پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره
  • انقلاب اسلامی و پیامدهای معرفتی

    انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از این رو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، «اسلامی» بودن آن است. در این نوشتار، به راه‌های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدّن اسلامی اشاره شده است....

    ادامه مطلب ...
  • آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران

    انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسیار بلندى براى مردم و دولت ترسیم نموده است.این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمینى (ره) و...

    ادامه مطلب ...
  • نعمت انقلاب اسلامی

    به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 80/12/13 جمعی از خواهران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز با حضرت آیت اللّه مصباح دیدار كردند. ایشان در جمع آن‌ها درباره ارزش نظام اسلامی و مقایسه آن با ...

    ادامه مطلب ...
  • انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر(علیه السلام)

    انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی( از حوادث کم نظیر تاریخ این مرز و بوم است که توانست رژیم پهلوی را -که قدرتهای بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بن دندان مسلح بود- به گورستان تاریخ فرستد و...

    ادامه مطلب ...

حضرت امام(ره) به محض اطلاع از سفر هیئت اعزامی از سوی رییس جمهور آمریكا به ایران، اعلامیه ‏اى خطاب به شورای انقلاب صادر فرمودند. این تنها اعلامیه حضرت امام است كه بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" است همانند سوره برائت در قرآن كریم".

پس از تسخیر لانه جاسوسى امریكا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، جیمى كارتر رئیس جمهورى امریكا احتمالا با هماهنگى عوامل داخلى و بخصوص چند عضو كابینه دولت موقت "رمزى كلارك" و "ویلیام میلر" را براى ملاقات با امام خمینى(ره) به ایران اعزام داشت. نمایندگان اعزامى در حالیكه به تركیه رسیده بودند و خود را براى سفر به ایران آماده مى‏ كردند، پیام فوق الذكر حضرت امام(ره) صادر شد و آنان بدون اخذ نتیجه به امریكا باز گشتند.

پیام كوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانه‏ هاى گروهى بین المللى انعكاس گسترده و كم نظیرى یافت. یادگار حضرت امام آقاى سید احمد خمینى در این باره تصریح مى‏ كنند: "حضرت امام به محض اطلاع اعلامیه‏ اى صادر فرمودند و درآن اطلاعیه هیأت امریكایى را نپذیرفتند و به همه اعضاى شوراى انقلاب، هیأت دولت موقت و سایر مسئولین تذكر دادند كه هیچ كس حق ملاقات با این هیأت امریكایى را ندارد. نكته قابل توجه در این اعلامیه آن است كه این تنها اعلامیه حضرت امام است كه بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" است همانند سوره برائت در قرآن كریم".

این تنها اعلامیه حضرت امام است كه بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" است همانند سوره برائت در قرآن كریم"

*زمان: 16 آبان 1358/16 ذى الحجه 1399 .                                  

مكان: قم.

مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى.

از قرار اطلاع نمایندگان ویژه كارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند.  لهذا لازم مى‏دانم متذكر شوم دولت امریكا كه با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشكار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آنطور كه گفته شده است سفارت امریكا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممكن نیست و علاوه بر این:

1- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند ..

2- هیچ یك از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند ..

3- اگر چنانچه امریكا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یك ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاكره در موضوع بعضى از روابطى كه به نفع ملت است باز مى ‏باشد .

روح اللَّه الموسوى الخمینى




نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، شوراى انقلاب اسلامى، نامه بدون بسم الله،
شنبه 1 بهمن 1390

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر روی آن کلیک کنید . از همان زمان صدر اسلام كه مردم ایران با اندیشه های عدالت طلبانه و روشهای عادلانه حكومت عدل اسلامی آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر سپاهیان توحید, در مقابل ارزشهای آئین آسمانی اسلام تمكین كردند،حكومت از نظر آنها وسیله ای برای تامین عدالت اجتماعی و ابزاری موثر برای رسیدن به ارزشهای الهی در جامعه بود. دل دادگان به آئین محمدی تداوم اسلام اصیل را در چهره علی (ع) و خاندانش دیدند زیرا عدالت در خانه علی و فاطمه (س) ساكن شده بود و صدای آزادی از سرزمین كربلا به گوش می رسید و این بود كه ایرانیان به تدریج به سوی تشیع كشیده شدند و در طول تاریخ با الهام از اسلام اصیل و خون پاك شهدای تشیع به ویژه درس آموزی از سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) در برابر زورگوییهای حكام مسلمان نما و ظالم به مقابله و مقاومت برخاستند.

در طول تاریخ پس از اسلام براساس آموزه های مكتب تشیع مردم ایران همواره به ویژه در دوران غیبت امام عصر(عج) مطیع علمای دین و مراجع تقلید بودند. تشكیل حوزه های دینی در شهرهای ایران به خصوص شهر قم و حوزه كهن و ریشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در این حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بیشتر مردم با مراجع, زمینه ای را فراهم كرد تا مومنان آزاده رهبران دینی مورد اعتماد خود را مهمترین مرجع حل وفصل مسائل خویش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمایند و حتی برای یك روز هم حاكمیت ستمگران را نپذیرند و از همین نقطه به راهنمایی روحانیون و الهام از آرمانهای اسلامی قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنانكه در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) اتفاق افتاد. انقلابی كه زلزله ای در جهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به شگفتی واداشت.

رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت كه شخصیتش در مكتب فقه و فقاهت «فیضیه» شكل گرفته بود. فقیهی فرزانه، عارفی آگاه، فیلسوفی شجاع، ادیبی عمیق، مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستداری را پیشه خود نمی دانست بلكه آن را وظیفه خود می دانست. كلامی جذاب و فكری پویا داشت. ذهن و زندگیش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان كه از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می كرد، اعتقادش چون صخره های سخت، و همتش به بلندای قله ها بود، چون شجره طیبه اندیشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می شد. (1)

شاید بتوان گفت اولین و مهمترین پیامی كه منادی انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانیان رسانید, چیزی جز خدامحوری و رهایی بی قید و شرط از سلطه شوم استكبار جهانی به ویژه آمریكا نبود كه این آوای جانبخش بر دلهای آزاداندیشان و مجاهدانی كه دردآشنای غربت اسلام و تاریكی انحطاط اندیشه بودند نشست و همچون آهن ربایی جذاب، افكار و اندیشه ها را معطوف به خود ساخت.

امام راحل همواره حكومت را برای مردم، با مردم و در خدمت مردم می خواستند و تاكید فراوان بر استقلال و خودباوری داشتند، زیرا مهمترین عامل موثر در جهت قطع ایادی شرق و غرب و دستیابی به حاكمیت و استقلال چیزی جز خودباوری نیست و این روحیه وقتی بوجود خواهد آمد كه تحولی عظیم را در جان و درون خود بوجود آوریم. منظور ایشان از استقلال در تمام جنبه ها و شئون بود. در عین حال خودباختگی را مانعی در راه استقلال می دیدند و خودباوری و خودكفایی را شرط استقلال حتی استقلال فكری می دانستند. ایشان در سخنان خود در دیدار با وزیر و كاركنان آموزش و پرورش وقت در سال 1360 می فرمایند:

«ما باید سالهای طولانی زحمت و مشقت بكشیم یا از فطرت ثانی خود متحول شویم و خود را بیابیم و روی پای خویش بایستیم و مستقل گردیدیم و دیگر احتیاجی به شرق و غرب نداشته باشیم و... اگر این مهم را انجام دادیم، مطمئن باشید كه هیچ كس و هیچ قدرتی نمی تواند به ما ضربه بزند. اگر ما از نظر فكری مستقل باشیم آنها چگونه می توانند به ما ضربه بزنند».(2)


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، استكبار ستیزی، احیای اندیشه حكومت اسلامی،
جمعه 23 دی 1390

برای دیدن اندازه اصلی عکس بر 
روی آن کلیک کنید . تحولات مهم جامعة بشری پس از عهد رنسانس‌،  و انزوای بیش از پیش شعائر دینی وایمان مذهبی درغرب ورشد سریع تفكرات الحادی ماتریالیستی وگرایش برخی كشور‌‌‌‌های جهان به نظام فكری – سیاسی ماركسیستی‌،  بسیاری از صاحب‌نظران را به این باور رساند كه انزوا و اضمحلال كامل‌،  سرنوشت محتوم ادیان الهی است.

اما قیام امام خمینی (ره) وموفقیت انقلاب اسلامی‌شرایط جدیدی را به وجود آورده  كه حاكی از ورود جهان به دور‌‌‌‌های متفاوت از ادوار گذشته وعصری با ویژگی‌‌‌‌‌های ممتاز دینی ومعنوی است. آن چه اكنون به وضوح مشهود است با استمرار انقلاب اسلامی‌وگسترش حیرت آور دایرة نفوذ پیام‌‌‌‌‌های معنوی آن‌،  دنیای ما شاهد تحولات عظیمی‌گشته است و «عصر توبة انسان درحیثیت كلی وجود آغاز گشته و او می‌رود تا خود را باز یابد »و«بار دیگر انسان از زمین و قفس خویش روی گردانیده و به عالم معنا و آسمان توجه یافته.. و عصر دیگری آغاز شده است .

عصر امام خمینی (ره) از نگاه امام و مقام معظم رهبری

امام (ره) كه خود درحقیقت پرچم دار بزرگ عصر جدیدی در زندگی بشر است ضمن ابراز تعجب از غفلت علمای بلاد اسلامی‌از رسالت تاریخی خود باتصریح به آغاز عصر بشریت تشنة معنویت، گرایش جوامع بشری به ارزش‌‌‌‌‌های وحی و عطش ملت‌ها به دین معنویت را‌،   از ویژهگی‌‌‌‌‌های این عصر ذكر نموده می‌فرماید :

«..تعجب است كه چگونه بسیاری از علما و روحانیون كشورها و بلاد اسلامی‌از عظیم و رسالت الهی و تاریخی خود در «این عصر » كه بشریت تشنة معنویت واحكام نورانی اسلام است غافلند « و عطش ملت‌ها را درك نمی‌كنند » واز التهاب و گرایش جوامع بشری به ارزش‌‌‌‌‌های وحی بی خبرند و قدرت ونفوذ معنوی خود را دست كم گرفته‌اند. » ولی امر مسلمین حضرت آیه الله خامنه ای ‌،  با اعتقاد به اهمیت فراوان بررسی وتحلیل موضوع تحولات عمیق گسترد‌‌‌‌های كه امام (ره) درعرصة جهانی پدید آوردند بارها به طرح و تبیین وتحلیل مقولة «عصر امام خمینی (ره) پرداخته‌اند.ایشان دراین باره می‌فرمایند:«امروز یك عصر و یك دوران جدید به وجود آمده است‌،  دوران جدید راباید دوران امام خمینی (ره) نامید

معظم له با بیان برخی از مهم‌ترین  شاخصه‌‌‌‌‌ های این دوران اضافه فرمودند: «با آغاز دوران جدید نه تنها در ایران یا كشور‌‌‌‌های اسلامی‌مردم به باور‌‌‌‌های الهی بازگشته‌اند بلكه در سطح جهان «عقیدة مذهبی» و گرایش معنوی درمیان جوامعی كه ده‌ها سال تحت سلطة حكومت‌‌‌‌‌های ضد مذهب زندگی كرده بودند رشد نموده است. » درجای دیگر با تصریح به این كه:«این عصر راباید عصر امام خمینی (ره) نامید و ویژه‌گی آن عبارت است از بیداری و جرأت ملت‌ها در بابر زورگویی ابر قدرت‌ها... و سر بر آوردن ارزش‌‌‌‌‌های معنوی والهی » می‌فرمایند: ما امروز نشانه ‌‌‌‌های  رشد معنویت وافول مادیت را در دنیا      می‌بینیم » وامروز دردنیا گرایش به دین شروع شده است » «وقرن حاضر قرن گرایش عمومی‌بشریت به معنویت ودین است. » ایشان می‌افزایند:

«آن روزی كه دین ومعنویت ضد ارزش به حساب می‌آمد ومورد استهزا قرار می‌گرفت گذشته است‌،   امروز بی دینی واز اعتقاد معنوی تهی بودن یك ضد ارزش است این ویژه‌گی ‌‌‌‌های عصر جدیدی است كه امام (ره) – این مرد بزرگ – پرچم آن را درجهان  بر افراشت. » و دگر باره تأكید می‌نمایند :« این دوران {عصر امام خمینی (ره) دوران اسلام ودوران غلبة ارزش‌‌‌‌‌های الهی ومعنوی است‌،   این دوران دوران امام خمینی(ره) می‌باشد وان شاء الله جوان‌‌‌‌‌های ما این اینده را خواهند دید. »

همان‌گونه كه مقام معظم رهبری فرمودند امام (ره) مبشر دوران جدیدی درتاریخ حیات بشری است كه مطالبات معنوی بشر و رویكرد دینی و مذهبی انسان بیش از ادوار گذشته وچند قرن اخیر، جلوه‌گر خواهد  شد‌،  البته : «امام خمینی (ره) پیامبر تازه ای نبود‌،  اما او از یادآوران بود‌،  ازمخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطری مردمان با خداوند را به آنان یاداوری كرد وپس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلی می‌گذشت چون اسلاف خویش از ابراهیم واسماعیل  ومحمد (ص) دور‌‌‌‌ه ای از جاهلیت وعصر دیگری از دینداری زا آغاز كرد، این عصر تازه راباید عصر امام خمینی (ره) نام نهاد.»

اكنون هر تحلیل‌گر بصیر ومنصفی كه تحولات چند دهة اخیر جهان را به خوبی تعقیب وبررسی نموده باشد بر این امر صحه می‌گذارد كه: «جهان امروز دردوران انتقال از یك عصر به عصر دیگری قرار دارد و تا این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثابت به خود نخواهددید.»

آری،گر چه بیگانه‌پرستان  تأكید می‌نمودند كه «محافل سیاسی غرب عصر امام خمینی (ره) را به سبب تند روی‌‌‌‌‌های غیر عملی ونیز كهولت آیت الله خمینی دور‌‌‌‌های گذرا می‌دانند »اما بی تردید كشتی نجات‌بخش انقلاب اسلامی‌وقافلة بشری عصر امام خمینی (ره) تنها درساحل ظهور منجی موعود بشریت آرام خواهد گرفت.




نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، جوامع بشری، عقیدة مذهبی،
چهارشنبه 21 دی 1390

برای دیدن عکس در اندازه اصلی بر روی آن کلیک کنید .گاهى عظمت‏ یك موضوع مانع از بررسى تحلیلى آن مى ‏شود و ابعاد مختلف مطلب آنگونه كه باید و شاید مورد بررسى قرار نمى گیرد.رهبرى حضرت امام و شخصیت والاى آن بزرگ از این گروه موضوعات است، بطوریكه تاكنون، حتى درصدى از حق مطلب ادا نشده و ناگفته‏ ها و نانوشته‏ ها در این زمینه بسیار است.ازجمله مطالبى كه تاكنون مورد توجه واقع نگردیده، پاسخ به این سوال است كه چرا مردم امام را به رهبرى برگزیدند و فرد یا گروه دیگرى را به این سمت انتخاب ننمودند. به عبارت دیگر، امام داراى چه ویژگیهایى بود كه مردم او را بر همه مراجع، شخصیتها، گروهها و سازمانهاى سیاسى و مذهبى موجود ترجیح دادند و از آنان پیروى نكردند؟ در این مقاله سعى بر این است كه در حد توان به پاسخ سوال فوق پرداخته و ویژگیهاى رهبرى حضرت امام را مورد بررسى قرار دهیم.

براى پاسخ به سوال فوق باید به بررسى شخصیت همه جانبه و تكامل یافته امام پرداخت و ویژگیهاى گوناگون و گاه به ظاهر متضاد ایشان را مورد بررسى قرار داد.

ویژگیهاى مختلفى كه به ندرت در یك فرد جمع مى ‏شود و از او شخصیتى مى ‏سازد كه در تاریخ بعد از صدر اسلام كم نظیر و یا بى نظیر است.گرچه درك تمام وجوه شخصیتى حضرت امام در حد توان نگارنده نمى ‏باشد، اما سعى بر آن است كه با استعانت از آن روح بزرگ بعضى از ویژگیهاى ایشان شرح داده شود.

اولین ویژگى مهم كه باید مورد توجه قرار گیرد روحانى بودن امام است. روحانیت در جامعه ما از جایگاه خاصى برخوردار است و مردم با علم و تجربه دریافته ‏اند كه این قشر همیشه حامى مظلومین و مخالف ظالمین بوده است. مردم ما به خوبى آگاهند كه نهضتى در ایران به وقوع نپیوسته مگر اینكه روحانیت رهبرى آن را برعهده داشته و یا اینكه بطور موثر در آن دخیل بوده است. این خصوصیات باعث مى ‏شود كه مردم به این قشر اطمینان داشته و آنان را تكیه گاه خود بدانند. بنابراین اولین عاملى كه زمینه را براى رهبرى حضرت امام فراهم كرد روحانى بودن او بود.

ویژگى دوم امام مرجعیت است. مرجع در بینش شیعه جانشین امام معصوم است و حكم او مانند امام و پیامبر براى امت تلقى مى‏شود. مردم مسلمان ایران حركات اجتماعى و سیاسى خود را در چارچوب تكلیف شرعى انجام مى ‏دهند و از این طریق دنیاى خود را با آخرت پیوند مى‏ زنند. آنها حاضر نیستند آخرت و قیامت‏خود را در اختیار فردى سیاسى و غیر مذهبى قرار دهند، زیرا بخوبى مى ‏دانند كه در چارچوب ولایت فقیه و اجتهاد است كه موضوع جنبه شرعى پیدا كرده و تكلیف به درستى انجام مى ‏شود.

ویژگى سوم امام فیلسوف بودن اوست. امام از اساتید بزرگ فلسفه در حوزه علمیه قم بود و آن را تدریس و ترویج مى‏ كرد. این اقدام امام در شرایطى صورت مى‏ گرفت كه بعضى دیگر از فقها نه تنها با فلسفه مخالف بودند بلكه مدرسین آن را تكفیر مى‏ كردند. بینش فلسفى امام و تبحر در آن باعث پیچیدگى هرچه بیشتر ذهن امام شده و ایشان را از ساده ‏اندیشى‏ ها مصون مى داشت. برخورد صحیح امام با مسایل بغرنج‏ سیاسى در طول مبارزه و عدم ارتكاب اشتباهات فاحش از جانب ایشان از این ویژگى امام نشات مى‏ گرفت.

از ویژگیهاى دیگر امام كه باید آن را مهمترین عامل موفقیت او به حساب آورد، خلوص است. امام بنده عابد و زاهد خدا بود و سالهاى طولانى در خلوت عبادتگاه خود را خالص كرده بود. او تجسم عینى تسلیم در مقابل خدا بود و به همین جهت ‏بزرگترین اتفاقات كوچكترین تاثیرى براى او نداشت. امام موحدى بود كه با اتصال به خداوند متعال دیگر قدرتها را خرد مى ‏دید و از این بابت هیچ نگرانى به خود راه نمى ‏داد. امام اول كسى بود كه به توصیه معروف خود (پیش از آنكه مردم به شما روى آورند خود را بسازید) عمل كرده و خود را آنچنان ساخته بود كه اقبال میلیون‏ها انسان یا ادبار آنها در نظرش تفاوتى نداشت. در عین حال آنچنان به این بندگان خدا ارزش قائل بود كه حتى یكبار در طول عمرش به آنان دروغ نگفت و با آنان سیاسى كارى نكرد و سرتاسر عمر پربركت و زندگى شریفش را در جهت رشد و نجات آنان صرف نمود.

همین خلوص امام و درك عمیق آن از جانب مردم باعث‏ شده بود كه مردم در مواقع حساس نداى امام را لبیك گفته و به یارى او بشتابند; و كوچكترین شبه ه‏اى در ذهن خود نسبت‏ به عملكرد او نداشته باشند. مردم به كرات دیده بودند كه امام براى نجات اسلام و مصلحت مسلمین حاضر به معامله با آبروى خود است و در این راه ابایى از نابودى حیثیت‏ خود كه به مراتب مهمتر از نابودى جسم مادى است ندارد. خلوص امام در جمیع جهات عامل كمك‏ها و راهنمایی هاى خداوند متعال در مقاطع حساس بود و این امر باعث مى ‏گردید كه با الهامات دریافتى، صحیح ترین تصمیمات سیاسى را در حساسترین مقاطع اتخاذ نماید.

پنجمین خصوصیت امام كه لازمه رهبرى و مدیریت در هر سطحى مى ‏باشد نظم و انضباط در امور است. حضرت امام در رعایت نظم و انجام منظم برنامه ‏ها به گونه‏اى عمل مى‏ كردند كه نزدیكان از طریق انجام هر برنامه توسط ایشان زمان را تشخیص مى ‏دادند. آنان مى ‏دانستند كه امام هر كارى را در چه ساعتى انجام مى ‏دهند و از این طریق وقت را مشخص مى‏ كردند. رعایت نظم هم در كارهاى سیاسى و اجتماعى و هم در مسایل عبادى و حتى ورزشى امام وجود داشت. اقامه منظم نماز شب و پیاده روى روزانه براى مدت پنجاه سال بدون هیچگونه تغییر شاهد این مدعاست. امام در یكى از سخنرانیها عبارت نظم ما در بى نظمى است را مورد انتقاد قرار داده و گفتند نظم و انضباط از مهمترین امورى است كه باید مورد توجه مسلمین قرار گیرد.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، رمز و راز رهبرى، راى ملت،
چهارشنبه 14 دی 1390
علم توحید هم اگر براى غیر خدا باشد، از حجب ظلمانى است؛ چون اشتغال به ماسوى الله است. اگر كسى قرآن كریم را با چهارده قرائت لما سوى الله حفظ باشد و بخواند، جزحجاب و دورى از حق تعالى چیزى عاید او نمى‏ شود. اگر شما درس بخوانید، زحمت‏ بكشید، ممكن است عالم شوید، ولى باید بدانید كه میان «عالم‏» و «مهذب‏» خیلى فاصله است. مرحوم شیخ (1) ، استاد ما، رضوان الله تعالى علیه، مى ‏فرمود اینكه مى ‏گویند: «ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل‏» صحیح نیست. باید گفت: «ملا شدن چه مشكل، آدم شدن محال است!»

كسب فضایل و مكارم انسانى و موازین آدمیت از تكالیف بسیار مشكل و بزرگى است كه بر دوش شماست. گمان نكنید اكنون كه مشغول تحصیل علوم شرعیه مى ‏باشید و فقه كه اشرف علوم است مى ‏آموزید، دیگر راحتید و به وظایف و تكالیف خود عمل كرده‏ اید.

اگر اخلاص و قصد قربت نباشد، این علوم هیچ فایده‏اى ندارد. اگر تحصیلات شما، العیاذبالله، براى خدا نباشد و براى هواهاى نفسانیه، كسب مقام و مسند، عنوان و شخصیت در این راه قدم گذاشته باشید، براى خود وزر و وبال اندوخته‏ اید. این اصطلاحات اگر براى غیر خدا باشد، وزر و وبال است. این اصطلاحات هر چه زیادتر شود، اگر با تهذیب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنیا و آخرت جامعه مسلمین تمام مى‏ شود.

تنها دانستن این اصطلاحات اثرى ندارد. علم توحید هم اگر با صفاى نفس توام نباشد، وبال خواهد بود. چه بسا افرادى كه عالم به علم توحید بودند و طوایفى را منحرف كردند. چه بسا افرادى كه همین اطلاعات شما را به نحو بهترى دارا بودند، لیكن چون انحراف داشتند و اصلاح نشده بودند، وقتى وارد جامعه گردیدند، بسیارى را گمراه و منحرف ساختند. این اصطلاحات خشك اگر بدون تقوى و تهذیب نفس باشد، هر چه بیشتر در ذهن انباشته گردد، كبر و نخوت در دایره نفس بیشتر توسعه مى ‏یابد. و عالم تیره بختى كه باد نخوت بر او چیره شده، نمى ‏تواند خود و جامعه را اصلاح نماید و جز زیان براى اسلام و مسلمین نتیجه‏اى به بار نمى‏ آورد و پس از سال‏ها تحصیل علوم و صرف وجوه شرعى، برخوردارى از حقوق و مزایاى اسلامى، سد راه پیشرفت اسلام و مسلمین مى‏ گردد و ملت‏ها را گمراه و منحرف مى‏ سازد و ثمره این درس‏ها و بحث‏ها و بودن در حوزه‏ ها این مى‏ شود كه نگذارد اسلام معرفى گردد، حقیقت قرآن به دنیا عرضه شود، بلكه وجود او ممكن است مانع معرفت جامعه نسبت ‏به اسلام و روحانیت گردد.


من نمى ‏گویم درس نخوانید، تحصیل نكنید، باید توجه داشته باشید كه اگر بخواهید عضو مفید و مؤثرى براى اسلام و جامعه باشید، ملتى را رهبرى كرده به اسلام متوجه سازید، از اساس اسلام دفاع كنید، لازم است پایه فقاهت را تحكیم كرده صاحبنظر باشید؛ اگر خداى نخواسته درس نخوانید، حرام است در مدرسه بمانید؛ نمى‏ توانید از حقوق شرعى محصلین علوم اسلامى استفاده كنید. البته تحصیل علم لازم است، منتها همان‏طور كه در مسائل فقهى و اصولى زحمت مى‏ كشید، در راه اصلاح خود نیز كوشش كنید. هر قدمى كه براى تحصیل علم بر مى‏ دارید، قدمى هم براى كوبیدن خواسته‏ هاى نفسانى، تقویت قواى روحانى، كسب مكارم اخلاق، تحصیل معنویات و تقوى بردارید (2).




پى ‏نوشتها:

1. برگرفته از كتاب جهاد اكبر.

2. حضرت آیت‏الله العظمى حاج شیخ عبدالكریم حائرى یزدى(1276-1355 ه.ق)، از فقیهان بزرگ و مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم هجرى. در نجف و سامراء به درس استادانى چون میرزاى بزرگ شیرازى، میرزا محمد تقى شیرازى، آخوند خراسانى، سید كاظم یزدى و سید محمد اصفهانى فشاركى، حاضر شد. در سال 1340 ه . ق. به اصرار علماى قم، در آن شهر رحل اقامت افكند، و حوزه علمیه قم را تشكیل داد. از آثار اوست: دررالفوائد در اصول، الصلوة، النكاح، الرضاع، المواریث، در فقه.



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، اخلاق دانشجویى، تهذیب و تقوى،
یکشنبه 4 دی 1390
از همان زمان صدر اسلام كه مردم ایران با اندیشه های عدالت طلبانه و روشهای عادلانه حكومت عدل اسلامی آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر سپاهیان توحید، در مقابل ارزشهای آئین آسمانی اسلام تمكین كردند، حكومت از نظر آنها وسیله ای برای تأمین عدالت اجتماعی و ابزاری مؤثر برای رسیدن به ارزشهای الهی در جامعه بود.

دل دادگان به آئین محمدی تداوم اسلام اصیل را در چهره علی (ع) و خاندانش دیدند زیرا عدالت در خانه علی و فاطمه (س) ساكن شده بود و صدای آزادی از سرزمین كربلا به گوش می رسید و این بود كه ایرانیان به تدریج به سوی تشیع كشیده شدند و در طول تاریخ با الهام از اسلام اصیل و خون پاك شهدای تشیع به ویژه درس آموزی از سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) در برابر زورگوییهای حكام مسلمان نما و ظالم به مقابله و مقاومت برخاستند. در طول تاریخ پس از اسلام براساس آموزه های مكتب تشیع مردم ایران همواره به ویژه در دوران غیبت امام عصر(عج) مطیع علمای دین و مراجع تقلید بودند. تشكیل حوزه های دینی در شهرهای ایران به خصوص شهر قم و حوزه كهن و ریشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در این حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بیشتر مردم با مراجع، زمینه ای را فراهم كرد تا مومنان آزاده رهبران دینی مورد اعتماد خود را مهمترین مرجع حل وفصل مسائل خویش بدانند.

در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمایند و حتی برای یك روز هم حاكمیت ستمگران را نپذیرند و از همین نقطه به راهنمایی روحانیون و الهام از آرمانهای اسلامی قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنانكه در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) اتفاق افتاد. انقلابی كه زلزله ای در جهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به شگفتی واداشت. رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت كه شخصیتش در مكتب فقه و فقاهت «فیضیه» شكل گرفته بود. فقیهی فرزانه، عارفی آگاه، فیلسوفی شجاع، ادیبی عمیق، مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستداری را پیشه خود نمی دانست بلكه آن را وظیفه خود می دانست. كلامی جذاب و فكری پویا داشت. ذهن و زندگیش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان كه از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می كرد، اعتقادش چون صخره های سخت، و همتش به بلندای قله ها بود، چون شجره طیبه اندیشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می شد.

اولین پیام شاید بتوان گفت اولین و مهمترین پیامی كه منادی انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانیان رسانید، چیزی جز خدامحوری و رهایی بی قید و شرط از سلطه شوم استكبار جهانی به ویژه آمریكا نبود كه این آوای جانبخش بر دلهای آزاداندیشان و مجاهدانی كه دردآشنای غربت اسلام و تاریكی انحطاط اندیشه بودند نشست و همچون آهن ربایی جذاب، افكار و اندیشه ها را معطوف به خود ساخت. امام راحل همواره حكومت را برای مردم، با مردم و در خدمت مردم می خواستند و تاكید فراوان بر استقلال و خودباوری داشتند، زیرا مهمترین عامل موثر در جهت قطع ایادی شرق و غرب و دستیابی به حاكمیت و استقلال چیزی جز خودباوری نیست و این روحیه وقتی بوجود خواهد آمد كه تحولی عظیم را در جان و درون خود بوجود آوریم.

منظور ایشان از استقلال در تمام جنبه ها و شئون بود. در عین حال خودباختگی را مانعی در راه استقلال می دیدند و خودباوری و خودكفایی را شرط استقلال حتی استقلال فكری می دانستند. ایشان در سخنان خود در دیدار با وزیر و كاركنان آموزش و پرورش وقت در سال 1360 می فرمایند: «ما باید سالهای طولانی زحمت و مشقت بكشیم یا از فطرت ثانی خود متحول شویم و خود را بیابیم و روی پای خویش بایستیم و مستقل گردیدیم و دیگر احتیاجی به شرق و غرب نداشته باشیم و... اگر این مهم را انجام دادیم، مطمئن باشید كه هیچ كس و هیچ قدرتی نمی تواند به ما ضربه بزند. اگر ما از نظر فكری مستقل باشیم آنها چگونه می توانند به ما ضربه بزنند».2

امام خمینی (ره) با دم مسیحایی خود روح اعتماد به نفس و خودباوری را در كالبد ملت ایران دمید و این ملت را به نقطه غرورمند خودباوری رسانید، او در فرازی از سخنان خود فرمود : «اطمینان داشته باشید اگر بخواهید می شود. اگر بیدار بشوید می خواهید، شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را كه نژاد ژرمن از نژاد آریا بالاتر نیست و غربیها از ما بالاتر نیستند».3

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، ارزشهای آئین آسمانی، ولایت فقیه،
پنجشنبه 17 آذر 1390

سیاست‏مداران و حکمرانان با انگیزه و اندیشه‏ای وارد حوزۀ فعالیت‏های عملی و  اجرایی می‏شوند که در نوع خود قابل توجه می ‏باشد. مردم به حاکمان خود اعتماد پیدا  نمی‏کنند مگر این که به آن چه می‏گویند عمل نمایند. در این میان مقبولیت امام  خمینی(ره) معمار انقلاب اسلامی ـ نشان از یک رهبری کاریزما داشت که از دو جنبه  قابل بررسی است:

الف. این که او یک رهبر مذهبی ـ سیاسی بود؛

ب. به آن چه می‏گفت اعتقاد داشت و عمل می‏نمود. 

اگر کرامت و ارزش انسانی را در رفتار و سیرۀ عملی امام خمینی (ره) بررسی کنیم،  ملاحظه خواهیم کرد که آن چه درگفتار و عمل خویش انجام داده است چیزی جز اعتقاد و باور به کرامت و ارزش انسان‏ها ـ به‏ویژه ـ ملّت بزرگ ایران نبوده است. نیز  به خاطر همین کرامت انسانی است که امام در مقابل لایحۀ انجمن‏های ایالتی و ولایتی  و کاپیتولاسیون چنان بر می‏آشوبد که ایران را به حرکت وا می‏دارد و انقلابی عظیم را  راه می‏اندازد.

در این مقاله به صورت اجمال و در حد توان برخوردهای امام با متخلفان از قانون  که در واقع کرامت انسانی را خدشه دار می‏کنند، در دو فصل بررسی شده است؛ هر  چند هر کدام از پیام‏های امام و برخوردهای ایشان با مسئولان یا وابستگان خویش در صورت تخطی از قانون را می‏شود جداگانه بحث کرد.

کرامت در قرآن

با توجه به موارد استعمال این لفظ در قرآن می‏توانیم بگوییم معنای مشترک همۀ  آن‏ها عبارت است از: پاک بودن از آلودگی‏ها، عزت، شرف و کمال مخصوص آن  موجودی که کرامت به او نسبت داده می‏شود.به طور کلی کرامت در اسلام را می‏توان به دو بخش تقسیم کرد:

1. کرامت ذاتی؛
2. کرامت ارزشی.

کرامت ذاتی آن است که در وجود آدمی تا وقتی از خود سلب نکرده است، وجود  دارد. کرامت ارزشی از به کار انداختن استعدادها و نیروهای مثبتی که در وجود آدمی نهفته است و تکاپو در مسیر رشد، کمال و خیرات ناشی می‏گردد. این کرامت، اکتسابی است. ارزش نهایی و عالیِ انسانی مربوط به همین کرامت است.
بر اساس تقسیم بندی انسان از دیدگاه جامعه شناسان و روان شناسان ـ که در ذیل  می‏آید ـ کرامت طبیعی (ذاتی) شامل این گروه‏ها می‏شود.

الف. انسان‏هایی که به مرحلۀ رشد و کمال نرسیده‏اند (انسان‏های ابتدایی)؛

ب. انسان‏هایی که تا حدودی در مسیر رشد قرار گرفته‏اند و احترام شخصیت  مردمی را به‏جای آورند؛

ج. انسان‏هایی که دریافته‏اند زندگی آنان بیهوده نیست و برای ادارۀ مادی و معنوی آن، تکالیفی را انجام می‏دهند؛

د. انسان‏هایی که به یکی از ادیان الهی اعتقاد دارند و به دستوراتش عمل می‏کنند؛

هـ. مسلمانان که علاوه بر ادیان پیامبران گذشته عامل به دین خاتم هستند؛

ن. انسان‏های رشد یافته در اسلام که به درجۀ تقوا نائل شده و شایستگی کرامت  ارزشی را دارند.


ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، کرامت انسانی، سیرة عملی،
یکشنبه 13 آذر 1390
دستگاه رادیو و تلویزیون باید آموزنده باشد و به جوان های ما قدرت و نیرو بدهد. نباید طوری باشد که ده ساعت موسیقی پخش کند و نیرومندی جوانهای ما را به یک حالت خلسه تبدیل کند...

موسیقی با تریاک فرقی ندارد، هرکدام به نحوی خلسه می آورد...

موسیقی را حذف کنید، نترسید از اینکه به شما بگویند کهنه پرست شده اید. باشد ما کهنه پرستیم. این کلمات نقشه است برای اینکه شما را از کار جدی عقب بزنند.

اینکه می گویند: اگر موسیقی در رادیو و تلویزیون نباشد، آنها میروند از جای دیگر موسیقی میگیرند، عذر نیست. بگذار بروند. آیا این موجب میشود که ما به آنها موسیقی تزریق کنیم؟ ما به آنها خیانت کنیم؟

موسیقی خیانت به یک مملکت است، خیانت به جوانهای ماست.

موسیقی را به کلّی حذفش کنید و به جای آن مطالب آموزنده به جامعه تحویل دهید... (1)

جوانی که عادت کرد روزی چند ساعت را با موسیقی سروکار داشته باشد، از مسائل جدی زندگی بطور کلی غافل می شود. به موسیقی عادت می کند، همان طوری که به مواد مخدر عادت می کند. کسانیکه به مواد مخدر عادت می کنند دیگر نمی توانند یک انسان جدی باشند که بتوانند در مسائل سیاسی فکر کنند. موسیقی فکر انسان را طوری میکند که دیگر نتواند در غیر همان محیط و شهوات فکر کند.(2)



پی نوشت:
1: به نقل از: صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی (ره) )، تهیه و جمع آوری مرکز مدازک فرهنگی انقلاب اسلامی، انتشارات شرکت سهامی چاپخانه وزارت ارشاد اسلامی، 1361، ح8، صص 200-201، همچنین صحیفه امام (مجموعه آثار امام خمینی (ره) ) تدوین و تنظیم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی،1378 ،ج9، ص204)
2: صحیفه نور، ج5، ص158 ، همچنین صحیفه امام، ج9، ص 201 



نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، موسیقی، خیانت به یک مملکت،
جمعه 11 اردیبهشت 1394
جایگاه انقلاب اسلامى و نقش تاریخى امام خمینى (ره) در جهان معاصر
با وقوع انقلاب صنعتى و گسترش روابط میان كشورهاى جهان، آرام آرام وابستگى فراملى و منطقه ‏اى كشورها به یكدیگر رو به فزونى نهاد و به تبع رقابت ‏بین قدرت هاى بزرگ صنعتى در حال ظهور در اروپا، تقسیم بندى جدیدى در هیات متشكله آنها ایجاد گردید. لاجرم نفوذ سیاسى آنها در كشورهاى زیر سلطه، توسعه یافته و كارساز شد، تا آنجا كه اشغال نظامى و استعمار رسمى و انتصابهاى فرمایشى شاكله اصلى روابط بین الملل را بمفهوم جدید آن زمان شكل داد و از طرفى در طى زمان تحت تاثیر تحولات مزبور روابط میان كشورها هر روز پیچیده تر و عمیق تر شد به نحوى كه طبقه حاكم در كشورهاى زیر سلطه به میزان اجابت‏ خواسته‏ هاى قدرتهاى مسلط از دوام و قوام بیشترى برخوردار گردید. از سوى دیگر نهضت ‏هاى استقلال طلبانه و تلاش هاى گاه و بیگاه ملت‏ها در رهائى از سلطه نیز گرچه تكانى به نظم رو به تكوین جهان مى ‏داد ولى قادر به ایجاد تغییرات اساسى و زیربنائى در ساختار و عملكرد روابط بین المللى نبود. از این روى شكاف میان كشورها هر روز عمیق تر مى ‏شد و با تعمیق بیشتر آن از قدرت و قابلیت تاثیرگذارى كشورهاى واپس مانده در مسائل مهم بین المللى كاسته مى ‏شد.

سالهاى اولیه قرن بیستم، جهان شاهد دو تحول اساسى در روابط بین الملل بود; اول آنكه سهم كشورهاى واپس مانده در تصمیمات مهم بین المللى كاهش یافت و دوم آنكه رقابت‏هاى استراتژیك میان كشورهاى اروپائى تشدید شد. تشدید این رقابتها سرانجام منجر به وقوع دو جنگ جهانى خاصه جنگ جهانى دوم گردید; و از میان عوارض تندرآساى جنگ دوم جهانى جهان شاهد تكوین نظم نوینى كه حاكى از ترتیبات نظام دو قطبى به رهبرى آمریكا در جبهه غرب و شوروى سابق در جبهه شرق بود، شد. این حادثه مهم و تاریخى كه طرحى نو از جهات سیاسى جهان را درانداخت نتایجى چند در پى داشته:                           

اول آنكه كشورهاى گمنام در جهان سوم به عنوان تابع به نقش آفرینهائى در روابط قطب‏ هاى متغیر مستقل رقیب تبدیل شدند.

دوم آنكه ضرورتا چنین روندى موجب شد كه میل به استقلال در میان كشورهاى جهان فروكش كند.

و سوم آنكه: مفهوم علمى استقلال به نوعى وابستگى به یكى از دو قطب قدرت و دورى از قطب دیگر تعریف گردید. این سخن به معنى نفى تلاشهاى رهبران ملى و مذهبى در كشورهاى مختلف جهان نیست، بلكه مراد آن است كه بدانیم هیچیك از رویدادهاى مزبور منجر به ارائه دكترین مستقلى در نظام بین المللى نگردید. حتى اقدامات انجام شده در هندوستان الگوئى براى انقلاب در سایر كشورها نبود زیرا رهبرى "گاندى" هیچ تحرك و داعیه‏اى براى صدور انقلاب در بطن خود نداشت. ثانیا با توجه به سنت‏ها و فرهنگ و تمدن دیرپاى هند بیشترین تاكید را بر ایجاد ساختارى سیاسى، مردمى بر مبناى فردگرائى انفعالى و انزوا منشى سنتى هندوئیسم داشت. و در نهایت مطلوب موازنه ‏اى مثبت را به نفع یكى از دو قطب اصلى قدرت در شرق و غرب، غایت تلاش سیاسى انسان مدارانه جامعه هند مى ‏دانست.

در همین زمینه تلاش هاى دهقانى مائو (روستا در برابر شهر) در چین نیز اولا بدنبال تحقق استقلال كشورهاى جهان نبود ثانیا بیشتر از آنكه به تقویت جبهه ضد سرمایه سالارى غرب در جهان منجر شود به عاملى براى ایجاد شكاف در جبهه چپ (شرق) تبدیل شد. و بعلت ناتوانى در انتخاب‏هاى سیاسى و بین المللى خود، ابتدا در میان گروه هاى چپ و رادیكال منزوى شد و سپس در سطح جهان تضعیف گردید.

حاصل آنكه در یك بررسى مختصر از تحولات تاریخى در نظامها و واحدهاى سیاسى جهان و روابط رو به گسترش میان دولتها بخصوص پس از نخستین انقلاب صنعتى و انقلاب كبیر فرانسه و استقلال آمریكا و سلطه نظام استعمارى در جهان هر چه زمان به مرزهاى قرن بیستم و جنگ جهانى اول نزدیكتر مى ‏شد امكان ایجاد كشورهاى مستقل و پایدار در مقابل خواسته‏ ها و تمایلات كشورهاى صنعتى اروپائى غیرقابل حصول و كمتر بود. تا سرانجام با پیروزى بلشویكها در سال 1917 در روسیه تزارى و تشكیل اتحاد جماهیر شوروى سابق و تحولات بنیادى در بسیارى از مناطق ژئوپلتیك آن زمان و وقوع جنگ بین الملل دوم و ظهور قدرتمندانه آمریكا در صحنه سیاسى جهان گرایش‏هاى استقلال طلبانه در بسیارى از كشورهاى جهان سوم آغاز شد ولى علاوه بر آنچه قبلا گفته شد دیگر امكان وجود یا تاسیس حكومتى مستقل از خواست ابرقدرتها عملا محال بود.

البته همانطور كه پیشتر ذكر شد این سخن بمعناى عدم وقوع تحول در جهان سیاست نبوده و نیست زیرا ما شاهد استقلال ظاهرى كشورهاى زیادى بوده‏ایم. تحركات فراوانى را از سوى نیروهاى اصیل ملى و غیر ملى، مذهبى و غیرمذهبى دیده‏ایم. اما آنچه مهم است و مقصود این مقاله مى‏باشد این است كه نشان دهیم:

اولا هیچیك از این كوشش ‏ها منجر به ایجاد واحدهاى سیاسى مستقل بخصوص در اوایل قرن بیستم نشده. ثانیا در صورت وجود تمایل به استقلال هم قادر به ایجاد واحد سیاسى مستقلى در مقابل ابرقدرتها نگردیدند.نهایتا كشورهاى در حال توسعه با فقر یك الگوى تجربه شده و موفق براى انقلاب و بدست آوردن استقلال، تنها در مدار وابستگى از قطبى به قطب دیگر سرگردان بودند. و جهان بواقع عرصه شطرنج میان ابرقدر تها تلقى مى ‏شد. روشنفكران و انقلابیون مایوس و سرخورده سر بر آستان تسلیم نهاده بودند.

در این سیر پرپیچ و خم و طولانى جهان از لحاظ اهمیت مناطق ژئوپلتیك، دستخوش تحولات عمیقى گردید و لزوما شكل ویژه‏اى بخود گرفت. بر حسب اهمیت منطقه‏اى براى یكى از دو قدرت و امكان نفوذ در آن به نحو شدیدترى از سوى طرف دیگر كنترل منطقه‏اى اهمیت‏یافت و از لحاظ مدیریت در این مناطق سعى مى‏شد با توجه به اهمیت كشورها كارگزارانى با وابستگى بیشترى انتخاب گردند.

در ابعادى وسیع تر در میان این مناطق خلیج فارس مهمترین منطقه جهان و در میان كشورهاى منطقه ایران به عنوان مهمترین كشور واقع در بلوك غرب مشخص شد. در تایید این نظریه كافى است مرورى بر گذشته‏ هاى دور و نزدیك كشورمان از زمان قدرت گرفتن دولت عثمانى در تركیه تا فروپاشى شوروى سابق داشته باشیم مطالعات تاریخى نشان مى ‏دهد كه در طى این سالهاى طولانى و در میان كشورهاى جهان سوم نام هیچ كشورى به‏اندازه ایران در منازعات و تحولات بین المللى مطرح نبوده است. معناى دقیق تر این سخن در جهان سیاست آن است كه اگر در هر كجاى جهان امكان وقوع انقلاب و تاسیس حكومتى مستقل از خواست و نظر ابرقدرتها متصور باشد در خصوص كشور ایران با توجه به اهمیت ژئوپلتیكش در منطقه، هم مرز بودنش با رقیب اصلى غرب و مسلط بودنش به منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز در پیچیده ترین عصر روابط بین الملل در طول تاریخ گذشته بشر، و در استراتژیك ترین منطقه جهان و در مهمترین كشور جهان سومى براى بلوك غرب و آمریكا كه به عنوان ژاندارم منطقه انتخاب و جزیره ثبات نامیده مى‏ شد حتى تصور انقلاب هم غیر ممكن بود.

با چنین باورى است كه بحق مى‏ توان گفت امام خمینى (ره) در ایران انقلاب نكرد بلكه دست‏به انفجارى زد كه به فرموده خودشان "انفجار نور بود". انفجارى عظیم كه در طول تاریخ فقط انبیاء عظام الهى موفق به انجام آن شده بودند. او دین را كه ماركس افیون توده هایش مى ‏نامید، پس یك دوره توفانى پانصد ساله كه در غرب طومار حكومت‏هاى كلیسائى را در هم پیچیده بود و در شرق اسلام ناب محمدى را عملا در صحنه سیاست منزوى ساخته بود مجددا به عنوان اصلى ترین عامل ترك ملتها در صحنه‏ هاى سیاسى جهان وارد ساخت.او باورهاى دینى را عامل جوششى عظیم و رستاخیزى شورانگیز در كشورى و در مقابله با حكومتى كه تحقیقا داراى وابسته ترین ساختار سیاسى در تاریخ معاصر ایران به غرب بود گرداند. كار امام خمینى (ره) باینجا خاتمه نیافت‏بلكه او به موفقیتى برزگتر دست‏یافت. امام مدلى براى استقلال ملتها در جهان عرضه داشتند، نه مدلى براى وابستگى. كارى كه هیچیك ازاندیشمندان و سیاستمداران آزاده جهان قادر به انجام آن نگردیدند؛آنهم با تكیه و استفاده از فراموش شده ترین و ابزار عالم یعنى "ایمان".

او نهالى را غرس كرد كه هیچ توفانى توان از پاى درانداختن آنرا ندارد. او با تكیه بر این سلاح و احیاى شعور شهادت طلبى تنها فردى شد كه حداقل در دو قرن اخیر همه سردمداران كفر را در صحنه سیاست و بصورت رسمى و علنى تحقیر كرد و دماغ كبرآلود غرب را بخاك مالید. سلطه كلامش بر اكثر اندیشمندان جهان سایه ‏انداخت. نظریه فروپاشى شوروى را برژینسكى از پیام ایشان به گورباچف وام گرفت. پاپ سیاست را به تقلید از او بار دیگر در دنیاى مسیحیت‏ به صحنه آورد و بالاتر از همه اسلام با او بهار دیگر را آغاز كرد. او انقلابى را به پاداشت كه به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیت ا... خامنه‏ اى در هیچ كجاى جهان بى نام او شناخته شده نیست.

و جز بعثت موسى كلیم ا... (ع) در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، عیسى مسیح در دو هزار سال پیش و بالاخره انفجار نور محمدى در چهادره قرن پیش هیچ یك از حوادث و انقلابات دیگر جهان با آن از حیث محتوى و ارزش و عمق قابل مقایسه نیستند. تنها تفاوت مهم بین این چهار انفجار نور این است كه انبیاء عظیم الشان (ع) از بستر وحى به این مهم نائل آمدند و او از بستر الهام. زیرا دست پرورده مكتب رسول الله (ص) و ائمه معصومین (ع) بود و انقلابش تلاشى موفق براى بازیابى اسلام راستین و دعوت جهانیان بدان حقیقت‏بود. مبانى نظرى‏اندیشه‏هاى سیاسى - الهى آن حكیم بزرگ و فرزانه در لابلاى آیات قرآن و كلام و سنت رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) قابل شناخت است.بزرگترین رسالت روشنفكر عصر حاضر و خصوصا حوزه‏هاى علمیه است كه با بررسى دقیق موضع‏گیرى‏ ها و رهنمودهاى آن اسوه و قدیس بزرگ نقبى به صدر اسلام بزنند و چراغ هدایتى را كه او برافروخت پاسدارى كنند.

خداوندا نام او را جاویدان، راه او را پر رهرو، بارگاه او را كعبه عاشقان و مشتاقان و زیارتگاه مومنان و دردمندان قرار ده.(1)


پی نوشت :
فیروز دولت آبادى



نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، جهان معاصر، انفجار نور،
پنجشنبه 20 خرداد 1389

حضرت امام خمینی( ره)، سال ها پیش از اوج گیری نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی، در زمانی كه به نجف اشرف تبعید شده بودند، پایه گذار گفتمانی جدید در عرصة نظام سیاسی و ادارة جامعه در عصر جدید شدند. ایشان نخستین بار در بهمن 1348 ( برابر با ذی قعده و ذی حجه 1389 ) در جلسات درس خارج به طرح این نظریه پرداختند (1) و بعدها به هنگام تحریر كتاب البیع ( جمادی الاولی 1396 ) آن را تبیین و تكمیل كردند. (2) اساس نظریه یاد شده بر اثبات جامعیت احكام اسلامی و توانایی آن برای ادارة جامعه و پاسخگویی به نیازهای مختلف انسان و ضرورت تشكیل حكومت اسلامی برای اجرای احكام و قوانین اسلامی بود.

حضرت امام( ره) در مقدمه كتاب ولایت فقیه می نویسد:اسلام دین افراد مجاهدی است كه به دنبال حق و عدالتند. دین كسانی است كه آزادی و استقلال می خواهند. مكتب مبارزان و مردم ضد استعمار است. اما اینها اسلام را طور دیگری معرفی كرده اند و می كنند تصور نادرستی كه از اسلام در اذهان عامه به وجود آمده و شكل ناقصی كه درحوزه های علمیه عرضه می شود برای این منظور است كه خاصیت انقلابی و حیاتی اسلام را از آن بگیرند و نگذارند مسلمانان دركوشش و جنبش و نهضت باشند؛ دنبال اجرای احكام اسلام باشند؛ حكومتی به وجود بیاورند كه سعادتشان را تأمین كند؛ چنان زندگی داشته باشند كه در شأن انسان است. مثلاً تبلیغ كردند كه اسلام دین جامعی نیست؛ دین زندگی نیست؛ برای جامعه نظامات و قوانین ندارد؛ طرز حكومت و قوانین حكومتی نیاورده است؛ اسلام فقط احكام حیض و نفاس است؛ اخلاقیاتی هم دارد، اما راجع به زندگی و اداره جامعه چیزی ندارد. تبلیغات سوء آنها متأسفانه مؤثر واقع شده است. (3)

و در ادامه خطاب به طلاب علوم دینی می گویند:همانطور كه آنها بر ضد شما اسلام را بد معرفی كردند، شما اسلام را آن طور كه هست معرفی كنید؛ ولایت را آن چنان كه هست معرفی كنید. بگویید ما كه به ولایت معتقدیم، و به این رسول اكرم( ص) تعیین خلیفه كرده و خدا او را واداشته تا تعیین خلیفه كند و « ولی  امر » مسلمانان را تعیین كند، باید به ضرورت تشكیل حكومت معتقد باشیم و باید كوشش كنیم كه دستگاه اجرای احكام و اداره امور برقرار شود. مبارزه در راه تشكیل حكومت اسلامی لازمه اعتقاد به ولایت است. (4)

 نظریة ولایت فقیه كه ابتدا به عنوان یك نظریة علمی و در درس های خارج مطرح شد، به فاصله 9 سال پس از طرح، مبنای نظری انقلاب اسلامی و تشكیل جمهوری اسلامی در ایران قرار گرفت و به بنیادی برای قانون گذاری بر اساس موازین اسلامی تبدیل شد.با اوج گیری حركت انقلاب اسلامی در ایران و شدت گرفتن مبارزات مردمی علیه حكومت شاهنشاهی موضوع تشكیل « جمهوری اسلامی » و پیاده شدن احكام اسلام در صدر خواسته ها و مطالعات مردم و رهبران انقلاب قرار گرفت و به محوری ترین شعارتظاهرات میلیونی مردم در سرتاسر ایران تبدیل گردید.

اوج این خواسته ها را می توان در پیامی كه امام خمینی( ره) در آستانه ماه محرم 1339 ، در اول آذر 1357 خطاب به ملت ایران صادركردند، مشاهده نمود:جوانان عزیز حوزه های علمیه و دانشگاه ها و مدارس و دانش سرا ها و نویسندگان مطبوعات و كارگران و كشاورزان محروم و بازاریان و اصناف مبارز و آگاه و كارمندان محترم و سایر اقشار، از ایلات و عشایر غیور گرفته تا چادرنشینان و زاغه مسكنان محروم، همه و همه هم صدا و پشت بر پشت هم به سوی هدف مقدس اسلام یعنی برچیده شدن سلسلة ستمگر پهلوی و هدم نظام منحط شاهنشاهی و برقراری جمهوری اسلامی مبتنی بر احكام مترقی اسلام، به پیش كه پیروزی از آن ملت به پا خاسته است. (5)

هم چنین حضرت امام، در مصاحبه هایی كه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی داشتند، در پاسخ این پرسش كه شما پس از سرنگونی شاه چه نوع حكومتی را جایگزین خواهید كرد، همواره بر این نكته تأكید می كردند كه: یك حكومت جمهوری اسلامی؛ اما « جمهوری » است برای این كه به آرای اكثریت مردم متكی است و اما « اسلام » . برای اینكه قانون اساسی اش عبارت است از قانون اسلام. اسلام در همة ابعاد، قوانین دارد و به همین جهت احتیاج به قوانین دیگری نداریم. (6)

با پیروزی انقلاب اسلامی، در 22 بهمن 1357 ، و سقوط نظام سلطنتی، مهم ترین مانع در راه تحقق خواستة ملت ایران در زمینة استقرار جمهوری اسلامی و حاكمیت قوانین اسلامی از میان رفت، اما برای تحقق عینی این خواسته لازم بود كه رهبران انقلاب بر اساس ساز و كارهای پذیرفته شده در جهان، نظامی حكومتی كه دارای مشروعیت و مقبولیت مردمی باشد، بنیان گذارند. از این رو حضرت امام در همان اوایل پیروزی انقلاب موضوع برگزاری رفراندوم برای تشكیل نظام جمهوری اسلامی را مطرح كردند.در این میان عده ای از غرب زدگان زمزمة تشكیل جمهوری دمكراتیك، یا جمهوری دمكراتیك اسلامی را سر داده و در صدد ایجاد تفرقه در صفوف مستحكم مردم برآمدند، اما این بار نیز امام خمینی با درایت و هوشمندی تمام این توطئه را خنثی و با قاطعیت تمام اعلام كردند كه خواسته مردم تشكیل جمهوری اسلامی است « نه یك كلمه زیاد و نه یك كلمه كم » . (7 )

در پیامی كه ایشان در تاریخ 9 اسفند سال 57 خطاب به ملت ایران صادر كردند چنین آمده بود: ما تا آخرین نفس ایستاده ایم. من این یك سال، دو سال آخر عمر را وقف شما كرده ام. از شما می خواهم، از ملت می خواهم كه این نهضت را نگه دارند تا تأسیس حكومت عدل اسلامی. از آن وقت تا حالا می گفتید تا مرگ این كذا نهضت ادامه دارد، حالا باید بگویید تا اقامة حكومت اسلامی نهضت ادامه دارد. آن كه ملت ما می خواهد جمهوری اسلامی است، نه جمهوری فقط، نه جمهوری دمكراتیك، نه جمهوری دمكراتیك اسلامی، جمهوری اسلامی. (8) 

سرانجام همه پرسی جمهوری اسلامی، در روزهای 10 و 11 فروردین 1358 برگزار شد و 2/98 درصد مردم ایران به تشكیل نظام جمهوری اسلامی رأی « آری » دادند .برپایی این رفراندوم و اعلام رسمی نظام جمهوری اسلامی در ایران، چنان نقش مهم و سرنوشت سازی در تحقق آرزوهای دیرین مردم و رهبر انقلاب اسلامی داشت كه حضرت امام در اعلامیه ای، روز 12 فروردین ( روز اعلام نتایج همه پرسی جمهوری اسلامی) را « از بزرگ ترین اعیاد مذهبی و ملی » برشمردند:من در این روز مبارك، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می كنم . صبحگاه 12 فروردین كه روز نخستین حكومت الله است، از بزرگ ترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند.

ایشان در بخشی دیگر از این اعلامیه، فرمودند: من از دولت ها می خواهم كه بدون وحشت از غرب و شرق، با استقلال فكر و اراده، باقی ماندة رژیم طاغوتی را كه آثارش در تمام شئون كشور ریشه دارد پاكسازی كنند و فرهنگ و دادگستری و سایر وزارتخانه ها و ادارات  را كه با فرم غربی و غرب زدگی برپا شده است به شكل اسلامی متحول كنند و به دنیا عدالت اجتماعی و استقلال فرهنگی و اقتصادی و سیاسی را نشان دهند. (9 )

اگر چه با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، در ظاهر به نظر می رسید كه مردم ما به همة اهدافی كه به دنبال آن بودند، رسیده اند و آرمان آنها به طور كامل محقق شده است، اما حضرت امام با درایت و تیزبینی همیشگی خود مردم و مسئولان كشور را متوجه آرمان نهایی انقلاب اسلامی نموده، فرمودند: مسئولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت(ارواحنا فداه) است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد و مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیف های كه بر عهده دارند منصرف كند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، و این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانی اسلام است منصرف كند. (10)

از این رهنمود به خوبی استفاده می شود كه امام راحل( ره) انقلاب اسلامی را زمینه ساز انقلاب جهانی مهدی موعود( عج) دانسته و از همین رو معتقد بودند كه مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید همه تلاش خود را بر ایجاد آمادگی ظهور دولت كریمه امام عصر( ع) قرار داده و متوجه باشند كه پرداختن به برنامه های توسعه، حتی یك لحظه، آنها را از این هدف بزرگ كه غفلت از آن « خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد » باز ندارد.

 

پی نوشت ها :

ابراهیم شفیعی سروستانی

1 . مباحث این جلسات، در همان ایام به صور مختلف، گاهی كامل و گاه به صورت یك یا چند درس تكثیر و منتشر شد و در پاییز 1349 پس از ویرایش و تأیید حضرت امام برای چاپ آماده گردید و نخست توسط یاران امام در بیروت به چاپ رسید و پنهانی به ایران فرستاده شد و همزمان برای استفاده مسلمانان انقلابی به كشورهای اروپایی، آمریكا، پاكستان و افغانستان ارسال گردید. این مباحث، همچنین در سال 1356 در ایران با نام نامه ای از امام موسوی كاشف الغطاء به ضمیمه جهاد اكبر چاپ شد. این كتاب در چاپ های بعدی با نام ولایت فقیه ( حكومت اسلامی) منتشر گردید. ر. ك: امام خمینی، ولایت فقیه: حكومت اسلامی، مقدمه ناشر.
 . 2 . ر. ك: الإمام خمینی، كتاب البیع، ج 2 ، ص 617
 . 3 . همان، ص 4  5
 . 4 . همان، ص 15
 5 . مركز مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج 3 ، ص 226 ؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صحیفة امام: مجموعه آثار امام خمینی، ج 5 ، ص. 77
 . 6 . صحیفه نور، ج 4 ، ص 21 و ر. ك: ص 138 و 157 و صحیفه امام، ج 5 ، ص 170 و 347 و 398
 . 7 . صحیفه نور، ج 5 ؛ ص 122 و صحیفه امام، ج 6 ، ص 256
 . 8 . صحیفه نور، ص 129 و هم چنین ر. ك: همان، ص 181 و 186 ؛ صحیفه امام، ج 6 ، ص 276
 . 9 . صحیفه نور، ج 5 ، ص 234  235 و صحیفة امام، ج 6 ، ص 453  454
 . 10 . صحیفه نور، ج 21 ، ص 108




نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، حکومت الله، جمهوری اسلامی،
شنبه 4 اردیبهشت 1389


( کل صفحات : 8 )    ...   4   5   6   7   8   
درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :