پرونده ویژه
معرفی کتاب

این اثر سال‌شمار زندگانی رادمرد الهی؛ مجدّد قرن، امام خمینی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که برابر نگاشته‌ها، اسناد و خاطره‌ها ارائه شده است. در این سال‌شمار، در هر مقطعی نکته‌های مهم سیاسی و اجتماعی آن زمان در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

حمایت
جشنواره

  • امام در متن جامعه زندگی می كرد

    وقتی عموم مردم مسلمانند و اعتقاد به اصول اسلام دارند ، باید قوانینی كه در این حكومت تدوین می شود، اسلامی بوده و مخالفتی با اسلام نداشته باشد؛ البته این بدان معنا نیست كه تلقی كنیم باید موضوعات جدید و روز آمد را كه در زمان معاصر پدید می آیند، در اسلام باشد...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینی (ره) و معجزة انقلاب اسلامی

    در تبیین و و تفسیر حقیقت انقلاب امام خمینی(ره) باید گفت: با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران دنیا شاهد رخداد یك معجزة عظیم الهی بود‌، و این واقعیتی است كه بارها پیر و مرادمان بر آن تأكید نمودند...

    ادامه مطلب ...
  • امام خمینى(ره) و جنبش هاى اسلامى معاصر

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
  • ۲۰ برش از زندگی حضرت روح​الله

    حدادی، محسن - سال ها قبل قرار بود؛ کتاب کوچکی به شکل مینی​مال​های مستندی از زندگی علمی - عملی امام روح الله رضوان الله تعالی علیه منتشر کنیم؛ تحقیق کار آغاز شد و نگارش هم به پایان رسید اما در مجموع کار به دلمان نچسبید!...

    ادامه مطلب ...
  • وظایف مردم و دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی ره

    باید فكر این معنا كنید كه خدمت كنید به كشور، خدمت كنید به ملت كه بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی، مردم، شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینكه شما خوبید تا خدای تبارك در محضرش شما را قبول كند. ای دولت‏ها! فتح كشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است...

    ادامه مطلب ...
علما ادامه دهندگان راه انبیا و اوصیا
از همان زمان صدر اسلام که مردم ایران با اندیشه های عدالت طلبانه و روش های عادلانه حکومت عدل اسلامی آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر سپاهیان توحید، در مقابل ارزش های آیین آسمانی اسلام تمکین کردند، حکومت از نظر آنها وسیله ای برای تأمین عدالت اجتماعی و ابزاری مؤثر برای رسیدن به ارزش های الهی در جامعه بود. دلدادگان به آیین محمدی تداوم اسلام اصیل را در چهره علی علیه السلام و خاندانش دیدند؛ زیرا عدالت در خانه علی و فاطمه علیهاالسلام ساکن شده بود و صدای آزادی از سرزمین کربلا به گوش می رسید و این بود که ایرانیان به تدریج به سوی تشیع کشیده شدند و در طول تاریخ با الهام از اسلام اصیل و خون پاک شهدای تشیع به ویژه درس آموزی از سرور و سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام در برابر زورگویی های حاکمان مسلمان نما و ظالم به مقابله و مقاومت برخاستند.

در طول تاریخ پس ازاسلام بر اساس آموزه های مکتب تشیع مردم ایران همواره به ویژه دردوران غیبت امام عصر(عج) مطیع علمای دین و مراجع تقلید بودند. تشکیل حوزه های دینی در شهرهای ایران به خصوص شهر قم و حوزه کهن و ریشه دار نجف و ظهور مراجعه بزرگ دراین حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بیشتر مردم با مراجع، زمینه ای را فراهم نمود تا مؤمنان آزاده رهبران دینی مورد اعتماد خود را مهم ترین مرجع حل وفصل مسائل خویش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمایند وحتی برای یک روز هم حاکمیت ستمگران را نپذیرند و از همین نقطه به راهنمایی روحانیون و الهام از آرمان های اسلامی قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند. چنان که در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی رحمه الله اتفاق افتاد. انقلابی که زلزله ای درجهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به شگفتی واداشت، همان طور که مرحوم دکتر کلیم صدیقی اندیشمند معروف اسلامی در این باره می گوید:

... انقلاب اسلامی ایران، نعمت دینی و الهی بود که به گونه ایی شگفت آور توانسته در اندک زمانی کوتاه، امواج توفنده و خروشان آن از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته، جهان معاصر علی الخصوص دنیای اسلام را دچار درخشش انفجار نورانی خود کند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام خمینی(ره)، 
برچسب ها : اسلام، امام، حکومت، اندیشه، احیا اندیشه حکومت اسلامی، دین، حکومت اسلامی،
جمعه 10 آذر 1396
امام خمینی(ره) که خود پرچمدار مبارزه با فساد و سیستم سرمایه سالارانه است، بارها و بارها نسبت به نتایج شوم دنیاگرایی مسئولین هشدار داده و فرمودند: انفجاری که از باطن یک مملکتی که مدّعی اسلامی است پیدا شده و مأیوس از اسلام شده‌اند، مأیوس از برنامه‌های اسلام شده‌اند؛ یک همچو انفجاری را هیچ کس نمی‌تواند جلویش را بگیرد...

امام خمینی: در رژیم سابق، که مردم او را رژیم اسلامی نمی‌دانستند و طاغوتی می‌دانستند، اگر کاری می‌شد می‌گفتند که در رژیم طاغوتی شده است، و اگر یک ناراحتی هایی برای کارگرها پیدا می‌شد، یا یک تحریکاتی می‌شد که اینها اعتصاب کنند، شورش کنند، آنها با فشار؛ و اگر - چنانچه - نوبت به روحانیین هم می‌رسید با موعظه.

اما الآن با آن وقت فرق دارد. الآن همه ما این ادعا را داریم که یک مملکت اسلامی است و روی احکام اسلام باید عمل بشود.

اگر خدای نخواسته در یک مملکت اسلامی طوری بشود که در کارخانه‌ها و کارگرها به واسطه اینکه درست به آنها رسیدگی نمی‌شود انفجار حاصل بشود، این انفجار از محیط یک مملکتی است که مدّعی اسلام است؛ نه روحانی می‌تواند این را خاموشش کند، نه کس دیگر.

برای اینکه روحانی آن وقت می‌تواند [کاری‌] بکند که بگوید خوب یک اشخاصی غیر اسلامی این کارها را کرده‌اند؛ اما اگر مملکت اسلامی به اینکه اسلامی است یک طوری بشود که انفجار در کارگرها حاصل بشود، این انفجار دیگر قابل کنترل نیست؛ و این یک خطری است که بر همه شماها و بر همه ما هست و ما را تهدید می‌کند…

کارگرها همچو نیست که خیلی بلندپرواز باشند؛ اینها یک زندگی می‌خواهند - آقایان کاری بکنند که یک زندگی برای اینها حاصل بشود؛ و جلوگیری بشود از یک انفجاری که قابل کنترل نیست.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، فساد، زندگی، حکومت اسلامی، زاغه نشین‌ها،
چهارشنبه 1 آذر 1396
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.حضرت امام با غیر قانونی دانستن حکومت استبدادی پهلوی و در ادامه با مطرح ساختن ایده و تئوری حکومت اسلامی ضمن مد نظر قرار دادن روش حکومتی پیامبر و بویژه امام علی(ع) و دفاع منطقی از آن در طول 15 سال مبارزات خستگی ناپذیر و دعوت از مردم در طول سخنرانیها و نوشته های خود، برای عملی ساختن و اجرای چنین هدفی، تلاش بی وقفه ای را در این زمینه بکار گرفتند که سرانجام آن موفقیت در برپایی حکومت جمهوری اسلامی و سرنگونی حکومت شاهنشاهی دو هزار و پانصد ساله بود.

جریانات و حوادثی که در دهه های اول از سدة اخیر بر ایران می گذشت، بویژه سقوط نهضت ملی نفت، سایه روشنهای فراوانی پیش روی تحلیل گران و جامعه شناسان بخصوص آنهایی که درد دین داشته و به سرانجام امت اسلامی ایران با اهداف آرمانگرایانه می اندیشیدند، قرار داده بود. حضور بی حد و حصر آمریکاییان در ایران و تسلط شدید آنها بر دربار پهلوی پس از کودتای 28 مرداد 32، شکافهای میان شاه و ملت را بیش از پیش نمایان ساخته و چهره ضد مذهبی و ضد مردمی او را بر ملا می نمود.

حضرت امام با نگاه ژرف و تحلیل عمیقی که در مواجهه با مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اجتماع آن روز ایران داشتند، به عنوان عالم دینی و سیاسی نمی توانستند، نسبت به این مسائل مهم امت اسلامی بی تفاوت باشند و با احاطه بر اوضاع زمانه، منتظر فرصتی بودند تا با آگاهی دادن به جامعه زمان خویش، اعتراض صریح و واکنش مثمرثمری را نسبت به افشا ساختن این وضعیت داشته باشند.

رحلت آیت الله بروجردی، گستاخی و جسارت محمدرضا شاه را در پی داشت تا با سوءاستفاده از این موقعیت برنامه های موردنظر خویش، بخصوص برنامه هایی را که مخالف با منافع اسلام یا میهن و به نفع اربابان بیگانه اش بود اجرا نماید. حضرت امام در چنین موقعیت حساسی وارد عمل شدند. ایشان در وهله اول با سخنرانیهای صریح و واکنش سریع در اعتراض به برنامه های غیراسلامی و ضد مردمی شاه ضمن اعلام مواضع خود، با تبیین برنامه های خیانتکارانه شاه از مردم و نهادهای اسلامی بخصوص مراجع و مجتهدین و حوزه های علمیه درخواست می کردند که در چنین موقعیتهایی واجب است با واکنش نشان دادن مؤثر به داد اسلام و مردم برسد.

تداوم سخنرانیهای امام و تلاشهای ایشان در جهت تنویر افکار مردم جامعه، سرانجام منجر به غیرقانونی اعلام شدن حکومت شاه و دعوت حضرت امام از مردم ایران برای جایگزین کردن حکومت اسلامی به جای استبداد شاهنشاهی بود.


ضرورتها و لزوم تشکیل دولت و حکومت اسلامی
اندیشه ها و عمده سخنرانیهای حضرت امام در ضرورت و لزوم تشکیل دولت و حکومت اسلامی بر چند پایه و محور عقیدتی، تاریخی، اجتماعی و سیاستهای داخلی و بین المللی استوار می باشد که به هر یک از آنها جداگانه اشاره می شود:

محور عقیدتی ـ تاریخی اسلام
اشاره های مداوم امام خمینی به تجارب تاریخی، سیره و سنت پیامبر اسلام در تشکیل حکومت و اهتمام فراوان رسول خدا در روزهای پایانی عمر خویش به امر جانشینی جهت استمرار حکومت اسلام و همچنین تلاشهای امام علی(ع) در دوران خلافت پنج ساله و برنامه های صریح و قاطعی که از همان ابتدای تشکیل خلافت و حکومت خویش در پیش گرفتند، اسناد و حکایتهای واقعی تاریخ پرحادثه صدر اسلام و عملکردهای اسوه های ممتاز آن در نوشته ها و سخنرانی های حضرت امام به عنوان ملاکهای اصلی در لزوم تشکیل حکومت اسلامی، بخصوص در جهت روشن ساختن، نهادینه کردن و رسوخ دادن این افکار به اندیشه های سنتی برخی از طلاب و روحانیون سطحی نگر در حوزه های علمیه آن روز تبلور خاصی یافته است:

«پیغمبر اسلام می خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند. می خواست تمام ممالک دنیا را در تحت یک کلمه توحید... قرار بدهد.»1

امام خمینی با استناد به حکومت پیامبر(ص) و علی(ع) حکومت آنها را حکومتی انسان ساز دانسته و با محور قرار دادن حکومتشان، به مبارزه با عملکردهای شاه و دفاع از تلاشهای خود و عالمان دیگر اسلام در راه تشکیل حکومت اسلامی واقعی و مبارزة فکری و تبلیغی علیه افکار باطل و تهمتهای ناروا به حکومتی که مد نظرشان بوده است پرداخته و برخی مشخصه های آن را به رؤسا و مقامات بلندپایه نظام اسلامی توصیه می نمودند:

«آن طرز حکومت اسلام طرز حکومت آدم سازی است. شما خود رؤسای اسلام را باید ملاحظه کنید، مثل پیغمبر اسلام که رئیس اسلام است، امیرالمؤمنین که بعد از او رئیس اسلام بود. شما خود آنها را ببینید که وضعشان چه جوری بوده، دیکتاتوری بوده است؟! پیغمبری که با مردم دیگر وقتی می نشست معلوم نبود آقا کدام است و نوکر کدام است... حکومت اسلامی می خواهیم یک حکومتی باشد که یک قدری شبیه باشد به این حاکمهای ما. اینها کجای حکومت اسلام دیکتاتوری بوده است که آقایان سخت از این می ترسند. دیکتاتوری چیست؟! حکومت اسلام حکومت قانون است...» 2

امام با توجه به طرح حکومت اسلامی، روز غدیر را روزی می دانند که پیامبر تکلیف حکومت را معین و آن را الگویی سیاسی ـ حکومتی برای جهان اسلام تا آخر تعیین فرموده است. این تفکر و عملکرد، صددرصد درست و مفید به حال جامعه و پیشرفت آن در ازمنه و امکنه مختلف بوده است. منتهی از نظر امام آن چیزی که سیاست اسلام را به خطر انداخت. انحراف پیدا نمودن این برنامه در طول تاریخ اسلام و دور شدن و حتی تغییرات 180 درجه ای حکومتهایی که خود را حکومت اسلام معرفی می کرده اند، از آن بوده است. 3

مکتب اسلام مکتبی سیاسی ـ حکومتی ـ عبادی
امام خمینی به عنوان عالمی آگاه به اسلام و احکام عبادی ـ سیاسی آن و اندیشه مندی مصلح و دلسوز جامعه و اوضاع آن سعی داشتند، با تفسیر و تبیین دقیق اسلام و احکام اسلامی، بخصوص روشن ساختن ابعاد سیاسی ـ حکومتی آن، چهرة اسلام را در میان ادیان الهی دیگر مانند مسیحیت روشن ساخته و آن را توضیح دهند:

«گمان نشود اسلام مثل مسیحیت هست فقط یک رابطة معنوی مابین افراد و خدای تبارک و تعالی است و بس... اسلام برنامه حکومت دارد، اسلام قریب پانصد سال ـ تقریباً یا بیشتر ـ حکومت کرده است، سلطنت کرده است... سیاست دارد اسلام، ادارة مملکتی دارد اسلام، ممالک بزرگ را اداره می کند...» 4

از طرف دیگر امام در رابطه با مکاتبی که داعیة سیاست و کشورداری در میان ممالک پیشرفته را داشتند و با انتقاد از برخی عملکردهایی که مورد تأیید سردمداران اجراکنندة این سیاستها بوده است، احکام سیاسی اسلام را مدون تر و کامل تر از آنها تلقی نموده اند به طوری که اجرای برخی از احکام آن را برای زندگی شخصی افراد در جهت مصونیت جامعه لازم و ضروری دانسته اند:

«... حکومت اسلام مثل سایر حکومتها نیست. سایر حکومتهای مادی ـ به هر رژیمی که هستند ـ اینها فقط کار به این دارند که نظم مملکت خودشان محفوظ باشد... فقط متکفل نظم مملکت خودشان هستند... می خواهد سایر کثافت کاریها را بکند حکومت به او کاری ندارد... کاری به او ندارند که در خانه ات تو چه می کنی... اما اسلام و حکومتهای الهی این جور نیستند... به تمام شئون انسان از آن مرتبه پایین مرتبة درجة پایین، تا هر درجه ای که بالا برود همه اینها را سر و کار با آن دارد. مثل این حکومتها نیست که فقط به باب سیاست ملکی کار داشته باشند...» 5

امام خواسته های مردم در راه تشکیل حکومت اسلامی را دقیقاً مبتنی بر احکام سیاسی اسلام و مبانی پیشرفته آن می دانستند و نمونه بارز و عینی عمل کرد مردم به این احکام را شعارها و تظاهراتی که آنها در شهرها و دهات ایران در قبل از پیروزی انقلاب به راه می انداختند، دانسته اند.6

حضرت امام اعتقاد داشتند:

«... ما که به ولایت معتقدیم و به این که رسول اکرم(ص) تعیین خلیفه کرده و خدا او را واداشته تا تعیین خلیفه کند و ولی امر مسلمانان را تعیین کند باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و ادارة امور برقرار شود. مبارزه در راه تشکیل حکومت اسلامی لازمة اعتقاد به ولایت است...» 7

برداشتی چون اجرای احکام پس از رسول اکرم و تا ابد ضرورت دارد تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرا و اداری ضرورت می یابد 8

تشکیل حکومت واقعی اسلام
به لحاظ اجتماعی ـ مذهبی، حضرت امام که اندیشه سیاسی خودشان را ضرورت تشکیل حکومت در چارچوب احکام و قوانین اسلامی در راه تحقق بخشیدن به پیاده کردن این احکام می دانستند، با شجاعت هرچه تمامتر به انتقاد از برخی رفتارها و عملکردهای غیراسلامی حکومت پهلوی پرداختند و نهایتاً حکومت وی را غیراسلامی و وجود شاه در ایران را مانع اصلی در راه نیل به حکومت صددرصد اسلامی که آرزو داشتند به حساب آوردند. مخالفتها و انتقادات اولیه امام از زیر سؤال بردن حرکتهای خائنانه شاه به اسلام و هم پیمان شدن با یهود آغاز می گردد:

«...همه با هم همصدا بگویند که آقا ما نمی خواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند. ما نمی خواهیم که مملکت ما با مملکت یهود هم پیمان بشود در مقابل پیمان اسلامی...»9

لحن پرقدرت امام در سخنرانیهای خود و در انتقاد تند و صریح از شاه، محمدرضا پهلوی و اعمال وی را بی محابا زیر سؤال می برد و نه تنها وی را یک حاکم اسلامی نمی دانستند، بلکه او را جنایتکار و خاطی از احکام و قوانین اسلام می خوانند:

«جنایتکاری که علیه تمام شعائر مذهبی و اسلامی مبارزه می کند و با همة مظاهر اسلامی مخالف است، نمی تواند، در بین مسلمین موافق داشته باشد. جنایتکاری که می گوید مذهب در حکومت من نقشی ندارد، چطور ممکن است موافق داشته باشد...» 10

حضرت امام با اشاره به گزارش تاریخی منابع مربوط به عدم سازش امام علی(ع) با معاویه از همان ابتدای خلافت، آن را حجتی آشکار بر مردم زمانة خود در عدم رضایت به حکومت جور می دانند و معتقدند که:

«رضایت بر حکومت اینها... رضایت بر غارتگری مال مردم است و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی ولو یک ساعت11

وضعیت سیاسی ـ فرهنگی و تمدنی ای را که محمدرضا شاه در ایران ایجاد کرده بود، یعنی با اقدامات و عملکردهای خود سعی می کرد تا ایران را یکسره به دامن استعمارگران ببرد و به اصطلاح آنها را پناهگاه خود قرار دهد و هر روز بیش از پیش ما را وابسته و محتاج به آنها در تمامی شئون زندگی حتی در مسائل خصوصی نماید و این کار را تمدن و تجدد به حساب می آورد، مورد انتقاد و اعتراض حضرت امام قرار می گرفت. ایشان معتقد بودند: حکومتی که ملاکهای علومش و تربیت و تعلیمش، وابسته کردن مردم جامعه اسلامی باشد، این حکومت اسلامی نیست. 12

«...ما که می گوییم حکومت اسلامی، می گوییم این وضع باید از بین برود...» 13

امام با برشمردن برخی اعمال ننگین شاه معتقد بودند که رژیم حتی به حداقل احکام و دستورات اسلامی نیز عمل نمی کند. بنابراین چنین حاکمی شایستگی و صلاحیت حکومت بر امت اسلام را ندارد:«لااقل به بعض احکام این حاکم عمل بکند، خیانت نکند به این ملت، نخورد مال این ملت را. برندارد مال این ملت را ببرد به آمریکا و به سایر ممالک و ویلا برای خودش و بچه هایش و طایفه اش درست بکند»14


سیاستهای بین المللی و لزوم تشکیل حکومت اسلامی
نفوذ استعماری استعمارگران و رخنه عوامل مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، و حتی مذهبی آنها در درون تشکیلات جامعه ما در رژیم گذشته منزلت مسلمان را متزلزل ساخته بود. رضایت به این دریوزگی و سرسپردگی و خفت و زبونی که جامعه بین المللی و در رأس آنها آمریکا، انگلیس و اسرائیل برای ایران و دیگر کشورهای اسلامی منطقه به وجود آورده بودند، عالمان آگاه، آزاداندیش و دلسوز به حال ملت اسلام همچون حضرت امام را متقاعد می کرد که تشکیل حکومتی اسلامی که به این خفتها و زبونیها در عرصه بین المللی خاتمه دهد، بایسته و جزء تکلیف آحاد مسلمین می باشد و چنین اقدامی اولین هدف و آرمان امام خمینی به شمار می رفت:

«... در مرحلة اول، هدف مستقل نمودن کشور و قطع ایادی و سلطة خارجی و داخلی متکی به خارج است و نیز قطع هر نحو سلطه چه سیاسی و نظامی و چه فرهنگی و اقتصادی است و بیرون راندن استعمار و استثمارگران هر که باشند و اختصاص دادن مخازن و منابع کشور به مردم رنج کشیده...» 16

حضرت امام با آگاهی و اشراف کامل بر مسائل بین المللی در جهت ریشه یابی عوامل که مخل در کار برقرار شدن حکومت اسلامی بودند، از دستهای آلوده و پیدا و پنهان استکبار و استعمار جهانی در این کار غافل نبودند. ایشان با گوشزد کردن توطئه های بیگانگان در ممالک اسلامی از موج تبلیغات منفی که بر علیه اسلام از جانب استعمارگران به افکار مردمان مسلمان تزریق می گشت، پرده برداشته اند:

«... استعمارگران به نظر ما آوردند که اسلام حکومتی ندارد، تشکیلات حکومتی ندارد... واضح است که این تبلیغات جزئی از نقشة استعمارگران است برای بازداشتن مسلمین از سیاست و اساس حکومت...» 17

از دیدگاه حضرت امام نقشة دیگر استعمار برای تضعیف حکومتهایی که داعیه اسلام خواهی در مملکت خویش داشته اند، تبلیغ و تحلیل ناروا در رابطه با عدم سازگاری دیانت اسلام با سیاست و ترساندن اقشار علما و روحانیون از ورود به عالم سیاست و منع آنها از داخل شدن به دستگاههای سیاسی حتی برای نظارت، جهت حفظ احترام و منزلت خویش در میان مردم و جامعه اسلامی است. با تبلیغ اینکه دخالت در امور سیاسی در واقع همان روی آوردن عالم و روحانی به امور دنیوی و مصداق فرد فاسق می باشد! اندیشه های مسموم خود را به خورد برخی از روشنفکران منحرف و برخی از اهالی حوزه داده و با این اقدامات و تبلیغات، سعی در منزوی کردن علما و روحانیون که از پیشروان مردم در نهضتهای انقلابی به حساب می آمدند و جدی ترین عناصر مخالف با سلطة استعمارگران و از اصلی ترین منهیان متخلفان از قوانین و احکام اسلامی در کشور بودند، نمودند. متأسفانه برخی از روحانیون و روشنفکران نیز ناآگاهانه و بدون اطلاع از اندیشه های شوم استعمار آب به آسیاب دشمن می ریختند و آنها را در راه پیشبرد اهداف شومشان یاری می کردند.

«...این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران گفته و شایع کرده اند. این را بی دین ها می گویند. ...این حرفها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کرده اند تا دین را از تصرف امور دنیا و از تنظیم جامعة مسلمانان برکنار سازند و ضمناً علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند. در این صورت می توانند، بر مردم مسلط شده و ثروتهای ما را غارت کنند. منظور آنها همین است.» 18

«...این تبلیغ سوء را عمال سیاسی استعمال می کنند تا شما را از سیاست کنار بزنند و از دخالت در امور اجتماعی بازدارند و نگذارند با دولتهای خائن و سیاستهای ضد ملی و ضد اسلامی مبارزه کنید و آنها هر کاری می خواهند بکنند... کسی نباشد، جلو آنها را بگیرد...» 19

ادامه مطلب...


نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها : امام خمینی(ره)، حکومت اسلامی، پشتوانه مردم،
چهارشنبه 24 خرداد 1391


درباره وب

امام یک باور اصیل و ناب است در قلوب شیعیان عالم ، خط امام زوال نمی پذیرد چون ولایت زوال ناپذیر است . امام خمینی یک ستون و رکن رکین است در سلاسل وجودی شیعه ، خط امام زنده است چون باور ولایت فقیه زنده است .
نظرسنجی
به نظر شما به چه میزان محتاج اندیشه های امام هستیم ؟







امکانات
آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :