میزان الحكمه، محمدی ری‎شهری؛ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ج 4، ص 337. 



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، مشاركت نهادینه، مسائل اجتماعی،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
یکی از موضوعات مهم جامعه اسلامی مفهوم آزادی به طور اعم و حریم خصوصی و عمومی شهروندان به طور اخص است که امام خمینی (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی بارها بر این موضوعات تاکید کرده اند.

وقوع انقلاب در هر جامعه ای همراه با تحولات بنیادین و تغییرات سریع در آن جامعه است. انقلاب اسلامی ایران نیز با پیروزی خود ساختارها، ارزش ها و تعاریف جدیدی از موضوعات و مفاهیم مختلف عرضه کرد که بسیاری از این تعاریف و مفاهیم بدیع توسط بنیانگذار انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) مطرح شد.
در ایام بیست و سومین سالگرد عروج ملکوتی بنیانگذار انقلاب اسلامی به بازخوانی فرمایشات و تاکیدات امام(ره) در حوزه مسائل حقوقی و قضایی می پردازد.
 
یکی از این موضوعات مهم مفهوم آزادی به طور اعم و حریم خصوصی و عمومی شهروندان به طور اخص است. امام خمینی (ره) به عنوان رهبر این انقلاب مردمی در مصاحبه ها و سخنرانی های خود بارها به این موضوعات اشاره کرده‌اند و بطور کل در اندیشه و سیره ایشان موضوع حریم عمومی و خصوصی شهروندان جایگاه مهمی داشته است، فرمان هشت ماده ای که ایشان در تاریخ 24آذر 1361 خطاب به مسئولین اجرایی و قضایی صادر کردند، صریح ترین دیدگاه ایشان در خصوص موازین این موضوع حیاتی برای جامعه و عموم مردم است.
 
متن کامل فرمان 8ماده ای امام(ره) به شرح زیر است:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
در تعقیب تذکر به لزوم اسلامى نمودن تمام ارگانهاى دولتى بویژه دستگاههاى قضایى و لزوم جانشین نمودن احکام اللَّه در نظام جمهورى اسلامى به جاى احکام طاغوتى رژیم جبار سابق، لازم است تذکراتى به جمیع متصدیان امور داده شود. امید است ان شاء اللَّه تعالى با تسریع در عمل، این تذکرات را مورد توجه قرار دهند:.

1- تهیه قوانین شرعیه و تصویب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گیرد و قوانین مربوط به مسائل قضایى که مورد ابتلاى عموم است و از اهمیت بیشتر برخوردار است در رأس سایر مصوبات قرار گیرد، که کار قوه قضاییه به تأخیر یا تعطیل نکشد و حقوق مردم ضایع نشود، و ابلاغ و اجراى آن نیز در رأس مسائل دیگر قرار گیرد .

2- رسیدگى به صلاحیت قضات و دادستان ها و دادگاه ها با سرعت و دقت عمل شود تا جریان امور، شرعى و الهى شده و حقوق مردم ضایع نگردد. و به همین نحو رسیدگى به صلاحیت سایر کارمندان و متصدیان امور، با بیطرفى کامل بدون مسامحه و بدون اشکال تراشیهاى جاهلانه که گاهى از تندروها نقل مى‏شود، صورت گیرد تا در حالى که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه مى‏شوند اشخاص مفید و مؤثر با اشکالات واهى کنار گذاشته نشوند. و میزان، حال فعلى اشخاص است با غمض عین از بعض لغزشهایى که در رژیم سابق داشته‏اند، مگر آنکه با قرائن صحیح معلوم شود که فعلًا نیز کارشکن و مفسدند.

3- آقایان قضات واجد شرایط اسلامى، چه در دادگسترى و چه در دادگاههاى انقلاب باید با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامى احکام اسلام را صادر کنند، و در سراسر کشور بدون مسامحه و تعویق به کار پر اهمیت خود ادامه دهند. و مأمورین ابلاغ و اجرا و دیگر مربوطین به این امر باید از احکام آنان تبعیت نمایند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار، احساس آرامش قضایى نمایند، و احساس کنند که در سایه احکام عدل اسلامى جان و مال و حیثیت آنان در امان است. و عمل به عدل اسلامى مخصوص به قوه قضاییه و متعلقات آن نیست، که در سایر ارگانهاى نظام جمهورى اسلامى از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیته‏ ها و بسیج و دیگر متصدیان امور نیز به‏ طور جدى مطرح است و احدى حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامى داشته باشد.

4- هیچ کس حق ندارد کسى را بدون حکم قاضى که از روى موازین شرعیه باید باشد توقیف کند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزیر شرعى است.

5- هیچ کس حق ندارد در مالِ کسى چه منقول و چه غیرمنقول، و در مورد حق کسى دخل و تصرف کند یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسى دقیق و ثبوت حکم از نظر شرعى.

6- هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصى کسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسى را جلب کند، یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، و یا نسبت به فردى اهانت نموده و اعمال غیر انسانى- اسلامى مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگرى به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند، و یا براى کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسرارى که از غیر به او رسیده و لو براى یک نفر فاش کند. تمام اینها جرم [و] گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است، و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعى وبعضى از آنها موجب حد شرعى هستند.

7- آنچه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردى است که در رابطه با توطئه ‏ها و گروهک هاى مخالف اسلام و نظام جمهورى اسلامى است که در خانه ‏هاى امن و تیمى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى و ترور شخصیت هاى مجاهد و مردم بیگناه کوچه و بازار و براى نقشه‏هاى خرابکارى و افساد فى الأرض اجتماع مى‏کنند و محارب خدا و رسول مى‏باشند، که با آنان در هر نقطه که باشند، و همچنین در جمیع ارگان هاى دولتى و دستگاه هاى قضایى و دانشگاه ها و دانشکده ‏ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل، ولى با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستان ها و دادگاه ها، چرا که تعدى از حدود شرعیه حتى نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگارى نیز نباید شود. و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه، عملى انجام ندهند.

و مؤکداً تذکر داده مى ‏شود که اگر براى کشف خانه‏ هاى تیمى و مراکز جاسوسى و افساد علیه نظام جمهورى اسلامى از روى خطا و اشتباه به منزل شخصى یا محل کار کسى وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافى مثل مواد مخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدى از ضوابط شرعیه کند.
 
فقط باید به وظیفه نهى از منکر به نحوى که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند، و تعدى از حدود الهى ظلم است و موجب تعزیر و گاهى تقاص مى‏باشد. و اما کسانى که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بین مردم است، در حکم مفسد فى الأرض و مصداق ساعى در ارض براى فساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قبیل موجود است آنان را به مقامات قضایى معرفى کنند. و همچنین هیچ یک از قضات حق ندارند ابتدائاً حکمى صادر نمایند که به وسیله آن مأموران اجرااجازه داشته باشند به منازل یا محله اى کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و تیمى است و نه محل توطئه‏ هاى دیگر علیه نظام جمهورى اسلامى، که صادر کننده و اجرا کننده چنین حکمى مورد تعقیب قانونى و شرعى است.

8- رئیس دیوانعالى کشور، و نخست وزیر موظفند شرعاً از امور مذکوره با سرعت و قاطعیت جلوگیرى کنند و لازم است در سراسر کشور، در مراکز استانداری ها و فرمانداری ها و بخشداری ها هیأت هایى را که مورد اعتماد و وثوق مى ‏باشند انتخاب نمایند و به ملت ابلاغ شود که شکایات خود را در مورد تجاوز و تعدى مأمورین اجرا، که به حقوق و اموال آنان سر مى ‏زند بدین هیأت ها ارجاع نمایند و هیأت هاى مذکور نتیجه را به آقایان تسلیم، و آنان با ارجاع شکایات به مقامات مسئول و پیگیرى آن متجاوزین را موافق با حدود و تعزیرات شرعى مجازات کنند.

باید همه بدانیم که پس از استقرار حاکمیت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهورى اسلامى با تأیید و عنایات خداوند قادر کریم و توجه حضرت خاتم الاوصیا و بقیة اللَّه- ارواحنا لمقدمه الفداء- و پشتیبانى بى ‏نظیر ملت متعهد ارجمند از نظام و حکومت، قابل قبول و تحمل نیست که به اسم انقلاب و انقلابى بودن خداى نخواسته به کسى ظلم شود، و کارهاى خلاف مقررات الهى و اخلاق کریم اسلامى از اشخاص بى ‏توجه به معنویات صادر شود.

باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگى است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهاى خویش ادامه دهند، و اسلام بزرگ و دولت اسلامى را پشتیبان خود بدانند، و قوه قضاییه را در دادخواهی ها و اجراى عدل و حدود اسلامى در خدمت خود ببینند، و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیته‏ ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بدانند. و این امور بر عهده همگان‏است، و کار بستن آن موجب رضاى خداوند و سعادت دنیا و آخرت است، و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقیب و جزاى دنیوى است. از خداوند کریم خواهانم که همه ما را از لغزش ها و خطاها حفظ فرماید، و جمهورى اسلامى را تأیید فرموده و آن را به حکومت عالَمى قائم آل محمد- صلى اللَّه علیه و آله- متصل فرماید «انّه قریب مجیب». والسلام على عباداللَّه الصالحین.

روح اللَّه الموسوى الخمینى



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، حقوق شهروندی، قوانین شرعیه،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.حضرت امام با غیر قانونی دانستن حکومت استبدادی پهلوی و در ادامه با مطرح ساختن ایده و تئوری حکومت اسلامی ضمن مد نظر قرار دادن روش حکومتی پیامبر و بویژه امام علی(ع) و دفاع منطقی از آن در طول 15 سال مبارزات خستگی ناپذیر و دعوت از مردم در طول سخنرانیها و نوشته های خود، برای عملی ساختن و اجرای چنین هدفی، تلاش بی وقفه ای را در این زمینه بکار گرفتند که سرانجام آن موفقیت در برپایی حکومت جمهوری اسلامی و سرنگونی حکومت شاهنشاهی دو هزار و پانصد ساله بود.

جریانات و حوادثی که در دهه های اول از سدة اخیر بر ایران می گذشت، بویژه سقوط نهضت ملی نفت، سایه روشنهای فراوانی پیش روی تحلیل گران و جامعه شناسان بخصوص آنهایی که درد دین داشته و به سرانجام امت اسلامی ایران با اهداف آرمانگرایانه می اندیشیدند، قرار داده بود. حضور بی حد و حصر آمریکاییان در ایران و تسلط شدید آنها بر دربار پهلوی پس از کودتای 28 مرداد 32، شکافهای میان شاه و ملت را بیش از پیش نمایان ساخته و چهره ضد مذهبی و ضد مردمی او را بر ملا می نمود.

حضرت امام با نگاه ژرف و تحلیل عمیقی که در مواجهه با مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اجتماع آن روز ایران داشتند، به عنوان عالم دینی و سیاسی نمی توانستند، نسبت به این مسائل مهم امت اسلامی بی تفاوت باشند و با احاطه بر اوضاع زمانه، منتظر فرصتی بودند تا با آگاهی دادن به جامعه زمان خویش، اعتراض صریح و واکنش مثمرثمری را نسبت به افشا ساختن این وضعیت داشته باشند.

رحلت آیت الله بروجردی، گستاخی و جسارت محمدرضا شاه را در پی داشت تا با سوءاستفاده از این موقعیت برنامه های موردنظر خویش، بخصوص برنامه هایی را که مخالف با منافع اسلام یا میهن و به نفع اربابان بیگانه اش بود اجرا نماید. حضرت امام در چنین موقعیت حساسی وارد عمل شدند. ایشان در وهله اول با سخنرانیهای صریح و واکنش سریع در اعتراض به برنامه های غیراسلامی و ضد مردمی شاه ضمن اعلام مواضع خود، با تبیین برنامه های خیانتکارانه شاه از مردم و نهادهای اسلامی بخصوص مراجع و مجتهدین و حوزه های علمیه درخواست می کردند که در چنین موقعیتهایی واجب است با واکنش نشان دادن مؤثر به داد اسلام و مردم برسد.

تداوم سخنرانیهای امام و تلاشهای ایشان در جهت تنویر افکار مردم جامعه، سرانجام منجر به غیرقانونی اعلام شدن حکومت شاه و دعوت حضرت امام از مردم ایران برای جایگزین کردن حکومت اسلامی به جای استبداد شاهنشاهی بود.


ضرورتها و لزوم تشکیل دولت و حکومت اسلامی
اندیشه ها و عمده سخنرانیهای حضرت امام در ضرورت و لزوم تشکیل دولت و حکومت اسلامی بر چند پایه و محور عقیدتی، تاریخی، اجتماعی و سیاستهای داخلی و بین المللی استوار می باشد که به هر یک از آنها جداگانه اشاره می شود:

محور عقیدتی ـ تاریخی اسلام
اشاره های مداوم امام خمینی به تجارب تاریخی، سیره و سنت پیامبر اسلام در تشکیل حکومت و اهتمام فراوان رسول خدا در روزهای پایانی عمر خویش به امر جانشینی جهت استمرار حکومت اسلام و همچنین تلاشهای امام علی(ع) در دوران خلافت پنج ساله و برنامه های صریح و قاطعی که از همان ابتدای تشکیل خلافت و حکومت خویش در پیش گرفتند، اسناد و حکایتهای واقعی تاریخ پرحادثه صدر اسلام و عملکردهای اسوه های ممتاز آن در نوشته ها و سخنرانی های حضرت امام به عنوان ملاکهای اصلی در لزوم تشکیل حکومت اسلامی، بخصوص در جهت روشن ساختن، نهادینه کردن و رسوخ دادن این افکار به اندیشه های سنتی برخی از طلاب و روحانیون سطحی نگر در حوزه های علمیه آن روز تبلور خاصی یافته است:

«پیغمبر اسلام می خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند. می خواست تمام ممالک دنیا را در تحت یک کلمه توحید... قرار بدهد.»1

امام خمینی با استناد به حکومت پیامبر(ص) و علی(ع) حکومت آنها را حکومتی انسان ساز دانسته و با محور قرار دادن حکومتشان، به مبارزه با عملکردهای شاه و دفاع از تلاشهای خود و عالمان دیگر اسلام در راه تشکیل حکومت اسلامی واقعی و مبارزة فکری و تبلیغی علیه افکار باطل و تهمتهای ناروا به حکومتی که مد نظرشان بوده است پرداخته و برخی مشخصه های آن را به رؤسا و مقامات بلندپایه نظام اسلامی توصیه می نمودند:

«آن طرز حکومت اسلام طرز حکومت آدم سازی است. شما خود رؤسای اسلام را باید ملاحظه کنید، مثل پیغمبر اسلام که رئیس اسلام است، امیرالمؤمنین که بعد از او رئیس اسلام بود. شما خود آنها را ببینید که وضعشان چه جوری بوده، دیکتاتوری بوده است؟! پیغمبری که با مردم دیگر وقتی می نشست معلوم نبود آقا کدام است و نوکر کدام است... حکومت اسلامی می خواهیم یک حکومتی باشد که یک قدری شبیه باشد به این حاکمهای ما. اینها کجای حکومت اسلام دیکتاتوری بوده است که آقایان سخت از این می ترسند. دیکتاتوری چیست؟! حکومت اسلام حکومت قانون است...» 2

امام با توجه به طرح حکومت اسلامی، روز غدیر را روزی می دانند که پیامبر تکلیف حکومت را معین و آن را الگویی سیاسی ـ حکومتی برای جهان اسلام تا آخر تعیین فرموده است. این تفکر و عملکرد، صددرصد درست و مفید به حال جامعه و پیشرفت آن در ازمنه و امکنه مختلف بوده است. منتهی از نظر امام آن چیزی که سیاست اسلام را به خطر انداخت. انحراف پیدا نمودن این برنامه در طول تاریخ اسلام و دور شدن و حتی تغییرات 180 درجه ای حکومتهایی که خود را حکومت اسلام معرفی می کرده اند، از آن بوده است. 3

مکتب اسلام مکتبی سیاسی ـ حکومتی ـ عبادی
امام خمینی به عنوان عالمی آگاه به اسلام و احکام عبادی ـ سیاسی آن و اندیشه مندی مصلح و دلسوز جامعه و اوضاع آن سعی داشتند، با تفسیر و تبیین دقیق اسلام و احکام اسلامی، بخصوص روشن ساختن ابعاد سیاسی ـ حکومتی آن، چهرة اسلام را در میان ادیان الهی دیگر مانند مسیحیت روشن ساخته و آن را توضیح دهند:

«گمان نشود اسلام مثل مسیحیت هست فقط یک رابطة معنوی مابین افراد و خدای تبارک و تعالی است و بس... اسلام برنامه حکومت دارد، اسلام قریب پانصد سال ـ تقریباً یا بیشتر ـ حکومت کرده است، سلطنت کرده است... سیاست دارد اسلام، ادارة مملکتی دارد اسلام، ممالک بزرگ را اداره می کند...» 4

از طرف دیگر امام در رابطه با مکاتبی که داعیة سیاست و کشورداری در میان ممالک پیشرفته را داشتند و با انتقاد از برخی عملکردهایی که مورد تأیید سردمداران اجراکنندة این سیاستها بوده است، احکام سیاسی اسلام را مدون تر و کامل تر از آنها تلقی نموده اند به طوری که اجرای برخی از احکام آن را برای زندگی شخصی افراد در جهت مصونیت جامعه لازم و ضروری دانسته اند:

«... حکومت اسلام مثل سایر حکومتها نیست. سایر حکومتهای مادی ـ به هر رژیمی که هستند ـ اینها فقط کار به این دارند که نظم مملکت خودشان محفوظ باشد... فقط متکفل نظم مملکت خودشان هستند... می خواهد سایر کثافت کاریها را بکند حکومت به او کاری ندارد... کاری به او ندارند که در خانه ات تو چه می کنی... اما اسلام و حکومتهای الهی این جور نیستند... به تمام شئون انسان از آن مرتبه پایین مرتبة درجة پایین، تا هر درجه ای که بالا برود همه اینها را سر و کار با آن دارد. مثل این حکومتها نیست که فقط به باب سیاست ملکی کار داشته باشند...» 5

امام خواسته های مردم در راه تشکیل حکومت اسلامی را دقیقاً مبتنی بر احکام سیاسی اسلام و مبانی پیشرفته آن می دانستند و نمونه بارز و عینی عمل کرد مردم به این احکام را شعارها و تظاهراتی که آنها در شهرها و دهات ایران در قبل از پیروزی انقلاب به راه می انداختند، دانسته اند.6

حضرت امام اعتقاد داشتند:

«... ما که به ولایت معتقدیم و به این که رسول اکرم(ص) تعیین خلیفه کرده و خدا او را واداشته تا تعیین خلیفه کند و ولی امر مسلمانان را تعیین کند باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و ادارة امور برقرار شود. مبارزه در راه تشکیل حکومت اسلامی لازمة اعتقاد به ولایت است...» 7

برداشتی چون اجرای احکام پس از رسول اکرم و تا ابد ضرورت دارد تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرا و اداری ضرورت می یابد 8

تشکیل حکومت واقعی اسلام
به لحاظ اجتماعی ـ مذهبی، حضرت امام که اندیشه سیاسی خودشان را ضرورت تشکیل حکومت در چارچوب احکام و قوانین اسلامی در راه تحقق بخشیدن به پیاده کردن این احکام می دانستند، با شجاعت هرچه تمامتر به انتقاد از برخی رفتارها و عملکردهای غیراسلامی حکومت پهلوی پرداختند و نهایتاً حکومت وی را غیراسلامی و وجود شاه در ایران را مانع اصلی در راه نیل به حکومت صددرصد اسلامی که آرزو داشتند به حساب آوردند. مخالفتها و انتقادات اولیه امام از زیر سؤال بردن حرکتهای خائنانه شاه به اسلام و هم پیمان شدن با یهود آغاز می گردد:

«...همه با هم همصدا بگویند که آقا ما نمی خواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند. ما نمی خواهیم که مملکت ما با مملکت یهود هم پیمان بشود در مقابل پیمان اسلامی...»9

لحن پرقدرت امام در سخنرانیهای خود و در انتقاد تند و صریح از شاه، محمدرضا پهلوی و اعمال وی را بی محابا زیر سؤال می برد و نه تنها وی را یک حاکم اسلامی نمی دانستند، بلکه او را جنایتکار و خاطی از احکام و قوانین اسلام می خوانند:

«جنایتکاری که علیه تمام شعائر مذهبی و اسلامی مبارزه می کند و با همة مظاهر اسلامی مخالف است، نمی تواند، در بین مسلمین موافق داشته باشد. جنایتکاری که می گوید مذهب در حکومت من نقشی ندارد، چطور ممکن است موافق داشته باشد...» 10

حضرت امام با اشاره به گزارش تاریخی منابع مربوط به عدم سازش امام علی(ع) با معاویه از همان ابتدای خلافت، آن را حجتی آشکار بر مردم زمانة خود در عدم رضایت به حکومت جور می دانند و معتقدند که:

«رضایت بر حکومت اینها... رضایت بر غارتگری مال مردم است و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی ولو یک ساعت11

وضعیت سیاسی ـ فرهنگی و تمدنی ای را که محمدرضا شاه در ایران ایجاد کرده بود، یعنی با اقدامات و عملکردهای خود سعی می کرد تا ایران را یکسره به دامن استعمارگران ببرد و به اصطلاح آنها را پناهگاه خود قرار دهد و هر روز بیش از پیش ما را وابسته و محتاج به آنها در تمامی شئون زندگی حتی در مسائل خصوصی نماید و این کار را تمدن و تجدد به حساب می آورد، مورد انتقاد و اعتراض حضرت امام قرار می گرفت. ایشان معتقد بودند: حکومتی که ملاکهای علومش و تربیت و تعلیمش، وابسته کردن مردم جامعه اسلامی باشد، این حکومت اسلامی نیست. 12

«...ما که می گوییم حکومت اسلامی، می گوییم این وضع باید از بین برود...» 13

امام با برشمردن برخی اعمال ننگین شاه معتقد بودند که رژیم حتی به حداقل احکام و دستورات اسلامی نیز عمل نمی کند. بنابراین چنین حاکمی شایستگی و صلاحیت حکومت بر امت اسلام را ندارد:«لااقل به بعض احکام این حاکم عمل بکند، خیانت نکند به این ملت، نخورد مال این ملت را. برندارد مال این ملت را ببرد به آمریکا و به سایر ممالک و ویلا برای خودش و بچه هایش و طایفه اش درست بکند»14


سیاستهای بین المللی و لزوم تشکیل حکومت اسلامی
نفوذ استعماری استعمارگران و رخنه عوامل مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، و حتی مذهبی آنها در درون تشکیلات جامعه ما در رژیم گذشته منزلت مسلمان را متزلزل ساخته بود. رضایت به این دریوزگی و سرسپردگی و خفت و زبونی که جامعه بین المللی و در رأس آنها آمریکا، انگلیس و اسرائیل برای ایران و دیگر کشورهای اسلامی منطقه به وجود آورده بودند، عالمان آگاه، آزاداندیش و دلسوز به حال ملت اسلام همچون حضرت امام را متقاعد می کرد که تشکیل حکومتی اسلامی که به این خفتها و زبونیها در عرصه بین المللی خاتمه دهد، بایسته و جزء تکلیف آحاد مسلمین می باشد و چنین اقدامی اولین هدف و آرمان امام خمینی به شمار می رفت:

«... در مرحلة اول، هدف مستقل نمودن کشور و قطع ایادی و سلطة خارجی و داخلی متکی به خارج است و نیز قطع هر نحو سلطه چه سیاسی و نظامی و چه فرهنگی و اقتصادی است و بیرون راندن استعمار و استثمارگران هر که باشند و اختصاص دادن مخازن و منابع کشور به مردم رنج کشیده...» 16

حضرت امام با آگاهی و اشراف کامل بر مسائل بین المللی در جهت ریشه یابی عوامل که مخل در کار برقرار شدن حکومت اسلامی بودند، از دستهای آلوده و پیدا و پنهان استکبار و استعمار جهانی در این کار غافل نبودند. ایشان با گوشزد کردن توطئه های بیگانگان در ممالک اسلامی از موج تبلیغات منفی که بر علیه اسلام از جانب استعمارگران به افکار مردمان مسلمان تزریق می گشت، پرده برداشته اند:

«... استعمارگران به نظر ما آوردند که اسلام حکومتی ندارد، تشکیلات حکومتی ندارد... واضح است که این تبلیغات جزئی از نقشة استعمارگران است برای بازداشتن مسلمین از سیاست و اساس حکومت...» 17

از دیدگاه حضرت امام نقشة دیگر استعمار برای تضعیف حکومتهایی که داعیه اسلام خواهی در مملکت خویش داشته اند، تبلیغ و تحلیل ناروا در رابطه با عدم سازگاری دیانت اسلام با سیاست و ترساندن اقشار علما و روحانیون از ورود به عالم سیاست و منع آنها از داخل شدن به دستگاههای سیاسی حتی برای نظارت، جهت حفظ احترام و منزلت خویش در میان مردم و جامعه اسلامی است. با تبلیغ اینکه دخالت در امور سیاسی در واقع همان روی آوردن عالم و روحانی به امور دنیوی و مصداق فرد فاسق می باشد! اندیشه های مسموم خود را به خورد برخی از روشنفکران منحرف و برخی از اهالی حوزه داده و با این اقدامات و تبلیغات، سعی در منزوی کردن علما و روحانیون که از پیشروان مردم در نهضتهای انقلابی به حساب می آمدند و جدی ترین عناصر مخالف با سلطة استعمارگران و از اصلی ترین منهیان متخلفان از قوانین و احکام اسلامی در کشور بودند، نمودند. متأسفانه برخی از روحانیون و روشنفکران نیز ناآگاهانه و بدون اطلاع از اندیشه های شوم استعمار آب به آسیاب دشمن می ریختند و آنها را در راه پیشبرد اهداف شومشان یاری می کردند.

«...این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران گفته و شایع کرده اند. این را بی دین ها می گویند. ...این حرفها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کرده اند تا دین را از تصرف امور دنیا و از تنظیم جامعة مسلمانان برکنار سازند و ضمناً علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند. در این صورت می توانند، بر مردم مسلط شده و ثروتهای ما را غارت کنند. منظور آنها همین است.» 18

«...این تبلیغ سوء را عمال سیاسی استعمال می کنند تا شما را از سیاست کنار بزنند و از دخالت در امور اجتماعی بازدارند و نگذارند با دولتهای خائن و سیاستهای ضد ملی و ضد اسلامی مبارزه کنید و آنها هر کاری می خواهند بکنند... کسی نباشد، جلو آنها را بگیرد...» 19

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، حکومت اسلامی، پشتوانه مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.از مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره)چنین استنباط می شود كه پس از اتكا به خداوند متعال،محور اصلی و نقش آفرین در پیروزی انقلاب و شكل گیری حكومت اسلامی درایران حضور و پشتیبانی مردم بوده است كه ایشان همواره برآن تاكیدداشته اند.

نقش و مشاركت مردم درحكومت:
دراندیشه و سیره امام خمینی(ره) مشاركت مردمی به عنوان یك مساله اصلی، اساسی و تعیین كننده درحوزه تعیین سرنوشت مشترك عمومی مورد توجه و عنایت كامل قرارگرفته است. او با توجه به بنیانهای اسلامی، نگرش سیاسی خود و به پیروی از پیامبراسلام (ص) وپیشوایان راستین او،بارها برضرورت ورود مردم درصحنه سیاست وتصمیم گیری های اساسی جامعه درقالب نهادهای حكومتی تاكید كرده وآن رابه عنوان بزرگ ترین عامل ثبات حكومت وضامن امنیت درجامعه معرفی نموده است. برای نمونه تاكید دارد:«آگاهی مردم ومشاركت ونظارت وهمگامی آنهاباحكومت منتخب خودشان ،خودبزرگ ترین ضمانت حفظ امنیت درجامعه خواهدبود» ( صحیفه امام ، ج 4 ، ص 248).

مشاركت مورد نظر امام خمینی (ره)، مشاركتی همه جانبه و در تمام ابعاد جامعه و از سوی همه مردم جامعه است كه او از آن تحت عنوان مشاركت كامل همه مردم یاد می كند و اصلاحات جامعه، تامین استقلال مملكت و آزادی مردم رادرسایه آن می داند:
«اساس كاریك جمهوری اسلامی،تامین استقلال مملكت وآزادی ملت ماو... اصلاحات لازم ... این اصلاحات با مشاركت كامل همه مردم خواهدبود.» (همان ، ج 5 ، ص 155).

امام خمینی(ره) به این حقیقت كاملاً واقف بود كه باحضور مردم درصحنه، انقلاب اسلامی به راه خود ادامه خواهد داد و پایه های نظام اسلامی تحكیم خواهد یافت.حضرت امام دربیانی دیگر، از بین سه عامل اساسی كه درپیروزی انقلاب و غلبه برطاغوت داشته است. یكی را مشاركت همه مردم می داند و آن رادركنار ایمان و اعتماد به خدا و وحدت كلمه قرارمی دهد و به وضوح مطرح می سازد:«شما مردم شریف ایران ... توانستید بااتكال به خدای متعال و وحدت كلمه ومشاركت همه قشرها برطاغوت زمان غلبه كنیدو پشت ابرقدرتها را بلرزانید( همان ، ج 6 ، ص 518 )

نگه داشتن مردم درصحنه :
امام خمینی(ره) به این حقیقت كاملاً واقف بود كه باحضور مردم درصحنه، انقلاب اسلامی به راه خودادامه خواهدداد و پایه های نظام اسلامی تحكیم خواهد یافت.از این رو با درایتی وصف ناپذیر همواره به ملت شخصیت می داد، اوراصاحب اصلی انقلاب معرفی می كرد و حس مسئولیت را درآحاد ملت تقویت می كرد تا آنان به گونه ای تربیت شوند كه همواره به طورخود جوش درهمه صحنه ها حضور یابند و از انقلاب ونظام دفاع كنند.

امام خمینی(ره) و انقلاب
به طورمثال ،ماه های نخستین سال1360 ، بااتحاد شوم ملی گراها به سركردگی بنی صدر و منافقین،جامعه دچار اضطراب و ناامنی شده بود و می رفت تا حكومت نوپای جمهوری اسلامی دچاربحران گردد،جبهه ملی در روز25خرداداعلام راهپیمایی كرد تا لایحه قصاص را محكوم كند و سازمان منافقین همان روزاعلامیه نظامی صادركرد و ... درچنین وضعیتی امام امت در روز 25 خرداد سخنرانی كرد و با كلماتی چون لاحول ولاقوه الابالله و سعدی از دست دوستان فریاد! سیل جمعیت را روانه خیابانها وآن توطئه شوم رادرنطفه خفه كرد و در بیانیه مهمی كه در همان روزها صادر شد، فرمود:

«حضور شما مردم عزیز و مسلمان درصحنه است كه توطئه های ستمگران و حیله گران تاریخ راخنثی می كند، حضور شما در صحنه است كه گرد یاس و درماندگی بر چهره های منافقین و متحدان بی آبرویش می پاشد، حضور شما مردم شجاع و با ایمان است كه خط اصیل اسلام را برایران و به امید خدا برجهان حاكم خواهدنمود،حضورشما مردم مومن وازجان گذشته است كه روشنفكران غرب و شرق زده رابرای همیشه رسوا می كند، حضورشمادرصحنه تمام "من ها" و"منیت های" شیطانی را كوبیده ومی كوبد و"ما" واخوت اسلامی را جایگزین آن نموده و می نماید.... » ( صحیفه نور،ج15 ، صص 23 – 22).

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، تقش مردم، اداره مملكت،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
امام خمینى «ره‏» هم در عرصه نظر و هم در مقام عمل؛ پایه و اساس نظام سیاسى خود را بر «ولایت مطلقه فقیه‏» استوار نموده و الگوى حكومتى «دین و ولى فقیه، بدون مردم‏» و نیز الگوى حكومتى «دین و مردم، بدون ولى فقیه‏» را مورد نفى و انكار قرار داد. بنابراین، نقش مردم در چارچوب اسلام و تفسیر امام از «ولایت مطلقه فقیه‏» در نظام سیاسى اسلام، معنا و مفهوم مى ‏یابند.

امام خمینى در زمینه جدایى شریعت و سیاست و نیز الگوى حكومتى «دین و ولى ‏فقیه بدون مردم‏» در بیان صریحى چنین مى ‏گوید:

«بیدار باشید، توجه كنید، اینها مى ‏خواهند با شیطنت كار خودشان را انجام بدهند. آن وقت ‏شیطنت این بود كه سیاست از مذهب خارج است... این مطلب شكست‏خورده است، حالا مى‏ گویند كه سیاست‏ حق مجتهدین است یعنى در امور سیاسى در ایران پانصد نفر دخالت كنند، باقى بروند سراغ كارشان؛ یعنى مردم بروند سراغ كارشان، هیچ كارى به مسائل اجتماعى نداشته باشند و چند نفر پیرمرد ملا بیایند دخالت كنند. این، از آن توطئه سابق بدتر است‏براى ایران؛ براى اینكه آن، یك عده از علما را كنار مى ‏گذاشت; این، تمام ملت را مى ‏خواهد كنار بگذارد. (1) »

بدین ترتیب، الگوى نظام سیاسى امام خمینى، مبتنى بر مثلثى سه پایه است. به عبارت دیگر، امام به همان میزان كه از جدایى دین از سیاست نگران بودند، به همان نسبت، از جدایى مردم از بدنه حكومت نیز نگران بودند. در اندیشه سیاسى امام؛ همچنان كه بدون شریعت، نظام سیاسى جامعه اسلامى شكل نمى ‏گیرد، بدون مردم و ولى فقیه نیز حكومت اسلامى محقق نمى ‏شود؛ یعنى شرط فعلیت نظام سیاسى اسلام، تنها ولایت نیست؛ بلكه مردم نیز به همان میزان بلكه بیشتر نقش دارند.لذا بنیادى ‏ترین عناصر نظام سیاسى در تفسیر امام راحل؛ شریعت، ولایت و مردم هستند.

در واقع، امام خمینى نقطه آغازین حركت‏ سیاسى خود را با همین سه عنصر شروع نموده و رمز پیروزى انقلاب اسلامى نیز در تركیب سه گانه فوق نهفته است.اما آنچه مهم است، جستجوى عناصر فوق به شكل مجزا و انتزاعى نیست؛ بلكه مهم نوع تركیب آنها و میزان رابطه و تاثیر پذیرى آنها نسبت ‏به همدیگر است. و اینكه سه پارامتر فوق در اندیشه امام چگونه جمع مى ‏شوند؟ آیا جمع «جمهورى اسلامى‏» با مبانى فكرى امام تنافى دارد؟ به عبارت ساده ‏تر، اگر تركیب مردم و ولایت را سیاست‏ بنامیم، آنگاه مى ‏توان نوآورى امام را در نوع تفسیر و تلقى ایشان از رابطه سیاست و شریعت ذكر كرد. اینكه شریعت و فقه شیعه در مواجهه با جلوه‏ هاى سیال سیاست و دولت مدرن چه پاسخ و موضعى دارد؟ چگونه مى‏ توان در برابر قلمرو سیال سیاست، از اصول و مبانى فقه شیعه پاسدارى نمود؟ با توجه به الزامات زمان و مكان، نظام سیاسى اسلام چه الگویى دارد؟ مردم در این الگو چه نقشى دارند؟ حدود اختیارات ولى فقیه تا كجاست؟ چه نسبتى بین ولایت و مردم است؟ آیا مردم محق هستند یا مكلف؟ محجورند یا رشید؟ و اساسا ادله و مبانى نظرى توجیه كننده راى مردم كدام است؟


ادله و مبانى نظرى مشاركت ‏سیاسى مردم

مهمترین ابتكار امام در زمینه حكومت اسلامى، تركیب مفهوم «جمهورى‏» با «اسلام‏» بوده است. به اعتراف اكثر اندیشمندان، این ابتكار بهترین تلفیق بین حقیقت اسلامى و واقعیت محیطى بوده است و لذا با طرح این تئورى و تفسیر از نظام سیاسى اسلام، براى اولین بار در تاریخ حكومتهاى ایران، كفه مردم در ترازوى حكومت و مردم، رسما سنگینى قابل ملاحظه‏ اى یافت.

آقاى هاشمى رفسنجانى درخصوص میزان توجه امام خمینى(ره) به حقوق مردم چنین اظهار مى ‏كند:

«یكى از كارهاى بسیار مهمى كه امام انجام داد و همچنان تداوم دارد و ما آخرین نتایج آن را در این روزها دیدیم، اتكاى به مردم در حركتهاست. ایشان اتكاى به مردم را، همانهایى كه حق حكومت از آن آنان مى ‏باشد، همیشه به ما متذكر مى ‏شد و هیچ استثنایى در اظهاراتشان هم وجود نداشت. (2) »

بنابراین، این نكته كه در اندیشه سیاسى - اجتماعى و عرفانى امام، مردم جایگاه ویژه ‏اى دارند جاى تردید و شبهه نیست؛ اما آنچه مهم است، كشف اصول و ادله و مبناى چنین تفكرى است. آیا اساسا براى مشاركت مردم، مى ‏توان در اندیشه امام، مبنایى، تصور كرد؟ یا اینكه ایشان در موضعگیرى ‏هاى سیاسى دچار روزمره‏ گى بوده است؟ و اگر چنانچه اندیشه و رفتار سیاسى ایشان تابع اصول و قواعد بوده است، آن قواعد و مبنا كدامند؟

الف) اصل لزوم تاسیس بهترین شیوه حكومت‏ براى عمل به تعهدات دینى

سؤال اساسى این است كه در چه حكومتى، عمل به تكلیف الهى آسانتر است؟ آیا در حكومتهاى مردمى، احكام و شعائر اسلامى سهل تر اجرا مى‏شوند یا در حكومت هاى اقتدارى ؟

با مراجعه اجمالى به گفته‏ هاى امام خمینى(ره) مى ‏توان این قاعده را استخراج نمود:

«مكتب هاى توحیدى نمى‏ خواهند فتح كنند بلاد را، نمى‏ خواهند با مردم با خشونت رفتار كنند. آنها مى‏ خواهند مردم را از ظلمت هاى ماده، به نور بكشند، توجه به خدا بدهند و لهذا تا آنجا كه امكان دارد در مكتب هاى غیر مادى مدارا هست، خوش‏رفتارى هست، دعوت هست. تا آنجا كه ممكن است، با دعوت، مردم را برمى ‏گردانند به عالم نور. (3) »

از این منظر، امام به طور ضمنى اعلام مى ‏كند كه با خشونت و حكومتهاى اقتدارى نمى ‏توان مردم را ملزم به انجام تعهدات دینى نمود و آنها را به سوى خدا هدایت كرد. بلكه تنها در شرایط مدارا با مردم و جلب رضایت آنها مى ‏توان احكام الهى را اجرا نمود.

نظیر عبارت فوق را امام بارها تكرار نموده تا حدى كه حتى براى درخواست و پیشنهاد مهمترین تئورى حكومتى (جمهورى اسلامى) خود واژه «تقاضاى متواضعانه‏» را به كار مى ‏برد.

«خداى تبارك و تعالى به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان یك چیزى را تحمیل بكنیم. بله، ممكن است گاهى وقتها ما یك تقاضاهایى از آنها بكنیم، تقاضاهایى متواضعانه ; تقاضاهایى كه خادم یك ملت، از ملت مى‏كند»... (4) . «من خودم به جمهورى اسلامى راى مى‏ دهم و از شما تقاضا دارم كه براى اسلام راى بدهید. به جمهورى اسلامى راى بدهید.» (5)

البته امام هیچ وقت‏ براى حكومت مردمى خود از واژه دموكراتیك، دموكراسى، و... استفاده نكرد؛ بلكه همواره چنین واژه‏هایى را با توجه به مبانى و اصول حاكم بر آنها نفى مى ‏كرد:

«اسلام دموكراتیك نیست و حال آنكه از همه دموكراسیها بالاتر است » (6)؛«دموكراسى اسلام كاملتر از دموكراسى غرب است» (7) ؛ «در اسلام دموكراسى مندرج است. و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال‏». (8)

این عبارت و دیگر عبارتهاى امام نشانگر این است كه ایشان با توجه به تجربه حكومتهاى استبدادى و اقتدارى، با اصل شیوه حكومت دموكراتیك موافق است و اسلام را نیز داراى بالاترین مبانى براى استقرار حكومت دموكراسى مى ‏داند؛ در عین حال، امام با شیوه حكومت‏ با مبانى و مبادى غربى و لیبرالى مخالف بود.

در هر صورت، امام خمینى با توجه به عملكرد حكومتهاى اقتدارى تاریخ گذشته ایران و با عنایت ‏به مزایاى حكومتهاى مردم سالارى عصر مدرنیته، و باتوجه به این نكته كه حكومت را «فلسفه عملى احكام الهى‏» تفسیر مى ‏نمودند؛ بهترین شیوه حكومتى جهت عمل به تعهدات دینى را حكومت جمهورى اسلامى دانستند و خود، رسما لزوم تاسیس حكومت جمهورى را متذكر و براى مردم حق مشاركت ‏سیاسى قایل شدند:

«رژیم باید راه و رسمى را انتخاب كند كه مورد موافقت و علاقه مجموع جامعه باشد و این جمهورى اسلامى است‏» (9)؛ «هر فردى حق دارد كه مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح و به او انتقاد كند(10)

در اندیشه امام كه اصل لزوم تاسیس حكومت جهت اجراى حدود و احكام الهى، از اركان مهم اندیشه سیاسى وى محسوب مى ‏شود، نوع و شكل و شیوه كار چنین حكومتى، دموكراتیك و جمهورى است؛ اما جمهورى ‏اى كه اساس و محتوایش اسلام است.

از دیدگاه امام، تنها در «جمهورى اسلامى‏» است كه حقوق مردم ایران به طور كامل احكام و شعائر الهى آسانتر محقق مى ‏شود; چون مردم به صورت نهادینه و قانون‏مند، از آزادى عقیده، بیان، تبلیغ، فعالیتهاى مطبوعاتى، گروهى، حزبى و امثال آن برخوردار مى ‏شوند و در انتخابات مختلف؛ مجلس، ریاست جمهورى و... وارد رقابتهاى سیاسى شده و در سرنوشت‏ سیاسى - اجتماعى خود مشاركت فعال مى ‏كنند كه در نتیجه، از هر گونه انحراف در زندگى سیاسى و حوزه عمومى جامعه جلوگیرى مى ‏شود.


پى نوشتها:

1 . امام خمینى، صحیفه نور، ج 18، ص 245.
2. نشریه شعائر، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سیماى مركز قم، شماره 4.
3. امام خمینى، صحیفه نور، ج 8، ص 238، (مورخ 22/5/58).
4. همان، ج 10، ص 181 (مورخ‏19/8/58).
5. امام خمینى، در جستجوى راه از كلام امام، دفتر ششم، ص‏49.
6. امام خمینى، صحیفه نور، ج 11، ص 130، (مورخ 2/10/58).
7. همان، ج 2، ص‏216.
8. همان، ج 4، ص 234، (مورخ 25/10/57).
9. همان، ج 4، ص‏6، (مورخ 11/9/57).
10. همان، ج‏3، ص‏86، (مورخ‏19/10/57).



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، ولایت فقیهان، مشاركت مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید. 1- خدمت‏گذاری دولت

خدمت‏گزاری دولت در بیان رهبر فقید انقلاب چنین آمده است:

دولت‏ها، خدمت‏گزار مردمند.

خدمت به خلق، خدمت به خداست.

باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است. (1)

2- نقش مردم در تقویت نظام
پشتوانه اصلی برنامه‏ های دولت، حضور مردم و حمایت‏ های بی‏ دریغ آنان از دولت‏مردان است. حضرت امام خمینی رحمه ‏الله همواره در سخنان خود، به حضور جّدی ملت تأكید داشتند و صاحبان اصلی این كشور و انقلاب را، مردم می‏ دانستند. ایشان در یكی از سخنرانی‏های خویش فرمودند:

«این ملت است كه آمد و شما را از این همه گرفتاری‏ها بیرون آورد و با رأی خودش، مجلس درست
كرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ كرد و رئیس جمهور درست كرد و آن‏ها هم دولت درست كردند. همه چیزهایی كه ما داریم، از این مردم است... تا این مردم را دارید، خوف این كه بتوانند به شما آسیب برسانند، هیچ نداشته باشید».

3- هماهنگی دولت و مردم
از آن‏جایی كه مردم نقش اصلی و محوری در پیروزی انقلاب و برپایی حكومت اسلامی داشتند، برنامه‏ های دولت نیز باید با خواست‏های اساسی آنان هماهنگ باشد و دولت‏مردان، برنامه ‏ریزی كشوری را هم‏سو با نیازهای ملت سامان‏دهی و تنظیم كنند. بنیان‏گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه ‏الله با تأكید بر این مسأله فرمودند: «در رأس برنامه‏ های دولت، باید این مطلب باشد كه این هماهنگی را حفظ بكنند و خیال نكنند كه ما دولت هستیم و باید مسأله‏ای را كه مطرح می‏ كنیم، ملت بپذیرد؛ چه روی مصالحش باشد، چه نباشد... شما نمی‏ توانید كارهایی را كه الآن در ایران هست انجام دهید، الاّ با هماهنگی با ملت. هماهنگی با ملت هم این است كه شما توجه كنید به خواست‏های این‏ها».

4- دولت و جلب رضایت مردم
اقتدار هر كشوری، به حمایت آحاد ملت آن كشور وابسته است و تا زمانی كه مردم از خدمات دولت خود راضی و خشنود باشند، همواره در صحنه بوده و دولت خود را پشتیبانی خواهند كرد و البته همه حكومت‏ها موظف به جلب رضایت مردم هستند. رهبر كبیر انقلاب اسلامی حضرت امام رحمه ‏الله در این زمینه فرمودند: «تا ملت در كار نباشد، نه از دولت و نه از استانداران كاری نمی‏ آید؛ یعنی همه دستگاه‏ های دولتی به استثنای ملت، كاری ازشان نمی‏آید. از این جهت، همه ما و شما آقایان و آن‏هایی كه در اختیار شما هستند، همه باید كوشش كنید كه رضایت مردم را جلب بكنید در همه امور».

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، وظایف مردم، دولت اسلامی،
سه شنبه 23 خرداد 1391
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.امام خمینی رحمه‌الله: (كشورهاى اسلامى و مستضعفان جهان، قدرت اسلامى خود را بیابند و از عربده‌ هاى شرق و غرب و وابستگان و تفاله‌هاى آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالى و اتكال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتكاران را از كشورهاى خود كوتاه نمایند.)

۱. ضرورت بیداری ملت‌ها
از ویژگی‌هاى حضرت امام خمینى رحمه‌ الله در هدایت و راهبرى امت اسلامى، صداقت در عمل و گفتار بود؛ وقتى نارسایی‌هاى موجود در رژیم شاهنشاهى در حیطه‌ی نظر و معرفت سیاسى و رفتار عملى كاملاً خود را عیان نمود، حضرت امامرحمه‌الله با بینش سیاسى برگرفته از اندیشه‌ی سیاسى اسلام، گام در میدان مبارزه در دو حوزه گذاشتند كه در نقد بنیان‌هاى نظرى اندیشه‌ی پادشاهى، حكومت اسلامى را پیشنهاد داد و در مباحث دروس خارج فقه خود در نجف اشرف، تئورى ولایت فقیه را سال‌ها قبل از به ثمر رسیدن این اندیشه، پایه‌ریزى كرد و در نقد رفتارشناسى رژیم، دست به مبارزه‌ی طراحى شده زدند. بنابراین ضرورت بیدارى ملت‌ها از جمله مباحثى بود كه حضرت امام رحمه‌الله براى شروع مبارزه آن را شرط لازم برشمرده و معتقد است:

 «باید با ملت‌ها در میان گذاشت؛ همان‌طورى كه در ایران، ملت ایران بود كه فاجعه‌اى كه براى اسلام به دست آمریكا و سرسپردگان او كه رژیم منحوس پهلوى است پیش مى‌آمد، همین جوان‌هاى ایران بودند و همین ملت ایران بود و همین ارتش ایران بود و همین نیروهاى دریایى و هوایى و زمینى ایران بود و همین سپاه پاسداران ایران بود و همین جوان‌هاى بسیج و عشایر ایران بودند كه با هم وظیفه فهمیدند، بیدار شدند و با هم مشت‌ها را گره كردند و با مشت، تانك‌ها را از صحنه بیرون كردند. تا ملت‌ها یك چنین بیدارى پیدا نكنند و تا ملت‌ها یك همچو انسجامى پیدا نكنند، باید بدانند كه محكوم به حكومت‌هاى فاسد و محكوم به آمریكاى جنایتكار و سایر ابرقدرت‌ها هستند. با داشتن آن همه ذخایر، آن همه امكانات.» ۱

امام خمینی رحمه‌الله: «كشورهاى اسلامى و مستضعفان جهان، قدرت اسلامى خود را بیابند و از عربده‌هاى شرق و غرب و وابستگان و تفاله‌هاى آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالى و اتكال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتكاران را از كشورهاى خود كوتاه نمایند

۲. قیام همه‌جانبه در مقابل استبداد
حضرت امام رحمه‌الله معتقد است علت اصلى نابودى و شكست ملت‌ها و دولت‌هاى اسلامى در مقابل دولت‌هاى مستكبر، عدم قیام همه‌جانبه‌ی قشرهاى مختلف است كه همین امر باعث از بین رفتن شرافت و ارزش‌هاى انسانى آنان خواهد شد «اگر امروز قشرهاى مختلف ملت‌ها، از علماى دینى تا گویندگان و نویسندگان و روشن بینان متعهد، قیام همه جانبه نكنند و با بیدار كردن توده‌هاى عظیم انسانى اسلامى به دادِ كشور‌ها و ملت‌هاى تحت ستم نرسند، كشور‌هایشان بى شك به نابودى و وابستگى همه‌جانبه‌ی بیشتر و بیشتر خواهد كشید. و غارتگران ملحد شرقى و بد‌تر از آنان ملحد غربى ریشه‌ی حیات آنان را مى‌مكند و شرافت و ارزش‌هاى انسانى آنان را به باد فنا می‌سپارند.»۲

۳. دشمن‌شناسى و دشمن‌ستیزى
(اصل استراتژیك)
یكى از ویژگی‌های برجسته‌ی امام خمینی رحمه‌الله برخوردارى از بینش عمیق نسبت به دشمن و شگردهاى آن و توصیه‌ی مردم به هوشیارى در برابر توطئه‌هاست. انقلاب اسلامى به دلیل ماهیت استكبارستیزى خود و آسیب‌رسانى جدى به منافع آمریكا در ایران و منطقه، مورد دشمنى آمریكا قرار گرفته است. ملت مسلمان ایران با درك عمیق این خصومت توانسته است نقشه‌هاى شوم آمریكا را در هر مرحله با شكست قرین سازد. لذا هرگونه سعى و تلاش در جهت تخریب این باور، راه نفوذ دشمن را هموار می‌سازد و در جهت تهدید امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران ارزیابى می‌شود. بررسى اهداف بلندمدت امام در راستاى عزت مسلمین جهان نشان مى‌دهد كه دشمنى استكبار جهانى دقیقاً ناشى از ضربات مهلكى است كه از انقلاب اسلامى دریافت كرده است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : چـــلّــه انـقـلـاب، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، بیداری اسلامی، دشمن‌ شناسى،
جمعه 15 اردیبهشت 1391
تردیدی وجود ندارد كه انقلاب اسلامی چه در داخل و چه در خارج از مرزها و چه در گستره جهان اسلام و نیز چه در میان آزادگان و حامیان ارزش‌های بزرگ انسانی در جوامع بشری، با راه امام خمینی (ره) تداوم و استمرار خواهد یافت و این حقیقتی است كه همه وارستگان و آزادشدگان از حصارهای نفسانی و گروهی و سیاسی به آن معترف می‌باشند.

این كه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اعلام كردند: امام خمینی (ره) یك حقیقت همیشه زنده است و نیز این سخن كه: این انقلاب بدون نام امام خمینی (ره) در هیچ نقطه از جهان شناخته شده نیست‌، اعترافی بزرگ نسبت به اندیشه‌های جامع و جهانی و نقش راهبردی امام خمینی (ره) می‌باشد كه ملل مسلمان جهان و جوامع بشری در چهار گوشه گیتی را تحت تاثیر قرار داد و راه و رسم رهایی از اسارت و حركت و تلاش در مسیر نفی ظلم و جور و دستیابی به آزادی و ارزش‌های انسانی را به آنان آموخت و اسوه‌ای برای جهان اسلام و الگویی برای محرومان و حقیقت‌جویان دنیا گردید.

استمرار راه و تداوم اندیشه‌های جهانی امام خمینی
(ره) باید از داخل ایران اسلامی برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی شود و به همین دلیل باید از هرگونه گرایش‌های ناقص و تنگ‌نظرانه و برداشت‌های نفع طلبانه سیاسی منزه باشد تا آنچه به جهان اسلام و جوامع بشری عرضه می‌شود اولا جامع و كامل باشد و از هرگونه یكسونگری و گرفتن برخی از مبانی فكری و جلوه‌های عملی و رها كردن بقیه آنها اجتناب گردد. ثانیا هیچ شائبه‌ای از گروه‌گرایی و بازیگری‌های سیاسی در آن راه نداشته باشد.به دیگر سخن، اندیشه‌ها و سیره و روش‌های امام خمینی (ره) باید آنگونه كه هست تبلیغ و ترویج گردد، نه آنگونه كه اهداف و مطامع سیاسی و جناحی می‌طلبد و آگاهانه و متعمدانه از اصل و سرچشمه فاصله می‌گیرد. بنابراین بازخوانی افكار و رفتار و عملكردهای مختلف امام خمینی (ره)، با حفظ اصالت آنها، یك نیاز حیاتی برای امروز و فردا می‌باشد و این مسئولیتی است بسیار بزرگ و سنگین.

در انجام این مسئولیت، باید موضوعات گوناگونی به مداقه و تبیین درآیند و این فرصتی وسیع و زمانی طولانی می‌طلبد و به ناگزیر و به صورت گزینش، موضوع آفات و موانع راه را انتخاب می‌كنیم كه اگر به شناسایی رفع آنها نپردازیم، نمی‌توانیم به تداوم راه امام خمینی (ره) اهتمام ورزیم.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، آفت فرصت طلبی، درخت انقلاب،
سه شنبه 16 اسفند 1390
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، عینا مسوولیت متوجه خود آنها است... مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأى دهند.فرازهایی از فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی به شرح ذیل است:

 وظایف مردم‏

الف. شرکت در انتخابات‏
امروز مسؤولیت به عهده ملت است. اگر ملت کنار بنشینند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند و اشخاصى که نقشه کشیده‏ اند براى این مملکت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسوولیت به عهده ملت است. هر قدمى که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته مى ‏شود. هر کارى که انجام بدهند، مسوولیتش متوجه ملت است.
امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأى ندهند، عینا مسوولیت متوجه خود آنها است و اگر بروند و چنانچه اشخاص متعهد مسلم کسانى که براى کشور و براى اهالى کشور ارج قائل هستند، کسانى که نمى‏ خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد این اشخاص را تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کرده ‏اند و چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند آنهایى که مى ‏خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرتهاى بزرگ اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسوولیت متوجه شما است. امروز مسوولیت بزرگى به عهده همه ما است.(1)

ب. شناسایى کاندیداى اصلح‏
احدى شرعاً نمى ‏تواند به کسى کورکورانه و بدون تحقیق رأى بدهد و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصى، تمام افراد و گروه ها نظر موافق داشتند، ولى رأى ‏دهنده تشخیصش برخلاف همه آنها بود، تبعیت از آنها صحیح نیست و نزد خداوند مسوولیت دارد و اگر گروه یا اشخاص، صلاحیت فرد یا افرادى را تشخیص دادند و از این تأیید براى رأى‏ دهنده اطمینان حاصل شد، مى‏ تواند به آنها رأى دهد.(2) ما نباید مقلد کسى باشیم که هر چه را عده ‏اى تشخیص دادند، همان را عمل کنیم،بلکه باید کاملا توجه کنیم که مثلا در تهران چه کسانى لیاقت دارند که هم مسائل روز را بفهمند و هم متدین باشند و هم براى اسلام کار کنند، اشخاصى را انتخاب کنیم که از هر جهت صالح باشند.(3)

ملت در سرتاسر کشور در کارهایى که محول به او است، بر طبق ضوابط اسلامى و قانون اساسى انجام دهد و در تعیین رئیس جمهور و وکلاى مجلس، با طبقه تحصیل ‏کرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجارى امور و غیر وابسته به کشورهاى قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى مشورت کرده و با علما و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهورى اسلامى نیز مشورت (نمایند).(4)

شناخت این اشخاص یا با آشنایى به اعمال و رفتار آنان از زمان رژیم طاغوت تاکنون است و یا به معرفى روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته ‏اى نداشته باشند.(5)

راه هاى شناخت کاندیداى اصلح‏

1. در نظرگرفتن سوابق و روحیات و خصوصیات دینى،سیاسى‏
در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداها را شناسایى کرده و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینى سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند.(6) مردم، افرادى را که تعیین مى ‏کنند، باید سعى در شناسایى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگیرند و بعد رأى دهند.(7)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، وظایف مردم‏، مشورت با علما،
جمعه 5 اسفند 1390


( کل صفحات : 8 )    ...   3   4   5   6   7   8   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :